سجاد بشرپور

سجاد بشرپور

مدرک تحصیلی: دکترای تخصصی روان شناسی، دانشیار گروه روان شناسی دانشگاه محقق اردبیلی.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۹ مورد.
۱.

طراحی و آزمون الگوی علّی رابطه بین سبک زندگی اسلامی، خردمندی و هوش اخلاقی با گرایش به رفتار پر خطر: نقش واسطه ای بهزیستی روان شناختی

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: پژوهش حاضر باهدف ارائه الگوی علّی رابطه سبک زندگی اسلامی، خردمندی و هوش اخلاقی با گرایش به رفتار پرخطر با نقش میانجی بهزیستی روان شناختی انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی از طریق الگویابی معادلات ساختاری(SEM) است. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال 98-1397 بودند که 373 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند.به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سبک زندگی اسلامی، خردمندی، هوش اخلاقی دانشجویان، خطرپذیری و بهزیستی روان شناختی استفاده شد. یافته ها: درباره شاخصهای برازندگی در مدل معادلات ساختاری فرضیه اصلی، می توان گفت مقدار خی دو در مدل معادلات ساختاری در سطح خطای 5 درصد معنادار و نسبت خی دو به درجه آزادی در مدل معادلات ساختاری فرضیه اصلی با توجه به ملاک مدّ نظر، بیانگر برازش مناسب مدل است. بین گرایش به رفتارهای پر خطر و سبک زندگی اسلامی، خردمندی و هوش اخلاقی به صورت مستقیم و غیر مستقیم، از طریق بهزیستی روان شناختی رابطه وجود دارد. نتیجه گیری: این مدل می تواند الگوی مناسبی برای شناسایی عوامل دخیل در رفتار پر خطر دانشجویان باشد و نتایج آن در راستای برنامه ریزی برای کاهش گرایش به رفتار پر خطر در دانشجویان استفاده شود.
۲.

نقش عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان در پیش بینی رضامندی زناشویی بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۶
هدف پژوهش، بررسی نقش عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان در پیش بینی رضامندی زناشویی در افراد مبتلا به OCD ب ود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی بیماران مبتلا به OCD بودند که در نیمه اول سال 1392 به بیمارستان روانپزشکی رازی شهر تبریز مراجعه کرده اند. تعداد 60 نفر از این افراد با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و برای تحلیل داده ها نیز از همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد که رضامندی زناشویی مبتلایان به OCD با بلاتکلیفی در مورد آینده (45/0 r= ؛000/0> p )، نشخوارگری (28/0 r=- ؛ 01/0> p )، ارزیابی مجدد مثبت (28/0 r= ؛ 01/0> p )، فاجعه سازی (30/0 r= ؛ 00/0> p ) و نمره کلی تنظیم هیجان (32/0 r= ؛006/0> p ) ارتباط معناداری دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که34 درصد و32 درصد از کل واریانس رضامندی زناشویی بیماران مبتلا به OCD به ترتیب بر اساس برخی مؤلفه های عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان تبیین می شود. نتایج پژوهش کنونی می تواند تلویحاتی برای ایجاد زمینه های بیشتر حمایت اجتماعی از این بیماران بیش از پیش داشته باشد و پیشینه ای برای تحقیقات گسترده تر در این زمینه ایجاد کند.
۳.

نقش سیستم های مغزی-رفتاری و تیپ های صبحی-عصری در پیش بینی اختلالات رفتاری دانش آموزان

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۱
اختلالات رفتاری به شرایطی اطلاق می شود که رفتارهای کودک متناسب با سن عاطفی و روانی وی نیست و همواره با عوامل زیستی و شخصیتی در ارتباط بوده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش سیستم های مغزی-رفتاری و تیپ های صبحی– عصری در پیش بینی اختلالات رفتاری در دانش آموزان دوره ابتدایی است. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود و نمونه پژوهش 180 دانش آموز دوره ابتدایی شامل پایه ها ی چهارم، پنجم و ششم بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های سیستم های مغزی-رفت اری کارور و وایت، صبحی– عصری هورن- آستبرگ و اختلال رفتاری راتر(فرم والدین)استفاده شد و داده های گرد آوری شده با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که اختلالات رفتای با مؤلفه حساس به پاداش (01/0 > p، 45/0- = r) و سائق (01/0 > p، 52/0- = r) از سیستم فعال سازی رفتاری و مؤلفه صبحی- عصری بودن (01/0 > p، 28/0- = r)، رابطه منفی؛ اما با مؤلفه جستجوی سرگرمی (01/0 > p، 36/0 = r) و حساسیت به تنبیه (01/0 > p، 59/0 = r)، رابطه مثبت دارد. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که سیستم بازداری رفتاری می تواند اختلالات رفتاری دانش آموزان را پیش بینی کند.به نظر می رسد هرچه سیستم بازداری رفتاری فعال تر باشد و افراد گرایش به تیپ های عصری داشته باشند، اختلالات رفتاری بیشتری نمایان می شود.
۴.

نقش ویژگی های انحرافی شخصیت در پیش بینی مقاومت در برابر تغییر در مصرف کنندگان مواد

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۳۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ویژگی های انحرافی شخصیت در پیش بینی مقاومت در برابر تغییر مصرف کنندگان مواد انجام گرفت. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی بود. کلیه افراد مصرف کننده مواد که در نیمه دوم سال 1396 به مراکز ترک اعتیاد شهر اصفهان مراجعه کردند، جامعه آماری پژوهش حاضر را تشکیل می دادند. تعداد 120 نفر از این جامعه به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به مقیاس های مقاومت در برابر تغییرو انحراف شخصیتی پاسخ دادند. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مقاومت در برابر تغییر با افکار خصمانه، بدنام سازی دیگران، فقدان اعتماد به نفس، وابستگی، سلطه پذیری، اعمال خصمانه ارتباط مثبت و معنادار دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که از کل واریانس مقاومت در برابر تغییر 49 درصد به وسیله مؤلفه های ویژگی های انحرافی شخصیت تبیین می شود. نتایج این مطالعه نشان می دهد که ویژگی های انحرافی شخصیت می تواند ازجمله عوامل خطر برای مقاومت در برابر تغییر افراد مصرف کننده مواد باشد.
۵.

مقایسه کنترل هدفمند و اضطراب اجتماعی در دانش آموزان ناشنوا و عادی

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۰
هدف پژوهش حاضر مقایسه کنترل هدفمند و اضطراب اجتماعی در دانش آموزان ناشنوا و عادی بود. روش این مطالعه علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان ناشنوا و عادی شهرستان گیلان غرب در سال تحصیلی 95-1394 بودند. نمونه پژوهش به دلیل محدود بودن حجم جامعه تمامی افراد ناشنوا به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و 20 دانش آموز عادی نیز با توجه به ویژگی های جمعیت شناختی سن و جنسیت با گروه ناشنوا همتا شده و به عنوان گروه مقایسه در این پژوهش تعیین شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های اطلاعات جمعیت شناختی، کنترل هدفمند و اضطراب اجتماعی استفاده شد . داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس چند متغیره ) تحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین نمرات افراد ناشنوا در متغیرهای ضعف در کنترل هدفمند (59/15= F ؛ 001/0> P ) و مؤلفه های پشتکار ضعیف (44/14= F ؛ 001/0> P ) ، تمرکز ضعیف توجه (42/5= F ؛ 05/0> P ) و تکانش وری (12/19= F ؛ 001/0> P )، اضطراب اجتماعی (67/13= F ؛ 001/0> P ) و مؤلفه های ترس (19/10= F ؛ 001/0> P )، اجتناب (16/9= F ؛ 001/0> P ) و ناراحتی فیزیولوژیکی (77/14= F ؛ 001/0> P ) به طور معنی داری بالاتر از افراد عادی است. بنابراین افراد ناشنوا، دچار ضعف در کنترل هدفمند جهت انطباق و تنظیم رفتار مطابق با خواسته های موقعیتی هستند و اضطراب اجتماعی بالایی نسبت به همتایان سالم خود دارند
۶.

نقش جهت گیری مذهبی مادران در پیش بینی نگرش مثبت و منفی نوجوانان پسر به بزهکاری

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۳۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش جهت گیری مذهبی مادران در پیش بینی نگرش مثبت و منفی نوجوانان پسر به بزهکاری انجام شده است. برای انجام این پژوهش توصیفی - همبستگی، از بین مادران ساکن در شهر همدان و فرزندان آن ها، نمونه ای به حجم 200 نفر (100 نفر مادر و 100 نفر فرزند) با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد و مادران پرسشنامه ی جهت گیری مذهبی آلپورت و فرزندان آن ها پرسشنامه سنجش نگرش به بزهکاری را تکمیل نمودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد که جهت گیری مذهبی درونی مادران با نگرش مثبت نوجوانان به بزهکاری رابطه منفی و با نگرش منفی آنها به بزهکاری رابطه مثبت دارد و بین جهت گیری مذهبی بیرونی مادران و نگرش منفی و مثبت فرزندان آنها به بزهکاری رابطه ای مشاهده نشد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که جهت گیری مذهبی درونی مادران 23 درصد (23/0-= ß ) از واریانس نگرش مثبت نوجوانان به بزهکاری و 47 درصد (47/0= ß ) از واریانس نگرش منفی آنها به بزهکاری را تبیین می کند. این نتایج نشان می دهد که جهت گیری مذهبی درونی ضعیف خانواده و مخصوصاً مادر می تواند یکی از عوامل خطر در گرایش نوجوانان به بزهکاری باشد و برای پیشگیری از آسیب های مختلف اجتماعی در بین نوجوانان و به ویژه پیشگیری از بزهکاری آنها می توان از ظرفیت جهت گیری مذهبی مادران استفاده نمود.
۷.

نقش بازداری پاسخ، اضطرار منفی و نگرانی تصویر بدنی در پیش بینی علایم اختلال خوردن دختران دانشگاه علوم پزشکی

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۷
پژوهش حاضر با هدف نقش بازداری پاسخ، اضطرار منفی و نگرانی تصویر بدنی در پیش بینی علایم اختلال خوردن دختران دانشگاه علوم پزشکی انجام شد. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. بدین منظور 120 دانشجوی دختر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از دانشگاه علوم پزشکی لرستان انتخاب و در پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان به پرسش نامه های نگرش به تغذیه، آزمون رنگ-واژه استروپ، مقیاس رفتار تکانه ای و پرسش نامه نگرانی تصویر بدنی پاسخ دادند. داده ها با آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه تحلیل شد. نتایج نشان داد که مجموع زمان واکنش در 4 کارت، مجموع تعداد خطاها در 4 کارت، اضطرارمنفی، نگرانی تصویربدنی با علایم اختلال خوردن ارتباط معناداری دارد. همچنین 33% از کل واریانس علایم اختلال خوردن به وسیله بازداری پاسخ، اضطرار منفی و نگرانی تصویر بدنی تبیین می شود. نتایج نشان می دهد بازداری ضعیف پاسخ های غالب، اضطرار منفی و نگرانی درباره تصویر بدن، می تواند در علایم اختلال خوردن در دانشجویان دختر نقش داشته باشد.
۸.

نقش بی اشتیاقی اخلاقی و حساسیت اضطرابی در پیش بینی گرایش به مصرف الکل در نوجوانان

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۱
مقدمه: مصرف مشروبات الکلی در طول نوجوانی یک نگرانی جدی در سلامت عمومی است. هدف: پژوهش حاضر با هدفپیش بینی گرایش به مصرف الکل در نوجوانان بر مبنای مؤلفه های بی اشتیاقی اخلاقی و حساسیت اضطرابی انجام گرفت. روش : پژوهش حاضر به روش همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم مدارس دولتی شهرستان پارس آباد که در سال تحصیلی ۱۳۹۷ مشغول به تحصیل بودند تشکیل می دادند. از این جامعه نمونه ای به حجم ۱۲۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های رفتارهای خطرپذیری، بی اشتیاقی اخلاقی و حساسیت اضطرابی پاسخ دادند. داده ها نیز توسط شاخص های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. یافته ها: نتایج ضریب همبستگی نشان داد گرایش به مصرف الکل با نمره کل بی اشتیاقی اخلاقی، مؤلفه های توجیه اخلاقی، برچسب زدن مدبرانه، مقایسه سودمند، تقسیم مسئولیت، غیرانسانی کردن، نسبت دادن سرزنش، نمره کل حساسیت اضطرابی و مؤلفه های ترس از احساسات بدنی، ترس از عدم کنترل شناختی ارتباط مثبت دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد متغیرهای بی اشتیاقی اخلاقی و حساسیت اضطرابی ۱۹ درصد از کل واریانس گرایش به مصرف الکل را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که بی اشتیاقی اخلاقی و حساسیت اضطرابی از متغیرهای مرتبط با گرایش به مصرف الکل در نوجوانان است که باید در برنامه های پیشگیری از مصرف مواد و مشروبات الکلی در نظر گرفته شود.
۹.

تاثیر مواجهه درمانی روایتی بر بهبود شاخص های فیزیولوژیک استرس در زنان مبتلا به سرطان

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه: نشانه های فیزیولوژیک استرس می تواند با تضعیف سیستم ایمنی بدن عامل مزاحمی در درمان بیماران سرطانی باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مواجهه درمانی روایتی بر بهبود شاخص های فیزیولوژیک استرس در زنان مبتلا به سرطان بود. روش: این مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری را کلیه بیماران زن سرطانی تشکیل دادند که در تابستان 1395 در بخش خون و انکولوژی بیمارستان شهید مطهری فولاد شهر (اصفهان) تحت درمان بودند. 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) و کنترل (15نفر) جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون از دستگاه بیوفیدبک استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 6 جلسه به صورت گروهی مواجهه درمانی روایتی (NET) را دریافت کردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره (مانکوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات پس آزمون دو گروه درمتغیرهای میزان تعریق پوست (002/0 >P )، درجه حرارت پوست (01/0 >P)  ضربان قلب (001/0 >P) وجود دارد. نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که روش مواجهه درمانی روایتی می تواند درمان مفیدی برای کاهش علایم فیزیولوژیک استرس در بیماران سرطانی باشد.
۱۰.

تاثیر مواجهه درمانی روایتی بر بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مرتبط با سرطان

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۱۵
سرطان به عنوان یکی از مهمترین بیماری های قرن در بین علت مرگ ومیر بعد از بیماری های قلب و عروق است.تشخیص سرطان و به دنبال آن تحمل درمان های طولانی معمولا تجارب استرس زا به حساب می آید.درمان های روان شناختی می تواند بر کیفیت زندگی این بیماران موثر باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مواجهه درمانی روایتی بر بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مرتبط با سرطان بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه بیماران زن مبتلا به سرطان دارای اختلال استرس پس از سانحه که در مرکز خون و آنکولوژی بیمارستانهای مطهری فولادشهر در فاصله زمانی اول تیرماه تا اواسط شهریور سال 1395 بستری بودند تشکیل داد. از این میان تعداد 30نفر بصورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و پس از جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایشی و گروه کنترل مورد مطالعه قرار گرفتند(در هر گروه 15 نفر). ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-BRIEF) و مقیاس می سی سی پی بود. فرآینداجرا مواجهه درمانی روایتی به مدت 6 جلسه و هر جلسه 90دقیقه به روایت خاطرات ناخوشایند مرتبط با بیماری پرداختندوگروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. نتایج با استفاده ازآزمون کواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان دادکه مواجهه درمانی روایتی در نمره کلی کیفیت زندگی و مؤلفه های آن شامل سلامت جسمانی، سلامت روانی، ارتباط اجتماعی و سلامت محیط، باعث بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال استرس پس ازسانحه مرتبط با سرطان شده است. در نتیجه می توان از روش مواجهه درمانی روایتی به عنوان یک روش مؤثر در بهبود کیفیت زندگی این دسته از بیماران در مراکز آنکولوژی به عنوان درمان های تکمیلی در کنار درمان های پزشکی سود جست.
۱۱.

مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر روان شناسی مثبت نگر و آموزش یکپارچه شایستگی های هیجانی بر بهزیستی اجتماعی، هیجانی و روانشناختی

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
مقدمه: هدف اساسی مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر روان شناسی مثبت نگر و آموزش یکپارچه شایستگی های هیجانی بر بهزیستی اجتماعی، هیجانی و روانشناختی است. روش: این مطالعه یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و مرحله پیگیری است. جامعه آماری دربرگیرنده دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور رضوانشهر است و نمونه پژوهش شامل51 فرد مبتلا به اضافه وزن است که به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جای گرفتند (17نفر در هر گروه). داده ها با استفاده از پرسشنامه بهزیستی ذهنی جمع آوری گردید. مداخله مبتنی بر روان شناسی مثبت نگر طی14 جلسه و آموزش یکپارچه شایستگی های هیجانی در 12 جلسه اجرا شد، در حالی که گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت ننمود. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش مداخله در ارتقاء بهزیستی و مؤلفه های آن تأثیرگذار بودند و گروه کنترل تغییر خاصی در مراحل ارزیابی نشان نداد. با این حال، تأثیر مداخله مبتنی بر روان شناسی مثبت نگر بر بهزیستی اجتماعی، روانشناختی و کلی بیشتر از مداخله دیگر بود. در کل، آموزش یکپارچه شایستگی های هیجانی اثربخشی بیشتری بر بهزیستی هیجانی داشته است. نتیجه گیری: به کارگیری این مداخله ها، می تواند برای ارتقاء بهزیستی افراد مبتلا به اضافه وزن مؤثر باشد.
۱۲.

اثربخشی آموزش خودشفقتی شناختی در ولع مصرف، شدت وابستگی و انعطاف پذیری شناختی افراد وابسته به مواد

کلید واژه ها: خودشفقتی شناختیولع مصرفشدت وابستگیانعطاف پذیری شناختیوابستگی به مواد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۲
مقدمه:هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی آموزش خودشفقتی شناختی در ولع مصرف، شدت وابستگی و انعطاف پذیری شناختی مردان وابسته به مواد بود. روش:روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه مردان وابسته به مواد ساکن کمپ های شبانه روزی و مراکز  ترک اعتیاد شهر اردبیل در نیمه اول سال 1395 تشکیل دادند که از میان آنها، تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و گروه کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. به گروه آزمایش خودشفقتی شناختی به مدت 8 جلسه آموزش داده شد ولی گروه کنترل در فهرست انتظار بود و هیچ آموزشی دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از مقیاس کوتاه ولع مصرف، شاخص شدت وابستگی و پرسش نامه انعطاف پذیری شناختی استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون آماری تحلیل کواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها:نتایج نشان داد که بعد از کنترل اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین میانگین پس آزمون دو گروه در ولع مصرف، شدت وابستگی و انعطاف پذیری شناختی وجود داشت. نتیجه گیری:نتایج این مطالعه نشان داد که آموزش خودشفقتی شناختی با تقویت نگرش مثبت نسبت به خود منجر به بهبود پیامدهای درمان وابستگی به مواد می شود.
۱۳.

مقایسه ی عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی و عادی

تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۴۳
اختلال وسواس فکری-عملی، اختلال رفتاری ناتوان کننده ای است که مشکلاتِ روانی، اجتماعی و سازگاری بسیار زیادی برای خود بیماران و خانواده ی آنها ایجاد می کند. هدف این پژوهش، مقایسه ی عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلال وسواس و عادی ب ود. روش این پژوهش علّی- مقایسه ای بود. جامعه ی آماری بیماران این پژوهش را کلیه ی بیماران مبتلا به اختلال وسواس تشکیل دادند که در نیمه ی اول سال 1392 به بیمارستان روانپزشکی رازی شهر تبریز مراجعه کرده بودند. تعداد 25 نفر از این افراد با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب و تعداد 25 نفر نیز از بین افراد عادی کارکنان بیمارستان به عنوان گروه مقایسه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های عدم تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان استفاده شد و برای تحلیل داده ها نیز از آزمون MANOVA استفاده شد. نتایج نشان داد که بین دو گروه بیماران اختلال وسواس و افراد عادی، از نظر عدم تحمل بلاتکلیفی، تفاوت معناداری وجود دارد، به این صورت که میانگین نمرات عدم تحمل بلاتکلیفی در بیماران اختلال وسواس بالاتر از افراد گروه مقایسه بود. همچنین در متغیر تنظیم هیجان، بین بیماران اختلال وسواس و افراد بهنجار تف اوت معناداری مشاهده شد؛ بدین صورت که میانگین نمرات بیماران اختلال وسواس در تنظیم هیجان پایین تر از افراد عادی بود. نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که متغیرهای تحمل بلاتکلیفی و تنظیم کارآمد هیجان در بهبود وضعیت بیماران وسواسی نقش دارند و می تواند تلویحاتی برای حمایت اجتماعی از این بیماران داشته باشد.
۱۴.

اثربخشی مداخله مبتنی بر روان شناسی مثبت نگر بر خودمهارگری، سبک های خوردن و شاخص توده بدنی در زنان دارای اضافه وزن

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۰
مقدمه: اضافه وزن یکی از مشکلات سلامتی در تمام جوامع است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر روان شناسی مثبت نگر بر خودمهارگری، سبک های خوردن و شاخص توده بدنی در زنان دارای اضافه وزن انجام شد. روش: این مطالعه یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری مطالعه حاضر، در برگیرنده دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور رضوانشهر بود. آزمودنی ها با استفاده از ملاک های ورود و خروج غربال شدند. نمونه پژوهش شامل 34 فرد مبتلا به اضافه وزن بود که به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند.همه افراد نمونه، مقیاس خودمهارگری و سبک های خوردن را تکمیل کردند. همچنین شاخص توده بدنی با تقسیم وزن (برحسب کیلوگرم) بر مجذور قد (برحسب متر) اندازه گیری شد. مداخله مبتنی بر روان شناسی مثبت نگر طی 14 جلسه در گروه آزمایش اجرا گردید و گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت نمود. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر معنادار مداخله مبتنی بر روان شناسی مثبت نگر بر خودمهارگری، سبک های خوردن و شاخص توده بدنی در زنان دارای اضافه وزن بود. نتیجه گیری: مداخلات مبتنی بر روان شناسی مثبت نگر در ارتقاء سلامت جسمی و روانشناختی اثرگذار هستند. بنابراین پیشنهاد می گردد که این مداخله در درمان اضافه وزن و چاقی به کار گرفته شود.
۱۵.

اثربخشی آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار

کلید واژه ها: کیفیت زندگیزنان سرپرست خانوارکاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان زن، تفریحات و سلامت روانشناسی زنان
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده زنان
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۱۲۷
این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار انجام گرفت. روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان سرپرست خانوار زیر پوشش کمیته امداد امام خمینی شهر رشت در سال 1394 تشکیل دادند (687 =N) که از بین آن ها، به روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 30 نفر انتخاب و به گونه تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. به گروه آزمایش، 8 جلسه برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی آموزش داده شد. برای گردآوری داده ها در دو مرحله پیش و پس آزمون از پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون آماری کواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که فرضیه های پژوهش مبنی بر تأثیر برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار مورد تایید قرارگرفته است به گونه ای که زنان سرپرست خانوار گروه آزمایش نسبت به زنان گروه کنترل نمره های بیش تری در پس آزمون کیفیت زندگی بدست آوردند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار مؤثر است. لذا می توان از آن به عنوان ابزاری سودمند برای بهبود کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار استفاده کرد.
۱۶.

تأثیر آموزش خود دفاعی در سازش یافتگی زناشویی و همبستگی خانواده زنان درگیر خشونت خانگی مراجعه کننده به دادگستری شهر اردبیل

تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۴۵
خشونت خانگی در زمره عوامل اثرگذار در آشفتگی خانواده و جدایی زوجین است و نرخ گسترش نوع بدنی آن در شهر اردبیل چشمگیر است. ازاین رو پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش خود دفاعی بر سازش یافتگی زناشویی و همبستگی خانوادگی در زنان درگیر خشونت خانگی این شهر انجام شد. روش این پژوهش نیمه آزمایشی و طرح آن پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری پژوهش حاضر دربرگیرنده همه زنانی بود که در سال 1394 به دلیل خشونت خانگی به دادگستری شهر اردبیل مراجعه کرده بودند. تعداد 30 نفر از این افراد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) به تصادف گمارده شدند. گروه آزمایش برای زمانی برابر 6 گردهمایی 75 دقیقه ای، تحت آموزش خود دفاعی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از سنجه تجدیدنظر شده سازش یافتگی زوجی (بوسبی، کران، لارسون و کریستینسن، 1995) و پرسش نامه همبستگی خانوادگی (سامانی، 1381) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با به کارگیری آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد آموزش خود دفاعی مایه افزایش سازش یافتگی زناشویی (02/0>p؛05/12=F) و همبستگی خانوادگی (01/0>p؛ 92/40=F) در زنان درگیر خشونت خانگی می شود؛ این برآیندها نشان می دهد که آموزش خود دفاعی می تواند با توانمندسازی روانی و کاهش رخداد خشونت خانگی به بهبود سازش یافتگی و همبستگی خانوادگی منجر شود.
۱۷.

نقش کمال گرایی و اجتناب تجربی در پیش بینی علائم روان شناختی زنان بی بضاعت سرپرست خانوار

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۳۱
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش کمال گرایی و اجتناب تجربی در پیش بینی علائم روان شناختی زنان بی بضاعت سرپرست خانوار بود. این مطالعه توصیفی به روش همبستگی بود. جامعه آماری کلیه افراد آسیب دیده تحت حمایت کمیته امداد شهرستان گیلان غرب در سال 95 بودند که از این تعداد 120 نفر به روش نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.. برای جمع آوری اطلاعات از فهرست علایم 90 سؤالی (SCL-90)، کمال گرایی و پرسش نامه های پذیرش و عمل استفاده شد. داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. نتایج ضرایب همبستگی نشان داد که علائم روان شناختی با کمال گرایی (51/0=r؛ 001/0>p) و اجتناب تجربی (65/0=r؛ 001/0>p)، ارتباط مثبت دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که 48 درصد از کل واریانس علائم روان شناختی این افراد به وسیله دو عامل اجتناب تجربی و کمال گرایی تبیین می شود. بنابراین کمال گرایی و اجتناب تجربی می تواند در علائم روان شناختی زنان بی بضاعت سرپرست خانوار نقش داشته باشد. واژه های کلیدی: کمال گرایی، اجتناب تجربی، علائم روان شناختی، بی بضاعت، زنان سرپرست خانوار.
۱۸.

نقش تجربه رویدادهای آسیب زای دوره کودکی و انحراف شخصیت در خطر استفاده از مواد در دانشجویان

کلید واژه ها: دانشجویانرویداد آسیب زاانحراف شخصیتیخطر مصرف مواد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۱۰۴
تجربه رویدادهای آسیب زا در دوره کودکی و ویژگی های انحرافی شخصیت، خطر استفاده از مواد را افزایش می دهند. برای آزمون این فرض پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تجربه رویدادهای آسیب زای دوره کودکی و انحراف شخصیت در پیش بینی خطر استفاده از مواد در دانشجویان انجام گرفت. روش مطالعه حاضر همبستگی بود. تعداد 150 دانشجو که از بین جامعه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شده بودند، در این پژوهش شرکت کردند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس نیمرخ خطر مصرف مواد (کنورد، 2000)، مقیاس انحراف شخصیت (بدفورد و فولدز، 1978) و پرسشنامه محقق ساخته تجربه رویدادهای آسیب زا استفاده شد. داده های به دست آمده نیز با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که 14 درصد از کل واریانس خطر مصرف مواد به وسیله تجربه رویدادهای آسیب زای مرگ فردی محبوب آزار جنسی (02/0>p) و 18 درصد آن به وسیله ویژگی های انحرافی بی اعتمادی به خود و سلطه پذیری (001/0>p) پیش بینی می شود. این نتایج بیان می کنند که تجربه رویدادهای آسیب زای دوره کودکی و ویژگی های انحرافی شخصیت دو عامل خطر مهم برای مصرف مواد هستند.
۱۹.

اثربخشی آموزش مهارت های مقابله شناختی رفتاری و برنامه پیشگیری از عود مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود انگیزش درمان افراد وابسته به مواد

نویسنده:

کلید واژه ها: پیشگیری از عود مبتنی بر ذهن آگاهیانگیزشِ درمانمهارت های مقابله ای شناختی رفتاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۸۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت های مقابله شناختی رفتاری و برنامه پیشگیری از عود مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهبود انگیزش درمان افراد وابسته به مواد انجام گرفت. روش: روش پژوهش حاضر آزمایشی و طرح آن پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. افراد دارای وابستگی به مواد که در نیمه اول سال 1394 به مراکز ترک اعتیاد شهر اردبیل مراجعه کردند، جامعه آماری را تشکیل دادند. تعداد 60 نفر از این افراد به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شده و در این پژوهش شرکت کردند. در مرحله بعد اعضای نمونه در سه گروه مهارت های مقابله ای شناختی رفتاری (20=n)، گروه پیشگیری از عود مبتنی بر ذهن آگاهی (20=n) و گروه کنترل (20=n) به تصادف جایگزین شدند. سپس مقیاس مراحل آمادگی برای تغییر و اشتیاق درمان به عنوان پیش آزمون در هر سه گروه اجرا شد. در مرحله بعد، مداخلات درمانی روی گروه های آزمایشی اجرا و در نهایت هر سه گروه به مقیاس فوق به عنوان پس آزمون پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون سه گروه در متغیرهای بازشناسی و گام بردای تفاوت وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که در افزایش بازشناسی دو روش درمان به یک اندازه مؤثر بوده اند ولی در گام برداری درمان پیشگیری از عود مبتنی بر ذهن آگاهی مؤثرتر بوده است. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه لزوم بکار گیری روش های آموزش مهارت های مقابله ای شناختی رفتاری و برنامه پیشگیری از عود مبتنی بر ذهن آگاهی را به عنوان روش های مکمل درمان دارویی در افراد تحت درمان وابستگی به مواد پیشنهاد می کنند.
۲۰.

نقش تحمل نکردن بلاتکلیفی و تنظیم هیجان در پیش بینی رضامندی زناشویی بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی

کلید واژه ها: رضامندی زناشوییتنظیم هیجانوسواس فکری عملیتحمل بلاتکلیفیOCD

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان آسیب شناسی مسایل زنان آسیب شناسی جسمی و روانی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده زنان
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی پزشکی و بهداشت
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۰۹
هدف پژوهش، بررسی نقش تحمل بلاتکلیفی و تنظیم هیجان در پیشبینی رضامندی زناشویی در افراد مبتلا به OCD بود. روش این پژوهش همبستگی از نوع پیش بینی بود. جامعه آماری پژوهش را تمام بیماران مبتلا به وسواس فکری علمی تشکیل دادند که به بیمارستان روانپزشکی رازی شهر تبریز مراجعه کرده اند. 60 نفر از این افراد با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب شدند که برای تحلیل داده ها نیز از آزمون رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که رضامندی زناشویی مبتلایان به OCD با بلاتکلیفی در مورد آینده (45/0 = r؛ 000/0>p)، نشخوارگری (28/0- = r؛ 01/0>p)، ارزیابی دوباره مثبت (28/0- = r؛ 01/0>p)، فاجعه سازی (30/0 = r؛ 00/0>p) و نمره کلی تنظیم هیجان (32/0 = r؛ 006/0>p) ارتباط معناداری دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که 34 درصد و 32 درصد از کل واریانس رضامندی زناشویی بیماران مبتلا به OCD به ترتیب بر اساس برخی عوامل تحمل نکردن بلاتکلیفی و تنظیم هیجان تبیین می شود. نتایج پژوهش کنونی می تواند تلویحاتی برای ایجاد زمینه های بیشتر حمایت اجتماعی از این بیماران بیش از پیش داشته باشد و پیشینه ای برای پژوهشهای گسترده تر در این زمینه ایجاد کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان