هنر و تمدن شرق

هنر و تمدن شرق

هنر و تمدن شرق سال پنجم پاییز 1396 شماره 17

مقالات

۱.

گونه شناسی فضاهای باز عمومی مدینه در دو شهر فاس و مکناس

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۹
فضاهای باز عمومی شهری نقش مهمی در پیوند عناصر تشکیل دهنده شهر داشته و عامل حیاتی شهر محسوب می شوند. بافت قدیم شهرهای کشور مراکش که موسوم به مدینه هستند به دلیل حفظ ساختار اصیل خود، الگوهای مناسبی برای شناخت و تحلیل فضاهای باز حیات بخش را دربردارند. در میان شهرهای کشور مراکش، فضاهای باز عمومی دو شهر فاس و مکناس نمونه موردهای مورد بررسی در پژوهش حاضر است. در بازدید از مدینه دو شهر فاس و مکناس تفاوت چشم گیری در فضای باز عمومی این دو شهر دیده شد. فضای باز عمومی در این بخش از شهر مکناس با مقیاس های وسیع تر و نسبتا هندسی شکل یافته است در حالیکه این نوع از فضای باز در مدینه شهر فاس دیده نمی شود و اغلب فضاهای باز عمومی، هندسه ای ارگانیک دارند. این تفاوت ها نگارنده را بر آن داشت برای شناخت بهتر از فضاهای باز عمومی در این دو شهر (مدینه ها) با بررسی و تحلیل مشاهدات میدانی به گونه شناسی این نوع فضاها دست یافته، چگونگی آن ها را جستجو کند. انتخاب این دو شهر به دلیل اشتراکاتی چون پایتخت بودن هر دو شهر در دوره هایی از تاریخ مراکش، ثبت هر دو بافت در فهرست آثار تاریخی یونسکو و قرار گرفتن هر دو در یک محدوده جغرافیایی از یک سو و تفاوت های ساختاری در فضاهای باز عمومی آن ها از سوی دیگر صورت گرفته است. شهر فاس با تاریخی کهن و شهرسازی ای منسوب به نوادگان امام حسن مجتبی(ع) به عنوان یک کهن الگوی اسلامی و شهر مکناس به دلیل دربرداشتن نمونه های کامل تری از فضای باز عمومی در مدینه، حایز اهمیت هستند. این تحقیق با هدف رسیدن به یک گونه شناسی برای فضای باز عمومی در دو شهر فاس و مکناس که حاصل از تجربه حضوری در فضا و در مقیاس مدینه هر دو شهر، تلاش می کند زمینه را برای کشف و شناخت عمیق تر از زندگی ساری و جاری در این کالبدها فراهم کرده و بسترساز تحقیقات آتی پیرامون چرایی شکل گیری این تفاوت ها باشد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با جمع آوری و تحلیل اطلاعات مبتنی بر مشاهدات میدانی و تکمیل اطلاعات بر پایه مطالعات کتابخانه ای انجام گرفته است. بررسی و تحلیل انواع فضاهای باز عمومی در فاس و مکناس نشان می دهد فضاهای باز عمومی در مدینه این دو شهر را می توان در گونه های زیر دسته بندی کرد : میادین موجود در بافت مدینه، فضاهای باز مقابل بناهای شاخص، فضاهای باز در محل تقاطع چندین معبر و فضای باز (نیمه باز) در واحدهای همسایگی. فضاهای باز مقابل بناهای شاخص و فضاهای باز در محل تقاطع معابر خود زیر گونه هایی را شامل می شود. مقاله حاضر چگونگی این فضاهای باز و عناصر موجود در هر یک از آن ها را بررسی و تحلیل می کند.
۲.

صنعت گردشگری و منظر بومی بافت تاریخی اصیله ؛ رابطه دوسویه صنعت گردشگری و منظر بومی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۶۰
بافت های تاریخی به عنوان هسته های شکل گیری و توسعه جوامع بشری در طول تاریخ در میراث فرهنگی و بازتاب منظر بومی اهمیت ویژه دارند. در دهه های اخیر همزمان با توسعه صنعت گردشگری این بافت ها از نقشی دیگر در حیات شهر بهره مند شده و به عنوان مقاصد گردشگری تأثیر مهمی در زندگی اقتصادی امروز شهرها دارند. تضارب اهداف در توسعه صنعت گردشگری از یکسو و احیا و بازنمایی ارزش های فرهنگی و منظر بومی در این بافت ها از چالش های پیشرو در برنامه های احیا و مرمت بافت های تاریخی به ویژه در کشورهای در حال توسعه به شمار می رود. بافت های تاریخی شهرهای مراکش نمونه بارزی از این تقابل است. احیا و مرمت بافت تاریخی شهر اصیله که با هدف "حفاظت از بافت کهن با اعطای نقش عمده به گردشگری" صورت گرفته و به تبع آن منظر بومی بافت تاریخی شهر اصیله در ابعاد مختلف چه مثبت و چه منفی، متأثر از چنین رویکردی است. این نوشتار به دنبال آن است تا با برشمردن سلسله راهبردها و اقدامات صورت گرفته در طرح احیا و مرمت بافت تاریخی شهر اصیله از یکسو و مشاهدات میدانی از سوی دیگر میزان تأثیر این اقدامات در احیا و بازنمایی منظر بومی شهر اصیله را مورد پرسش قرار دهد. نتایج این بررسی نشان می دهد که برنامه بازسازی و احیا مدینه به صورت تیغی دو لبه در جهاتی منظر بومی شهر را تقویت و در جهاتی نیز مغشوش کرده است. این اقدامات در بعد کالبدی به افزایش خوانایی و ارتقاء کمی بافت کمک کرده اما در بعد کیفی و زندگی بومی تأثیری منفی برجای گذاشته است. اگرچه مداخلات گردشگر پسند و فعالیت های متعاقب آن نسبت به شهرهایی توریستی تر مراکش کمتر مخرب بوده است.
۳.

رنگ برند گردشگری کوچه های مراکش

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۶
در شهرهای مراکش، بخش مهمی از منظر شهری را، بافت قدیم مدینه ها شکل می دهد. از طرف دیگر به سبب نقش مهمی که کوچه در زندگی و حیات این بافت ها ایفا می کند، در این پژوهش به عنوان موضع مطالعه ی منظر شهرهای مراکش مورد توجه قرار گرفته است. پس از مشاهده و بررسی چند شهر چنین عیان شد که رنگ، یکی از بارزترین عناصر منظر کوچه های مراکشی است، تداوم و حضور رنگ در این کوچه ها چنان پرقدرت اتفاق می افتد که رنگ به عنوان اولین عنصر ادراک شده برای همیشه در خاطره می ماند. در تعریف منظر کوچه های مراکشی دو نوع رویکرد در نحوه ی استفاده از رنگ، اما با هدفی مشترک، مورد توجه قرار گرفته است. کوچه هایی که رنگ به صورت پوششی بر روی جداره های آن ها آورده شده است و دیگری در شهرهایی دارای اهمیت تاریخی ، که رنگ غالب منظر این کوچه ها همان رنگ طبیعی مصالح است. از تعمد آوردن رنگ به صورت پوششی و با جسارت، و همچنین تلاش برای حفظ رنگ مصالح در کوچه های تاریخی و تسلط رنگ بر فضای کوچه، می توان دریافت که استفاده از رنگ به عنوان سیاستی برای تقویت شهرت گردشگری شهرهای مراکش به کار گرفته شده است. اهمیت و کاربرد رنگ در کوچه های مراکشی تا آنجاست که در نام و شهرت شهر، تعیین کننده و اثرگذار است. پاسخ به این پرسش که ایده ی رنگین بودن در سیاست گردشگری از کجا به کوچه های مراکشی راه یافته است؟ هدف این پژوهش است. یافته های حاصل از مشاهدات میدانی، در کنار مطالعات کتابخانه ای در مورد هنر و فرهنگ بومیان آفریقایی و مطالعه جایگاه رنگ در برندسازی، در پاسخ به این سؤال مورد استفاده قرار گرفته است.
۴.

چشمه آبخوری، عامل اعتباربخشی محلات مراکش

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۲
فضای مکثی که در میان مدینه شهرهای مراکش قرار دارد مرکز محله مدینه ها را شکل داده است. در مرکز محله ها چشمه آبخوری وجود دارد که جز جدایی ناپذیر این مکان است. چشمه ها از دو جهت «وجود» و «ماهیت»، در ساختار مرکز محله مدینه ها اهمیت ویژه داشته و جز جدایی ناپذیر آنها هستند. این مقاله بر آن است تا جایگاه این عنصر (چشمه) را در دو بعد ذکر شده در مرکز محلات مورد بررسی قرار دهد. در بخش اول «وجود» چشمه در بافت مدینه مورد بررسی قرار می گیرد. چشمه در همه مرکز محله ها وجود دارد و عنصر تکرار شونده است. تکرار یک عنصر آن را در ذهن ماندگار کرده و به نشانه تبدیل میکند. چشمه با سایر عناصر پیرامون خود در تضاد است به همین دلیل توانسته در مرکز محله منحصر به فرد باشد. در بخش دوم، با بررسی ماهیت و ویژگی های کیفی چشمه مشخص می شود که نقش چشمه در مرکز محله فراتر از جنبه کاربردی آن است. شباهت تزئینات چشمه به فضاهای مهم هویتی مانند : مسجد، مدرسه و حیاط داخلی خانه ها نشان می دهد که این عنصر از جایگاه معنوی ویژهای در میان ساکنین برخوردار است و بر هویت بخش بودن چشمه تأکید دارد. این مقاله براساس مشاهدات میدانی نگارنده نوشته شده و نمونه موردی آن 15 مرکز محله انتخاب شده از مدینه 6 شهر مختلف از کشور مراکش است. با توجه به مشاهدات میدانی صورت گرفته می توان چشمه را به عنوان عنصر نشان های مرکز محله مدینه ها، و عنصر معنا بخش به این فضا دانست. در واقع می توان بیان کرد که مرکز محله به واسطه چشمه تعریف می شود و گشودگی میان محله که چشمه ندارد، کارکرد مرکز محله را نیز ندارد.  
۵.

نوسازی متوازن، عامل حفظ اصالت ها در مدینه های مراکش

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۴۴
از اصول اساسی در توفیق احیاء و نوسازی بافت های قدیمی یا ارزشمند، توجه به زندگی جاری و حیات اجتماعی شهروندان در کنار بهسازی کالبدی و فیزیکی است. این اصل در مدینه شهرهای مراکش با رویکردی خاص، نه تنها موجب حفظ واقعی و نه تصنعی این بافت ها شده است، بلکه آنها را تبدیل به نواحی گردشگری کرده است، چنانچه مدینه ها در شهرهای مراکش از نخستین مقاصد گردشگران از سراسر دنیاست. مدینه ها که هسته اصلی هر شهر و بافت قدیمی آنها را تشکیل می دهند، در وهله اول با اقداماتی کالبدی از سایر قسمت های شهر متمایز شده اند. ابنیه و بافت کالبدی مسکونی و تجاری در این شهرها حفظ شده و با همان فرم به حیات خود ادامه می دهد. اما آنچه توفیق نوسازی این بافت ها را به دنبال داشته است، نه فقط این اقدامات، بلکه رویکرد خاص مدیریتی این بافت هاست. این رویکرد در جهت حفظ زندگی شهروندی در سطح مدینه ها، تلاشی برای برقراری توازنی اقتصادی، فرهنگی و معیشتی بین کالبد و زندگی ساکنان داشته است. این توازن عبارت است از حفظ وضعیت فرهنگی و اقتصادی ساکنان این بافت ها، در حدی که با رفع نیازهای معیشتی خود از زندگی در بافت، رضایتی نسبی را نیز برای آنها فراهم آورده است. می توان مدینه های مراکش را نمونه ای برای نظریه متأخر «نوسازی متوازن» معرفی کرد که عامل فرسودگی را برهم خوردن توازن در ابعاد زندگی و عامل نوسازی را برقراری دوباره و حفظ این توازن می داند. راهکار جلوگیری از این عدم توازن، حفظ زندگی جاری خود ساکنین در این بافت هاست. حفظ این وضعیت را می توان متناظر با محدودیت های کالبدی اعمال شده برای بافت تاریخی شهرهای مراکش دانست که هم به حفظ جایگاه تاریخی آنها در سازمان فضایی شهر انجامیده است و هم آنها را به عنوان ارزش های کالبدی شهر محافظت کرده است.
۶.

استوره اَناهیتا در ایران و ارمنستان باستان

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۸۷
ایران و ارمنستان دارای روابط تاریخی، سیاسی و فرهنگی بسیار گسترده در طی هزاره های متمادی تاریخی بوده اند، ارمنستان از دوران حاکمیت مادها تحت نفوذ شاهنشاهی ایران قرار گرفت؛ این آغاز اثرگذاری هم در عرصه سیاست و هم در عرصه فرهنگ و باورهای دینی بود. اثرگذاری ایرانیان بر ارامنه از لحاظ دینی تا زمان مسیحی شدن ارمنستان در میانه قرن سوم به دست “گریگوری روشنگر1” برقرار بود، با توجه به هم نژادی ارامنه و ایرانیان و نزدیکی جغرافیایی دو سرزمین به یکدیگر چنین به نظر می آید که این دو قوم در زمینه های گوناگون از جمله ادیان و باورها تأثیرات متقابل بر هم داشته اند، با این نگاه در پژوهش حاضر به بررسی جایگاه ایزد بانو اَناهیتا در میان ارامنه و ایرانیان در دوران باستان پرداخته شده و ریشه های اثرگذاری الهه ایرانی بر ایزد ارمنی مورد بررسی قرار می گیرد.