تحقیقات علوم قرآن و حدیث

تحقیقات علوم قرآن و حدیث

تحقیقات علوم قرآن و حدیث سال چهاردهم پاییز 1396 شماره 3 (پیاپی 35)

مقالات

۱.

خطوط اصلی ارتباطی در سوره بقره

کلید واژه ها: وحدت موضوعیتناسب آیاتارتباط آیاتسوره بقرهخط ارتباطی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۹۷
ی یکی از مباحثی که توجه قرآن پژوهان را به خود جلب نموده و بنوعی زیباترین ویژگی های قرآن را رقم زده بحث وجود ارتباط، انسجام و تناسب میان آیات سور است. طرفداران این دیدگاه معتقدند هر سوره دارای هدف یا اهداف خاصی است که تمامی آیات سوره حول محور این هدف یا اهداف سامان می یابد؛ این پژوهش با هدف پاسخ به این سوال که آیا آیات سوره بقره نیز با هم ارتباط دارند و خطوط ارتباطی در آن به چشم می خورد به بررسی و کشف ارتباط و انسجام میان آیات این سوره پرداخته است. با روش کیفیِ توصیفی تحلیلی با استخراج موضوعات، دسته بندی آیات به صورت موضوعی و سازماندهی موضوعات اثبات شده که آیات این سوره از رابطه ای تنگاتنگ و منسجم برخوردار است. در این سوره خطوط اصلی ارتباطی خداوند، موافقان حق، مخالفان حق، نبوت، احکام، پیامد اعمال و ... وجود دارد که هر خط به خطوط فرعی و فرعی تر تقسیم می گردد. جهت اثبات حقانیت قرآن، بیان فلسفه نحوه چینش و تعداد آیات سوره ، تقویت نگرش کل گرایانه در تفسیر و کشف شبکه معنایی بین آیات به ظاهر پراکنده و حتی ارزیابی اسباب نزول آیات این پژوهش کارآمد خواهد بود. کلیدواژه ها: ارتباط آیات، تناسب آیات، خط ارتباطی، انسجام سوره، وحدت موضوعی، سوره بقره
۲.

واکاوی تواتر اجمالی و گستره دلالت آن

کلید واژه ها: تواترتواتر اجمالیقدر متیقنقدر مشترکاعتبار روایت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۲ تعداد دانلود : ۱۳۱
از آن جا که تواتر روایات یکی از راه های اطمینان به صدور آن هاست، عالمان دانش درایه، پژوهش های دراز دامنی درباره آن انجام داده اند اما در باره یکی از گونه های نوپیدای آن با عنوان «تواتر اجمالی» تعریف جامع و مانعی ارائه نشده است. از عبارات آنان ، سه تعریف برای تواتر اجمالی قابل استفاده است: الف) روایات متعددی که نه در مدلول مطابقی بلکه در مدلول تضمنی یا التزامی با هم مطابقت دارند. ب) علم اجمالی به صدور برخی از روایاتی که دارای مضمون واحد نیستند. ج) روایات زیادی که در لفظ و معنی با هم اختلاف دارند و دلالت آن ها هم از جهت وسعت و ضیق متفاوت است اما علم اجمالی داریم که برخی از این روایات از معصوم صادر شده است و آن روایت اخص است. برخی از ایراد های این تعریف ها عبارتند از: الف) روشن نبودن وجه تمایز آن با تواتر معنوی؛ ب) تردید در حصول علم به صدور یک روایت نامعین؛ ج) بی اثر بودن علم اجمالی به صدور یک روایت نامعین؛ د) بی فائده بودن تواتر اجمالی با توجه به اثبات قدر متیقن به دلائل دیگری مانند سیره عقلاء، حدیث صحیح محفوف به قرائن و ...،. افزون بر این، بنابر دیدگاه آخوند خراسانی در باره تواتر اجمالی که مقتضای آن را اعتبار روایتی می داند که از باقی احادیث در مضمون اخص باشد؛ اگر خبری با این ویژگی وجود داشته باشد که مضمون آن اعتبار خبر ثقه به طور مطلق است، حجیت قول ثقه، ثابت می گردد؛ امّا وجود چنین خبری تنها صرف فرض است.
۳.

ارزیابی نظریه روان کاوی فروید از منظر معارف وحیانی به ویژه نهج البلاغه

کلید واژه ها: فرویدنهج البلاغهضمیر ناخودآگاهنظریه روان کاویساخت های روانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن انسان و جامعه در قرآن انسان در قرآن
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی انسان و جامعه در روایات انسان در روایات
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۳۸
نظریه روان کاوی فروید، یکی از نظریات مهم در قرن نوزدهم بوده که تأثیر شگرفی در تربیت داشته است. این نظریه از منظر روش، بر روش تجربه گرایی در غرب تکیه دارد و از منظر ماهوی، با مکتب مادی گرای اومانیسم هم سان است. نظریه پیش گفته دو رکن اساسی دارد؛ یکی ساختهای سه گانه ذهنی و دیگری حالات سه گانه روانی. به باور فروید، از میان ساخت های سه گانه ذهنی، نهاد برترین و بنیادی ترین ساخت است و منبع انرژی های غریزی جنسی به شمار می آید. وی ناخودآگاه را عامل اساسی در تربیت معرفی می کند. نظریه فروید از منظر معارف دینی به ویژه نهج البلاغه، در هر دو رکن پیش گفته، مخدوش است: نخست، روش تجربه گرایی انحصارگرا، روشی درست در شناخت انسان نیست. دوم، اومانیسم مکتبی انحرافی در شناخت انسان است که به ابعاد مترقی انسان توجهی ندارد. سوم، انسان دارای ساختهای سه گانه ذهنی نیست و صرفاً یک ساخت ذهنی دارد و چهارم، برخلاف نظر فروید، ضمیر ناخودآگاه بیشترین تأثیر را در رفتارهای انسان ندارد.
۴.

جریان فکری ادب و بازخوانی دلایل اخراج و بازگشت احمد برقی به قم

کلید واژه ها: قمخاندان اشعریاحمد برقیالمحاسنجریان فکری ادب

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۰
احمد بن محمد بن خالد برقی از جمله چهره های شاخص امامیه در سده سوم است که بنابر نظر رجال شناسان امامی، به دلیل نقل از راویان ضعیف و اعتماد به روایات مرسل، توسط احمد بن محمد بن عیسی اشعری از قم اخراج شده و پس از گذشت زمان، به دلایل نامعلومی به قم بازگردانده شده است. این مقاله برای نخستین بار با بهره گیری از روش تاریخی- تحلیلی، علل اخراج و بازگشت احمد برقی به قم را مورد بازخوانی قرار داده است. با تکیه بر شواهد تاریخی آشکار شد که تعلق برقی به جریان فکری «ادب» و مخالفت احمد اشعری با رویکرد ادب گرایانه به احادیث، زمینه اخراج برقی از قم را فراهم آورد. مطالعه حاضر برای تبیین دلایل بازگشت برقی، توازن قدرت های سه گانه ی علمی، سیاسی، اقتصادی در قم و نیز چالش های میان آنان را بررسی کرد. این مطالعه نشان داد که وابستگی برقی به طیفِ علمیِ قدرتمندِ «ادب» در قم که یارای رقابت با طیف علمی اشعریان را داشت و نیز ظرفیتِ این طیف علمی بر برقراری روابط سازنده و راهبردی با مراکز قدرت و ثروت (امرا و تجار قم)، امکان بازگشت برقی به قم را فراهم آورد.
۵.

آسیب شناسی کاربست روایات نبوی در تفسیر کشاف با تکیه بر ساختارهای صرفی و نحوی

کلید واژه ها: قرآن کریمتفسیر کشافروایات نبویساخت صرفی و نحوی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۹۷
عموماً زمخشری در تفسیر کشاف برای فهم معنای آیه از روایات نبوی استفاده می کند؛ یکی از این موارد، در زمینه علوم ادبی است که از میان رسته های مختلف این علم می توان به ساختارهای صرفی و نحوی اشاره داشت. در این راستا، مقاله حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و رویکرد انتقادی، به استخراج کاربست روایات پیامبرk برای تحلیل ساختارهای صرفی و نحوی آیات قرآنی در تفسیر کشاف پرداخته و در نهایت با واکاوی و ارزیابی دیدگاه زمخشری در این خصوص، این نتیجه حاصل شده که از یک سو، روایات مورد استناد وی، بجز لای نافیه در ساختار نحوی، ضعیف بوده و از سوی دیگر، کاربست روایت نیز در تمامی موارد صحیح نیست. . . . . . . . .. . . . .. . .. . . .. . . . . . .. . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . .. . . . . . . .
۶.

تأثیر مبنای لایه لایه بودن معنا در قرآن در تفسیر واژه های «شهاب» و «سبع سموات» از منظر علامه طباطبایی

کلید واژه ها: علامه طباطباییشهابسبع سمواتمبنای تفسیریلایه لایه بودن معنا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن کلیات مفسران و تأویل گران شیعی
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۸۰
چکیده: مبنای اعتقاد به لایه لایه بودن معنا در تفسیر قرآن از منظر علامه ی طباطبایی به این معناست که هر یک از صور و گونه های ترکیبی کلام الهی که امکان نگاه مستقل را داشته باشد می تواند حجت و معتبر تلقی شود به گونه ای که هر معنایی اختصاص به افق و مرتبه ای از فهم و درک باشد. هدف این نوشتار بر آن است تا تأثیر این مبنا را در تفسیر واژه ها ی «سبع سموات» و «شهاب» در تفسیر «المیزان فی تفسیر القرآن» نشان دهد. از منظر علامه ی طباطبایی لفظ «شهاب» در قرآن در آیاتی که در آنها به رانده و مطرود شدن شیاطین اشاره دارد با توجه به مبنای لایه لایه بودن معنا در قرآن به مثابه یک مبنای تفسیری معنایی کنایی است که مراد از آن ، این است که شیاطین از ورود و نزدیکى به عالم بالا ممنوع هستند. معنای «سبع سموات» نیز از نظر ایشان در دو قِسم آسمان مادی و آسمان معنوی دسته بندی می شود.
۷.

«قاعده مدیریتی رعایت تناسب مشاغل با توانمندی ها در رهنمودهای امام علی علیه السلام»

کلید واژه ها: نهج البلاغه و مدیریتقاعده های مدیریتیامام علی و قواعد مدیریتی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق حرفه ای
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی موارد دیگر
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۱۲۵
رهنمودهای علوی ذخیره ارزشمندی در عرصه مدیریت نوین است که در این عصر با رویکرد مطالعات میان رشته ای مورد بررسی قرار می گیرد. البته این رهنمودها گاه در قالب یک سلسله قضایا یا قواعد کلی ارائه شده است که با توجه به آن، این پرسش مطرح است که روش شناسی یا شیوه کشف این قواعد چگونه است و با اصول موجود در مدیریت چگونه پیوند می خورد. بدین منظور باید به سراغ دلالت های روشنِ متن رفت که مبتنی بر اصول لفظی و اصول عقلایی است و از دانش مدیریت فقط برای تأیید بیشتر و ایضاح فزون تر قاعده یاری جست. با این روش، به عباراتی دست یافت که به عنوان قاعدة مدیریتی نمایان شوند. قاعده ارائه شده در این مقاله برگرفته از این رهنمود امیر مؤمنان علیه السلام به مالک اشتر است: «وَ اجْعَلْ لِرَأْسِ کُلِّ أَمْرٍ مِنْ أُمُورِکَ رَأْساً مِنْهُمْ لَا یَقْهَرُهُ کَبِیرُهَا وَ لَا یَتَشَتَّتُ عَلَیْهِ کَثِیرُهَا »؛ یعنی بر سر هریک از کارهایت مهترى از آنان بگمار که نه بزرگى کار او را ناتوان سازد و نه بسیارىِ آن وى را پریشان. این قاعده ناظر به مسئلة «ضرورت رعایت تناسب مشاغل با توانمندی ها» در دانش مدیریت است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۱