علوم رفتاری (International Journal of Behavioral Science)

علوم رفتاری (International Journal of Behavioral Science)

علوم رفتاری 1389 شماره 2 (پیاپی 12)

مقالات

۱.

مقایسه فعالیت سیستم های مغزی/رفتاری در بیماران مبتلا به برگشت محتویات معده به مری و افراد سالم

کلید واژه ها: سیستم های مغزی/رفتاریبیماری برگشت محتویات معده به مریسیستم فعال ساز رفتاریسیستم بازداری رفتاریسیستم جنگ/گریز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۶ تعداد دانلود : ۵۱۱
"مقدمه: با توجه به اهمیت بررسی زیرساخت­های روانی در بیماری برگشت محتویات معده به مری ( GERD ) ، این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه میزان فعالیت سیستم­های مغزی/رفتاری افراد مبتلا به GERD و افراد سالم، انجام پذیرفت. روش: 60 بیمار (30 زن و 30 مرد) مبتلا به GERD ، از بین بیماران مراجعه­کننده به یک کلینیک تخصصی گوارش در شهر تهران، با تشخیص پزشک فوق­تخصص گوارش و 60 فرد سالم (30 زن و 30 مرد) که از نظر میانگین سنی و ملاک­های ورود به گروه بیمار نزدیک بودند، به­عنوان گروه مقایسه انتخاب شدند. هر دو گروه، پرسش­نامه شخصیتی، گری ویلسون را تکمیل کردند. میانگین­های دو گروه در متغیرهای موردنظر، با استفاده از آزمون T برای مقایسه دو گروه مستقل، مورد بررسی قرار گرفت. یافته­ها: میزان فعالیت سیستم بازداری رفتاری در افراد مبتلا به GERD ، بیشتر از افراد سالم بود. در­حالی­که، میزان فعالیت سیستم فعال­ساز رفتاری در افراد سالم، بیشتر از گروه بیمار بود. در فعالیت سیستم جنگ/گریز دو گروه، تفاوتی دیده­ نشد. نتیجه­گیری: بررسی بنیادی متغیرهای عصبی/رفتاری در قلمرو اختلالات گوارشی ضروری است."
۲.

تاثیر رفتاردرمانی شناختی بر تسریع بهبود جسمی زنان پس از جراحی هیسترکتومی

کلید واژه ها: زنانرفتاردرمانی شناختیجراحی هیسترکتومی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۱ تعداد دانلود : ۴۴۰
"مقدمه: جراحی هیسترکتومی یکی از رایج­ترین جراحی­های زنان است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش رفتار­درمانی شناختی در تسریع بهبود جسمی بیماران پس از جراحی هیسترکتومی بود. روش: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 20 آزمودنی کاندید عمل جراحی هیسترکتومی به­طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای داده شدند. رفتار­درمانی شناختی پیش از جراحی در طول 8 جلسه برای گروه آزمایش آموزش داده شد و پس از عمل جراحی، هر دو گروه از لحاظ تسریع بهبود جسمی یعنی میزان دوز داروی مسکن مصرفی، تعداد روزهای بستری در بیمارستان و بازگشت به فعالیت­های روزمره بررسی شدند. داده­های پژوهش به کمک آزمون آماری T برای دو گروه مستقل تحلیل شد.یافته­ها: رفتار­درمانی شناختی در مورد بیماران کاندیدای هیسترکتومی در گروه آزمایش، فرآیند بهبود بدنی را به­طور معنی­داری تسریع کرد و میزان درد و مصرف مسکن را پایین آورد. نتیجه­گیری­: رفتار­درمانی شناختی در جهت شناسایی و تغییر شناخت­های منفی عمل می­کند و باعث تسریع بهبود، کاهش درد و مصرف داروهای مسکن پس از جراحی هیسترکتومی می­شود."
۳.

رابطه اعتقاد به حجاب و آسیب پذیری فردی، خانوادگی و اجتماعی

کلید واژه ها: حجابآسیب پذیری فردیآسیب ‌پذیری خانوادگیآسیب پذیری اجتماعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶۸ تعداد دانلود : ۸۹۹
"مقدمه: هدف این مطالعه شناخت رابطه بین اعتقاد به حجاب و انواع آسیب‌پذیری در حوزه­‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی بود. روش: در این پژوهش همبستگی، 531 دختر نوجوان و جوان 29-15ساله از سراسر ایران با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه­‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند و مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسش­نامه محقق­ساخته در زمینه ابعاد مختلف آسیب­پذیری متشکل از 20 زیرمقیاس جمع­آوری شد. داده­‌های حاصل با استفاده از روش­‌های آماری ضریب همبستگی، تحلیل رگرسیون و تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته­‌ها: اعتقاد به حجاب با کاهش آسیب­پذیری به­میزان 80/0، رابطه معنی­دار داشت (0001/0>p). گرایش به غرب به­تنهایی 66% واریانس عدم رعایت حجاب را پیش‌­بینی کرد. میزان پایبندی به حجاب با ویژگی­‌های جمعیت­شناختی (سن، تحصیلات، روابط خانوادگی و میزان کنترل والدین) در سطح 01/0>p رابطه معنی­دار داشت. نتیجه‌گیری: اعتقاد به رعایت حجاب به­عنوان مانعی در برابر آسیب­پذیری فرهنگی عمل می‌­کند. بنابراین رشد و تقویت آن یکی از روش‌­های مناسب برای پیشگیری و کاهش آسیب‌­پذیری است."
۴.

رابطه باورهای کمال گرایانه و رفتارهای خودناتوان ساز در دانشجویان

کلید واژه ها: دانشجویانباورهای کمال گرایانهرفتارهای خودناتوان ساز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۵ تعداد دانلود : ۶۰۹
"مقدمه: شناخت باورهای مثبت و منفی کمال­گرایی و رابطه­ آنها با مولفه­های روانی و شخصیتی اهمیت زیادی دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه باورهای کمال­گرایانه و رفتارهای خودناتوان­ساز بود. روش: در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 360 دانشجوی سال سوم کارشناسی دانشگاه­های تهران (170 پسر و 190 دختر) براساس نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب و با تکمیل مقیاس کمال­گرایی فراست و مقیاس خودناتوان­سازی در این پژوهش شرکت کردند. داده­های پژوهش توسط روش­های آماری همبستگی و تحلیل رگرسیون مورد بررسی قرار گرفت. یافته­ها: بین کمال­گرایی مثبت و منفی با خودناتوان­سازی به­ترتیب همبستگی منفی و مثبت معنی­دار وجود داشت. همچنین، کمال­گرایی مثبت و منفی هر دو توانستند تغییرات مربوط به خودناتوان­سازی را به­صورت معنی­دار پیش­بینی کنند (001/0>p). نتیجه­گیری: در حضور متغیر کمال­گرایی مثبت احتمال افزایش رفتارهای خودناتوان­ساز کمتر و در حضور متغیر کمال­گرایی منفی احتمال وجود رفتارهای خود ناتوان­ساز بیشتر است."
۵.

مقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه در افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری و فاقد اختلال پرخوری

کلید واژه ها: طرحواره های ناسازگاراختلال پرخوریچاقی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶۷ تعداد دانلود : ۱۸۰۶
" مقدمه: هدف مطالعه حاضر مقایسه طرحواره­های ناسازگار در افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری و فاقد اختلال پرخوری بود. روش: این مطالعه در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول، به­منظور شناسایی افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری و فاقد اختلال پرخوری، 151 نفر از افراد چاق مقیاس پرخوری را کامل کردند. در مرحله دوم، آزمودنی­هایی که در مرحله اول، در مقیاس پرخوری نمره بیشتر از 17 کسب کرده بودند، به­عنوان افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری انتخاب شدند (30=n). افرادی که نمره آنها در مقیاس پرخوری 6 یا کمتر از 6 بود، به­عنوان افراد چاق فاقد اختلال پرخوری انتخاب شدند (30=n). این دو گروه پرسش­نامه طرحواره یانگ را کامل کردند. به­منظور اجتناب از تاثیر متغیرهای مزاحم، دو گروه براساس سن و جنس همتا شدند.یافته­ها: افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری در مقایسه با افراد چاق فاقد اختلال پرخوری در طرحواره­های رهاشدگی/بی­ثباتی، محرومیت هیجانی و خویشتن­داری و خودانضباطی ناکافی به­طور معنی­داری نمرات بیشتری کسب کردند. نتیجه­گیری: طرحواره­های رهاشدگی/بی­ثباتی، محرومیت هیجانی و خویشتن­داری و خودانضباطی ناکافی نقش مهمی در شناخت تفاوت­های بین افراد چاق مبتلا به اختلال پرخوری و فاقد اختلال پرخوری بازی می­کنند."
۶.

مقایسه بین نارسایی های شناختی و مولفه های فراشناخت با توجه به متغیر تعدیلی میزان سوانح شغلی

کلید واژه ها: نارسایی های شناختیمولفه های فراشناختسوانح شغلی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری فراشناخت
تعداد بازدید : ۱۵۴۳ تعداد دانلود : ۷۳۴
" مقدمه: این پژوهش نقش تعدیلی متغیر سانحه شغلی را در رابطه بین نارسایی­های شناختی و مولفه­های فراشناخت مورد بررسی قرار داد. روش: پژوهش حاضر از نوع رابطه­ای است. جامعه آماری 4726 نفر از کلیه کارکنان زن و مرد (رسمی و غیر­رسمی) یک کارخانه تولید ماشین در سال 1386 بودند. در نهایت 254 نفر به­عنوان نمونه آماری مورد مطالعه قرار گرفتند. پرسش­نامه نارسایی­های شناختی و (CFQ) و پرسش­نامه فراشناخت ( MCQ ) ابزار جمع­آوری داده­ها بودند. شرکت­کنندگان براساس میزان سوانح به دو گروه با سوانح و بدون سوانح تقسیم شدند. به­منظور بررسی ارتباط و مقایسه بین متغیرها از روش­های آمار توصیفی مناسب­، همبستگی­، آزمون T مستقل و تحلیل عاملی استفاده شد. یافته­ها: بین دو گروه از نظر میزان فراشناخت و نارسایی­های شناختی تفاوت معنی­دار وجود داشت. همچنین رابطه بین نارسایی­های شناختی و مولفه­های فراشناخت در دو گروه معنی­دار بود. نتیجه­گیری: نارسایی شناختی در سنخ صبح (افرادی که بیشترین آگاهی و هوشیاری را در صبح دارند) از افراد سنخ عصر (افرادی که بیشترین آگاهی و هوشیاری را در عصر دارند) بیشتر است. با توجه به این نکته، با گماردن افراد سنخ عصر به مشاغلی که نوبت کاری و شیفت شبانه دارند، می­توان از سانحه پیشگیری کرد."
۷.

اثربخشی برنامه آموزش روان شناختی خانواده بر بهبود جو خانوادگی بیماران مبتلا به اختلالات شدید روان پزشکی

کلید واژه ها: برنامه آموزش روان شناختی خانوادهجو خانوادگیاختلالات شدید روان پزشکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۳ تعداد دانلود : ۴۹۹
" مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر­بخشی برنامه آموزش روان­شناختی خانواده بر جو خانوادگی در خانواده­های بیماران مبتلا به اختلالات شدید روان­پزشکی بود.روش: نمونه پژوهش شامل خانواده­های 30 نفر از بیماران مبتلا به اختلالات شدید روان­پزشکی بود که در سال 1386 در بیمارستان طالقانی و امام حسین(ع) شهر تهران بستری بودند و از طریق نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند. افرادی که مایل به شرکت در برنامه بودند در گروه آزمایش و افرادی که در برنامه شرکت نکردند در گروه کنترل قرار گرفتند. هر دو گروه به پرسش­نامه جو خانواده پاسخ دادند (پیش­آزمون) و سپس برنامه آموزشی 6 جلسه به­صورت جلسات هفتگی 2 ساعته برای گروه آزمایش به اجرا درآمد. داده­ها با استفاده از آزمون T مستقل و کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته­ها: آموزش روان­شناختی باعث افزایش انسجام و بیانگری ( 001/0>p) در گروه آزمایش شد، اما تغییری در مولفه­های جو کلی خانواده و تعارض در دو گروه دیده نشدنتیجه­گیری: آموزش روان­شناختی خانواده افراد مبتلا به اختلالات شدید روان­پزشکی تاثیر مثبتی بر جو­ خانوادگی آنها ندارد. آموزش روان­شناختی خانواده باعث افزایش بیانگری و انسجام خانواده می­شود، اما تغییری در مولفه تعارض ایجاد نمی­کند."
۸.

اثر محتوای عاطفی تکالیف بر عملکرد حافظه آشکار و ناآشکار دانشجویان

کلید واژه ها: دانشجوحافظه آشکارتکالیف عاطفیحافظه ناآشکار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۹ تعداد دانلود : ۴۸۷
"مقدمه: به­منظور بررسی تفاوت تاثیر رویداد­های خوشایند و ناخوشایند در حافظه، این پژوهش به بررسی تاثیر محتوای عاطفی تکالیف بر عملکرد حافظه آشکار و ناآشکار دانشجویان پرداخت. روش: این پژوهش از نوع آزمایشی است و با انتخاب و تخصیص تصادفی 90 نفر از دانشجویان به­صورت انفرادی اجرا شد. به هر آزمودنی یکی از تکالیف دارای بار عاطفی مثبت، خنثی یا منفی داده شد. سپس با دو روش برای سنجش حافظه آشکار و حافظه ناآشکار، میزان یادآوری تکالیف عاطفی اندازه­گیری شد. یافته­ها: تکلیف عاطفی (مثبت، منفی و خنثی) تاثیر متفاوتی بر عملکرد حافظه آشکار و ناآشکار داشتند. در حافظه آشکار، بهترین عملکرد مربوط به تکالیف عاطفی مثبت و کمترین عملکرد حافظه، در تکلیف منفی بود. عملکرد حافظه ناآشکار در هر دو نوع تکالیف عاطفی مثبت و منفی بهتر از تکلیف خنثی بود. نتیجه­گیری: حافظه آشکار نسبت به مسایل عاطفی مثبت و خوشایند بیشترین کارآیی را دارد؛ کمترین میزان کارآیی حافظه مربوط به مسایل عاطفی ناخوشایند و منفی است. در حافظه ناآشکار خوشایند (مثبت) یا ناخوشایند (منفی) بودن مسایل عاطفی موجب بهتر به­خاطر سپردن اطلاعات می­شود، اما مطالبی که دارای محتوای خنثی هستند، کمترین میزان تاثیرگذاری را بر حافظه ناآشکار دارند."
۹.

مقایسه کیفیت زندگی، تنیدگی و سلامت روان در معتادان و غیرمعتادان مبتلا به HIV و افراد سالم

کلید واژه ها: کیفیت زندگیاعتیادسلامت روانتنیدگیایدز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۵۰ تعداد دانلود : ۱۱۹۰
" مقدمه : هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی مقایسه­ای کیفیت زندگی، تنیدگی و سلامت روان در معتادان و غیرمعتادان مبتلا به HIV و افراد سالم بود. روش­ها: 30 معتاد مبتلا به HIV و 30 غیرمعتاد مبتلا به HIV از مراکز مراقبت از بیماران HIV و 30 فرد سالم از پارک­های شهر تهران از طریق روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند. نمونه­ها با پرسش­نامه محقق‌ساخته، پرسش­نامه کیفیت زندگی، پرسش­نامه رویدادهای زندگی پیکل و پرسش­نامه سلامت عمومی (GHQ) ارزیابی شدند. نتایج با استفاده از تحلیل واریانس تک­متغیری و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شد. یافته­ها: کیفیت زندگی و سلامت روان در معتادان مبتلا به HIV پایین­تر از غیرمعتادان مبتلا به HIV و در غیرمعتادان مبتلا به HIV پایین­تر از افراد سالم بود. همچنین، میزان تنیدگی در معتادان مبتلا به HIV بالاتر از غیرمعتادان مبتلا به HIV و در غیرمعتادان مبتلا به HIV بالاتر از افراد سالم بود. نتیجه­گیری: تشخیص عفونت HIV در کنار اعتیاد، به دلایل مختلفی همچون برچسب­های اجتماعی، نامعلوم بودن وضعیت بیماری و عدم درمان قطعی، می­تواند مشکلات جسمانی، روانی و اجتماعی شدیدتری را به مشکلات و دردهای بیمار بیافزاید."
۱۰.

مقایسه کارکردهای خانوادگی مادران کودکان سالم و کودکان "بیش‌فعال/نقص توجه" و تاثیر مهارت حل مساله بر کارکردهای خانوادگی مادران

کلید واژه ها: مهارت حل مسالهکارکرد خانوادگیبیش‌ فعالی/نقص توجه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۸ تعداد دانلود : ۵۸۲
"مقدمه: بیش­فعالی/نقص توجه (ADHD) ، اختلال مزمن و آسیب‌زایی است که از کودکی تا بزرگسالی ادامه می‌­یابد. این پژوهش به­منظور مقایسه کارکردهای خانوادگی مادران دارای فرزندان سالم و ADHD و بررسی تاثیر آموزش حل مساله بر کارکردهای خانوادگی مادران دارای کودکان ADHD انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با گروه کنترل است. نمونه آماری، 8 مادر ADHD و 12 مادر سالم با استفاده از نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از همتاسازی به لحاظ سن و جنس در دو گروه قرار گرفتند. قبل و بعد از آموزش حل مساله به روش بدل و لانکس، آزمودنی­‌ها پرسش­نامه کارکرد خانوادگی را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده­‌ها از برنامه‌‌های آماری SPSS 15 و برای تحلیل فرضیه­‌ها از آزمون T مستقل استفاده شد. یافته‌ها: کارکردهای خانوادگی مادران با فرزندان سالم در مقایسه با مادران دارای کودکان ADHD مختل بود (05/0>p). به علاوه، آموزش حل مساله به مادران ADHD کارکرد خانوادگی آنها را بهبود بخشید؛ به­خصوص این آموزش قدرت حل مساله،‌ نقش‌­های والدی، کنترل رفتار و کارکرد کلی آنها را افزایش داد (05/0>p)، اما تغییر معنی­‌داری در پاسخ‌­دهی عاطفی، ارتباط و حمایت عاطفی به­وجود نیاورد (05/0>p) که بیانگر حساسیت و اثرات عوامل متعدد بر کارکردهای خانواده است. نتیجه­گیری: کارکرد خانوادگی مادران دارای کودکان ADHD به مراتب ضعیف‌­تر از مادران دارای فرزند سالم است و آموزش مهارت‌­های حل مساله، کارکرد خانوادگی مادران ADHD به­خصوص قدرت حل مساله، نقش والدی، کنترل رفتار و عملکرد کلی آنها را بهبود می­بخشد."
۱۱.

تاثیر مصاحبه انگیزشی بر خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن

کلید واژه ها: سبک زندگیخودکارآمدیچاقیمصاحبه انگیزشیاضافه وزن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹۳ تعداد دانلود : ۱۳۴۹
" مقدمه: این مطالعه به­منظور تعیین اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن در مردان انجام شد. روش: پژوهش حاضر مطالعه­ای تجربی با طرح پیش­آزمون- پس­آزمون با گروه کنترل است که در زمان­های مختلف روی 40 نفر با مشکل اضافه وزن و چاقی (نمایه توده بدنی بیش از 25) در شرکت پلی­آکریل شهر اصفهان در سال 88-1387 اجرا شد. افراد از طریق نمونه­گیری تصادفی انتخاب و به­طور تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. مداخله شامل پنج جلسه مصاحبه انگیزشی گروهی، به­همراه برنامه کنترل وزن به گروه آزمایش ارایه شد. داده­های به­دست­آمده از طریق پرسش­نامه کارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن، بااستفاده از آزمون­های آماری آنالیزکوواریانس و T وابسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته­ها: نمره گروه دریافت­کننده مصاحبه انگیزشی نسبت به گروه کنترل، در مقیاس خودکارآمدی کلی سبک زندگی مربوط به وزن (0001/0=p) و همه خرده­مقیاس­های آن شامل دسترسی به مواد غذایی (0001/0=p)، فشارهای اجتماعی (0001/0=p)، ناراحتی جسمانی (006/0=p)، هیجانات منفی (002/0=p) و فعالیت­های مثبت و سرگرم­کننده (0001/0=p) ، به­طور معنی­داری بیشتر بود. نتیجه­گیری: افزودن مصاحبه انگیزشی به برنامه­های کنترل وزن معمول می­تواند خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن را به­عنوان شاخص پیش‌بینی­کننده کاهش وزن، افزایش دهد"
۱۲.

تاثیر آموزش بهداشت بلوغ از طریق منابع موثق بر رفتارهای بهداشتی دختران

نویسنده:

کلید واژه ها: نوجوانیآموزش بهداشتبهداشت بلوغرفتارهای بهداشتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۴ تعداد دانلود : ۶۳۵
"مقدمه: هدف اصلی این مطالعه، بررسی مقایسه­ای تاثیر آموزش بهداشت بلوغ از طریق منابع موثق آموزش بلوغ بر رفتارهای بهداشتی دختران مقطع راهنمایی یکی از شهرک­های مسکونی منطقه یک شهر تهران بود. روش­­: این پژوهش، مطالعه­ا‌ی نیمه­تجربی از نوع کارآزمایی میدانی است. جامعه و نمونه مورد مطالعه کلیه دانش­آموزان دختر مقطع دوم راهنمایی (132 نفر) مدارس دولتی یکی از شهرک­های مسکونی شهر تهران بودند. ابتدا دانش­آموزان پرسش­نامه محقق­ساخته را تکمیل کردند. آنگاه با برنامه آموزشی یکسان، تمامی دانش­آموزان مورد آموزش قرار گرفتند. برنامه آموزشی با استفاده از روش­های آموزش چهره به چهره و بحث و گفت­وگو طی یک جلسه حدودا 5/2ساعته برای گروه­ها اجرا شد. بعد از گذشت 3 ماه از پایان برنامه آموزشی، مجدداً پرسش­نامه­ها توسط دانش­آموزان تکمیل شد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها نیز از آزمون­های پارامتری و غیرپارامتری، T زوجی، مجذور کای و ANOVA استفاده شد. یافته­ها­: بین میانگین نمره کل رفتارهای بهداشتی­، در مرحله قبل از مداخله، در سه گروه مورد تفاوتی وجود نداشت، ولی در مرحله بعد از آموزش، در سه گروه تفاوت معنی‏دار بود (05/0>p). همچنین، در مقایسه میانگین نمرات قبل و بعد در هر گروه، در هر سه گروه تفاوت معنی‏دار بود (05/0>p گروه مادران، 001/0>p گروه معلمان، 001/0>p گروه پرستاران). نتیجه­گیری­: آموزش از طریق پرستار بهداشت از آموزش از طریق مادران و معلمان موثر­تر است و منجر به بهبود و ارتقای رفتارهای بهداشتی دختران نوجوان می­شود."