باغ نظر

باغ نظر

باغ نظر سال نهم تابستان 1391 شماره 21

مقالات

۱.

تطبیق نقش الگو و مفاهیم مبتنی بر تجربه در فضای معماری

تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۷۹۳
واژه «الگو» امروزه کاربرد وسیعی در زبان فارسی داشته و حوزههای مختلف علوم هریک به فراخور حال و نیاز، تعابیر و تعاریف خود را از الگو دارند. معنای عمومی و عامیانه آن برابر و مترادف با کلماتی چون «نمونه»، «سرمشق» و «مدل» بوده اما واقعیت این است که هم معنای الگو و هم معنای واژگان و مفاهیم مترادف با آن در ادبیات رشتههای مختلف علوم روز بسیار عمیقتر و دقیقتر از معنای عمومی آن است. توجه به مفهوم الگو و مفاهیم مرتبط با آن به این خاطر است که دغدغه ایجاد کیفیت مطلوب در فضای معماری به عنوان یکی از اصلیترین اهداف معماران و پژوهشگران این عرصه، توجه آنان را به مفاهیم و شیوههایی جلب کرده که اصل آنها با اتکا بر تجربیات بشری و تسلسل هویتی دستاورد های انسان با نسلهای پیشین و پیشدانستههای انسان بنیان نهاده شده است. لذا پژوهش حاضر در پی آن است مفهومِ الگو را در مقایسه با مفاهیم مرتبط با آن، که گاه دارای مشابهت و همپوشانی نیز است مورد مطالعه قرار داده و نقش متمایز آن را نسبت به دیگر مفاهیم مطروحه در حوزة معماری مشخص سازد. اگرچه میان الگو و برخی دیگر از مفاهیم و تعابیر در فضای معماری تشابهات شکلی و محتوایی به چشم میخورد، لیکن تنها الگو است که میتواند با پرهیز از تقلید یا تکرار کار گذشتگان، تجربیات آنان را در قالب آثار متنوع معماری نمایان سازد. دیگر مفاهیم از این دست یا به بازتولید محصولات گذشته پرداخته، یا اصولاً قابلیت تولید فضا را ندارند. نمود برخی مفاهیم مشابه نیز در حوزههای فرامادی است و نه در فضای معماری. در این فرایند ابتدا تعابیری که از مفاهیم مرتبط به صورت کلی و به خصوص در حوزة معماری وجود دارد، مورد بررسی قرار گرفته و سپس ارتباط آنها با مفهوم الگو مورد کنکاش و مداقه قرار میگیرد.
۲.

نظریات فارابی و کاربرد آن در باب مشارکت شهروندی

تعداد بازدید : ۴۸۵ تعداد دانلود : ۷۰۷
پیدایش پدیدة شهرنشینی، ظهور شهرها و تبعات ناشی از آن سبب جلب توجه اندیشمندان علوم مختلف شده است. در این میان نقش محققان حوزه فرهنگ اسلامی همچون فارابی در پژوهش های تاریخی مربوط به شهر، شهرنشینی و شهروندی بسیار پررنگ است. این پژوهش قصد دارد به بررسی آرای مربوط به مقوله ""شهر و شهرنشینی"" از دیدگاه معلم ثانی و کاربرد آن در دانش برنامه ریزی به خصوص در امر مشارکت شهروندان بپردازد. روش تحقیق در این پژوهش بر اساس روش توصیفی ـ تحلیلی بوده است که از منابع اسنادی و کتابخانه ای استفاده شده است. با بررسی های به عمل آمده به این نتیجه می توان رسید که دیدگاه های مطرح شده این اندیشمند اسلامی با دیدگاه های معاصر اندیشمندان امروزی قرابت و تشابه زیادی داشته است. به عبارت دیگر، می توان گفت که ما با انسانی جمع گرا و البته شهرگرا روبرو هستیم که آینده نگری خاصی نسبت به امور شهری داشته است. به نظر می رسد نظریات وی به بحث مشارکت شهروندی نزدیک است که یکی از مسایل مهم در برنامه ریزی انسان گرا به شمار می رود. نتایج این پژوهش می تواند نقش دیدگاه های بومی را در رشته های علوم انسانی به خصوص علوم شهری به نحو کاربردی تری ارتقا بخشد.
۳.

چالشهای فناوریهای نوین در معماری و تعامل آن با ارزشهای معماری اسلامی ایران

تعداد بازدید : ۶۸۲ تعداد دانلود : ۱۳۳۵
ورود فناوریهای نوین به سرزمینهایی که هویت و تاریخ غنی آنها در زمینه هنر و معماری در تقابل با نمودهای تکنولوژیک قرار دارند، چالشهایی را دامن میزند؛ چراکه در اکثر این جوامع همانند ایران، زیرساختهای لازم جهت مواجهه با موضوع جهانی شدن فراهم نبوده است. در هزاره جدید، جهانی تازه در دست ساخته شدن است و معماری اجتماعیترین هنری است که میتواند با ایجاد انسجام مکانی، نوعی نوعی تداوم زمانی را جهت آفرینشی نوبنیاد برای شکوفایی یک تمدن منجر شود. پرسش اصلی و هدف نهایی پژوهش آن است که آیا میتوان شاخصهایی را جهت کاربرد فناوریهای نوین در راستای ارتقای کیفیات فضایی معماری معاصر با حفظ مبانی هویتی معماری ایرانی- اسلامی تعریف کرد؟ در این راه با انتخاب نمونههای موردی، انجام کار میدانی و نظرسنجی از افراد با استفاده از پرسشنامههای هدفمند، شاخصهای بدست آمده از نتایج بررسیها به صورت کیفی و کمی تحلیل و الگویی جهت کاربرد فناوریهای نوین در معماری معاصر ارائه شده است. براساس نتایج این پژوهش بهرهگیری از فناوریهای نو در ترکیب با عناصر و فرمهای بومی و سنتی، هماهنگی با شرایط اقلیمی، حفظ ارزشهای فرهنگی- اجتماعی و اصول معماری بومی و همچنین استفاده از فناوریهای ساخت و مصالح جدید در ایجاد هماهنگی، تضاد، شفافیت و...، بسته به شرایط مکانیـ زمانی، مهمترین شاخصهای ایجاد مطلوبیت در معماری معاصر ایران به شمار میآیند.
۴.

رابطه همبستگی بین کیفیتهای محیطی و تداوم حیات شهری در عرصههای عمومی (نمونه موردی : جلفای اصفهان)

تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۶۳
شرایط پیچیده زندگی امروز سبب پیچیدگی مسایل شهری شده و مفهوم بسیاری از فضاهای شهری را دگرگون ساخته است. تنها مفهومی که از عرصههای عمومی شهری به جای مانده، مسیرهایی برای ارتباط فضاهای خصوصی است که اهمیت بیش از اندازه سرعت، تکنولوژی و زمان، انسان معاصر را به حرکت سریع ماشینی در بین فضاهای خصوصی ترغیب میکند. نادیدهانگاری ارزشهای اجتماعی، فرهنگی و هویتی نهفته در فضاهای شهری، بیتوجهی به ارتقای کیفیتهای محیطی در فضاهای شهری و کیفیتهای مؤثر در پیوندها و جابجاییهای شهری و تأکید صرف بر ادراکات ذهنی طراحان شهری یا معماران، سبب شکلگیری فضاهایی مردمگریز در ساختار شهری شده است که توانمندی مورد انتظار را نخواهند داشت تا محیطی پاسخگو و منعطف در برابر رفتارهای شهروندی باشد. افزایش کیفیت زندگی شهروندی و حیات اجتماعی در فضاهای شهری یکی از چالشهای حرفه طراحی شهری بوده و نظریات بسیاری بر مبنای شرایط و تجربیات مختلف مطرح شده است. در این راستا، سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از شاخصههای مطرح در علوم اجتماعی اخیراً در حوزه طراحی شهری نیز به عنوان ابزاری هرچند مفهومی جایگاهی ویژه یافته است. در این پژوهش، با توجه به اینکه ارتقای کیفیتهای محیطی به عنوان راهکار ارتقای حیات شهری مدنظر است، سعی بر آن شده که با جستجوی روابطی منطقی میان سطح شاخص سرمایه اجتماعی و کیفیتهای محیطی، بتوان با ارایه رویکردی شهرسازانه از سرمایه اجتماعی، آن را به عنوان ابزاری عملیاتی در طراحی شهری به کاربست. کیفیتهای محیطی انتخاب شده در این پژوهش در راستای پاسخگویی به نیازهای رفتاری کاربران فضا، خلق فضاهای شهری اجتماعپذیر و ارتقای تعاملات اجتماعی در فضاهای شهریست. جهت حصول نتیجه نهایی پژوهش و یافتن رابطه همبستگی میان سطح تعاملات اجتماعی و سطح کیفیتهای محیطی، کمیسازی کیفیتهای محیطی انجام گرفته است تا بتوان نتایج کمیشده کیفیتهای محیطی با سطح شاخص سرمایه اجتماعی که از تحلیل پرسشنامههای برداشتشده در محدوده بدست آمده است را با هم قیاس کرد. در راستای کمیسازی کیفیتهای محیطی، تکنیک تحلیل سلسله مراتبی در دو مرحله، جهت تعیین اوزان هریک از زیرسنجههای کیفیتهای محیطی و هریک از کیفیتها برای محاسبه برآیند نهایی کیفیتهای محیطی اعمال شده است. نتایج پژوهش حاضر مبنی بر وجود رابطه مستقیم بین سطح شاخص سرمایه اجتماعی و برآیند زیرسنجههای کیفیتهای محیطی در محله جلفای اصفهان به عنوان نمونه مطالعاتی است. در عین حال روابط بدست آمده روابطی غیرخطی است که دلیل آن را میتوان در وجود عوامل متعدد دخیل در سرمایه اجتماعی و پیچیدگی روابط بین آنها دانست.
۵.

تأثیر دو فرهنگ هنری هلنی و ایرانی در شکل و تزیینات ریتونهای اشکانی

تعداد بازدید : ۴۱۳ تعداد دانلود : ۴۶۴
ظروفی را که جانورسان بوده و دارای روزنه ورود و خروج مایع باشند تحت عنوان ریتون طبقهبندی میکنند. ریتونها ظروف آشامیدنی هستند که در هنر ایران بسیار به چشم میخورند. موجودات مورد استفاده در ساخت این ریتونها شامل انواع حیوانات واقعی و تخیلی میشود. در دوره اشکانی با توجه به گستردگی قلمرو اشکانیان میتوان شیوهها و سبکهای متفاوتی را در ساخت این ریتونها تأثیرگذار دانست. تنوع سبکی موجود در شکل و تزیینات ریتونهای اشکانی به خوبی تنوع شیوههای هنری در قلمرو اشکانیان را به نمایش میگذارد. با دقت در جلوههای هنری ساخت ریتونها و تحلیل شکل، ساختار و تزیینات به خوبی میتوان ردپای هنری اقوام مختلف از جمله ساکنان آسیای مرکزی، هنرمندان ایرانی و هلنی را در این اشیا تشخیص داد. مهمترین شیوههای قابل شناسایی، دو سبک هلنی و ایرانی است. بازنمود فرهنگ هلنی از طریق نمایش خدایان المپی و اساطیر مرتبط با آنها، نیمتنههای برهنه زنان و نیز چهرههای خدایان تجلی یافته است. تأثیر هنر ایرانی به استفاده از نیمتنه جانوران تخیلی، حیوانات اهلی و نیز جنگ میان حیوانات مربوط میشود. پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل ریتونهای اشکانی پرداخته و تلاش دارد با توجه به این تنوع هنری و سبکی طبقهبندی منطقی را برای ریتونهای اشکانی پیشنهاد کند.
۶.

تأثیر نقوش ساسانی بر تصویرسازی نسخ بئاتوس

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۴۲۲
در قرن هشتم میلادی، در اسپانیا راهبی به نام «بئاتوس» اثری با عنوان «شرحی بر آپوکالیپس» نوشت که معروف به «بئاتوس لیابانا» شد. طی سالها شمار زیادی از این اثر نسخهبرداری و تصویرسازی و به بئاتوسها مشهور شدند. نسخ بئاتوس از غنای تصویری خارقالعادهای برخوردار بوده و به لحاظ کیفیت رنگپردازی و نمایش جهان غیر مادی و ماورایی از شاهکارهای هنری محسوب میشوند. در بین تصاویر ارایه شده در این نسخ، تعدادی از نقوش متأثر از هنر ساسانی هستند. پرسشهای این تحقیق عبارت است از اینکه کدام نقوش ساسانی بر روی تصویرسازی نسخ بئاتوس تأثیر گذاشتهاند؟ این نقوش از چه طریقی توانستهاند به کارگاههای هنری اسپانیا راه پیدا کنند؟ بر پایه این پرسشها فرضیه مقاله بر این اصل استوار است که چهار نقش ساسانی را میتوان در نسخ بئاتوس مشخص کرد : سیمرغ ساسانی، عقاب در حال شکار غزال، روبان سلطنتی ساسانی، سوارکار تیرانداز برگشته به عقب. در انتقال یا مهاجرت نقوش ساسانی، در قرون اولیه اسلامی، کشورهای مسلمان کرانه دریای مدیترانه بسیار مؤثر بودند؛ کشورهایی همچون مصر، سوریه، اردن و مراکش. مسلمانان در مرزهای روم و در ارتباط مداوم با اسپانیا بودند و این خود به تسهیل دسترسی هنرمندان اسپانیایی به آثار هنری ساسانی، ظروف سیمین، مهرها و پارچههای نفیس و یا آثار تقلید شده، کمک میکرد. مسلماً هنرمندان غربی در کارگاههای خود به طور مستقیم یا غیر مستقیم به این آثار دسترسی داشته یا آنها را دیده بودند. نقش مهم «هیسپانوـ مسلمانان» در انتقال فرهنگ و هنر سرزمینهای اسلامی و کشورهای مسلمان شده مانند پارس، به اندلس و جنوب اروپا بسیار بارز است. روش تحقیق بر اساس روش کتابخانهای و مقایسه تطبیقی آثار است. در رابطه با این موضوع تاکنون پژوهشی صورت نگرفته است.
۷.

نقش برجسته شکارگاه خسرو دوم (؟) در تاق بستان و الگوپذیری از آن در نقش برجسته تنگواشی فتحعلیشاهِ قاجار

تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۳۳۴
نقشمایه شکار از نخستین نقاشیهای دیواری دوران پارینهسنگی درون غارها تا تکاملیافتهترین دستساختههای امروزی در هنر ایران وجود داشته و در مسیر تاریخ هنر و طی فرایندِ شکلگیری فرهنگهای مختلف، مفاهیم گوناگونی را در درون خود پرورده است. این روند تکاملی در دوران تاریخی و خصوصاً دوره ساسانی مفهومی فراتر از شکار صرف به خود میگیرد، به طوریکه یکی از رایجترین موضوعات هنر و فرهنگ دوره ساسانی صحنه شکار است و در این زمینه شاهان ساسانی اقدام به تأسیس مکانهایی خاص با عنوان شکارگاه و یا باغشکار کردهاند. این پژوهش در نظر دارد به بررسی مفهوم شکار در دوره ساسانی، به ویژه اهمیت محوطههای شکارگاهی دوره خسرو دوم بپردازد؛ بدین منظور شکارگاه خسرو دوم در تاق بستان و نقوش حکشده شکار گراز و گوزن در دو طرف تاق بزرگ تاقبستان مطالعه شده و تأثیر آنها بر شکلگیری شکارگاه فتحعلیشاه در تنگواشی، و همچنین نقش برجسته او در این مکان، بررسیشده است. مطالعه نقوش شکارگاه تاق بستان، تأثیرپذیری آنها را از نقاشیهای دیواری مربوط به شکارِ اواخر دوره اشکانی و دوره ساسانی مشخص کرده است، به طوریکه خود نقاشیهای دیواری مربوط به شکار دوره ساسانی خود متأثر از نقاشیهای دیواری دوره اشکانیاند. نقوش شکارگاهی تاق بستان بر نقوش شکار در دوران اسلامی تأثیر گذاشته است که نمود این تأثیرات را در مینیاتورهای دوره اسلامی میتوان دید. چنانچه اوج آن در دوره قاجار و به گونهای دیگر تجلی پیدا میکند؛ بارزترین نمود این تأثیرپذیری در دوره قاجار، نقش برجسته شکار شاهی فتحعلیشاه در تنگواشی است. مطالعات صورت گرفته در این پژوهش نشان میدهد، با وجود اینکه دو نقش برجسته مذکور از نظر مضامین به هم شباهت دارند، اما هدف از ایجاد آنها متفاوت بوده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۱