ابوالقاسم دادور

ابوالقاسم دادور

مدرک تحصیلی: دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۰ مورد.
۱.

مطالعه تطبیقی رویکرد بازتاب در نقاشی های پیکره نگار نادرشاه و ناپلئون

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۶
ایران در دوره فرمانروایی «نادرشاه افشار»، جنگ های داخلی و خارجی را سپری می کند که اوضاع هنر، به ویژه نقاشی را متأثّر می سازد. حدود نیم سده پس از این جریان، فرانسه درگیر انقلاب بزرگی می شود که تمام اروپا را تحت الشعاع قرار می دهد و به فرمانروایی کوتاه مدت «ناپلئون» می انجامد که با کشورگشایی های گسترده وی همراه می شود. نظر به تشابه سیاسی مذکور در بازه تاریخی تقریباً یکسان و با تأیید آن که محتوای هنرها، آینه جریان های فکری موجود در جامعه عصر خویش هستند، می بایست به رغم تفاوت های سبکی، شباهت هایی در هنر این دو سرزمین وجود داشته باشد. با این حساب، این پژوهش درپی آن است که دریابد: نظامی گری و سیاست های تقریباً مشابه نادرشاه و ناپلئون، باعث بروز چه شباهت هایی در ساختار صوری پیکره نگاری آنان شده است؟ آنچه به دنبال می آید، با نظر به رویکرد بازتاب در جامعه شناسی به تحلیل تفسیری مؤلفه های ساختار صوری هشت مورد از پیکره نگاری های نادر و ناپلئون می پردازد. هدف اصلی نگارندگان این مقاله، تأکید بر وجوه تشابه این آثار است. یکی از ضرورت های این پژوهش، مغفول واقع شدن ابعاد هنری دوره افشاریه است. درحالی که، سنت تطبیقی می تواند از قرابت فرهنگی حکایت کند که در تأیید ارزش های احتمالی آن، راهگشاست. این پژوهش به روش تحلیلی نشان می دهد در دوره افشار، نقاشان دربار ایران، با تمسک به اصول هنر سنتی چون نورپردازی پراکنده، پیکربندی رسمی و زینت نگاری به خلق فضاهای میان دوبعدی و سه بعدی اقدام کردند. در غرب هم ناپلئون، هنر نئوکلاسیک را به رسمیت شناخت و بر ارجاع به ارزش های رم باستان تأکید ورزید؛ اما قدرت و ثروت بستری فراهم آورد تا در هر دو سرزمین، پیکره نگاری های پادشاه با تجسم آرایه های مرصع، تمکّن وی را به مخاطب القا نماید. نتیجه آن که، ایران و فرانسه رویکردهای متفاوت را به لحاظ طبیعت نگاری از سر گذراندند؛ اما در این برهه تاریخی خاص، به دلیل اهمیت فوق العاده تجسم ابهّت ملوکانه در ارجاع به سابقه هنری خود و التفات به زینت گرایی هم سو هستند.
۲.

پژوهشی بر نگاره های نسخه خطی دیوان حافظ کتابخانه پرینستون

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۶
اشعار حافظ به دلیل ابهامات پیچیده، معنای غیرصریح و امکانات تفسیری گوناگون قابلیت تصویری کمتری نسبت به شعر دیگر شاعران فارسی زبان دارند؛ از این رو نسخه های مصور کم شماری از دیوان وی در دست است و عمده نمونه های تصویرشده نیز متعلق به عصر صفوی و پس از آن می باشند. مسئله اصلی در پژوهش حاضر معرفی و مطالعه یکی از این نمونه های نفیس و مهجور است که در سال 926 ه.ق پدید آمده و هم اکنون در کتابخانه دانشگاه پرینستون آمریکا نگهداری می شود. این نسخه ارزشمند شش نگاره را در خود جای داده است که کشف تعاملات میان متن شعر و تصویر و همچنین مداقه در ویژگی های بصری آن هدف نوشتار پیش رو می باشد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است و گردآوری اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای و مشاهده مستقیم صورت پذیرفته است و در پی پاسخگویی به این سوالات است که 1. نحوه تأثیر پذیری نگارگر از متن شعر به چه صورت بوده است؟ 2. مشخصه های بصری و مضمونی نگاره های این دیوان چیست؟ نتایج نشان داد هنرمند نگارگر حتی المقدور و به شیوه قراردادی مرسوم، وفاداری اش را به متن شعر نشان داده است. وی با بهره گیری از چیدمان مارپیچ عناصر انسانی، گزینش نمادین رنگ ها و فضاسازی تمثیلی، سعی در القای تصویری هماهنگ با مفاهیم عرفانی اشعار حافظ داشته و با تکرار نمادپردازی ها و صورت ها در موضوعات مشابه فضای تجسمی متناسب با مضمون را پدید آورده است.
۳.

بررسی تطبیقی نگارة «در راه اورشلیم» و نگارة «معراج»، اثر سلطان محمد (با تأکید بر پیامبر(ص)، جبرئیل و براق)

تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۴۰۶
روایت قرآنی معراج پیامبر(ص) رایج ترین مضمون شیعی در حوزه نگارگری ایرانی- اسلامی است که همواره بستری مناسب برای خلاقیت هنرمندان نگارگر ایرانی را فراهم نموده است. نگاره در راه اورشلیم از معراج نامه شاهرخی که در دوره ی تیموری مصور شده و نگاره ی معراج اثر سلطان محمد،که در دوره ی صفوی منقوش شده، رقعه هایی بی نظیر در عرصه هنرهای دینی محسوب می شوند،که ضمن بهره مندی از اسلوب نگارگری زمانه ی خود، دارای عناصر تصویری شامل: پیامبر(ص)، جبرئیل و بُراق می باشند. لذا در این مقاله سعی در پاسخ دادن به این مسئله است که هر دو نگاره دارای چه عناصر ساختاری مشترک و عوامل شیعی تأثیر گذار بر ساختارهای مشترک این دو نگاره کدامند. ابتدا طبق تحقیقات اسنادی و کتابخانه ای، دو نگاره از دو دوره متفاوت انتخاب و از حیث ساختار و ترکیب بندی و سپس عوامل شیعی تأثیرگذار بر این ساختارهای مشترک همچون بینش نگارگر در مورد نور محمدی و انسان کامل بررسی شد. مقاله ی حاضر به روش توصیفی - تحلیلی در پی دست یابی به وجوه اشتراک و افتراق ساختاری و عوامل شیعی تأثیرگذار در هر دو نگاره است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که در هر دو نگاره، نور محمدی است که در بینش شیعی فیض مطلوب انسان کامل است و این انسان کامل در وجود پیامبر(ص) به یک شکل، اما در دو اثر متبلور شده است.
۴.

آیکونوگرافی نگارة ظاهرشدن فرشتة جبرییل در اندازة واقعی خود (با تأکید بر پیامبر(ص) ، جبرئیل و براق)

تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۲۹۷
آیکون، یا آیکونوگرافی امروزه یکی از روش های تحقیقاتی معتبر در زمینه ی مطالعات تصویری قلمداد می شود. در قرن بیستم این مطالعات نظام مند به صورت یک دانش مستقل و آکادمیک ارائه می شود. این جریان که در قرن شانزدهم توسط سزار ریپا آغاز شد، با شخصیت هایی همچون دیدرو، دیدرون، مال، واربورگ و پانوفسکی تداوم و تکمیل شد. آیکونوگرافی شاخه ای از علم آیکونولوژی است که در آن مطالعات بر روی یک نمونه تصویری در بستر گسترده ای از تاریخ، فرهنگ، هنر و مناسبات اجتماعی صورت می پذیرد. در این مقاله بر اساس رویکرد پانوفسکی به بررسی نگاره ای از معراج نامه شاهرخی متعلق به مکتب هرات(قرن 9 ه .ق) با عنوان ظاهر شدن فرشته ی جبرئیل در اندازه ی واقعی خود می پردازیم. در آیکونوگرافی، نگارگری ایرانی اسلامی در عصر شاهرخ شاهد تحولاتی جدی در نگارگری با موضوعات هنری در حوزه ی دینی و مذهبی هستیم. مضامین دینی، در نگارگری ایرانی جان تازه ای به خود می گیرد، که توسط رویکرد آیکونوگرافی قابل ادراک می باشد؛ چرا که نگارگر دینی دوره ی شاهرخ عمدتاَ به ارائه ی تصاویر حسی و با مفاهیمی دینی، عقیدتی و به سفارش حاکمان وقت ارائه می دهد. برای درک بهتر نگاره های معراج نامه ی شاهرخی کاربست سه مرحله ای پانوفسکی که شامل رویکرد توصیفی(فرمی)، تحلیلی و تفسیری است به خوبی مؤثر واقع شده. در این مقاله با بررسی این نگاره از نسخه ی معراج نامه ی شاهرخی به مدد همین سه رویکرد و روند تفسیری، سعی در پاسخ به این مسئله است که، در این نگاره چه بیان های تصویری از دیدگاه آیکونوگرافی وجود دارد؟ تا ضمن درک موضوع و مضمون اثر و همچنین پی بردن به معنی لایه های درونی یک اثر، به طور علمی و صحیح به شناخت درستی از شکل گیری یک اثر هنری و مقصود خالق اثر، در یک دوره ی تاریخی، دست یافت.
۵.

باستان گرایی: شیوه ای بیانگر برای نوسنت گرایان (با نگاهی بر آثار پیشگامان جریان سقاخانه)

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۶
مدرنیست های ایرانی در دهه های 1320 تا 1350 هجری شمسی در پی یافتن بیانی شخصی و جنبشی آوانگارد، از نقش مایه های بومی و ایرانی بهره گرفتند. این اقدام، جریانی تازه در مدرنیسم هنری کشور به راه انداخت که امروزه با عنوان نوسنت گرایی شناخته می شود. عناصر متأثر از هنرهای باستانی ایران، یک گروه از نقوش مورد استفاده نوسنت گرایان بودند. نوشتار حاضر می کوشد به این پرسش پاسخ گوید که «آیا نقوش باستانی در آثار پیشگامان جریان سقاخانه در دهه های 1320 تا 1350 هجری شمسی رسالت پیام رسانی نیز بر عهده داشته اند یا تنها از منظر زیبایی شناسی و آذین گری بر آثار نشسته اند؟» نویسندگان گمان می کنند که توانسته اند با تحلیل موردی برخی نقوش باستانی در بستر آثار مدرن نشان دهند: «این آرایه ها با بهره مندی از قالب شکنی در ذهن مخاطب، می توانند درک وی را به سوی معانی تازه و منطبق بر دریافت های دنیای معاصر رهنمون گردانند.» این پژوهش، بازخوانی جدی و جزئی نگر آثار پیشگامان مدرنیسم کشور را اصلی ضروری برای تولید، درک و تفسیر آثار جدیدتر می داند و باهدف گسترش بازخوانی های مجدد آثار مدرن و آشنایی مخاطب با شیوه های گوناگون رمزگشایی آثار، پیش رفته است. در بررسی نقش مایه های کهن، روش تاریخی تحلیلی و در بخش جمع آوری منابع شیوه اسنادی مدنظر بوده و برای بررسی آثار معاصر از روش تحلیلی تطبیقی استفاده شده است. آثار مورد بررسی نیز به صورت هدفمند، از میان مجموعه موزه ها، آرشیوها، مجموعه های شخصی و تصاویر کتابخانه ای برگزیده شده اند.    
۶.

بررسی آثار نقاش هندی آبانیندرانات تاگور و پیش متن های آثار با توجه به نظریه بیش متنیت ژرار ژنت

کلید واژه ها: آبانیندرانات تاگورمکتب بنگالهنر مدرن هندبینامتنیتبیش متنیتژرار ژنت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۵۸
آبانیندرانات تاگور (1871-1951) نقاش و نویسنده ءمعروف و برادرزاده ءشاعر برجسته ءهندی رابیندرانات تاگور مکتب جدیدی با عنوان مکتب بنگال را در نقاشی بنیان گذاشت و به عنوان پدر هنر مدرن هند شناخته شد. با توجه به شناخت کمی که در حوزه هنر از نقاشان شرقی من جمله نقاشان هندی وجود دارد پژوهش حاضر سعی کرده است تا به بررسی موضوعی، محتوایی و تکنیکی نقاشی های آبانیندرانات تاگور، تأثیراتی که این هنرمند از آثار و سبکهای هنری گذشته گرفته و تأثیراتی که بر نسلهای آینده هنرمندان هندی گذاشته، بپردازد. همچنین با توجه به نظریه بیش متنیت ژرارژنت سعی شده است تا پیش متن های آثار و نحوه ارتباط آثار این هنرمند با یکدیگر مشخص گردد. روش گردآوری اطلاعات اسنادی است و شیوه کار توصیفی و تحلیلی می باشد. نتایج به دست آمده از بررسی آثار آبانیندرانات تاگور حاکی از وجود بینا متن های قوی بین آثار و خلق هدفمند آثار بر پایه پیش متن های گذشته است. نتایج همچنین نشانگر آن است که او شیوه های رایج غربی را تغییر داد و به خلق سبکی ترکیبی مختص به خود با استفاده از عناصر مغولی، راجپوتی و ژاپنی پرداخت و تأثیر بالایی بر نسلهای آینده هنرمندان در احیای ارزشهای هندی گذاشت.
۷.

بررسی طرح ها و نقوش قالی افشار باف سیرجان

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۰
فرش افشارى از نظر طرح و نقش از غنی ترین فرش هاى ایران است. هنر قالی بافی سیرجان که شهرت جهانی دارد این روزها از نبود بافندگان و عدم گرایش دختران جوان به این هنر رنج می برد و شاید خیلی زود جای خود را به فرش های کارخانه ای دهد در این پژوهش که از نظر هدف، بنیادی و ازجهت ماهیت تاریخی و توصیفی است سعى شده است با شناسایى پیشینه تاریخى و فرهنگى این دستبافته، طرح ها و نقوش استفاده شده در قالی افشارباف شناسایی و جهت استفاده تولید کنندگان داخلی و صادر کنندگان معرفی گردد. شناسایی طرح ها و نقوش از طریق مطالعه کتابخانه ای و میدانی (بازدید و مصاحبه با بافندگان و تولید کنندگان) انجام گرفت. از انواع طرح های قالی های ایل افشار سیرجان می توان به سه کله، موسی خانی، ترنج و پنج ترنج، بندی شول، بابا بیگی و حشمت اشاره کرد که هر کدام از این زیر اندازها، با نقوش متعددی بافته می شوند. در گذشته بافت این قالی ها به صورت ذهنی بوده است ولی امروزه طرح و نقش ها را با هدف خاص تجاری در اختیار بافنده قرار می دهند و بیشتر بافندگان طرح هایی را می بافند که با استقبال بیشتری روبرو می شود و در این بین بسیاری از طرح ها به فراموشی سپرده شده است.
۸.

مکان یابی تولید سفال های دوره اسلامی گنجینه نارنجستان قوام شیراز با تطبیق نمونه های مشابه (نمونه موردی: 10 سفال)

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
گرد آوردن آثار بازمانده نیاکانمان در گنجینه ها و موزه ها ادای دینی است بدانچه آنها به آن همت گمارده اند. در این میان محل ساخت برخی آثار گردآوری شده در گنجینه ها - به دلیل گرفتن این آثار از قاچاقچیان اشیاء تاریخی و یا مواردی از این دست- نامعلوم است. برخی آثار موجود در گنجینه نارنجستان قوام شیراز از این دست است که تعدادی از آنها سفال های دوره اسلامی است. این پژوهش بر آن است تا به این سئوال پاسخ گوید: اشیاء سفالی به نمایش درآمده در گنجینه نارنجستان قوام معرف کدام مرکز سفالگری اند؟ جامعه آماری این پژوهش تعداد 10 نمونه شیء سفالی این گنجینه است که با انجام مطالعات کتابخانه ای و بررسی توصیفی و تحلیلی و رویکرد تطبیقی با نمونه های مشابه این آثار در موزه های مختلف دنیا مکان ساخت این آثار مشخص گردید. در بررسی های انجام گرفته بر روی نمونه های مشابه سعی شد با توجه به زمان ساخت مشترک، بیشترین تشابهات در سفال های مورد بررسی در نظر گرفته شود؛ در پایان پژوهش و با بررسی های صورت پذیرفته این نتیجه حاصل گردید که می توان بر اساس مطالعات کتابخانه ای و همچنین نمونه های مشابه موجود در موزه ها مکان ساخت و تولید این اشیای سفالی را تخمین زد و ابهاماتی را که در مورد برخی از اشیاء موزه ای وجود دارد تا حد زیادی بر طرف کرد؛ در مورد این 10 نمونه مورد پژوهش 4 شیء متعلق به مرکز سفالگری نیشابور، یک شی متعلق به ترکیه، یک شیء متعلق به عراق، یک شیء احتمالاً ساخت مرکز سفالگری کرمان، و 3 شیء به ترتیب متعلق به مراکز سفالگری سلطان آباد، ری و مشهد هستند. 
۹.

بررسی طرح ها و نقوش قالی افشار باف سیرجان

تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۶۵
فرش افشارى از نظر طرح و نقش از غنی ترین فرش هاى ایران است. هنر قالی بافی سیرجان که شهرت جهانی دارد این روزها از نبود بافندگان و عدم گرایش دختران جوان به این هنر رنج می برد و شاید خیلی زود جای خود را به فرش های کارخانه ای دهد در این پژوهش که از نظر هدف، بنیادی و ازجهت ماهیت تاریخی و توصیفی است سعى شده است با شناسایى پیشینه تاریخى و فرهنگى این دستبافته، طرح ها و نقوش استفاده شده در قالی افشارباف شناسایی و جهت استفاده تولید کنندگان داخلی و صادر کنندگان معرفی گردد. شناسایی طرح ها و نقوش از طریق مطالعه کتابخانه ای و میدانی (بازدید و مصاحبه با بافندگان و تولید کنندگان) انجام گرفت. از انواع طرح های قالی های ایل افشار سیرجان می توان به سه کله، موسی خانی، ترنج و پنج ترنج، بندی شول، بابا بیگی و حشمت اشاره کرد که هر کدام از این زیر اندازها، با نقوش متعددی بافته می شوند. در گذشته بافت این قالی ها به صورت ذهنی بوده است ولی امروزه طرح و نقش ها را با هدف خاص تجاری در اختیار بافنده قرار می دهند و بیشتر بافندگان طرح هایی را می بافند که با استقبال بیشتری روبرو می شود و در این بین بسیاری از طرح ها به فراموشی سپرده شده است.
۱۰.

فنون و روش های بیان معانی و مفاهیم در رقص های کلاسیک هندی

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۴۴
رقاصان رقص های کلاسیک هندی نیز مانند دیگر رقاصان دنیا از بدن و حرکات آن به عنوان ابزار پیام رسان استفاده می-کنند، حرکات هر یک از اعضای بدن در هر رقصی مبین حالات و عواطف و منظور رقاص است. اما ازآنجاکه رقص های کلاسیک هندی برآمده از آئین پرستش خدایان هندو می باشند، و به منظور نیایش آن ها اجرا می شوند(مطابق دستورات دینی، که رقص را از واجبات پرستش خوانده اند)، هر یک از حرکاتی که توسط رقاص صورت می گیرد، دارای معنی خاصی می باشد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی و شناسایی ابزار بیان ازجمله حرکات بدن، شیوه گریم، لباس، زیورآلات و آرایه صحنه به عنوان مدیا و ابزار بیان این هنر باستانی است؛ همچنین پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این سؤال زیر است: آیا حرکات در رقص های آئینی هندی نمادین هستند؟ معانی این حرکات چیست؟ و موارد استفاده آن ها کجاست؟ روش تحقیق در این پژوهش ازنظر ماهیت توصیفی بوده و روش و ابزار گردآوری اطلاعات به شیوه اسنادی و میدانی صورت گرفته است. بنا بر نتیجه مقاله، رقاصان با فرم دهی به اندام خود تلاش می کنند بازنمایی ای از فرم های طبیعت را به اجرا بگذارند، اما به دلیل محدودیت های استخوان بندی بدن انسان، از شیوه ای نمادین برای نمایش مصادیق طبیعت، احساسات، و دیگر مسائل انتزاعی بهره می برند. بنابراین هرکدام از حرکات دارای فهرستی از معانی نمادین می باشند، که درعین حال که به فهم داستان رقص کمک می کنند، رقاص هیچ گاه برای نمایش یک موضوعِ خاص، با کمبود حرکت مواجه نمی شوند
۱۱.

مطالعه تطبیقی رویکرد کهن الگویی سه اسطوره رویین تن (اسفندیار، آشیل و زیگفرید)

کلید واژه ها: اسطورهکهن الگواسفندیاررویین تنآشیلزیگفرید

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد روانشناختی نقد کهن الگویی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق زبان و ادبیات فارسی و ادبیات غرب
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۲۲۷
اندیشه رویین تنی، که ریشه ای کهن داشته و بیانگر آرزوی دیرینه بشر برای دستیابی به آسیب ناپذیری و بی مرگی است، به انحای گوناگون در میان اسطوره های ملل مختلف نمود یافته است. سه اسطوره رویین تنی، یعنی آشیل، اسفندیار و زیگفرید، در مقایسه با سایر رویین تنان از تواتر بیشتر و جامع تری برخوردارند و رویین تنی به عنوان یک انگاره کهن الگویی در روایت هر سه اسطوره قابل بحث و مطالعه است. از آنجا که بسیاری ازپژوهشگران شباهت های میان این سه اسطوره را ناشی از نظریه کهن الگویی یونگ دانسته اند، تلاش شده است در این پژوهش میزان صحت و سقم موضوع بررسی شود. روش تحقیق در این پژوهش، اسنادی و کتابخانه ای است. این مطالعه، با هدف شناسایی ریشه های مشترک این اسطوره های رویین تن، از منظر نظریه کهن الگوها به بررسی نقاط اشتراک و افتراق میان آنها و میزان اثرپذیری این سه اسطوره از یکدیگر پرداخته است و با رویکرد کهن الگویی در مطالعه تطبیقی میان اسفندیار، آشیل و زیگفرید، به این سؤال پاسخ می دهد که چه ریشه های مشترک و یا متمایزی را می توان در مطالعه این سه اسطوره رویین تن یافت و تا چه میزان شباهت های موجود میان این سه اسطوره را می توان با نظریه کهن الگویی توجیه کرد. از مهم ترین نتایج این پژوهش، تقویت نظریه تاثیرپذیری فردوسی از هومر در خلق اسطوره اسفندیار است.
۱۲.

بازتعریف بدن در هنر فمینیستی (دهه 1960 و 1970)

تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۷۳
در زمان معاصر،   "" بدن "" در مرکز توجه همه امور زندگی انسان قرار گرفته و از جمله موضوعاتی است که به طور عمده مورد بازاندیشیِ انتقادی واقع شده است. عرصه هنر معاصر نیز طی چند دهة اخیر، شاهد تحول و تقویت کنش های اجرایی و آثار با محوریت بدن بوده است. حضور بدن در این آثار، به طور غالب در تقابل با گفتمان زیبایی شناسی غرب تا پایان دوره هنر مدرن قرار می گیرد. هنر فمینیستی که در اواخر دهه 1960و در میان همهمة جنبش های اجتماعی ضد جنگ، مدنی و فمینیستی سربرآورد به عنوان یکی از مهم ترین خاستگاه های این تحول و تغییر موضعِ بدن در هنر معاصر به شمار می آید. هدف از پژوهش حاضر، مطالعه آثار هنر بدن فمینیستی دهه 1960 و 70 و بررسی زمینة فکری و اجتماعی آنها، به عنوان یکی از خاستگاه های مهمِ تحول معانی و جایگاه بدن در هنر معاصرغرب است. مفروض پژوهش، تحول معانی و جایگاه بدن در پیوند با تغییرصورت بندی اجتماعی و زیر ساخت های نظری در آثار هنر فمینیستی است که نمایانگر موضعی متقابل با بازنمایی های سنتی (و مدرن) هنر غرب از بدن است. در جستجوی این مسئله، ابتدا مقولات کلیدی در حوزة نظری بر اساس آرای نظریه پردازان پساساختارگرا (و فمینیست)، به عنوان گرایش های نظری هم زمان، مورد وا کاوی قرار گرفته، و بر این مبنا تحول جایگاه و حضور بدن در آثار منتخب هنر فمینیستی، نسبت به دوره های پیشین، مورد تشریح و تحلیل قرار گرفته است. محتوای پژوهش حاضر، کیفی است و بر اساس روش شناسی توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری کتابخانه ای صورت گرفته است. نتایج یافته ها حاکی از آن است که نمایش و حضور بدن در آثار هنر فمینیستی (دهه 1960 و 70) در تقابل با هنجارهای زیباشناختی از بدن در هنر غرب تا پایان دوره مدرنیسمِ هنری است. بدن در این آثار به مثابه عاملیتی فعال و پویا، در تعامل با مخاطب و مسایل اجتماعی، با تأکید بر فرایند و نه محصول نهایی، نمودار می شود. از این منظر مهم ترین تحول در تغییر جایگاه بدن در آثار هنرمندان فمینیست، فرایند استحاله جایگاه پیکرة سنتی، از ابژه نگاه و تصویر استعاری به سوژه خودآگاه و حاضر در پیوند با مقولات هویتی است.
۱۳.

تحلیل نقش مایه های اساطیرِ آن جهانی

کلید واژه ها: اسطورهدانش نقش مایه هامعراج نامه حضرت محمد صلی الله علیه و آلهشمایل نگاری عیسی مسیح علیه السلامآن جهانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۱۸۶
شمایل های دینی، نوعی بیان تصویری و روشی برای بازنمایی مفاهیم و معانی درونی دین است. هنرمند درک خود از امور فرامادی و نامتناهی را در قالب تجربیات محسوس و قابل درک باز نمایی می کند؛ بدین معنا هنر به وسیله تجسم تصویری و نمادین، راهی به ژرفنای بُعد معرفت شناختی دین می گشاید تا از طریق تفسیر و تأویل، درک امور قدسی را ممکن سازد. این نمادهای مصور در طول تاریخ موجب شکل گیری اسطوره ها شده اند. این مقاله با روشی توصیفی و تحلیلی و تحلیل محتوا درصدد است شمایل نگاری مسیحی در روسیه قرن پانزدهم میلادی را از جهت نقش مایه های نمادین موجود در آن، که سابقه تاریخی آن به اساطیر پیشین بازمی گردد، در مقایسه ای تطبیقی با نگارگری بازدید پیامبر اسلام از دوزخ در قرن نهم هجری در ایران را بررسی کرده، و وجوه اشتراک و افتراق و تأثیر و تأثر آنها بر یکدیگر را مورد واکاوی قرار دهد. نتایج حاصله از این پژوهش، بیانگر این است که بر اساس پیوند همیشگی اسطوره با تصاویر نمادین با کارکردهای اخلاقی و معرفتی، شمایل های دوزخی در هر دو فرهنگ اسلامی و مسیحی را می توان نوعی تصویر اسطوره ای قلمداد کرد که نظریه نقش مایه های آیکونوگرافیک، می تواند در آشکارگی زیرساخت های محتوایی و شکلی آنها نقش مؤثری داشته باشد.
۱۴.

مطالعه تطبیقی اجرای آیینی کَتَک و سماع مولویه از منظر تاریخی

کلید واژه ها: سماعگورکانیانس‍لاطی‍ن ده‍ل‍یکتکصوفیسم

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ ادیان
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۱
حرکت، هیجان و اجراهای آیینی به اندازه تاریخ بشری قدمت دارند. چنین آیین مقدسی در تصوف نیز پدید آمده و در خانقاه های اغلب طریقت ها آن را به اجرا درمی آورند. این آیین در طریقت مولویه اغلب مشتمل بر چرخش های پیوسته و بدون توقف حول محور بدن است. اما اجرای آیینی مشابهی، به نام کتک، در معابد هندوئیسم نیز وجود دارد که مانند سماع مولویه ریشه در نیایش آفریدگار دارد و در برخی از ابعاد فرم و محتوا به سماع شبیه است. بنا بر آنچه بیان شد، پرسش اصلی مقاله این است که آیا اجرای کتک، که در دوران سلاطین دهلی (1526-1206 م) و امپراتوران گورکانی (1857-1526 م) در هند باب بوده است، از سماع مولویه، که به همراه تصوف از قرن سیزدهم میلادی وارد هند شده، و به صورت همزمان مورد حمایت دربار بوده و در مجامع رسمی حکومت به اجرا درمی آمده، تأثیر پذیرفته است؟ پرسش فرعی نیز این است که دلیل شباهت های ظاهری این دو اجرای آیینی، از جمله چرخش های پی درپی و حرکات دست، لباس و موسیقی قوالی، ناشی از تأثیراتی است که از هم گرفته اند؟ این مقاله، به منظور پاسخ به این پرسش ها، به کشف روابط زمانی و مکانیِ دو اجرا و دو فرهنگ صوفیسم و هندوئیسم در طول تاریخِ مورد اشاره و احتمال وام گیری کتک از سماع پرداخته است. نتایج پژوهش بنیادی حاضر، که به روش تاریخی و به کمک گردآوری مطالب به شیوه اسنادی و نیز میدانی به دست آمده، بیانگر این است که اجرای آیینی کتک به واسطه همجواری هندوئیسم و صوفیسم در اجتماع و فرهنگ هند، در دوران سلاطین دهلی و سپس امپراتوران مغول، در بخش های بسیاری از جمله حرکات بدن، به ویژه چرخش های پی درپی و حرکات دست، موسیقی قوالی و لباس، از سماع مولویه تأثیر پذیرفته است.
۱۵.

مطالعه ی تطبیقی بناهای تئاتر یونان، آمفی تئاتر رومی و استادیوم امروزی

تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۸۲
بنای تئاتر که یونانیان پدیدآورنده آن بودند ازجمله قدیمی ترین مکان های اجتماع مردم، باانگیزه ی مشترک است. این بندرها طول دوران متفاوت با توجه به رشد فنّاوری و ساخت به عوامل انگیزشی دوران در هرزمانی به شکلی متکامل از گذشته خویش جلوه می کند. دلیل اهمیت این پژوهش نیز همین سیر تکاملی این گونه از ابنیه است که ردپای آن تا دنیای معاصر نیز قابل بررسی است. در این مقاله سعی بر این است که شباهت ها و تفاوت های بناهای تئاتر، آمفی تئاتر و استادیوم های عصر فنّاوری موردبررسی قرار گیرد. پژوهش به روش تحلیلی – تطبیقی و روش گردآوری اطلاعات آن به شیوه ی اسنادی (کتابخانه ای) است. هدف اصلی این پژوهش جستجوی ریشه های شکل گیری این گونه بناها در یونان، ارتقاء سطح فنی آن درروم باستان و نهایتاً استحاله ی آن در استادیوم های امروزی است و تلاش بر این است تا در حد امکان ویژگی های انگیزشی و دلایل پیدایش آن بیان شود. در بررسی این روند ابتدا ویژگی و انگیزه های ساخت بنای تئاتر یونانی و خصوصیات معماری آن به عنوان پایه ای بر شکل گیری آمفی تئاتر و استادیوم موردبررسی قرارگرفته است. با توجه به آنکه رومیان میراث دار هنر یونان بوده اند، ویژگی های این بناها به واسطه ی رشد و کشف مواد نو و درعین حال تفاوت های نهفته در بستر جامعه ی رومی متحول و موجب پیدایش آمفی تئاتر گردید و این روند با تکامل، واسطه ی شکل گیری بناهای معاصر شد. درنهایت استادیوم های امروزی که پس از انقلاب صنعتی ساخته شدند به عنوان ادامه روند ساخت آمفی تئاتر موردتوجه قرارگرفته است. شایان توجه است که این ابنیه علی رغم پیروی از الگوی رومی به لحاظ انگیزشی، ورود مواد جدید و بهره مندی از علوم نوین با ابنیه گذشته تفاوت چشمگیری دارند. به طورکلی در این پژوهش موضوع از دو منظر انگیزه و فن ساخت بنا با اشاره به نمونه های معروف و قابل توجه موردبررسی قرارگرفته است.
۱۶.

کتیبه های ضریح شیر و شکر امام رضا (ع) از منظر مبانی اعتقادی شیعه

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۸
ضریح سازه ای منحصراً شیعی است که تزئینات و کتیبه های نقش بسته بر آن، با تأمل و دقت خاصی از منظر عقاید شیعه انتخاب می شود. ضریح شیر و شکر چهارمین ضریح قرار گرفته بر مضجع شریف امام رضا (ع) بوده است که در نیمه شعبان سال 1379 ه.ق. در محل قبر نصب شده است. طراحی این ضریح توسط استاد محمد تقی ذوفن صورت گرفته و ناظر ساخت و پژوهشگر انتخاب کتیبه های ضریح مرحوم ابوالحسن حافظیان بوده است. کتیبه های این ضریح شامل سوره یس، سوره انسان، اسماء الهی، احادیثی در شأن امام رضا(ع) و اسماء چهارده معصوم (ع) است که اکثراً به خط زیبای ثلث کتابت شده است. به علت مرمت های صورت گرفته بر این ضریح، در کتیبه های آن تغییراتی ایجاد شده به صورتی که تعدادی از این کتیبه ها با نقوش اسلیمی فلزی تعویض شده است و تعدادی از اسماء الهی از قسمت تاج ضریح برداشته شده اما دیگر کتیبه ها کمتر دستخوش تغییرات بوده است. این مقاله سعی بر آن دارد تا کتیبه های ضریح شیر و شکر به تفصیل مع رفی گردد و با توجه به مرمت های انجام شده تغییرات ذکر شود. سؤال پژوهش این است که آیا انتخاب کتیبه های ضریح اعم از آیات، اسماء الهی و احادیث با توجه به اعتقادات شیعه و شأن امام رضا (ع) دلایل خاصی داشته است؟ این مطالعه به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است و جمع آوری اطلاعات و تصاویر به صورت، میدانی و کتابخانه ای بوده است. در نتیجه این مطالعه روشن گردید که متن کتیبه های انتخاب شده برای کتابت بر ضریح با علم به باطن آیات و احادیث همراه است و زایر در هنگام زیارت هم از نظر معنوی و هم از نظر بصری با ضریح و علی الخصوص ولی مدفون ارتباط بر قرار می سازد.
۱۷.

مطالعه تطبیقی جانوران ترکیبی در هنر هخامنشیان و آشوریان با تأکید بر نقوش برجسته و مهرها

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۳۶
جانوران ترکیبی موجوداتی محصول تخیلات انسانی هستند که به عنوان شاهکارهای هنری در قالب عناصر و تزئینات معماری، ظروف کاربردی، مهرها، زیورآلات و... ظاهر می شوند. هدف از این پژوهش بررسی جانوران ترکیبی به عنوان نمادهایی از دو فرهنگ و تمدن فلات ایران (هخامنشیان) و بین النهرین (آشور) و یافتن اشتراکات و افتراقات فی مابین آنان با رویکردی تطبیقی است. برای رسیدن به این منظور، دامنه گسترش این موجودات ترکیبی در آثار هنری نقوش برجسته و مهرهای هخامنشی و آشوری ازنظر شکل ظاهری و مفاهیم مرتبط با آن جست وجو و با یکدیگر تطبیق داده شد. در این پژوهش روش تحقیق به صورت توصیفی- تاریخی و تجزیه وتحلیل اطلاعات کیفی و گردآوری اطلاعات به روش اسنادی است. نتایج حاصل از این پژوهش نمایانگر وجوه اشتراک و افتراق موجودات ترکیبی در این دو تمدن است و به طور کلی می توان گفت که در نمایش موجودات ترکیبی دوره هخامنشی از دید جانبی و در آشوری از روش جبهه ای استفاده شده است. نمایش جانور ترکیبی با حالات انسانی مانند تمام قد بودن و استفاده از اندام انسانی در دوره آشور کاربرد زیادی داشته درحالی که در دوره هخامنشی تنها ترکیب با سر انسان دیده می شود. مهم ترین خصیصه تصاویر نمایش دهنده جانوران ترکیبی در هنر هخامنشی: سادگی، نظم و پرهیز از پرداختن زیاد به جزئیات است. جانوران ترکیبی در هنر هخامنشی از حس «سکون و آرامش» و «خشک و رسمی» و در دوره آشوری «تحرک و پویایی» و «بیان خشونت» برخوردارند و تقارن انعکاسی بارزترین ویژگی هماهنگ تصاویر جانوران ترکیبی در نقوش برجسته دوره آشور است. ازنظر مفهوم به کارگیری، بیشتر نمادها در فرهنگ و تمدن مردمان هر دو منطقه ریشه دارد.
۱۸.

مطالعه تطبیقی تعالیم دین زردشت و فلسفه مکتب اصالت وجود

کلید واژه ها: اِگزیستانسیالیسمآزادیمسئولیتانتخابزرتشتتقدیر

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای اگزیستانسیالیسم
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۲۱۳
مکتب اصالت وجود یا اگزیستانسیالیسم، هستی انسان و مسائل مربوط به وی را به عنوان مرکز ثقل تفکّراتش، قرار داده است و دغدغه اثبات مسئولیّت، امکان تعالی و بهبودی وضع زندگی او را دارد؛ اما قرن ها پیش از ظهور فلسفه اصالت وجود در غرب، زرتشت، پیامبر ایران باستان، با اعتقاد راسخ به وجود اهورامزدا (خدا) و ارج نهادن به انسان، پرورش و پویایی ویژگی های اخلاقی و سعادت انسان را به عنوان هدف خود دنبال می کرد که این امر از اهمیّت بالایی برخوردار است. هدف این پژوهش، مقایسه تطبیقی تعالیم مکتب اصالت وجود وآموزه های زرتشت، در چارچوب مفاهیمی چون: اصالت وجود انسان، اختیار و آزادی، انتخاب، مسئولیّت، عدم اعتقاد به تقدیر و توصیه به تلاش و دوری از گوشه نشینی می باشد. در این راستا ابتدا به تبیین مفاهیم ذکر شده در هر یک از مکاتب مورد نظر پرداخته و سرانجام با مطالعه وجوه تشابه و تمایز موجود، این نتیجه حاصل شده که قرن ها پیش در ایران، مسئله «هستی انسان» و ارتباط آن با جهان، بسیار خردمندانه مطرح شده است. درواقع، زرتشت در زمانی کهن و در میان جامعه ای ابتدایی، همان چیزی را مطرح کردکه مکتب اگزیستانسیالیسم امروز در میان مردمی متمدن مطرح می کند. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع مکتوب و کتابخانه ای انجام شده است.
۱۹.

بررسی تاثیر اندیشه و شرایط اجتماعی چینی در منظره سازی نقاشان دوره سونگ

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۲۲۵
جذابیت و درک یک نقاشی هنگامی بیشتر خواهد شد که حس عمیق نقاش و اسلوب های مختلف نقاشی را در یک دوره خاص کاملا بشناسیم و درباره تاریخچه و زمان پیدایش و همچنین چگونگی شکل گیری مکتب و سبک های یک اثر هنری شناخت کلی داشته باشیم . طبیعت از موضوعاتی است که بسیاری از نقاشان چینی را تحت تاثیر خود قرار داده . نقاش اصیل چینی هیچگاه به تقلید از طبیعت نمی پردازد ، چرا که مقصود او چیزی ورای ظاهر طبیعت است . در نقاشی چین بیشتر سعی می شود به کمک سمبل ها و اشارات ، احساسی که یک دور نمای طبیعی در نقاشی بر می انگیخت را مجسم نماید . بطور کلی هدف این تحقیق بررسی تاثیر اندیشه و شرایط اجتماعی در منظره سازی نقاشان دوره سونگ است . این تحقیق به روش توصیفی و به روش کتابخانه ای مورد بررسی قرار گرفته است و در نتیجه می توان گفت در مکتب سونگ هنرمند به یگانگی با روح و جوهر طبیعت می اندیشد ، آنچه او طبیعت می نامد نتیجه تغییراتی است که جامعه پیش تر بر جهان او اعمال کرده است و هنرمند می کوشد با حداقل پرداختن به جزئیات تخیل خود را از طبیعت تصویر نماید .
۲۰.

انتقال هنرهای صناعی سرزمین های اسلامی از قرن چهارم ه.ق به اروپای غربی در قرن دهم میلادی

کلید واژه ها: هنر اسلامی قرن چهارم هجریاروپای قرن دهم میلادیانتقال آثار اسلامیهدایا و بازرگانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی هنرهای صناعی
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر تاریخ هنر تاریخ هنر اسلامی
  3. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن یاستان شناسی آثار هنری و بومی ملل
تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۳۸۶
سرزمین های اروپایی در قرون وسطی از جمله در قرن دهم میلادی قربانی بربریت، جنگ ها، غارتگری ها و رقابت های شوالیه ها و طبقه اشراف بودند و از امنیتی نسبی برخوردار نبودند. ایشان همواره سعی داشتند با تشکیل دولت هایی مستقل و جنبش های دهقانی به دنبال ایستادگی در برابر مهاجمان و شکست آنها از وضعیتی پایدارتر برخوردار شوند. مورخان از قرن دهم به آخرین دوره از «عصر فترت» یاد می کنند. در این قرون اروپا به لحاظ اقتصادی، سیاسی، دینی و اجتماعی، و وضعیت علمی و فرهنگی در شرایط نامطلوبی به سر می برد. این درحالی است که سرزمین های اسلامی در قرن چهارم هجری دوره رنسانس و شکوفایی خود را می گذراندند؛ عصری که مسلمانان در تمامی حوزه های تمدن (همچون علم، فرهنگ، صنعت و هنر) پرآوازه و صاحب نظر بودند. پژوهشگران بی غرض حوزة تاریخ تمدن به ویژه تاریخ اسلام و اروپا همگی بر تأثیر دستاوردهای مسلمانان بر اروپا در حوزه های مختلف از جمله هنر در قرن چهارم هجری تأکید می ورزند. با این پیش زمینه مقالة پیش رو به دنبال ردیابی مصنوعات هنری در آثار موزه ای و کتب منتشره در دو حوزه تاریخ تمدن و تاریخ هنر با مسئله فقدان آثار تولید شده توسط هنرمندان اروپایی قرن دهم میلادی با تأثیرپذیری از هنر اسلامی قرن چهارم هجری مواجه شد. به دنبال پاسخگویی به این مسئله فرضیه مطرح شده در طول مقاله تقویت شد که آثار اسلامی قرن چهارم هجری از طریق بازرگانی و هدایای خلفای اسلامی به پادشاهان، اشراف و شوالیه ها به اروپا در قرن دهم میلادی منتقل شده است و هنرمندان اروپایی با توجه به شرایط نابسامان آن دوران تنها دریافت کننده و سفارش دهندة آثار بودند و به تولید آثار با بهره گیری از ویژگی های اسلامی اهتمام نورزیدند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان