منصور نصیری

منصور نصیری

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تهران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۸ مورد.
۱.

نقادی اخلاق باور کلیفورد بر محور اصل عدالت اخلاقی

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۳
در این نوشتار کاربرد دسته ای از مفاهیم در اخلاق باورِ کلیفورد را با کاربرد آنها در اخلاق باور رقیب فکری او، یعنی جیمز مقایسه کرده ایم. این مفاهیم شامل توجیه اخلاقی هنجار دلیل، توجیه معرفتی هنجار دلیل، آسان باوری، ایده عمل بر اساس احتمالات و پذیرش باورهای بی دلیل می شود. ادعای ما این است که کلیفورد با وجود اینکه اصل دلیل حداکثری «باور به چیزی با دلایل ناکافی همیشه، همه جا و برای همه نادرست است» و معیار تحقیق پذیری را پیشنهاد می دهد، خود عامل به آنها نیست و استفاده ای از مفاهیم می کند که او را به دیدگاه رقیب نزدیک تر می سازد؛ به گونه ای که می شود گفت ما با دو کلیفورد افراطی و معتدل و دو نوع قرینه گرایی افراطی و معتدل روبه رو هستیم. با معرفی «اصل عدالت» به مثابه حس انصاف درونی انسان ها که در قالب قاعده زرین اخلاقی «آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند» صورت بندی شده است، پیشنهاد می کنیم که نظام اخلاق باوری که کلیفورد معتدل ارائه می دهد، اخلاق باور عادلانه تری است.
۲.

دفاع از روان گرایی در چیستی شاهد

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
یکی از مفاهیم مهم در معرفت شناسی، مفهوم شاهد است. شاهد دلیلی است که نشان دهنده صدقِ گزاره ای است که متعلقِ گرایش باوری شناسا است. در این مقاله می خواهیم به چیستی شاهد بپردازیم. سه دیدگاه مهم در مورد چیستی شاهد وجود دارد: روان گرایی، گزاره گرایی واقع نما و گزاره گرایی غیرواقع نما. در این مقاله، پس از طرح و بررسیِ ادله دیدگاه های سه گانه در چیستی شاهد، به این نظر رسیدیم که ادله قوی تری به نفعِ روان گرایی وجود دارد و استدلال هایِ گزاره گرایان تمام نیست؛ ازاین رو به نظر می رسد که شاهد عبارت از حالات ذهنی غیرواقع نمایِ شناسا است.
۳.

بررسی انتقادی راه حل های مسئله شرّ بر اساس رویکرد نوتومیستی برایان دیویس

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۹
مسئله شرّ یکی از مسائل مطرح در فلسفه دین معاصر است که تقریرهای مختلفی از آن ارائه شده و فیلسوفان خداباور نیز راه حل های مختلفی را برای حل آن ارائه کرده اند. برایان دیویس با نقادی رویکرد الهیاتی فیلسوفان دین معاصر و بر مبنای رویکرد الهیات سنتی آکوئیناس کوشیده است پاسخی مبنایی و متفاوت به مسئله شرّ بدهد. وی با ردّ تصور شخص گرایانه از خدا و نیز نقد یکسان انگاری اخلاق خدا و انسان در فلسفه جدید، اولاً طرح مسئله شرّ در نظر خداناباوران و نیز برخی دفاعیه ها و تئودیسه ها در نظر فیلسوفان خداباور را برنمی تابد، و ثانیاً می کوشد با در پیش گرفتن روش اصلاح رویکردی، یعنی با تحلیل برخی مفاهیم اصلی در الهیات سنتی آکوئیناس مانند «وجود»، «خالق» و «مخلوق»، و تأکید بر نقص معرفتی انسان، پاسخ مبتنی بر الهیات تومیستی به مسئله شرّ را بازسازی کند. به باور وی، با توجه به عینیت خدا و خیر در الهیات سنتی، در خدا و افعال او ممکن نیست شرّی باشد، و بنابراین شرّ موجود یا به نوعی محروم بودن از وجود است یا شامل محرومیتی است و در واقع اساساً امری عدمی است. در این مقاله تلاش کرده ایم نقدهای برایان دیویس به رویکرد الهیاتی فیلسوفان دین معاصر به مسئله شرّ و نیز پاسخ رویکرد اصلاحی برایان دیویس به این مسئله را بررسی کنیم و در پایان به بررسی انتقادی دیدگاه وی بپردازیم. نتیجه این که به نظر می رسد هرچند برخی نقدهای وی به فیلسوفان دین معاصر جدّی است، در عین حال نوع برداشت و تفسیر وی از مبانی تومیسم و نیز راه حل پیشنهادی خود او برای مسئله شرّ نیز چندان راهگشا نیست.
۴.

استقلال ذاتی یا عدم استقلال ذاتی اخلاق از دین، بررسی دیدگاه کانت و علامه طباطبائی

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۸
در جستار پیش رو در صددیم با تبیین استقلال ذاتی اخلاق، رابطه آن را با دین بیان و با بررسی آموزه های اخلاقی کانت و علامه طباطبایی موضع این دو اندیشمند را در ذیل این مسئله بیان کنیم. مبحث اخلاق و ارتباط آن با دین ارتباط وثیقی با مبحث ارزش شناسی گزاره های اخلاقی و کارکرد عقل عملی دارد. لذا بحث در باب یکی بدون پرداختن به دیگری عقیم خواهد بود. در این جستار نیز پس از تبیین کوتاهی پیرامون موضع و ساختارهای اساسی معرفت شناسی کانت و علامه طباطبایی درباره احکام اخلاقی، مهم ترین دیدگاه های این دو اندیشمند در بحث استقلال اخلاق از دین بررسی خواهد شد. در ادامه با بیان محورهای اشتراک و افتراق این دو اندیشمند، نشان داده می شود که بسته به معنای ذاتی در احکام اخلاقی، می توان این دو را قائل به استقلال ذاتی اخلاق از دین دانست، زیرا هر دو اندیشمند برآن هستند که عقل عملی با معیارهای عقلانی خود می تواند خوبی و بدی اعمال را تشخیص دهد؛ در عین حال عقل به منزله منبع اصلی شناخت احکام ارزشی، گاه به نقش تکمیل گر دین نیز محتاج است. در پایان به چند کاستی در دیدگاه کانت اشاره شده که دیدگاه علامه طباطبایی مصون از آنهاست.
۵.

بررسی زبان دینی از دیدگاه مک کلندان بر مبنای افعال گفتاری آستین

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۶
معناداری زبان دین یکی از مسائل مهم فلسفه دین است که با طرح دیدگاه بازی های زبانی در اوایل قرن بیستم وارد مرحله ی نوینی شد. دیدگاه افعال گفتاریِ آستین، با تکیه بر دیدگاه ویتگنشتاین متأخر و با نگاه کارکردگرایانه، ماهیت زبان را ، فعل و کنش می داند و معنا را از رهگذر متن و بستر قابل فهم می داند. این صورتبندی از نظریه معنا، راه را برای معناداری غنی تر زبان دینی هموار می سازد. جیمز مک کلندان با بهره از این دیدگاه، معنا داری زبان دینی را دارای مؤلفه های عرفی، عاطفی و توصیفی معرفی کرده و هرکدام از آن ها را از شروط اصلی معناداری زبان می داند و با طرح این نظرگاه اهمیت وجوه و جوانب مختلف یک گفتار دینی را حفظ می کند. در این نوشتار با بررسی دیدگاه افعال گفتاری و نظریه ی مک کلندان، موفقیت این دیدگاه در زبان دینی را مورد ارزیابی قرار داده ایم.
۶.

فعل خدا در جهان از دیدگاه ایان باربور

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۱
هدف ما بررسیِ تحلیلیِ دیدگاه پویشیِ باربور درباره فعل خدا در جهان است. ایان باربور به پیروی از دیدگاه علمیِ روز اعتقاد دارد که جهان طبیعت با قانون های طبیعی اداره می شود؛ اما به فعالیت خدا در جهان طبیعت نیز باور دارد؛ و این ها را جمع پذیر می داند، چرا که وی معتقد است اینها در دو سطحِ متفاوت روی می دهند. قانون های طبیعی بیانگر تأثیر عوامل فیزیکیِ یک پدیده اند و فعلِ خدا بیانگرِ تأثیرگذاری خدا از درون است. در جهانی که باربور ترسیم می کند، عواملِ طبیعی و اراده انسان، آینده جهان را رقم می زنند و حتی خدا از آینده جهان بی خبر است. فعلِ خدا در جهان به ارائه پیشنهاد و معرفی امکانات به مخلوقات محدود و خدا عاملی در کنارِ عواملِ دیگر شناخته می شود؛ اما چنین خدایی بسیار ضعیف و نیازمند است و نمی تواند شایسته پرستش باشد.
۷.

بررسی آموزه کمال الهی در الهیات پویشی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۲۶
می توان گفت در همه مکاتب و دیدگاه های مربوط به صفات الهی، اصل کمال الهی مورد تأکید قرار گرفته است؛ اما طرفداران الهیات پویشی در عین اذعان به کمال الهی، صفات الهی را به نحوی تفسیر می کنند که نتیجه آن، عقیده به «کمال نسبی» برای خداست. این تفسیر هم با خداباوری توحیدی/ کلاسیک و هم با ادله عقلی ناسازگار است. در این مقاله، با رویکرد فلسفه دین، دیدگاه الهیات پویشی درباره کمال الهی را در پنج محور اصلی بررسی کرده ایم: پویش، تناهی، تناهی صفات، تغییرپذیری، و حلول خدا. بر اساس این بررسی، تفسیر مزبور، دچار نقایص و پیامدهای نامطوبی است که به لحاظ دینی و عقلی مردودند.
۸.

بررسی و نقد آموزة «گشودگی» در حل تعارض علم الاهی و اختیار بشری

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۷
خداباوری گشوده جنبشی الاهیاتی است که در اواخر قرن بیستم از دل سنت اونجلیکال مسیحی سر بر آورد و دغدغه ترسیم مدلی از فعل خداوند در عالم را داشت که بتواند بر اساس آن تعارض و ناسازگاری موجود در الاهیات سنتی، بین اراده آزاد/ اختیار بشر و علم پیشین و مطلق الاهی، را رفع کند. آنها کوشیدند نشان دهند که خداوند علم مطلق و جهان شمول ندارد؛ بلکه علم خداوند و آینده عالم و بشر هر دو گشوده اند و همه چیز به اختیار و اراده انسان بستگی دارد. خدای خداباوری گشوده از سر مهر و عشق خود به بشر علم اش را محدود و آینده را گشوده و وابسته به اراده انسان گذاشته است. از جمله انتقاداتی که به خداباوری گشوده وارد شده معضل محدودیت علم الاهی است. دیگر اینکه مدعیات خداباوران گشوده در باب گشوده بودن آینده و پیش بینی ناپذیربودن آن با نص کتاب مقدس همخوانی ندارد. به نظر می رسد در این میان مدل الاهیاتی شیعی، یعنی بداء، چه بسا راه میانه ای برای حل معضل علم پیشین و خطاناپذیر الاهی و اراده آزاد بشر باشد، بدون اینکه یکی از دو طرف را نادیده بگیرد یا به نفع دیگری مصادره به مطلوب کند. مدل بدایی در حین اصالت بخشیدن به اختیار انسان، علم و قدرت الاهی را نیز، که به صورت سنتی مطرح شده بود، حفظ می کند و از این لحاظ از نقدهای وارد بر الاهیات کلاسیک مسیحی مصون است و اشکالات الاهیات گشوده را نیز ندارد.
۹.

نگاهی انتقادی به ارتباط دانش و دین در جامعه شناسی دین ماکس وبر

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۲۱
در این نوشتار می کوشیم تا ضمن استخراج دیدگاه وبر درباره ارتباط دانش و دین به عنوان یکی از مهمترین نظریات او، توضیح دهیم که چگونه این دیدگاه که خود مبتنی بر جامعه شناسی دین وبر است، به تعارض میان دانش به معنای اعم آن (شامل علوم طبیعی و انسانی) و دین خواهد انجامید. این مقالله شامل پنج بخش اصلی است: در بخش اول (مقدمه) نقشه روابط ممکن بین دانش (علم) و دین را طرح می کنیم و سپس در بخش دوم جایگاه وبر به عنوان یکی از قایلین به تعارض بین دانش و دین در آن نقشه را مشخص خواهیم کرد. در بخش سوم مقالله، انتقادات وارد بر دیدگاه وبر با نگاهی به نظریات ولترستورف طرح خواهند شد و نهایتاً در بخش چهارم با نگاه انتقادی به موضع وبر، راه حلی برای آنچه او تعارض بین دانش و دین می خواند ارایه خواهیم کرد. این راه حل، مسیری است که به علمای دین و دانشمندان امکان می دهد از هر دو ساحت اندیشه بشر یعنی دانش و دین، به نحوی روش مند و فلسفی در ساختار شناخته شده جامعه شناختی بهره برند و در عین حال با یکدیگر گفت وگو کنند. بخش آخر این نوشتار نیز به نتیجه گیری بحث و بیان رابطه دانش جامعه شناسی و دین با توجه به مقدمات ذکرشده در مقالله اختصاص خواهد داشت.
۱۰.

پارادایم های الهیاتی و مسئله شرّ؛ با تأکید بر آرای برایان دیویس

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۶
مسئله شرّ یکی از مسائل اساسی در فلسفه دین است که در پاسخ بدان دیدگاه های متضادی در آرای متفکران مختلف بیان شده است. پرسش این است که چرا متفکران مختلف رویکردهای متفاوت و گاه متضادی در پاسخ به مسئله شرّ برگزیده اند. در پاسخ به چنین پرسشی، با توجه به مبانی هستی شناختی و معرفت شناسی خاص هر متفکر می توان با طرح نگاه پارادایمی به مسائل فکری، پاسخ گوی بسیاری از اختلاف نظرها شد. در تبیین چرایی اختلاف نظر فیلسوفان دین در پاسخ به مسائل الهیاتی، در این نوشتار به این نتیجه رسیده ایم که می توان از دو نظام مفهومی یا پارادایم الهیاتی سنتی و جدید سخن گفت و تفاوت های تبیینی این دو رویکرد رقیب را در حل بسیاری از مسائل مانند مسئله شرّ به تفاوت در نظام های مفهومی ارجاع داد. این تفاوت های تبیینی از مسائل الهیاتی در آرای برخی فیلسوفان دین معاصر نمود بیشتری یافته است که در این مقاله، با تأکید بر رویکرد نوتومیستی برایان دیویس در تبیین گری مسئله شرّ، کوشیده ایم دلایل تقابل آن با آرای دیگر فیلسوفان دین معاصر را به تفاوت نظام های مفهومی آنها بازگردانیم و تأثیر و میزان موفقیت هر پارادایم را در پاسخ گویی به مسئله شرّ نشان دهیم.
۱۱.

آیا خدا شخص است؟

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۱
یکی از مهم ترین مباحث درباره خدا، بررسی شخص یا غیرشخص بودن خداست. دیدگاه رایج در میان مسیحیان این است که خدا شخص است؛ و درست بر خلاف آن، مسلمانان، معمولاً معتقد به خدایی غیرشخصی هستند. به رغم اهمیتی که این تفاوت در بسیاری از مسائل الهیاتی دارد، بحث چندانی درباره آن، به ویژه در جهان اسلام، صورت نگرفته است. در این مقاله، استدلال های معتقدان به شخص بودن خدا و مخالفان شخص بودن خدا را به صورت جداگانه طرح و بررسی کرده ایم. هرچند که نمی توان استدلال های هیچ یک از طرفین را تام و کامل دانست، در مجموع با توجه به ارزیابیِ نهایی ای که ارائه کرده ایم، دیدگاه مربوط به غیرشخص بودن خدا را تقویت کرده ایم و آن را معقول تر و پذیرفتنی تر از دیدگاه رقیب دانسته ایم.
۱۲.

نمادگرایی دینی از نگاه پل تیلیش با تکیه بر نظام الهیاتی فلسفی وی

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۴
در بحث زبان دین، معناداری گزاره های دینی یکی از چالش های پیش رویِ فلاسفة دین است. در میانِ نظریه ها و پاسخ های داده شده، نظریة نمادگرایی دینی پل تیلیش اهمیت ویژه ای دارد. براساس این نظریه، تمامی گزاره های دینی به غیر از گزارة «خدا وجود دارد» نماد هستند. وی با تمایز قائل شدن بین نماد و نشانه، و غیرلفظی و نمادین خواندن گزاره های دینی، سخن گفتن از خداوند را بی معنا نمی داند و بدین ترتیب به چالش اصلی پیش روی دین داران که از جانب پوزیتیویست ها مطرح شده بود پاسخ می دهد. تفسیر نمادین از زبان دین تلاش دارد تا توضیح دهد که چگونه زبان دینی می تواند معرفت بخش باشد. اما اشکال اصلی وارد بر نظریة وی این است که با قبول پیش فرض حداکثری او در باب نمادین بودن تمامی گزاره های دینی و زبان دین، دیگر نمی توان به نحو حقیقی و غیرنمادین در باب خدا سخن گفت. بنابراین راه برای شناخت و ارتباط برقرارکردن با خداوند بسته شده و تفسیر نمادین وی بیش از آن که تفسیری الاهیاتی باشد، تبدیل به یک تفسیر متافیزیکی می شود و تا جایی پیش می رود که حتی مسیحیت را از درون خالی می کند و جز پوسته ای از آن باقی نمی گذارد. شناخت و فهم این نظریة پیچیدة تیلیش فقط با شناخت دغدغه های فلسفی الاهیاتی وی و فقط در چهارچوب کل نظام فکری اش امکان پذیر است.
۱۴.

بررسی و نقد مفهوم دعا از نظر دی. زد. فیلیپس

کلید واژه ها: دعاوابستگیدیفیلیپسزدسخن گفتن با خدا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۵۹
یکی از مواضعی که رویکرد غیرشناختی فیلیپس آشکار می شود، دعا است. از نظر وی، دعا سخن گفتن با خدایی خارجی نیست؛ بلکه دعا به معنای آگاه شدن از وضع خود است. اصل دیگر دعا، مفهوم وابستگی است؛ بدین معنا که دین دار، همه شئون وجود خود اعم از خیر و شر را مدیون خدا دانسته، او را می ستاید و توقع ندارد که خدا در وضع امر او دخالت کند، وگرنه دعای وی خرافی می شود. این تفسیر از دو جهت قابل بررسی است: یکی اشکالات مربوط به خداشناسی وی و دیگری کاستی های تفسیر وی از دعا. برخی از مهم ترین محورهای دسته دوم عبارتند از: 1. طبق این تفسیر، بیشتر دین داران خرافاتی هستند؛ 2. این تفسیر، تبیین گر رویکردهای پس از عصر روشنگری است و جامعیت تاریخی ندارد؛ 3. باید بین اعمال دین داران و نگرش های متافیزیکی آنها تمایز قائل شد. دین داران رفتارهایی از خود بروز می دهند که مغایر با دیدگاه های متافیزیکی آنهاست و البته چنین مغایرتی، هیچ اشکالی ندارد؛ بنابراین بروز عدم انسجام گزاره ای در دین، امری معمول است و نمی توان دخالت الهی را صرفاً بدین جهت مردود شمرد.
۱۵.

بررسی و نقد مسئلة شر ازنظر الهیات پویشی با تأکید بر اندیشة هارتسهورن

کلید واژه ها: خداصفات خداالهیات پویشیمسئله شر

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۷۲
مسئله شر یکی از مهم ترین مسائلی است که دغدغه فیلسوفان دین و متکلمان بوده است. الهی دانان پویشی مانند وایتهد، هارتسهورن و گریفین، رویکرد جدیدی به این مسئله داشته اند؛ یعنی فلاسفه و متکلمان گذشته، بیشتر با قبول صفات (علم، قدرت و خیرخواهی مطلق) خداوند به تبیین و توجیه شرور پرداختند؛ اما فلاسفه دین پویشی با رد علم و قدرت مطلق الهی این مسئله را بررسی می کنند؛ یعنی علم خدا را زمانی می دانند، موجودات را نیز دارای قدرت خلاقه می دانستد و با محدود دانستن قدرت خداوند او را از شبهه شر مبرا می کنند. در این نوشتار ضمن بررسی اندیشه آن ها و البته با تأکید بر هارتسهورن، دیدگاه آن ها را نقد خواهیم کرد.
۱۶.

تجربه دینی و تبیین های طبیعت گرایانه، بررسی دیدگاه جف جوردن

نویسنده:

کلید واژه ها: تجربه دینیجف جوردنتبیین طبیعیحجیت معرفت شناختیسوینبرن

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۹۴
دغدغه اصلی این مقاله، بررسی این مسئله است که آیا کشف تبیین طبیعی برای تجربه دینی، حجیت معرفت شناختی آن برای اثبات متعلق خود، به ویژه خداباوری را رد می کند یا خیر. در این زمینه با دو دیدگاه کلی مواجهیم. برخی معتقدند که تا وقتی وجود نداشتن خدا با دلیل کافی اثبات نشود، تجربه دینی حتی در صورت کشف تبیین طبیعی برای آن، از حجیت معرفت شناختی برخوردار خواهد بود. اما برخی دیگر تأکید می کنند که به محض کشف تبیین طبیعی، حجیت معرفت شناختی آن از بین می رود بدون آن که نیازی به اثبات وجود نداشتن خدا داشته باشیم. در این مقاله نزاع جف جوردن با گروه نخست را در همان ساختار بحث خودِ جوردن بیان و بررسی کرده ایم. یافته و نتیجه ای که پس از بررسی و نقد این دو دیدگاه، به آن رسیده ایم، ارائه دیدگاه سوم و جدید در این زمینه است. دیدگاه پیشنهادی، مبتنی بر تفکیک دو نوع تجربه دینی است. بر اساس این دیدگاه، برخی از تجربه ها که از شرایط خاصی برخوردارند حتی در صورتی که برای آن ها تبیین طبیعی کشف شود، باز هم از حجیت معرفتی خاصی برخوردار خواهند بود.
۱۷.

ایمان از دیدگاه علامه طباطبایی

۱۸.

حجیت معرفت شناختی تجربة دینی نزاع آنتونی کنی و جف جوردن

نویسنده:

کلید واژه ها: ادراک حسیتجربة دینیحجیت معرفت شناختی تجربة دینیادراک غیر حسیآنتونی کنیجف جوردن

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۶۷۵ تعداد دانلود : ۲۶۷
آنتونی کنی، بر آن است که تجربه های دینی حجیت معرفت شناختی ندارند. استدلال او، بر تحلیل ماهیت تجربة دینی مبتنی است. از نظر او، تجربة دینی یا ادراک حسی است یا ادراک غیر حسی. با توجه به این که نمی توان تجربة دینی را ادراک حسی دانست، لاجرم باید ادراک غیر حسی باشد؛ اما ادراک غیر حسی دانستن تجربة دینی، مستلزم آن است که نحوه ای از وحی باشد و لازمة وحی دانستن تجربة دینی، فرض وجود خدا پیش از تحقق تجربة دینی است. از نظر جف جوردن، استدلال کنی راه به جایی نمی برد؛ زیرا، مهم ترین مقدمات استدلال کنی عبارت اند از مقدمة (2) (تجربه های دینی ادراک حسی نیستند) و مقدمة (4) (اگر تجربه های دینی ادراک غیر حسی باشند، در این صورت به تنهایی نمی توانند باور به خدا را توجیه کنند). جوردن با تحلیل مقدمة (2) آن را کاذب می داند. از سوی دیگر، از نظر او، مقدمة (4) فقط در صورتی صادق است که دیدگاه گزاره ای دربارة وحی صادق و دیدگاه غیر گزاره ای کاذب باشد؛ اما هیچ دلیل قانع کننده ای بر صادق دانستن دیدگاه گزاره ای و کاذب دانستن دیدگاه غیر گزار ه ای دربارة وحی وجود ندارد. و با پذیرش دیدگاه غیر گزاره ای، مقدمة (4) صادق نخواهد بود. ما در این مقالة به بررسی نزاع این دو و داوری در این باره پرداخته ایم. جوردن دربارة مقدمة (2) درنهایت معتقد می شود که می توان تجربه های دینی حسی داشت؛ اما نگارنده، ادلة او در این باره را بررسی و رد کرده ام. دربارة مقدمة (4) نیز استدلال جوردن را ناقص و ناکافی دانسته آن را رد کرده ام
۱۹.

بررسی ادله معتقدان به حجیت معرفت شناختی تجربه دینی

نویسنده:

کلید واژه ها: علم حضوریابن عربیتجربهتجربه دینیاحساس گراییآلستونحس گراییتبیین مافوق طبیعیوینرایت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام کلام جدید تجربه دینی
تعداد بازدید : ۷۱۹ تعداد دانلود : ۳۷۶
بررسی ادله معتقدان به حجیت تجربه دینی در اثبات متعلقش، محور مباحث مقاله حاضر را تشکیل می دهد. این ادله را در پنج دسته جداگانه بررسی کرده ایم: 1. استدلال از طریق همانندسازی تجربه دینی با تجربه های حسی؛ 2. استدلال از طریق اصل آسان باوری و گواهی؛ 3. استدلال از طریق استنتاج بهترین تبیین؛ 4. استدلال اصلاح شده گاتینگ؛ 5. استدلال از طریق علم حضوری دانستن تجربه دینی. همه این استدلال ها، از اشکالات خاصی رنج می برند که در ذیل هریک از آنها، تبیین و بررسی شده اند. با توجه به اشکالاتی که مطرح خواهد شد، حجیت عام تجربه دینی، را رد و حجیت خاص و محدودی برای آن نتیجه گرفته ایم.
۲۰.

اثبات خدا از طریق آگاهی، بررسی تقریر مورلند

نویسنده:

کلید واژه ها: اثبات خداادله استقرایی اثبات خدااستدلال از طریق آگاهیتبیین آگاهیمسئله آگاهیمورلند

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۶ تعداد دانلود : ۳۲۱
امروزه ادله استقرایی برای اثبات وجود خدا محبوبیت و نفوذ درخور توجهی پیدا کرده اند. «استدلال از طریق آگاهی» ادله جدید استقرایی برای اثبات خداست که اندیشمندانی نظیر رابرت آدامز و ریچارد سوینبرن آن را مطرح کرده اند. جدیدترین تقریر این استدلال تقریری است که مورلند شرح و بسط داده است. بررسی تقریر مورلند از این استدلال محور مباحث مقاله حاضر است. دو بخش نخست مقاله بیان نکاتی مقدماتی است که طبق شیوه مورلند مطرح شده اند و در بخش سوم استدلال از طریق آگاهی با تقریر مورلند مطرح شده است. مورلند معتقد است که، برای تبیین مسئله آگاهی، خداباوری بهترین گزینه است. بخش چهارم مقاله، ارائه جایگزین ها یا گزینه های رقیب با خداباوری است که برای تبیین آگاهی ارائه شده اند و مورلند آنها را به مثابه تبیین های رقیب با خداباوری بررسی و نقد می کند. در پایان، ضمن بررسی استدلال مورلند، کاستی ها و نقدهای این استدلال مطرح شده است. نقد این استدلال و بیان کاستی های آن دربردارنده هشداری بر دو نکته است: نخست، تلاش هرچه بیشتر برای پیراستن ادله اثبات خدا از اشکالات احتمالی؛ و دوم غافل نشدن از ادله قیاسیِ اثبات وجود خدا.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان