قبسات

قبسات

قبسات سال بیست و سوم زمستان 1397 شماره 90

مقالات

۱.

نقش تفسیر تنزیلی در پیشرفت

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۳
تمایل به پیشرفت و شکوفاساختن ظرفیت های فردی و اجتماعی در انسان امری تردیدناپذیر است. قرآن که پاسخ به نیازهای انسان است، به این خواست فطری پاسخ گفته است. تفسیر تنزیلی حکیمانگیِ تأمین راه های پیشرفت را با نگاهی فرایندی و نظام واره ای کشف و بر جوامع غیرمعاصر نزول تطبیق می کند. الزامات تفسیرنگاریِ تنزیلیِ پیشرفت نگر عبارت اند از: بینش سیستمی به موضوعات قرآن و انسجام درونی آیات، سوره ها و مجموعه منظم نزول سوره ها؛ لزوم توجه به اغراض سوره ای و اهداف بین سوره ای؛ توجه به سیاق حتی سیاق های بین سوره ای؛ تقسیم مراحل نزول سوره ها به تبع فرایند تحول مخاطبان قرآن؛ توجه به مخاطبان آیات و توجه به شرایط محیطی سوره ها و آیات و اصرار بر سرایت دستاوردهای پژوهش پیشرفت نگر قرآن به عصرها و فرهنگ های پس از نزول. تفاسیر پیشرفت نگر دچار آسیب هایی چون بی توجهی به ماهیت نزول تدریجی قرآن، فقدان نگاه فرایندی به مسائل مطرح شده در قرآن، بی عنایتی به ترکیب معنادار مفاهیم اسلامی، فقدان نگاه جامع سیستمی به قرآن، عدم توجه به گستردگی سیاق های فراسوره ای، کمبود حساسیت نظری به نظامات موجود در درون قرآن و تمرکز بر نظامات ذهنی یا سازمان های علمی خارج از قرآن و درنهایت به روزرسانی نکردن حاصل دستاوردهای تفسیری است.
۲.

نقد نگره تفکیکی در تبیین باور فطری به خدا

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
از باور فطری به خدا، تقریرها و تفسیرهای متعددی ارائه شده است. یکی از این تقریرها، تفسیر باور فطری به معرفت قلبی است که نه از سنخ علم حضوری و شهودی است و نه از سنخ علم حصولی؛ بلکه معرفتی است که خداوند در جان و قلب انسان به ودیعه گذاشته شده و صنع او می باشد. این تقریر که توسط طرفداران رویکرد تفکیکی ارائه شده است، از لحاظ مبانی، محتوا و روش با ایرادهای مختلفی نظیر تعطیل عقل از شناخت حصولی خداوند، انکار علم حضوری به خدا و نظایر آن مواجه است و درنهایت نمی تواند معیاری برای توجیه باور فطری به خدا ارائه دهد. در مقاله حاضر سعی شده است با روش توصیفی تحلیلی و با هدف تبیین و بررسی انتقادی این دیدگاه، به ارائه دیدگاه مختار بپردازد. در تقریر مطلوب، باور فطری به خدا به معنای باور قلبی و از سنخ علم حضوری خواهد بود. در علم حضوری به دلیل اینکه علم عین واقع است ، خطا در آن راه ندارد و در مقام اثبات و توجیه نیز «خودموجه» می باشد.
۳.

ابتنای اخلاق بر دین از دیدگاه آدامز و علامه طباطبایی

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۳۲
از عناصر مهم اکثر ادیان، سفارش ها و تأکیدات اخلاقی است؛ به نحوی که ارتباط وثیقی بین حوزه دین و اخلاق فرض شده است. در دو دین مسیحیت و اسلام نیز وابستگی اخلاق به دین به عنوان موضوعی مفروغ عنه تلقی می شود. در این مقاله به بررسی نظرات رابرت آدامز و علامه طباطبایی، دو تن از متفکران معاصر این دو دین در موضوع ارتباط دین و اخلاق و نحوه وابستگی اخلاق به دین از نظر آنان پرداخته شده است. آدامز، از طرفداران نظریه امر الهی در دوران معاصر، سعی کرده است با تفکیک مقام ارزش از مقام الزام در اخلاق و وابسته دانستن الزام به امر الهی و استقلال ارزش از امر الهی، همچنین با جداساختن عنصر معنا از ماهیت در عبارات و گزاره های اخلاقی نظریه خود را از بند اشکالات تقریر سنتی وارد بر نظریه امر الهی رها سازد. در این مقاله مطرح شده است که می توان مفهوم خوبی از منظر آدامز و مراتب آن را با مبحث مراتب وجود از نظر علامه و بحث وجدان و ندای درون در آدامز و مبحث فطرت و نقش آن در اخلاق از دیدگاه علامه مقایسه کرد؛ همچنین مبحث الزام در آدامز با اعتباریات در علامه مورد مطابقت قرار گرفته است. ضمناً موضوع ساخت اجتماعی اخلاق از نظر علامه که فلاسفه اسلامی کمتر بدان پرداخته اند، با نظر آدامز در باب نقش دیگری و اجتماع در شکل گیری اخلاق، مقایسه شده است.
۴.

روش شناسی اکتشاف در ما بعد طبیعت

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۴۰
مابعد طبیعت به طورکلی دانشی حقیقی است که روش اکتشاف در آن، برهان است؛ زیرا صرفاً برهان، مفید یقین بالمعنی الاخص است. با این وصف، برخی مدارس ما بعد طبیعی شکل گرفته در دامنه مکتب حکمت متعالیه صدرالمتألهین، استدلال لمّی را که استدلال از راه علت نفس الأمری است، در فلسفه جاری نمی داند؛ زیرا موضوع فلسفه وجود است و محمولات وجود، همه راجع به وجود بوده و عین آن هستند؛ زیرا حقیقت وجود به دلیل اصالت، غیر ندارد؛ درحالی که وجود، علتی ورای خویش ندارد. در «فلسفه رئالیسم» به مثابه دستگاه ما بعد طبیعی علامه طباطبایی، قسمی از استدلال انّی که از طریق ملازمات عامه است، یقینی دانسته شده و روش اکتشاف در ما بعد طبیعت، برهان انّی از طریق ملازمات عامه قلمداد شده است. در این نوشتار، روش اکتشاف در مابعد طبیعت و این دیدگاه نوآورانه که ریشه در سخنان شیخ الرئیس دارد، در تحلیلی فرایندی و بدیع آشکارسازی شده است.
۵.

فهم رابطه خدا با عالم از روی مَثَل در حکمت اسلامی با تأکید بر دیدگاه صدرا

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۶
اینکه خداوند و شئونِ او شبیه چیست، از مهم ترین پرسش های مطرح در حوزه کلام، فلسفه دین، حکمت و عرفان است؛ از طرفی دیگر طبقِ آموزه های منطقی و فلسفی، تمثیل یا تشبیه افاده یقین نمی کند؛ لذا در فلسفه چندان جایگاهی برای طرح در خلالِ مباحث ندارد؛ اما حکمای اسلامی درعمل بسیار از تمثیل استفاده برده اند؛ به طوری که نوعی روشِ تفکرِ فلسفیِ خاص این فلسفه را القا می کند. به اعتقاد این مقاله در منظری کلی دو نوع تمثیل در منابعِ معرفتیِ حکمایِ اسلامی قابلِ تشخیص است که می توان یکی را «مِثل» و دیگری را «مَثَل (= مِثال)» نامید. تمثیل در معنای «مِثل»، تشبیهی در عرض و تمثیل در معنای «مَثَل» تشبیهی در طول است. بینِ دو تشبیه عرضی هیچ حملی - جز از جهتِ وجه تشبیه وجود ندارد؛ اما در تشبیه طولی بنا بر تطابقِ عوالم و درنتیجه از جهات مختلف حملِ حقیقت و رقیقت حاکم است. تمثیلِ طولی در آنِ واحد از هم ویژگیِ تشبیه برخوردار است و هم تنزیه. توجه به این نوع تمایز می تواند ما را در فهمِ بهتر مباحثِ حکمی نظیرِ حقیقتِ رابطه «نور مجرد» و «نور مادی»، فهم بخشِ اعظمی از مباحثِ دینی و حلِ بسیاری از معضلاتِ معرفتی یاری برساند.
۶.

نقد و بررسی نظریه بازگشت به سنت در معنویت گرایی سیّاره ای

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۳
معنویت گرایی سیّاره ای، انسان امروزی را انسان رشدیافته در فضای مدرنیته می داند؛ فضایی که اگرچه در قالب یک پروسه عظیم، شکوه و جلال خاصی در عرصه تکنیکی داشته است، حفره هایی بیش از حفره های انسان دوران ماقبل مدرنیته پدید آورده است. تمام تلاش این نوع معنویت گرایی به این است تا راه حلی برای درمان بیماری و آسیب های ناشی از پروسه مدرنیته که بر پیکر انسان وارد شده، پیدا کند. راه حلی که این نوع معنویت گرایی پیشنهاد می کند، اهتمام و تمرکز بر معنویتی است که در پرتو نظریه بازگشت به سنت و امر باطنی مشترک در افسون زدگی جدید به دست می آید. نظریه بازگشت به سنت که به عنوان آرمانی برای رهایی انسان سیاره ای در دوران مدرنیته پیشنهاد می شود، پر است از نکات تأمل برانگیز، ایهام و ابهامات متفاوت. علاوه بر اینکه تبیین درستی از مفهوم سنت، روح و معنویت ارائه نمی دهد، دچار یک نوع تکثرگرایی سنتی و سنت زدگی افراطی می شود که با طرح راهبرد هستی شناسی درهم شکسته و افسون زدگی جدید حاصلی جز تولید معنویت گرایی نویی از جنس معنویت های غیرهویتی و شریعت گریز خودساخته ندارد.
۷.

تأملی نظری در مفهوم عدالت جنسیتی

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
مقاله حاضر در صدد ایضاح مفهومی عدالت جنسیتی است که کاربست آن در متون، اسناد بالادستی و ادبیات گفتاری در ایران معاصر ابهاماتی را به وجود آورده است؛ به طوری که اخیراً درج عنوان عدالت جنسیتی در ماده سی و یک لایحه برنامه ششم توسعه پرسش هایی را در مورد مفهوم و ماهیت عدالت جنسیتی مطرح نمود که حاکی از تنوع دیدگاه ها و برداشت ها از این مفهوم است. این تشتت در فهم و برداشت ها موجب تعدد رفتارها در به کاربستن آن در ساحت عمل می گردد؛ ازاین رو نوشته حاضر در صدد پاسخ به این پرسش است که معنا، مفهوم و ماهیت عدالت جنسیتی چیست؟ آیا تقریر این عبارت در قانون، عبور از نصوص اسلامی تلقی می شود؟ از این حیث کوشش می گردد نخست معانی و مفاهیمی که واژه عدالت نظر به گفتمان هایی که ذیل آنها ظهور یافته، بررسی شده، سپس رابطه بین مفهوم عدالت و جنسیت ذیل هر یک از این گفتمان ها (گفتمان سنتی در غرب و اسلام، گفتمان مدرن در غرب و اسلام) بررسی و پیامدهای آن تحلیل گردد. در مقاله حاضر نگاه اسلامی برجسته شده است؛ همچنین به نتایج اجتماعی کاربست تئوری «عدالت به مثابه تساوی» در گفتمان مدرن پرداخته می شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۲