چکیده

دانشمندان علوم قرآنی به منظور اثبات پیوستگی و انسجام سور قرآن از الگوهای ساختارشناسانه متعددی بهره برده اند. در این میان الگوی هالیدی و حسن، هم از سوی قرآن پژوهان و هم از سوی پژوهندگان متون غیرقرآنی با رویکرد ساختارگرایی از استقبال بیشتری بهره مند شده است. این دو زبان شناس در آثار مشترک خود، به جهت کشف انسجام متونی که به زبان انگلیسی معیار تألیف شده بود، الگویی ابداع و طرح کردند. البته این الگو قابل اجرا بر همه زبان هاست. در این نوشتار از میان پژوهش های فارسی زبان انجام شده بر اساس الگوی انسجامی هالیدی و حسن، ده پژوهش در بازه زمانی دهه نود، انتخاب و میزان موفقیت آنها در فهم صحیح الگو و کاربست دقیق آن در سور قرآن به روش فراتحلیل کیفی، ارزیابی شده است. حاصل این فراتحلیل کشف اشکال ها و نقاط ضعفی است که در فهم صحیح این الگو وجود دارد؛ مانند تفکیک روابط پیوندی از انسجام دستوری، معرفی ناقص زیرمجموعه های انسجامی و عدم توجه به نظریه پیوستگی. فهم ناصحیح الگو سبب می شود انطباق آن بر سور قرآنی نیز با موفقیت انجام نشود که بارزترین نمود آن غفلت از مؤلفه های موردنظر الگوی هالیدی و حسن است. مهم ترین و عمده ترین علّت این اشکال ها مراجعه نکردن به منبع اصلی در فهم الگوست.       

تبلیغات