آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۶

چکیده

هدف کلی این پژوهش بررسی استقلال کاری ادراک شده در بین معلمان ایرانی و مقایسه ی آن بر اساس متغیرهای جمعیت شناختی بود. شرکت کنندگان پژوهش 413 نفر از معلمان مدارس مقاطع مختلف تحصیلی شهر سنندج بودند که به شیوه ی تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ی «استقلال کاری شایسته معلمان» اقتباس شده از مطالعات فریدمن (1999) بود که میزان فعالیت های معمول معلمان را که باید به صورت مستقل انجام گیرد توسط خود معلمان ارزیابی می نماید. به منظور آزمون روایی محتوایی پرسش نامه استقلال کاری معلمان روش تحلیل عاملی تأییدی به کار رفت. برای پاسخ به پرسش های پژوهشی با توجه به نوع توزیع داده ها از آزمون های t تک نمونه ای، آزمون t با دو نمونه ی مستقل و تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد. تحلیل ها نشان داد که معلمان سطح استقلال کاری خود را درمجموع پایین تر از سطح متوسط مقیاس مربوطه ارزیابی نمودند. معلمان میزان استقلال خود را در حیطه های ایجاد هویت، مشارکت والدین، توسعه ی حرفه ای و موضوعات فوق برنامه، پایین تر از سطح متوسط، در حیطه ی تدریس و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در حد متوسط و در حیطه ی تغییر و توسعه ی برنامه درسی، بالاتر از سطح متوسط ارزیابی کرده بودند. نتایج هم چنین حاکی از آن بود که اگرچه میزان استقلال معلمان بر اساس خودارزیابی ها به لحاظ جنسیت و سابقه ی خدمت تفاوت معناداری نداشت، اما دوره ی تحصیلی که معلمان در آن تدریس می کردند و مدرک تحصیلی آنان باعث تفاوت های معناداری در ارزیابی معلمان از سطوح استقلال کاری شان شده بود. به نظر می رسد معلمانی که دارای مدرک تحصیلی دیپلم و کاردانی که در پایه های مختلف دوره ی ابتدایی تدریس می کردند با استفاده از نوعی خلاقیت و خلاء به وجود آمده از عدم نظارت والدین، مؤسسات رقیب و سطح بلوغ فراگیران توانسته اند در نظام متمرکز آموزشی ایران گونه ی خاصی استقلال کاری را صرفاً در حوزه ی تدریس و مدیریت کلاس درس خود احساس و گزارش نمایند.

تبلیغات