مطالب مرتبط با کلید واژه " بهرام "


۱.

مانی و سیر گسترش مانویت

نویسنده:

کلید واژه ها: ادیانمانیشاپوربهرامکرتیرساسانیان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان ساسانی
  3. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران باستان ساسانی اجتماعی
تعداد بازدید : ۱۲۷۸ تعداد دانلود : ۸۲۸
مانی به عنوان یکی از بزرگترین مصلحان اجتماعی عصر ساسانی می توان یاد کــرد. وی وارث اندیشه های گنوستیگی جامعه بین النهرین و مبتکر تلفیق اندیشه های بزرگ دینی عصر خود چون: زرتشتی، عیسوی و بودایی با یکدیگر بود. مانی با حضور در دربار شاهپور اول ساسانی (273-241) و اعلان رسالت خویش توانست نظر شاه را به دین خود جلب نماید. حمایت شاپور در گسترش و تقویت دین مانی موثر بود. بهرام اول (276-273) که تحت نفوذ کرتیر موبدان موبد زرتشتی قرار داشت به علت مخالفت روحانیون با این دین بعد از محاکمه مانی دستور کشتن وی را صادر کرد. با مرگ مانی پیروانش اندیشه های او را در سرزمینهای مختلف گسترش دادند. دین مانی در امپراطوری روم،آفریقای شمالی و هم چنین در ماوراءالنهر تا سرزمین چین برای خود پیروانی یافت و تا قرن سیزدهم در ترکستان به حیات خود ادامه داد.
۲.

بررسی تطبیقی شخصیت بهرام در شاهنامه و هفت پیکر

کلید واژه ها: بهرامفردوسیهفت پیکرنظامی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۶۵
شخصیتهای تاریخی از قهرمانان عمده داستانهای حماسی، عاشقانه وتعلیمی بوده اند. یکی از این شخصیتها بهرام گور است که نظامی پس از فردوسی به بهترین وجه و در قالب شخصیتی آرمانی به وصف و ترسیم خصلتها، گفتار و رفتار او پرداخته است. رعیت پروری، عدالت خواهی، شجاعت و دلاوری، خوش باشی، رامش جویی و ذوق شاعرانه، به گواه مورخان اسلامی، از بهرام گور پادشاهی محبوب ساخته است. طولانی ترین داستان در شاهنامه بعد از خسرو انوشیروان، مربوط به زندگی بهرام است. نظامی نیز در چالشی با فردوسی، در منظومه ای مستقل به نام بهرام نامه یا هفت پیکر به شرح زندگی او پرداخته است. این دوشاعر با رویکردی خاص، زندگی او را تصویر کرده اند. در این گفتار به بررسی شخصیت بهرام از نظر این دو شاعر می پردازیم.
۳.

پساساخت گرایی در شاهنامة فردوسی (با تأکید بر مرگ بهرام)

کلید واژه ها: بهرامشاهنامه فردوسیبافتپساساخت گراییمعناسازیزیباشناسی مرگ

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۸ تعداد دانلود : ۱۸۶
در این مقاله برآنیم که با بررسی زیباشناسانة مرگ یکی از شخصیت های حماسة فردوسی، گوشه ای از قابلیت پویایی و تأویل این اثر را تصویر کنیم. بنیاد اسطوره ای ـ تاریخی متون حماسی در ظاهر آنان را به سوی تفسیرناپذیری سوق میدهد، در حالی که بافت داستان های شاهنامه به گونه ای است که متن را به شدت تأویلی مینماید. حماسة فردوسی بافتی پارادوکسی دارد: از سویی در آن نشانه هایی است که به نحوی اساسی اصیل و واقعی هم چون مشخصه هایی منسجم و متناسب و نظام مند موجودیت دارد و از سوی دیگر تأویل و تفسیر در آن متوقف نمیشود و بشدّت بافت زدا و معناساز و سرشار از ابهام است، پیوسته میکوشد فاقد بافت قطعی بماند، غیرتاریخی و غیرمکانی جلوه کند و برخود جاودانگی ببخشد. گزینش مرگ بهرام و جلوة زیباشناسانة مرگ این قهرمان حماسی مناسبتی است در بیان ویژگی شگرف حماسة فردوسی که با وجود گرایش به ساختار پیوسته، خصلتی پساساخت گرایانه دارد.
۴.

تأثیر آنیما و تجلّی آن در هفت پیکر نظامی

کلید واژه ها: آنیمایونگبهرامکهن الگوهفت پیک

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد روانشناختی نقد کهن الگویی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه نظامی پژوهی
تعداد بازدید : ۸۸۱ تعداد دانلود : ۷۲۸
بر پایه اندیشه های کارل گوستاو یونگ، روان شناس سوئیسی، «ناخودآگاه جمعی» میراثی است بازمانده از دوره های نخستین نیاکان بشر که در ذهن آنان وجود داشته است. در این ناخودآگاه جمعی، «تصاویر ازلی» و مفاهیم مشترک جهانی وجود دارند که یونگ آنها را «کهن الگو» می نامد. مهم ترین کهن الگوها از نظر او عبارتند از: سایه، نقاب، خود، آنیما، آنیموس، پیر خرد و تولد دوباره. آنیما شاید مهم ترین این کهن الگوها باشد که حضور آن را در بسیاری از آثار ادبی از جمله هفت پیکر نظامی که مجموعه ای از افسانه های عاشقانه و خیال انگیز است، می توان مشاهده کرد. در پژوهش حاضر به بررسی تأثیر کهن الگوی آنیما در افسانه های هفت پیکر پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هفت پیکر بستر مناسبی برای تجلّی کهن الگوی آنیما است که در رؤیاهای شیرین و کابوس های تلخ افسانه های آن به شیوه ای نمادین حضور دارد. می توان گفت که کاربرد ویژگی های زنانه در شعر نظامی، یکی از تأثیرات مهم آنیما در شعر او است. آنیما همان واقعیت ژرفی است که در موقعیت های گوناگون بر رفتار و حالات شاعر تأثیر می گذارد تا او را به پختگی و کمال برساند.
۵.

بررسی شیوه های شخصیّت پردازی نظامی گنجوی با تکیه بر سه شخصیّت خسرو، بهرام و اسکندر

کلید واژه ها: بهرامنظامیخسرواسکندرشخصیت پردازی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه نظامی پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی عناصر داستان
تعداد بازدید : ۱۰۵۸ تعداد دانلود : ۴۹۲
منظومه های داستانی نظامی از حیث وجود شخصیّت های قوی و ماندگار برجستگی قابل توجّهی دارند. هدف این پژوهش بررسی شیوه هایی است که نظامی در شخصیّت پردازی به کار گرفته است. بدین منظور سه تن از شخصیّت های داستانی او (خسرو، بهرام و اسکندر) که در مقام شهریاری نقطة اشتراک دارند، انتخاب شده اند. این پژوهش که به دو روش توصیفی و آماری انجام گرفته، نشان می دهد که نظامی بر خلاف بسیاری از داستان پردازان کلاسیک از روش نمایش غیرمستقیم بیشتر از تعریف مستقیم بهره برده است و روش های مورد استفادة او در پرداخت شخصیّت ها با خلق و خوی شخصیّت و موضوع داستان رابطة مستقیم دارد. نظامی در کار خود روند رو به پیشرفتی داشته و کامل ترین الگوی شخصیّت پردازی را در منظومة شرفنامه نشان داده است.
۶.

نخستین شهریاران ساسانی و مسأله به تخت نشینی نرسی

کلید واژه ها: بهرامکرتیرسکانشاهنرسیبحران جانشینی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۷ تعداد دانلود : ۲۷۲
ساسانیان پس از کسب قدرت، در تمرکز بخشی به دولت مرکزی و پراکندن و رسمیت بخشی به دینی دولتی کوشیدند، اما این اهداف سیری طبیعی و مداوم را نپیمود بلکه شهریارانی چون نرسی به عنوان شهریاری که قدرت را از رقیب خویش بهرام سکانشاه ستاند، برخلاف برادر و برادرزاده اش(بهرام اول و بهرام بهرامان)، نه تنها دین مردانی چون کرتیر را بر نکشید بلکه در آزادی بخشی به فعالیت های مانویان نیز کوشید و سیاست دستکرت ساختن ایالات غربی را به کنار نهاد. البته این همه نه به دلیل این بود که نرسی این شهریاران را غاصب حق خویش در امر سلطنت می دید؛ بلکه به منظور جانبداری دستگاه دینی از بهرام سکانشاه، کاستن از قدرت دین مردانی چون کرتیر و نیز یافتن حامیان داخلی در مبارزه با روم انجام گرفت. بنابراین در این مقاله مقابل فرضیه هایی که برخی پژوهشگران در چگونگی تاج خواهی نرسی و دشمنی وی با جانشینان شاپور اول، ارائه داده اند و اقدامات این هفتمین شهریار ساسانی را با توجه بدین نگرش و سیاست توجیه و تعبیر کرده اند، سعی می شود با توجه به نگاره ها و رخدادهای موجود و همچنین مقایسة عملکرد نرسی با شهریاران پیشین، با رویکردی توصیفی- تحلیلی به پرسشهایی چون نحوة قدرت گیری نرسی که به زعم برخی بحران جانشینی در بین نخستین شهریاران ساسانی قلمداد گردیده است و سرانجام سیاست داخلی نرسی پرداخته شود.
۷.

نبرد تن به تن پادشاهان در شاهنامهٔ فردوسی

نویسنده:

کلید واژه ها: شاهنامهبهرامخسروشاهنشاهنبرد تن به تن

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران پیش از تاریخ
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن
  3. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه شخصیت ها
تعداد بازدید : ۱۰۳۰ تعداد دانلود : ۳۶۷
مهم ترین منبع تاریخ و روایات ملی ایرانیان، در درازای هزارهٔ گذشته، نزد مردمان ایران زمین، کتاب ارزشمند شاهنامه فردوسی بوده است. شاهنامه آگاهی های بی مانندی از تاریخ ملی در ایران باستان به دست میدهد. همانگونه که از نام کتاب پیداست، این اثر کارنامه پادشاهان کهن ایرانی است، و خود فردوسی هم در آغاز شاهنامه اشاره به همین نکته دارد: ازین نامور نامهٔ شهریار بمانم به گیتی یکی یادگار با آنکه شاهنامه به بسیاری از گوشه های فرهنگ و تمدن ایرانی پرداخته، اما بیشتر حال و هوای رزمی و پهلوانی دارد. و چنانکه فردوسی خود می گوید، شاهنامه داستان شهریاران و چگونگی جهانداری ایشان است. از آن روی که گاهی این پادشاهان در نبردها شرکت می کردند و ناگزیر می بایست به تن خویش به نبرد تن به تن با دشمنان می پرداختند، پس، در شاهنامه فردوسی می توان به نکاتی دربارهٔ نبردهای تن به تن پادشاهان ایرانی پی برد، که بی گمان در هیچ کتاب دیگری بدین گستردگی و با این جزییات به این گونه نبردها پرداخته نشده است. اما با نگاه به شاهنامه فردوسی و دیگر نوشته ها و آثاری که از نبرد تن به تن پادشاهان ایرانی باز مانده است می توان دانست که پادشاه با هر کسی یا در هر جنگی به نبرد تن به تن نمی پرداخت، شاهنشاه تنها هنگامی که دشمن تاج و تختش را تهدید می کرد و مشروعیت پادشاهیش به خطر می افتاد، و یا اینکه می خواست پادشاهی غاصب و نامشروع را از تخت پادشاهی به زیر افکند و شایستگی خود را برای پادشاهی نشان دهد، به نبرد تن به تن می پرداخت. در اینجا به سه نبرد تن به تن از پادشاهان ایران می پردازیم که هر یک در دوران مختلفی از شاهنامه رخ می دهد، نبرد اول در دوران اساطیری جای می گیرد، دومین نبرد در دوران پهلوانی، و واپسین نبرد نیز در دوران تاریخی شاهنامه جای دارد. در این پژوهش، کوشش خواهد شد با نگاه به شاهنامه فردوسی و دیگر منابع تاریخی، به چگونگی، و جایگاه نبردهای تن به تن پادشاهان باستانی ایران در شاهنامه فردوسی پرداخته شود.
۸.

بهرام از اسطوره تا تاریخ (جستاری در ویژگی های مشابه یک نام مشترک)

کلید واژه ها: بهرامتاریخ باستاناساطیر و حماسه ملّی ایرانخویشکاری مشابه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۳ تعداد دانلود : ۴۲۱
اغلب نام های مشترک در اساطیر کهن دارای سرانجام و تقدیر مشابه و متأثر از نمونه ازلی و کهن الگوی واحد هستند. نمونه این نامها در اسطوره های ایرانی و حماسه ملّی ایران فراوان به چشم می خورد. از جمله نام های بسیار پربسآمد که هم جنبه اسطوره ای و آئینی دارد، هم حماسی، نام «بهرام» است که در فرهنگ آریایی و تاریخ ایران باستان دارای خویشکاری هایی چون، خدای جنگ، ایزد پیروزی، موعود، منجی، شاه و پهلوان زیناوند و ارتشتار و پیروزمند است. در این جستار که به شیوه توصیفی و تحلیلی نوشته شده است، تلاش شده است شخصیت بهرام های مشهور در بستر اساطیر ایرانی و حماسه ملّی ایران، بیشتر شناسایی شود و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و اثبات گردد که مصادیق این نام در اساطیر و تاریخ ایران، تقریباً دارای ویژگی ها، خویشکاری ها و تقدیر و سرنوشت مشابه هستند.
۹.

شبدیز و گلگون، جلوه هایی از ایزد مهر و بهرام

کلید واژه ها: مهربهرامآناهیتاشبدیزگلگونروز و شب

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۵ تعداد دانلود : ۳۱۷
شبدیز و گلگون، دو اسب زیبای دربار خسروپرویز، از دیرباز تاکنون زبانزد بسیاری از تاریخ نویسان بوده اند؛ به ویژه شبدیز که برخی منابع، این اسب را از شگفتی های دربار خسروپرویز برشمرده اند. آوازه و شکوه این اسب تاریخی آن را به دنیای اسطوره ها کشاند؛ به گونه ای که دست مایة بسیاری از آثار ادب فارسی گردید و شاعران بسیاری از آن برای آفرینش آثاری بی مانند بهره بردند. نام شبدیز در پیوند با شب و سیاهی است؛ به همین سبب درون مایه ای زیبا برای پرواز خیال شاعر در آسمان شب بوده است؛ البته خیال شاعر تنها به آسمان شب محدود نمی شد و آسمان روز نیز با همراهی گلگون در چیرة او بود. نظامی ازجمله شاعران توانمندی است که در این زمینه به زیباترین شکل، روایت این دو اسب زیبا را در قالبی از اسطوره غنا به تصویر کشیده است. داستان نمادین تول د شبدیز یادآور زایش میترا از سنگ است؛ هم چنین نشان دهنده پردازشی نو از اسطوره های کهنی است که بی تردید از باورهای آیینی گذشته در ترسیم روز و شب به صورت اسب سرچشمه گرفته است؛ گمان می رود نظامی شبدیز و گلگون را یادآور دو ایزد مهر و بهرام و نم اد روز و شب قرار داده است. گلگون، نماد روز و روشنایی و نقش آفرین و تجلی گر ایزد بهرام است؛ همتای او شبدیز نیز یکه تاز آسمان شب و نمادی از میترا، ایزد شب، است؛ گویی این دو مانند دو وجه یک گوی، مفهومی از زمان را در هاله ای از نمادها و تشبیهات بیان می کنند. جادوی کلام نظامی با حفظ چارچوب تاریخی و ساختار روایتی داستان، این دو اسب را به باورها و آیین ها و اسطوره های کهن گره می زند تا نام آن دو برای همیشه در ادب فارسی بدرخشد.
۱۰.

تحلیل روانشناختی شخصیت "بهرام" در هفت پیکر نظامی با تکیه بر فرآیند قصه درمانی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۲۵
منظومه ی هفت پیکر به لحاظ ساختار داستانی و قصه گویی های پی در پی که در متن روایت اصلی رخ می دهند، روند ویژه ای را در شخصیت پردازی و حادثه آفرینی طی می کند. داستان های تو در تو بیش از آن که در پی رسیدن به آخرین حادثه یا آخرین گام در شکل گیری داستان باشند، مسیر پنهان شخصیت اصلی این داستان، یعنی بهرام را شکل می دهند. گویا همه ی آن چه روایت اصلی را می سازد، تنها برای تغییر، تکامل، آرامش بخشی و به نهایت رسیدن بهرام است؛ از این رو می توان این منظومه را با رویکرد نقد روانشناختی مبتنی بر قصه درمانی تحلیل کرد. در این پژوهش ، متن داستان به شیوه ی استقرایی مورد بررسی قرار گرفت. آن چه مسلم است تک تک راویان درون متن با قصه گویی، بهرام را در مسیر پشت سر گذاشتن دردها، رسیدن به آرزوها و حتی پیشگیری از خطاهای رفتاری یاری می رسانند. قصه گویی ها در تنه ی روایت اصلی نه برای پیشبرد حادثه و نه در راستای شخصیت پردازی است ؛ بلکه قصه ها به طور مستقیم با لایه های درونی و بیرونی شخصیت بهرام در ارتباط اند.
۱۱.

تفسیر شمایل شناسانه ی نگاره ی «بهرام گور و آزاده در شگارگاه» در شاهنامه های آل اینجو (725-758ه.ق)" بر مبنای آرای پانوفسکی

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۹
در نیمه اول قرن هشتم ه. ق در شاهنامه های مصور شیراز با بازنمایی خاصی از نگاره «بهرام گور و آزاده در شکارگاه» مواجهیم که در دو شاهنامه «کاما»ی سلجوقی، و شاهنامه 833 ق تیموری، دیده نمی شود و آن نقشمایه «آزاده در حال مرگ» در شاهنامه های 731، 733 و 753 ق اینجوست.  تاکنون، به ارتباط بستر فکری، سیاسی و اجتماعی زمانه ایلخانیان بر نقشمایه آزاده مُرده در نگاره های اینجو پرداخته نشده است. از این رو پژوهش حاضر می کوشد با تکیه بر رویکرد پانوفسکی و با روش توصیفی، تحلیلی به تفسیری متفاوت از صحنه مذکور در شاهنامه های اینجو دست یابد و به این پرسش ها پاسخ دهد که چرا نقشمایه «کنیزک و بهرام سوار بر شتر» در دوره اینجو استمرار نیافت و به جای آن «بهرام و کنیزک مرده» تصویر شد؟ و آیا رابطه و نسبتی میان ویژگی های ایزد باستانی بهرام با شخصیت واقعی سلاطین ایلخانی و اینجو وجود دارد که منجر به تحول نقشمایه مذکور شده است؟ از اهداف این پژوهش، یافتن رابطه میان نقشمایه «کنیزک مرده» در شاهنامه های اینجو و «اندیشه های دربار اینجو و تغییرات تفکر ایرانی» است و نیز بررسیِ نسبتِ میان ایزد باستانیِ بهرام و سلاطین دربار اینجو و ایلخانی. براساس نتایج این تحقیق، بن مایه کنیزک مُرده در شاهنامه های اینجو بر اساس اعتقادات، فرهنگ و زمینه های اجتماعی جامعه ایلخانی، و آل اینجو، با تباری مغولی، شکل گرفته است. شواهدی تاریخی بیانگر وجود «وجه تنبیهیِ» ابوسعید ایلخانی و رفتار خشن او در تبریز، مبنی بر تنبیه کونجاک خاتون، به دلیل همراهی با شوهرش در جنگ علیه سلطان مذکور است. این زن، چون «کنیزک بهرام گور»، به دستور ابوسعید به وسیله لگد چارپایان، کشته شد و به نظر می رسد نقاشان اینجو نیز از این صحنه متعلق به شاهنامه بزرگ ایلخانی، در سه شاهنامه اینجو الگوبرداری کردند. همچنین گویا نقاش با تصریح بر جنبه حماسی داستان، سعی دارد با تأکید صِرف بر کنش بهرام، شخصیت بهرام ساسانی را در حالی که به هیئت شاه زمانه (ابوسعید و شاهان اینجو) درآمده، به ایزد بهرام نزدیک نماید و بدین ترتیب بیشترین اهتمام را در جهت تأکید بر معنای اسطوره باستانیِ ایران به کار گیرد.
۱۲.

تحلیل اسطوره شناختی مفاهیم مؤثر بر شکل و فرم ریتون های هخامنشی

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۸
ریتون ها ظروفی آشامیدنی هستند، به شکل نیم تنه فوقانی بدن یا به شکل سر و شاخ یک حیوان . بر اساس نظر باستان شناسانی چون «گیرشمن»، «پرادا»، «هرتسفلد» و «پیر آمیه»، ریتون ها در ایران بیش از سایر تمدن های باستانی مورد استفاده بودند. هدف از استفاده از آنها انتقال نیروهای اساطیری حیوانات به کار رفته در ساخت آنها از طریق مایع نوشیدنی به بدن افراد بود. در دوره هخامنشی ریتون ها با استفاده از فلزات گرانبها مانند طلا و نقره ساخته شده و اغلب نمونه ها از تخت جمشید و یا گنجینه های ارزشمند هخامنشی کشف شده اند.<br /> روش پژوهش مقاله اسنادی است و با شیوه تحلیل محتوا 135 نمونه ریتون هخامنشی را بررسی می کند. هدف، شناخت شکل و فرم ریتون های هخامنشی و تحلیل ارتباط آنها با مفاهیم اسطوره ای است. با توجه به رواج استفاده آیینی از ریتون ها، مسئله پژوهش تحلیل ساختار این اشیاء و معرفی برخی از ایزدان اصلی و موردتوجه دوره هخامنشی با تکیه بر باورهای اساطیری و مذهبی مؤثر در ساخت ریتون هاست.<br /> بر اساس نتایج تحقیق، در دوره هخامنشی استفاده از ریتون های استوانه ای و مخروطی بیش از سایر انواع، متداول بوده است. حیوانات اساطیری متداول در ساخت ریتون ها عباتند از شیر (بال دار یا بدون بال)، گاو، بزکوهی و قوچ (حیوانات ملازم و مرتبط با تیشتر و بهرام) که ساخت ریتون با شکل این حیوانات به امید به دست آوردن حمایت ایزد و نیروی محافظت کننده وی صورت گرفته است. رواج اعتقاد به ایزدان «آناهیتا»، «مهر(میترا) »، «تیشتر» و « بهرام» بر استفاده از این حیوانات تأثیر فراوان گذاشته است و در میان ایزدان فوق بهرام و میترا، به عنوان پیروزمندترین پیروزها، بیش از سایر ایزدان مورد توجه بوده اند و سمبل آنها (شیر، بزکوهی بال دار یا بدون بال و قوچ) بر ساخت ریتون ها سایه افکنده اند. در نهایت با توجه به نتایج این پژوهش چهار ایزد بهرام، آناهیتا، مهر (میترا) و تیشتر با ویژگی های باروری و حاصلخیزی، سرزنده سازی، پیروزمندی و محافظت، مورد توجه ترین ایزدان دوران هخامنشی به شمار می روند.
۱۳.

ز مادر نبیره شمیران شهم (فرضیه ای درباره مادر و نیای بهرام گور)

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
بهرام پنجم (گور) از خودش به عنوان نبیره شمیران شاه نام می برد و شمیران نام شناخته ای نیست. برخی منابع غربی و ایرانی از ازدواج یزدگرد، پدر بهرام، با دختری یهودی خبر داده اند. با هدف برانگیختن توجه شاهنامه پژوهان و ایران شناسان، این جستار یافتن پاسخ چند سوال را دنبال کرده است: آیا یزدگرد با دختری یهودی- شوشاندخت- ازدواج کرده و مادر بهرام همین همسر یهودی بوده است؟ شمیران شه که بهرام خود را از سوی مادر، نبیره او دانسته، کیست؟ در این جستار، پس از نگاهی گذرا به منابع و شیوه تاریخ نگاری در ایران، با استناد به اشارات تاریخی و جغرافیایی، به بررسی پادشاهی یزدگرد و بهرام گور و نظرهای مختلف در باب ازدواج یزدگرد با دختری یهودی و شمیران شاه پرداخته ایم. نتایج تحقیق بر آن است که شمیران مذکور نام شخص نیست، بلکه نام مکانی است کهن که می تواند با ایرانویج اسطوره ای منطبق باشد؛ در این صورت شمیران شاه، پادشاه ایرانیان در آن سرزمین سردسیر، یعنی جمشید بوده است. بهرام با اشاره به شمیران شه به عنوان جد مادری، بر ایرانی بودن و قدمت خاندانش تأکید می کند – شاید چون شایستگی اش برای شاهی از سوی بزرگان مورد تردید واقع شده بود- چنان که پیش از آن ایرانی بودنش را از سوی پدر نیز نشان داده بود.