مطالب مرتبط با کلید واژه " الگوی تربیتی "


۲.

حضرت علی اکبر (ع) الگوی کامل در تربیت دینی جوانان

کلید واژه ها: جوانانتربیت دینیالگوی تربیتیعلی بن الحسین (ع)ولایت مداریعلی اکبر (ع)

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ و سیره اهل بیت(ع)
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق دینی
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۳۰۴
هنگامی که امام حسین (ع) در قیام بر ضد یزید تصمیم گرفت مدینه را به سوی مکه ترک کند، در نامه ای به بنی هاشم، انتهای راه را «شهادت» تصویر کرد. علی بن الحسین (علی اکبر) با عِلم به فرجام این راه بی بازگشت، امام خود را در این سفر همراهی و همیاری نمود. این نوشتار به روش توصیفی _ تحلیلی، در پی بررسی نقش الگویی حضرت علی اکبر (ع) در تربیت دینی جوانان است. بنیاد فرضیه پژوهش آن است که الگوپذیری از علی اکبر، در «تربیت دینی» جوانان تأثیری بسزا داشته و دارد. یافته های پژوهش حاکی که نام و یاد علی اکبر، الگوی ولایت مداری برای جوانان ایرانی و موجب تقویت امنیت نظام جمهوری اسلامی ایران و تحکیم جایگاه «ولایت فقیه» در جامعه اسلامی است.
۳.

تحلیل الگوهای آموزشی و تربیتی در تاریخ میانه ایران و عصر صفویه و بررسی تأثیر آن ها بر انزوای اجتماعی زنان

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۵
در نگاه توسعه مدار به نیروی انسانی، جنسیت در ارائه خدمات آموزشی و تربیتی به افراد، نباید تعیین کننده باشد. جامعه هدف راهبردی واحدی را تعقیب می کند و ضرورت دارد از توان آحاد افرادش بهره گیرد. این خود افراد هستند که می توانند، متناسب با علاقه و توان، به گزینش بپردازند. وجود الگو های خاص آموزشی و تربیتی برای زنان در متون سده های میانی تاریخ ایران و دوران صفویه، حاکی از این است که مربیان تربیتی نیل به دو هدف متفاوت را در حوزه تعلیم و تربیت دختران و پسران و زنان و مردان مدّ نظر داشته اند. هدف تحقیق حاضرکه با ابتناء بر روش تاریخی و مراجعه به منابع دست اول و استفاده از منابع تحقیقاتی صورت گرفت، شناخت ابعاد مختلف این مسأله بود. حاصل تحقیق نشان داد که فقدان حضور مؤثر عمومی زنان در عرصه اجتماعی و ضعف قدرت تصمیم گیری ایشان در حوزه عمل جمعی، در نتیجه اعمال شیوه تربیتی متفاوت از مردان و ممنوعیت آنان از سواد آموزی و مجبوریت ایشان به انزواطلبی بوده است که الگوهای تربیتی خواهان آن بوده اند و مردان را به حفظ این سنت ترغیب و تشجیع می کرده اند. با وجود این، وجود استعداد فردی در برخی از زنان و انتهاز فرصت ایشان از شرایط مساعد پیرامونی، علی رغم بازدارندگی ها، شکوفایی استعدادهای آنان را ممکن و میسور می ساخته است که، به دلیل محصور ماندن در حوزه عمل شخصی، ناتوان از جریان آفرینی فرهنگی و اجتماعی بوده است.