مطالب مرتبط با کلید واژه " بدنمندی "


۱.

«بدنمندی» در پدیدارشناسی هوسرل، مرلوپونتی و لویناس

کلید واژه ها: هوسرلپدیدارشناسیمرلوپونتیلویناسبدنمندی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای پدیدارشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۸۵
در رویکرد پدیدارشناسانه، بدن فارغ از قواعد و استدلالات عقلی، پدیداری تلقی می شود که سوژه را  در معرض تجربه قرار می دهد. در این رویکرد بحث بر سر نسبت سوژه با بدن و جهان، نه بر بنیاد هستی شناسی سوژه و نه بر اساس شناخت او از جهان، بلکه بر اساس تجربه و مجاورت او با جهان است. این مقاله ضمن پرداختن به پدیدارشناسی هوسرل، مرلوپونتی و لویناس، با تمرکز بر بدن و مفهوم بدنمندی، نقاط اشتراک و نیز تفاوت رویکرد در اندیشه این فیلسوفان را تحلیل می کند. پژوهش پیش رو با تکیه بر نقطه نظرات فیلسوفان ذکر شده در صدد پاسخگویی به سوالات در هم تنیده ای است که همگی بدنمندیِ سوژه گره خورده اند. در این پژوهش درصدد دانستن این هستیم که سوژه بدنمند به چه نحوی خود، جهان و دیگری را درک می کند. به اختصار می توان گفت: بدن، واسطه، وسیله و شیوه ای برای درک جهان نیست، بلکه بدنمندی وضعیت زیستن حیاتی ما در جهان و امکان زیستن اخلاقی ما با دیگری است. این مقاله با رویکرد پدیدار شناسانه، با شیوه توصیفی- تحلیلی  با مقایسه نقادانه فیلسوفان، در پی پاسخ به پرسش های پژوهش است.
۲.

بازخوانی انتقادی مفهوم جنسیت و مرزهای تن در کتاب تأدیب النسوان

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
این پژوهش با بررسی کتاب تأدیب النسوان به مطالعه و بازخوانی مفهوم جنسیت به مثابه یک برساخت اجتماعی می پردازد تا نشان دهد چگونه مرزهای تن و حدود و ثغور آن با مکانیزم های زبانی تعریف و سپس سرکوب می شود آنجا که تن به واسطه ی زبان به فهم درمی آید به ساخت اجتماعی و فرهنگی تبدیل می شود؛ ساختی که راهی برای فهم آن پدیده ی مادی و زیست شناختی بدن باقی نمی گذارد. بدن زن در کتاب تأدیب النسوان بدنی ذاتاً مزاحم، غیرطبیعی و ضداجتماعی است. بروز و نمایش همین بدن مزاحم است که شاهزاده ی قاجاری را وامی دارد تا در تصحیح آن کتابی مرقوم کند. نصیحت نامه ی او شمای کلی از نظام گفتمانی مردسالارانه در ایران را به نمایش می گذارد که جنسیت را مشخصه ی محدود کننده و طبیعی زنان در نظر می گیرد. سوژه ی مردانه در این کتاب با آلوده انگاری و بیگانه سازی نمادین بدن زن "خود" را تطهیر می کند تا مرز روشنی بین خود و آن "دیگری" که هم غریبه و هم به اندازه ی کافی آشنا است ترسیم کند.