مطالب مرتبط با کلید واژه " مبناگروی "


۱.

اثبات پذیری گزاره های دینی

کلید واژه ها: دینمبناگرویگزاره‏های دینیاثبات‌پذیریفیدئیزمپوزیتوسیم‌ منطقینسبی‌گراییمعرفت‌شناسی اصلاح شده

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۶۰۹۲
اثبات‌پذیری‌ گزاره‌های‌ دینی، یکی‌ از مسائل‌ چالش‌ برانگیز در فلسفة‌ دین‌ و معرفت‌شناسی‌ دینی‌ است‌ که‌ در باب‌ صدق‌ و توجیه‌ باورهای‌ دینی‌ جست‌وجو می‌کند. در آغاز مقاله، مبادی‌ تصوری‌ مسأله‌ یعنی‌ دین، گزاره‌های‌ دینی‌ و اثبات‌پذیری، تبیین، و دیدگاه‌های‌ فیدئیزم، پوزیتوسیم‌ منطقی، نسبی‌گرایی‌ و معرفت‌شناسی‌ اصلاح‌ شده، به‌ اختصار معرفی‌ و نقد شده‌ است‌ و در پایان‌ به‌ دیدگاه‌ برگزیده‌ به‌ اثبات‌پذیری‌ آموزه‌های‌ زیرساخت‌ دینی‌ با بهره‌گیری‌ از نظریة‌ مبناگروی‌ و بدیهیات‌ در معرفت‌شناسی‌ پرداخته‌ شده‌ است.
۲.

تأملی در استدلال های مبناگروی

کلید واژه ها: تسلسلمبناگرویتمامیتپارادوکس دروغگواحتمال و یقینگزاره های پایه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۴ تعداد دانلود : ۴۳۱
توجیه معرفت یکی از مهم ترین مسائلی است که از دیرباز ذهن فیلسوفان و معرفت شناسان را به خود مشغول کرده و موجب ارائه نظریات متفاوتی در این باب شده است. مبناگروی یکی از قدیمی ترین و مهم ترین این نظریات است. ازاین رو، این پژوهش درصدد بررسی استدلال های مبناگروی و مهم ترین چالش های پیش روی آن است. در این راستا با بررسی استدلال از راه استحاله تسلسل و احتمال و یقین، روشن خواهد شد که تنها برخی تقریرهای استدلال از راه استحاله تسلسل قابلیت اثبات مدعای مبناگرایان را دارد. این در حالی است که نتیجه استدلال از راه احتمال و یقین چیزی نیست که مبناگرا به دنبالش باشد. در ادامه با بررسی مهم ترین چالش های پیش روی مبناگروی که عبارت اند از: مستدل بودن گزاره های پایه، چگونگی ارتباط گزاره های پایه با واقع و ناسازگاری دستگاه معرفتی مبتنی بر مبناگروی، روشن خواهد شد این چالش ها استبعادی بیش نیستند و همگی دارای پاسخ و رفع شدنی اند.
۳.

رویکرد درون گروانه و برون گروانه پلانتینگا درباره معقولیت باور به خدا

نویسنده:

کلید واژه ها: مبناگرویمعرفت شناسی اصلاح شدهپلانتینگاباور به خدارویکرد درون گروانهرویکرد برون گروانه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی ادیان دیگر
تعداد بازدید : ۳۷۷ تعداد دانلود : ۱۷۸
بی نیازانگاری، یکی از دیدگاه های مهم معرفت شناختی درباره معقولیت باور به خدا به شمار می آید. به طور کل، می توان گفت بر اساس این دیدگاه، باور به وجود خداوند نیازمند هیچ گونه استدلال عقلانی نیست. تقریرهای متعددی از این دیدگاه ارائه شده است: یکی از تقریرهای دیدگاه بی نیازانگاری را می توان دیدگاه تجربه گرایی دانست که از سوی افرادی، همچون: سوئین بِرن، آلستون و پلانتینگا ارائه شده است. پلانتینگا درباره معقولیت باور به خدا، دیدگاه معرفت شناسی اصلاح شده را مطرح می کند. تقریر پلانتینگا، در طول آثار وی دو بیان متفاوت داشته است: او در آثار اولیه خود، با اتخاذ رویکردی درون-گروانه از مسأله توجیه، به نقد دیدگاه مبناگروی کلاسیک پرداخته و با طرح تبیینی دیگر از این دیدگاه، باور به خدا را بدون ارائه استدلال عقلانی معقول دانسته است؛ در حالی که در آثار اخیر خود، با ردّ موضع درون گروانه درباره مسأله توجیه، به رویکرد برون گروانه معتقد شده و با ارائه مفهوم تضمین، باور به خدا را بی نیاز از استدلال معرفی می کند. این مقاله به ذکر این دو رویکرد متفاوت پلانتینگا در خصوص معقولیت باور به خدا می پردازد.
۴.

بررسی الزامات معرفت شناختی فطرت در تبیین گزاره های اخلاقی

کلید واژه ها: معرفت شناسیمبناگرویفطرتگزاره های اخلاقی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه‌ اخلاق
تعداد بازدید : ۶۷۳ تعداد دانلود : ۱۸۴
فطرت، مبنای انسان شناسی دینی است. بر اساس مبانی حکمت متعالیه می توان تبیینی قابل دفاع از فطرت ارائه نمود. فطرت به معنای خاص، بینش ها و گرایش های رتبه خاص هستی انسان است. به فطرت از دو حیث وجودشناختی و معرفت شناختی می توان نگریست. فطرت در معرفت شناسی عام، مبنایی قابل دفاع برای دیدگاه مبناگروی درباره ابتنای گزاره های نظری بر گزاره های پایه و بدیهی ارائه می نماید و بر مبنای آن می توان از تئوری مطابقت، که نظریه ای واقع گرایانه در باب صدق است، دفاع نمود. فطرت در مباحث معرفت شناسی اخلاق نیز لوازم مهمی در پی دارد. بر پایه آن می توان از نوعی مبناگروی در اخلاق (فطری بودن اصول اخلاقیات) دفاع کرد. همچنین، چون اخلاق مبتنی بر فطرت ریشه ای تکوینی دارد، می توان از نوعی واقع گرایی اخلاقی حمایت نمود که ثمرات آن، شناخت گرایی اخلاقی، صدق و کذب پذیری، استدلال پذیری، مطلق گرایی و پذیرش داوری اخلاقی است. مکاتب اخلاقی از منظری به دو دسته وظیفه گرا و غایت گرا تقسیم می شوند. اما با تکیه بر پیوند عقل و شهود فطری می توان به نوعی نظام سازی اخلاقی پرداخت که جامع مزایای وظیفه گرایی و غایت گرایی باشد. در غایت گرایی، از بررسی نتایج افعال اختیاری انسان با غایت مدنظر، اخلاقی بودن فعل توجیه می شود ولی اثبات اخلاقی بودن غایت مدنظر، که شکافی ترمیم نشدنی در طبیعت گرایی اخلاقی جلوه می کرد، در اخلاق مبتنی بر فطرت، از طریق جهت گیری الزامات فطری به خوبی تبیین شده و طراوت و پویایی زبان اخلاق نیز به لحاظ درگیری وجودی عامل اخلاقی با الزامات فطری تأمین می گردد.فطری بودن مبنای دین و اخلاق، ارتباط موجهی بین این دو مقوله برقرار نموده است؛ حکم اخلاقی ضروری حقانیت دین (صادق بودن خدا) را تأمین می کند و زمینه حضور گزاره های ارزشی دین در حوزه اخلاق هنجاری، غنای محتوایی این حوزه را فراهم می سازد.
۵.

ساختار معرفتی فلسفه های تعلیم و تربیت اسلامی: مبناگروی یا انسجام گروی؟

کلید واژه ها: اسلامانسجام گرویمبناگرویساختارفلسفه تربیت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۳ تعداد دانلود : ۲۴۶
پرسشی که این مقاله حول آن تکوین یافته، آن است که چه نسبتی میان حوزه معرفتی فلسفه تعلیم و تربیت در اسلام با دو رویکرد معرفت شناسی برقرار است؟ دو نوع رویکرد موجود در ساختار معرفتی، هر یک با چالش هایی مواجه اند. مهم ترین چالش رویکرد انسجام گروی، چالش توجیه بیرونی است و چالش هایی چون دشواری حفظ روابط مبناگروانه از نظر تا عمل تربیتی، چند رگه بودن نظریه های تربیتی و جایگاه گزاره های مبتنی بر نص (آیات و روایات)، دشواریهای پیش روی رویکرد مبناگروانه اند. نگارندگان، ساختاری جدید را برای به کارگیری در این فلسفه ها پیشنهاد می دهند که از آن می توان به \""مبناگروی تعدیل یافته\"" یاد کرد. در این رویکرد، ساختار کلان فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی بر اساس ساختار مبناگرا و به صورت قیاسی تکوین می یابد، اما در مواضعی با شرایط خاص و به صورت موقت، انسجام گروی به طور خُرد به کار می رود. این شرایط خاص عبارت اند از: 1) قرار گرفتن در بخش سرشاخه های مرتبط با گزاره های علمی، 2) جایگاه هایی که امکان توجیه برون دینی وجود ندارد و 3) سرشاخه های معطوف به مسائل روز. در این حالت، با بهره گیری از ساختار انسجام گرا و به روشی کارکردی، گزاره ها توجیه می شوند. با این فرض، فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، ساختاری مبناگروانه خواهد یافت که در برخی مواضع محدود، حلقه هایی انسجام گرایانه در آن تکوین خواهد یافت. این حلقه های انسجام گرایانه به صورت انسجام گرایانه و نه استنتاجی، به کل ساختار مبناگروانه اتصال خواهند یافت و ساختار را بسط می دهند. سه نوع از این حلقه های انسجامی در سطح مبانی مامور تقویت توجیه، بسط مبانی و آزمون انسجام ساختارند و یک حلقه دیگر، مامور بسط دلالتهاست.
۶.

الگوی مبناگرایی فیلسوفان مسلمان: تحلیل بازگشت و ابتنای گزاره های غیرپایه به گزاره های پایه

نویسنده:

کلید واژه ها: مبناگرویپشتیبانیتناقضابتنا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۵۹
معرفت شناسی در ناحیة توجیه که از جانب معرفت شناسان امروزین در دو قالب کلّیِ مبناگروی و انسجام گروی ارائه شده است، در روابط میان باورها و گزاره ها پژوهش می کند. در این جستار، ابتدا به تقریر معرفت شناسان از مبناگرایی اشاره می شود و سپس الگوی پیشنهادی ارائه خواهد شد. براساس این الگو، که ادعا بر آن است که اندیشمندان مسلمان عموماً از آن پیروی می کردند، گزاره ها و باورها به: 1) گزاره های تماماً پشتیبان و 2) گزاره های غیر تماماً پشتیبان تقسیم می شود. این تفکیک بر حیثیت کاربردی مبتنی است. تصویر وابستگییا متکی بودندر عبارت «وابستگی و اتکای باورهای روساخت بر زیرساخت در مبناگروی»، نقش بنیادینی در ارائة الگوی جدید دارد. ازاین رو دو الگو قابل شناسانش است: الگوی استنتاجی یا زایشی-تولیدی و الگوی پشتیبانی. اصل تناقض بر پایة اندیشة فیلسوفان مسلمان، اساسی ترین نوع گزاره های تماماً پشتیبان را تشکیل می دهد. براساس الگوی ارائه شده، برخی از اشکالات بر تقریر عادی از مبناگروی وارد نخواهد بود. در این گزارش، سنجش و پیشنهاد، مشاهده خواهیم کرد که معرفت شناسی فیلسوفان مسلمان از این الگو پیروی می کند و محمل کمتری برای انتقادها نسبت به تقریر عادی دارد.
۷.

مبناانسجام گرویِ وجودیِ ملاصدرا در باب رکن توجیه

تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۳۹
حقیقت معرفت از دیرباز مورد توجه فیلسوفان و معرفت شناسان بوده و تعریف رایج از معرفت «باور صادق موجّه» بوده است. اغلب معرفت شناسان در باب توجیه، مبناگروی یا انسجام گروی را در پیش گرفتند. حکمای مسلمان، در مؤلفه ی صدق، نظریه ی مطابقت و در مؤلفه ی توجیه، مبناگروی را روش خود قرار دادند. ملاصدرا با توجه به وجودی دانستن علم و تأکید بر نقش برهان و کشف در رسیدن به معرفت، به یک نظریه ترکیبی در باب توجیه دست یافته است که صرفاً مبناگروی یا انسجام گروی نیست. در این نظریه برهان و کشف(تزکیه نفس) نقش اعدادی در مواجهه وجودی با وجود مجرد و در نتیجه توجیهِ باور دارند.مبناگروی ملاصدرا در حیطه علم حصولی به معنای وجود دو نوع گزاره پایه و غیر پایه است که گزاره های غیر پایه به گزاره پایه متکی است. انسجام گروی او به معنایاین است باید معارف حصولی با معارف حضوری و نیز معارف حضوری با معارف حصولی سازگار باشند. در این نظریه، حقیقت برهان و کشف یک چیز است و آن مواجهه حضوری با معلوم است، که یا محصول برهان و یا تزکیه نفس(کشف) است، به گونه ای که هر دو وجود عالِم را ارتقاء داده و وی را در حضور معلوم می نشاند و اتحاد عالم و معلوم محقق می گردد.
۸.

اعتبار معرفت شناختی براهین خداشناسی؛ نقدها و پاسخ ها

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۵
برخی از انتقادهایی که در دهه های اخیر بر براهین خداشناسی وارده شده است، ماهیتی معرفت شناسانه دارند که در اغلب موارد با انتقادهای عمومی بر سایر براهین مشترکند. اینکه معیار اعتبار برهان، اقناع و پذیرش باشد یا واقع نمایی؟ نخستین پرسش در این باب است. با فرض این که واقع نمایی معیار اعتبار برهان باشد پرسش دیگری مطرح می شود که آیا اقامه براهین واقع نما در حوزه خداشناسی ممکن است؟ بدیهی نبودن معیار گزاره های بدیهی، خلط میان گریزناپذیری و واقع نمایی و خودمتناقض بودن نظام مبناگروی سه اشکال مهمی هستند که بر شاکله براهین عقلی از جمله براهین خداشناسی وارد شده و واقع نمایی براهین خداشناسی را هدف قرار داده اند. با پاسخ حلی به هر سه انتقاد روشن می شود اقامه براهین واقع نما در حوزه خداشناسی ممکن است. روش تدوین این مقاله توصیفی_تحلیلی است.
۹.

امکان سالبه اوّلی در منطق و معرفت شناسی بر اساس مبناگروی

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
همه قضایای نظری به قضایا بدیهی بازمی گردند و علوم بدین وسیله تقصّی شده، به مبادی شان منتهی می شوند. برخی طبق این مبنا گمان کردند همه سالبه ها نظری اند و سالبه بدیهی امکان ندارد؛ زیرا از نظر ایشان سلب محمول از موضوع همواره نیازمند حد اوسطی است که یک خصوصیت را برای موضوع اثبات می کند و زمینه می شود تا محمولی از موضوع به واسطة آن سلب شود. بنابراین سالبه بدیهی بدون میانجی و حد اوسط فهم معقولی ندارند؛ اما این گمان از نظر ارسطو و ابن سینا مردود است. از نظر ایشان همان طور که موجبه نظری با تحلیل به موجبه های بدیهی منتهی می شود، و پذیرفتن موجبه های بدیهی بدون حد اوسط معقول است، همچنین سالبه نظری نیز به موجبه و سالبه بدیهی منتهی می شود و پذیرفتن سالبه بدیهی مانند پذیرش موجبه بدیهی معقول است. اساساً همان دلیل و معیار عقلی ای که الزام می کند موجبه های بدیهی را بپذیریم، الزام می کند که سالبه های بدیهی را نیز بپذیریم. همان طور که پذیرش موجبه های نظری بدون منتهی شدن به موجبه های بدیهی مستلزم دور یا تسلسل است، پذیرفتن سالبه های نظری بدون انتهای آنها به سالبه های بدیهی مستلزم دور یا تسلسل و در نهایت مستلزم تناقض است و مردود می باشد.