مطالب مرتبط با کلید واژه " رنگ "


۶۱.

استفاده از قابلیت های نور و رنگ در خانه های سالمندان در راستای ایجاد دلبستگی به مکان

تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۵
انسان در محیط به دنبال یافتن پاسخ برای نیازهای خود میباشد، در صورت تأمین این نیازها از مکان، احساس عاطفی مثبتی بین فرد و مکان به وجود از مهمترین ابعاد نیاز انسان برای ارضای نیازهای روحی- روانی و مادی او محسوب » دلبستگی به مکان « خواهد آمد. پیوند و تعامل بین انسان و مکان و یا میشود.کیفیت فضا و توجه به نیازهای انسان در طراحی در ایجاد حس دلبستگی به مکان موثر است. هرچه سطوح تأمین این نیازها به سطح فوقانی نیازهای مازلو نزدیکتر باشد، مقدار حس رضایتمندی در انسان بیشتر و به همان نسبت ارتباط عمیقی میان فرد با مکان شکل میگیرد. این پژوهش به بررسی قابلیتهای رنگ و نور و حس دلبستگی به مکان در خانههای سالمندان میپردازد. در این راستا پژوهش حاضر به بررسی نظریههای موجود در زمینه دلبستگی به مکان و بازشناسی نقش رنگ و نور مؤثر در جسم و روان انسان و تأثیر آن بر ایجاد حس دلبستگی ساکنان خانههای سالمندان مورد بررسی قرار گرفت. یافتههای تحقیق نشان میدهد که اگر رنگ و نور مکان با توجه به تأثیرات زیست شناختی و روانشناختی که دارند، متناسب با نیازهای ساکنین هر مکان انتخاب شوند به شکل مستقیم در رضایتمندی افراد و غیرمستقیم بر دلبستگی به مکان تأثیر می گذارند.
۶۲.

بررسی چگونگی ترویج پاگانیسم در فیلم های ابرقهرمانی بوسیله استریوتایپ سازی از رنگ ها (طی سال های 1989 تا 2012، با تاکید بر سری فیلم های بتمن)

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۶
هالیوود همواره، نماینده تفکر غربی بوده است و سعی نموده، تا برای اشاعه فلسفه ماده گرایانه اش، از ترویج پاگانیسم استفاده نماید. در این میان، فیلم های ابرقهرمانی یکی از بهترین ابزارها، می باشند؛ زیرا محبوبیت گسترده آن ها، سبب انتقال راحت تر پیام ها می گردد. یکی از تکنیک های مورد استفاده در این راه، استریوتایپ سازی از رنگ ها می باشد. با دقت در ظاهر ابرقهرمانان هالیوودی مشاهده می نماییم که این شخصیت ها، اغلب با لباس هایی به رنگ قرمز، آبی و زرد معرفی می شوند. ابرقهرمانانی که ادعای دفاع از آزادی های اجتماعی را دارند و در برابر دشمنانی می ایستند که تفکراتی مذهبی دارند و با ظاهری به رنگ های سبز، قهوه ای و بنفش به نمایش در می آیند. بدین شکل، مخاطب با دیدن رنگ هایی خاص و مراجعه به ضمیر ناخودآگاهش، به نوعی پیش داوری دست زده و هر آن که را به عنوان مثال با لباس سبز ببیند، دشمن پنداشته و شنل و یونیفورم قرمز را نماد یک نجات دهنده می پندارد. این تحقیق نیز با هدف شفاف سازی برای فعالان عرصه سینما، ابتدا، به روش توصیفی، پاگانیسم و تاریخچه ابرقهرمانان را بررسی می نماید و سپس به تحلیل و اثبات چگونگی استریوتایپ سازی رنگ ها می پردازد.
۶۳.

بررسی شاخصه های بصری در آثار کمال الدین بهزاد مطالعه موردی: اثر (سماع درویشان)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۸
هنرمندان ایرانی در طی دوره های متمادی، با ذوق مهذب و پالوده خود هنرهایی آفریده اند که در آن واحد هم حسی و هم معنوی است. در نگاره (سماع درویشان) از آثار کمال الدین بهزاد، لایه های مجهولی وجود دارد که تحلیل و تفسیر این لایه های پنهان و مجهول هدف این پژوهش است. فرض براین است که با دیدگاه مبانی هنرهای تجسمی و طراحی لباس می توانیم بین مفاهیم فرم، مضمون، ترکیب بندی و رنگ در نگاره (سماع درویشان) رابطه معناداری بیابیم. پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این سؤالات است که: آیا عناصر و المان های بکار گرفته در اثر مورد نظر در جهت منظور و مقصد خاصی بوده است؟ نقاشان هنرمند مسلمان در معرفی اندیشه خود از چه تکنیک هایی استفاده کرده اند؟<br /> روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و با استفاده از داده های اسنادی و کتابخانه ای انجام شده است. بررسی پیکره و پوشش نگاره ها در (سماع درویشان) بهزاد و تحلیل شاخصه های بصری فرم، ترکیب بندی، رنگ، نور و تاریکی نشان داده که در طراحی لباس درویشان از نماد لباس های گشاد و بلند با آستین های بلندتر از اندازه، نشان از احترام در برابر مقام والای محبوب الهی و حالت سرسپردگی و ولایت پذیری دارد و شال های رها در دور گردن و حتی رهاشده در متن نگاره، هرکدام حاوی مضامین خاصی هستند. ارائه حالات انسانی و روحانی در ترکیب بندی و ترسیم لباس ها هم راستا با نمادگرایی نوآورانه جهت القای حسی به مخاطب صورت گرفته است.
۶۴.

خلق جهان مشترک هنری در فرارفتن هنرمند از خود نتیجه ای بر مبنای بررسی تطبیقی آثار دیوید هاکنی و کمال الدین بهزاد

تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
هنرمند برای پویایی و متمایز ساختن خود همواره به روش های گوناگونی دست می زند؛ روش هایی که در صورت موفقیت می تواند شیوه هایی جدید و سبک هایی تازه را در هنر به وجود آورد. این رویک رد را اگر "فرا رفتن " هنرمن د از خود بنامیم، می توان هنرمن دان بسیاری را جست وجو کرد که اقدام به آن کرده اند و شیوه های بدیعی را به وجود آورده اند. فرا رفتن هنرمند از خود می تواند از دو نظام مشخص تأثیر پذیری از سایر هنرمن دان و کنش ضد سبک ی تثبیت شده در خود هنرمن د تبعیت کن د. در راستای این فرایند تحولی، برخی هنرمندان فارغ از اندیشه یا حوزه جغرافیایی خود به یکدیگر نزدیک شده و محدوده کار آن ها دارای فضاهای مشترک با یکدیگر شده اند؛ در این فرآیند شباهت های متعددی میان آثارشان به وجود آمده و تأثیر پذیری هریک از دیگری باعث خلق شیوه ها و سبک های تازه در هنر شده است. دو تن از این هنرمندان کمال الدین بهزاد1و دیوید هاکن ی2 هستند که اولی در فرایند ضدیت با سبک خود و دیگری با تأثیر پذیری از نگارگری شرق، از خود و شیوه های نقاشی رایج  فراتر رفتند. این مقاله با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی تطبیقی برخی آثار بهزاد و هاکنی پرداخته و با ارزیابی و تحلیل شباهت های موجود در میان آثار این دو هنرمند ایرانی و انگلیسی، روند فرا رفتن از خود توسط هنرمند را بررسی کرده است. این پژوهش بر آن است تا تأکید کند در کنش فرا رفتن از خود توسط هنرمندان، جهان های سبکی با یک دیگر تداخل می یابد و همین تداخل شکلی و محتوایی است که باعث ایجاد جریان های تازه و بدیع هنری می شود.
۶۵.

اثر بخشی غیر دارویی رنگ، شدت نور، نوع و بافت مصالح محیط بر مبتلایان به دمانس از نوع آلزهایمر

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۰
مقدمه: در این مطالعه، تاثیرات سه مولفه رنگ، شدت نور، نوع و بافت مصالح بر مبتلایان به دمانس از نوع آلزهایمر با رویکرد عصب روان شناختی، بررسی شد. هدف، پاسخگویی به نیازهای محیطی مبتلایان به آلزهایمر، کاهش اختلالات شناختی، رفتاری و بهبود عملکرد های روزمره است. بررسی رنگ، شدت نور، نوع و بافت مصالح در یکپارچه سازی یا ادغام تفسیر ها در محیط درمانی بر اساس پیشینه ذهنی و اطلاعات شناختی این بیماران ، اهمیت بسیار دارد روش : تحلیل محتوای کیفی بر مبنای مرور ادبیات پژوهش های مرتبط با متدولوژی مداخله ای و با چک لیست ارزیابی ( Down and Black) و واجد شرایط شناخته شده، انجام شده است. یافته ها : تحلیل محتوای رنگ و نور هرکدام در 4 طبقه، نوع و بافت مصالح در دو طبقه دسته بندی شده است. نتایج: تحلیل یکپارچه بر تاثیر نوع و دمای رنگ، تاثیر نور طبیعی و مصنوعی به عنوان مولفه های غیر دارویی بهبودی بخش، دلالت می کند. بافت مصالح بیش از آنکه بر وضعیت فیزیولوژی مبتلایان تاثیر داشته باشد، نقش مهمی در ادراک مطلوب یا نامطلوب ذهنی و بصری دارد. تاثیر هم افزایی رنگ، شدت نور و بافت مصالح، می تواند ادراک معنایی محیط برای مبتلایان به دمانس و آلزهایمر را افزایش دهد.
۶۶.

پیشنهادی درباره تصحیح و قرائت دو واژه از کارنامه اردشیر بابکان بر پایه قرینه ای در شاهنامه فردوسی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
یکی از نمودهای عینی و تظاهر مادی فرّه شاهی در کارنامه اردشیر بابکان، تجلّی آن در قالب حیوانی فربه و نیکو است که لفظ دال بر آن در متن کارنامه (فصل 3 بندهای 11، 15-16 و 22-23) به صورت جی ضبط شده است. درباره معنی واژه محققان تقریباً اتفاق نظر دارند و آن را «قوچ» معنی می کنند؛ اما در قرائت آن هم داستان نیستند. اغلب پژوهشگران به پیروی از آنتیا آن را به صورت +اجی تصحیح کرده و warrag خوانده اند؛ اما این لفظ در متون پهلوی و در متن های فارسی در معنی «قوچ» استعمال نشده است. در شاهنامه فردوسی به هنگام ذکر اخبار اردشیر بابکان در برابر آن لفظ فارسی «غرم» آمده است که به معنی «قوچ کوهی» است؛ بنابراین به نظر می رسد املای مذکور پهلوی نیز باید لفظی به همین معنی باشد. با توجه به معادل واژه مورد بحث در شاهنامه و بر اساس شواهد و قراینی که در متن مقاله ارائه خواهد شد، احتمال می رود که واژه مذکور با اسقاط حرف ا که امری معمول در خط پهلوی است، تصحیفی از +جای باشد. املای پیشنهادی اخیر را می توان rang خواند و «بز کوهی، میش کوهی» معنی کرد. واژه «رنگ» به همین معنی در متون نظم و نثر فارسی، به ویژه در متون قرن های چهارم و پنجم هجری فراوان به کار رفته است. املای پهلوی غجاغ را که در کارنامه (فصل 9 بند 11) در بیان تجلی آذر فرنبغ به شکل پرنده، استعمال شده است، مصححان و گزارندگان کارنامه و اخیراً فرانتس گرنه در متن ویراسته خود xrōs خوانده اند. این قرائت گر چه غیر ممکن نیست، اما چندان متناسب با املای واژه به نظر نمی رسد. واژه را به سهولت می توان ʾlwh حرف نویسی کرد و āluh خواند که به معنی «عقاب» است و در فارسی نیز به صورت «آلُه» باقی مانده و از ایرانی باستان * ardifya- راست پرواز»، (اوستایی ərəzifiia-، سنسکریت ṛjipyá- ) مشتق شده است.
۶۷.

الگوی رنگ در معابد و مساجد هند

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۳
رنگ، عنصر شاخص و کلیدی در فرهنگ و آیین هندویی است. مردم هند در زندگی روزمره از پوشش ظاهری تا لوازم و مبلمان خانگی، اثاثیه شهری، تزئینات مختلف در آرایش سر و صورت، دست و پا، رنگ آمیزی و استفاده از گل های رنگارنگ طبیعی و مجسمه ها و نقاشی های رنگین بر در و دیوار خانه ها، نماهای شهری، وسایل نقلیه (چون دوچرخه، موتور، ریگشا، تاکسی و اتوبوس)، فضاهای داخلی و خارجی ساختمان معابد و هم چنین معابد کوچک خصوصی حتی در شکاف درختان از رنگ استفاده می کنند. رنگ های سفید، قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی و سیاه به صورت نمادین با زندگی آیینی – مذهبی آنان که به فرهنگ تبدیل شده عجین است. زندگی سنتی- مذهبی که رنگ در آن جایگاه ویژه ای دارد چنان در سرزمین پهناور هند و جمعیت عظیم آن ریشه گسترده که بر جامعه مدرن امروزی و اقشار تحصیل کرده و روشنفکران نیز تأثیر گذاشته است. بعضی از رنگ ها منسوب به خدایان است و برخی دیگر که در رنگ آمیزی معابد به کار رفته ابتدا ریشه در طبیعت داشته و به تدریج و بر اثر تکرار به نماد تبدیل شده و به عنوان رنگ های مقدس جاویدان شده اند. ریشه یابی این رنگ ها و تأثیرپذیری از اقلیم و آیین در معبد و مسجد نشان می دهد که در تفکر مذهبی- آیینی هندوان برخی از رنگ ها به خدایان نسبت داده شده که گاه این ها منشأ طبیعی دارند. آیین هندو با توجه به نمادگرایی ویژه خود، برای بسیاری از رنگ ها ارزش های نمادین قائل است که حضور این رنگ ها در معابد و بعضاً تأثیر آن در مساجد هند آشکار است. رنگ در مساجد و معابد اولیه بیشتر تابع رنگ طبیعی مصالح بومی و اقلیمی است؛ اما به تدریج معابد با رنگ های نمادین تزئین می شود. برخی از این رنگ ها از جمله سفید، سبز، آبی و گاه صورتی در مساجد نیز به چشم می خورند.
۶۸.

نماد رنگ در برند گردشگری خلاق شهرهای ایران

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۵
امروزه سفر از اسباب تفریح و سرگرمی صرف به ابزار شناخت و آگاهی، تفاهم با دیگران، درک جهان پیرامون، حقایق آن و غنای بینش و نگرش آدمیان تبدیل شده است. این گردشگری می تواند در بستر شهرهای خلاق تجلی یابد. شهر خلاق شهری است که در آن بیش از توجه به میراث ملموس به میراث ناملموس توجه شده و فرهنگ و خلاقیت در آن در هم می آمیزند که خود موجب تمایز مقصد و خلق ارزش و مزیت رقابتی برای آن می شود. برند گردشگری شهرهای خلاق ایران باید از دل فرهنگ، تاریخ و صنایع خلاق آن استخراج شود، متمایز، پایدار و قابل باور بوده و برای ذی نفعان جذاب باشد و بتواند در ارتباطات و تعاملات جای خود را باز کند. از دیگر سو رنگ در زندگی انسان ها مفهومی نمادین دارد و پدیده ای عینی- ذهنی است که می تواند محرک و جالب توجه باشد، بار معنایی و مفهومی عمیقی را بر دوش کشد و پیام اصلی خود را به مخاطب برساند. همچنین پژوهش ها نشان می دهد در تمدن و میراث ملموس و ناملموس ایرانیان، از دیرباز تاکنون، رنگ ها حامل بار معنایی و مفهومی عمیقی بوده و تنها جنبه تزیینی نداشته است. بنابراین در برند گردشگری شهرهای خلاق ایران، شهرهایی که در صنایع خلاق سرآمدند، کاربرد یک نماد رنگین ضروری است.
۶۹.

عوامل مؤثر بر کاربرد رنگ در فرش یزد

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۶
منطقه ی یزد محل شکل گیری هنرهای متفاوتی بوده که با تأثیرپذیری از اوضاع خاص حاکم بر منطقه، شکل گرفته است. هنر فرش بافی در این استان به عنوان یک پدیده ی فرهنگی هویت خاص خود را مرهون محیط و بستر فرهنگی جامعه است. با توجه به این که رنگ در بین عوامل نقش، بافت و عوامل فرعی اندازه و ماده ی اولیه، اصلی ترین و مهم ترین نقش را در جذب بیننده دارد، این فرضیه که ترکیب بندی رنگی منطقه با هویت اقلیمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی آن ها ارتباط مستقیم دارد مطرح می شود. هدف از این پژوهش، شناخت تفصیلی ویژگی های رنگ در فرش استان یزد است تا به توان به این مسأله پاسخ داد که عوامل مؤثر بر کاربرد رنگ در فرش یزد چیست. بدین منظور عواملی نظیر رنگ در فرش یزد و عوامل تأثیرگذار در رنگ فرش یزد که به اوضاع اقلیمی و جغرافیایی، اوضاع اجتماعی و سیاسی و عوامل فرهنگی طبقه بندی شد، مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت، ویژگی های اقلیمی آن، که منطقه ای  است گرم و کویری، کم باران و خشک با انواع گیاهان رنگ زا و کیفیت آب های این استان که از عوامل تأثیرگذار در رنگ فرش این استان می باشند مورد بررسی قرار گرفته است. ویژگی های فرهنگی نیز که شامل تأثیر از فرهنگ پیشین و شهرهای هم جوار، حفظ ساختار سنتی، نوع معماری، تأثیرات حسی و عوامل تحمیل شونده است و همچنین ویژگی های اقتصادی و صنعتی، وجود صنایع گوناگون، نساجی استان، عبور جاده ابریشم از منطقه، رویکردهای معیشتی و ویژگی های اجتماعی نظیر درون گرایی، تولید در راستای فرهنگ بومی، تناسب با طبقه اجتماعی، ویژگی های رنگی فرش یزد به شمار می آیند که بر هنر و صنعت و رنگ فرش آن تأثیر گذاشته و عوامل مؤثر بر کاربرد رنگ در فرش این استان می باشند. پژوهش حاضر از نوع مطالعات کیفی است که با روش توصیفی- تحلیلی  و استفاده از منابع کتابخانه ای و مصاحبه به انجام رسیده است.
۷۰.

بررسی جایگاه رنگ در فضای شهری

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۹
از میانِ عناصرِ بصری، رنگ، در زندگی معاصر شهری جایگاهی ویژه دارد. با این هم ه، قابلی ت هایِ تعامل یِ آن چنانکه بایسته بوده، مورد توجه ق رار نگرفته است. اجزای مؤثر در سیم ای شهر اعم از نما، فضای سبز، ویترین ها، تابلوها، مبلمانِ شهری، دیوارنگاره ها و مانند آنها همواره با پوششی از رنگ نمایانده شده است. امروزه با رشد فناوری و تنوع مصالح، ضرورت کاربرد متناسب رنگ با توجه به هویت فرهنگی شهرها بیش از پیش احساس می گردد.افزون براین، بررسی جلوه هایِ بصریِ رنگ و کاربرد بجای آن در نمایِ شهری، می تواند از نابسامانی های بصری در شهرها پیش گیری کند. تأثیر رنگ بر کیفیت فضای شهری از دو منظر بصری و بیانی قابل بررس ی است. هدف این مقاله، بهبود کیفیت فض ای شه ری با تأکی د بر نقش رنگ است. این پژوهش کیفیتِ تعاملی رنگ در فض ای شهری را از جنبه هایِ کاربردی، جامعه شناختی، روان شناختی، هویتی، زیباشناختی و نمادین بررسی کرده است و به نقشِ آن به عنوان عاملی مؤثر در سیمای شهر پرداخته است. پژوهش به صورتِ توصیفی- تحلیلی صورت گرفته و داده ها بر اساس مطالعاتِ کتابخانه ای و برداشت هایِ میدانی از فضای شهری جمع آوری گردیده است.
۷۱.

هستی شناسی رنگ بر مبنای سنت تفکر فلسفه اسلامی

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
اکثر فلاسفه اسلامی، وجود عینی رنگ راحتمی فرض کرده اند و نسبت به اصلِ هستیِ رنگ و مسائل پیرامون آن، فلسفه ورزی نکرده اند. بنابراین، لازم به نظر می رسد که «هستی شناسیِ رنگ» فیلسوفان گذشته دوباره موردبازنگری قرار گیرد. پژوهش حاضر، از برخی جهات می تواند شباهت هایی به آثار دیگر داشته باشد، امّا تفاوت اساسی کار در سبکِ توجه و ساختار بررسی هستی شناسی رنگ با توجه به دیدگاه مهم ترین فیلسوفان اسلامی است در اینکه آیا رنگ موجود است؟ و در صورت وجود، خارجی است یا ذهنی و اینکه آیا رنگ می تواند هم وجود ذهنی داشته باشد و هم خارجی؟ نظرات فیلسوفان اسلامی را می توان در دو گروه جای داد: گروه اول؛ خارج گریان. گروه دوم؛ غیر خارج گرایان. در ارزیابی این دو نظر قدر مسلم آن است که انسانِ درک کننده رنگ، حداقل نمی تواند وجود درک خود از رنگ را منکر شود؛ بنابراین، سؤال از اینکه آیا رنگ موجود است؟ برای کسانی که درک رنگی دارند، بی معنی خواهد بود پس تنها کسانی که هیچ نوع درکی از رنگ نداشته باشند، شاید بتوانند سؤال کند که؛ آیا رنگ موجود است؟ با این مقدمات نتیجه می گیریم که وجود رنگ (چه عینی و خارجی یا ذهنی و درونی)، پیش فرض بدیهی بررسی آن خواهد بود و ما تنها می توانیم از حالات و نوعِ وجودی آن، گفتگو کنیم. از طرف دیگر قایل شدن به خارجی بودن رنگ و یا ذهنی بودن آن یا هر دوی آنها، دارای لوازمی است که لازمه آن لوازم، ایجاد سؤالات جدید است که خود می تواند نوآوری پژوهش لحاظ شود.