مطالب مرتبط با کلید واژه " بودریار "


۱.

هرزه نگاری و فراواقعیت؛ مطالعه کیفی تجارب کاربران ایرانی در استفاده از محصولات هرزه نگاری

کلید واژه ها: رسانهتئوری زمینه ایبودریارهرزه نگاریفراواقعیت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان آسیب شناسی مسایل زنان آسیب شناسی جنسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات آموزش و ارتباطات اقناعی
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۵۲۴
فراواقعیت یکی از مفاهیم کلیدی در نظریه بودریار است. یکی از زمینه هایی که فراواقعیت به شدت در آن رسوخ کرده، مسائل جنسی است. بر این اساس در پژوهش حاضر با اذعان به هرزه نگاری به عنوان نوعی فراواقعیت در حوزه جنسی و با استفاده از مفاهیم خاص بودریار در این خصوص، تجارب مصرف کنندگان این محصولات، با استفاده از روش تئوری زمینه ای پیگیری می شود. جامعه مورد مطالعه، کاربران محصولات هرزه نگاری بودند که به روش نمونه گیری هدفمند 20 نفر (10 نفر زن، 10 نفر مرد) از سه کلینیک روان شناسی و همچنین از گروه های مجازی با محتوای جنسی انتخاب و مورد مصاحبه عمیق قرار گرفتند. تحلیل یافته ها به روش سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گرفت. یافته های این پژوهش شامل سه مقوله کلی با زیر مقوله های آن، شامل فراواقعیت رابطه ای (کنش جنسی رسانه ای و توهم سرخوشی و رضایت)، فراواقعیت تجربه ای (ماجراجویی جنسی و تداخل تخیل جنسی با امور روزمره) و فراواقعیت پیامدی (زن به مثابه کالای مصرفی و گرفتاری در تسلسل دال های جنسی) بود. نتیجه کلی به دست آمده حاکی از آن است که تقلید از کنش های جنسی نمایش داده شده در هرزه نگاری، به نتایج دلخواه و رضایت جنسی در دنیای واقعی افراد منجر نمی شود چون واقعیت نداشته و ساخته رسانه است، لذا عدم رضایت جنسی در دنیای واقعی به عنوان مفهوم محوری تحقیق حاضر قلمداد می شود. چرا که در هرزه نگاری صرفاً با استفاده از وضوح رنگ های تصاویر، چیزی درخشنده تر، رنگی تر و جنسی تر ارائه می شود.
۲.

نظام نشانه ای حاد واقعیت در اندیشه بودریار و تطبیق آثار پیتر هالی با آن

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۰
بسط نظریات بودریار، فیلسوف فرانسوی، در باب نقدِ اقتصادِ سیاسیِ نشانه در اوایل دهه1970 به این نظریه انجامید که واقعیت به عنوان مقوله ای منفک از نشانه های آن، در جهانِ اشباع شده از اطلاعات و سیطره رسانه، از میان رفته است. او این وضعیت را «حاد واقعیت» نامید. اشاره او به طور عمده، ترسیمی از دنیای هنر بود: از سورئالیسم، هنر پاپ، رمان نو تا اشکال رئالیسم مفرط و عکاسی. آراء او بر این نظریه معطوف بود که با سیطره ایماژها و نشانه ها، امر واقع به طور جدی محو شده است و مرجع حقیقت دیگر وجود خارجی ندارد. وانموده ها رونوشتی از واقعیت هستند و از این طریق، به شکل فزاینده ای مرز میان وانموده و واقعیت را از بین می برند. او دلالت های ساختاری نشانه ای را درنوردید و تا آنجا پیش رفت که دلالت نشانه ها را با واقعیت بی مناسبت پنداشت و نشانه ها را وانموده ای ناب از خود دانست که در غیبت منشاء نشانه میان خود مبادله می شوند. در این میان، نسلی از هنرمندان معروف به نئو-ژئو که در میان آنها پیتر هالی، هنرمند، منتقد و نظریه پردازِ آمریکایی، چهره ای شاخص محسوب می شود پا به عرصه هنر معاصر گذاشتند. آثار هالی که به شیوه پست مدرنیسم آگاهانه خلق شده است، اغلب حوزه هایی وسیع از رنگ هایی است که با نوارهایی باریک به یکدیگر متصل شده اند، و همانندی هایی با سنتِ انتزاعِ مدرنیستی دارد؛ اما به شکلی آیرونیک این سنت مدرنیستی را به باد انتقاد می گیرد. هالی متأثر از اندیشه بودریار مدل هایی حاد واقعی را به تصویر می کشد و با تفکر بازنمایی انتزاعی از نشانه ها به گونه ای بازپیکربندی شده، در پی باز تولید هزلی و پارودیکِ وانموده ها است.