روش شناسی علوم انسانی

روش شناسی علوم انسانی

حوزه و دانشگاه 1379 شماره 24 و 25

مقالات

۱.

معقولیت و نسبى‏گرایى

نویسنده:

کلید واژه ها: معقولنظریه معقولیت طبیعىمکتب ادینبورانسبى‏گرایى معرفت‏شناختىنامعقولدسته‏بندى اشیامنافع اجتماعىنظریه به‏کارگیرى فعالانه اجتماعى طبیعت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۸
این مقاله یکى از جالب‏ترین براهین مکتب ادینبورا براى نسبى‏گرایى را بازسازى و سپس مورد ارزیابى نقّادانه قرار داده است. این مکتب براى این منظور نظریه معقولیت طبیعى را طرح مى‏کند؛ نظریه‏اى که همه عقاید و دعاوى معرفتى را به طور طبیعى معقول مى‏شناسد. در صورت توفیق در این کار، تبیین درجه دوّم ما از چگونگى و چرایى اخذ و رفض آن عقاید و دعاوى معرفتى هیچ نیازى به مقولات معقول و نامعقول نخواهد داشت؛ زیرا مطابق این نظریه همه عقاید و نظریه‏ها به طور طبیعى معقول هستند. هدف اصلى مکتب ادینبورا از این نظریه‏پردازى این است که تمام دعاوى معرفتى را به لحاظ معرفت‏شناختى، از جهت منزلت معقولیت‏شان، معادل و همسنگ کند. همچنین به‏کارگیرى مفهوم منافع اجتماعى در نظریه به کارگیرى فعالانه اجتماعى طبیعت این مکتب، مورد طرح و نقّادى قرار گرفته است.
۲.

آلوین پلنتینجا و معرفت‏شناسى اصلاح شده

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۷
از جمله رهیافت‏هاى عمده در بیان رابطه عقل و دین، دیدگاهى است که به «عقلگرایىِ حداکثرى» مشهور گشته است. تجلّى عقلگرایى حداکثرى الهیات طبیعى و عقل محور بوده است، و مفروض الهیات طبیعى این است که معقولیت معتقداتِ وحیانى، شرط مقبولیت آنها را فراهم آورد. تفسیرى از معقولیت که همواره مدنظر الهى‏دانان طبیعى بوده، با عنوان مبناگرایى یا بنیادگرایى سنّتى قلمداد شده که مطابق با آن گزاره‏هاى عقلانى یا پایه هستند یا مستنتج از گزاره‏هاى پایه. در این تفسیر عقلانیت و صدق همواره توأمانند. در مقابل مبناگرایى سنّتى، معرفت‏شناسى اصلاح شده، تفسیرى دیگر از عقلانیت را معرفى مى‏کند. نویسنده در این مقاله مى‏کوشد تا با نظر به برخى از متفکران نهضت اصلاح دینى، معرفت‏شناسى اصلاح شده و تفسیر آنان از عقلانیت را معرفى کند و در ادامه با بیان برخى از انتقاداتى که به این نظریه وارد شده، نتیجه مى‏گیرد که معرفت‏شناسى اصلاح شده، به نوعى دچار نسبى‏گرایى و تا اندازه‏اى ایمان‏گرایى است. مقاله حاضر، توصیفى اجمالى از دیدگاههاى معرفت‏شناختىِ فیلسوف دین‏شناس امریکایى معاصر، آلوین پلنتینجا (1932م) است که با توجه به مقالات و آثار وى فراهم آمده است.
۳.

فلسفه زبان ویتگنشتاین، متقدم و متأخر

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی آباء فلسفه تحلیلی
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی عبور از پوزیتیویسم منطقی
  3. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه زبان
تعداد بازدید : ۲۶۷۴
معروف است که ویتگنشتاین در طول حیات خود طى دو دوره، دو فلسفه را به وجود آورد که هرکدام تازگى‏ها و نوآورى‏هاى خاص خود را دارد؛ وجه جامع آن دو این است که به مسأله زبان از دید فلسفى مى‏پردازد. آنچه در این نوشتار تقدیم مى‏گردد گزارشى نسبتا جامع از این دو فلسفه است. نویسنده کوشیده است به توصیه خودِ ویتگنشتاین، خطوط اصلى فکر او و مسائل اساسى را که براى او مطرح بوده دنبال کند. در فلسفه متقدم مسأله اصلى نسبت بین زبان و جهان است که ویتگنشتاین تئورى تصویرى را مطرح مى‏سازد. در فلسفه متأخر، ویتگنشتاین معتقد است اساسا فلسفه وظیفه دیگرى برعهده دارد و آن اینکه چون مشکلات فلسفى زاییده سوءتفاهمند باید ریشه آن را بشناسند و آن این است که بازى‏هاى زبانى را با هم خلط مى‏کنیم. در این جا دیگر نباید دنبال معنا رفت، باید به کاربرد زبان توجه کرد. در یک کلمه، فلسفه ویتگشتاین بر آن است تا حد و مرز زبان را مشخص سازد: با زبان چه چیزهایى را مى‏توان بیان کرد و چه چیزهایى را نمى‏توان
۴.

بررسى تاریخى جدال فضیلت و آزادى در اندیشه سیاسى غرب

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۰
یکى از جدال‏هاى اساسى در حوزه اندیشه سیاسى غرب که به جرأت مى‏توان گفت همزمان با آغاز تفکر سیاسى بشر نمایان شده و تاکنون نیز ادامه دارد، جدال تاریخى بین فضیلت و آزادى است. این پژوهش بر آن است تا ویژگى‏هاى اصلى هریک از دو دسته نظریه‏هاى سیاسى فضیلت‏مدار و آزادى‏محور را در تاریخ اندیشه سیاسى غرب (از پیش سقراطیان تا قراردادگرایان) ردیابى و برجسته نماید. در این باره، مى‏توان ویژگى‏هاى اصلى نظریه‏هاى سیاسى فضیلت‏مدار را براساس غایت‏گرایى، اخلاق‏گرایى و ساختار اجتماعى و سیاسى عمودى (سلسله مراتبى) ترسیم کرد؛ در حالى که نظریه‏هاى سیاسى آزادى محور به انسان‏گرایى، حقوق‏گرایى و ساختار اجتماعى و سیاسى افقى تأکید دارد
۵.

سیماى فلسفه جدید در آثار شهید صدر

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۲
مقاله حاضر ترجمه‏اى است از مقدمه کتاب «فلسفة الصدر» نوشته دکتر محمد عبداللاوى استاد فلسفه در دانشگاه‏ها و مؤسسات الجزائر، سودان، ایتالیا و بریتانیا، که تحقیقات متعددى در زمینه آثار شهید صدر نموده و آثارى از ایشان در این زمینه منتشر شده است. ایشان در این اثر به مبانى فکرى و فلسفى شهید صدر(ره) پرداخته و نوآورى‏هاى ایشان را در زمینه معرفت‏شناسى و مسائلى که در رابطه با واقعیت و حقیقت و عقلانیت و رابطه فقه و فلسفه، توضیح و تبیین نموده است. عبداللاوى نتیجه مى‏گیرد که شهید صدر(ره) میراث فلسفه اسلامى و بطور کلى تفکر اسلامى را بازسازى کرده است و از آن جهت که فلسفه اسلامى و غربى را مورد نقد قرار داده، فلسفه اسلامى معاصر را از حیث مفاهیم و روش غنى ساخته است؛ همچنین شهید صدر(ره) براى فرهنگ انسانى به طور کلى فلسفه جدیدى را ارائه داده که در پى ارتباط دادن انسان با خداوند سبحان و ارزشها از طریق ارتباط انسان با نبوت و امامت مى‏باشد.
۶.

امام على(ع) و مبارزه با فساد اطرافیان حاکم

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۴