باغ نظر

باغ نظر

باغ نظر سال چهاردهم آذر 1396 شماره 54

مقالات

۱.

نقش عناصر منظر (آب و بستر جغرافیایی) در شکل گیری باغ بحرالارم بابل

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۸۳
باغ های کرانه جنوبی دریای خزر از نمونه های برجسته باغ سازی ایرانی است که بر خلاف باغ های کویری ایران تضاد چندانی با محیط اطراف ندارد. مسئله پیش رو در تحقیق حاضر عدم شناخت و معرفی باغ های کرانه جنوبی دریای خزر و عوامل تأثیرگذار در شکل و هندسه آنان است که به دلیل آثار اندک به جا مانده از این باغ های تاریخی، مطالعه و پژوهش چندانی در این خصوص صورت نگرفته است و تنها می توان به توصیفات پراکنده تاریخی و سفرنامه های سیاحان اروپایی و تصاویر اندک از آنها اشاره کرد. بسیاری از باغ های دوره صفوی با الگوی هندسی و فضایی منطبق بر الگوی باغ ایرانی در این ناحیه احداث شده است و تفاوت آنها با باغ های نواحی مرکزی و جنوب ایران تنها در جزییات و نحوه استفاده از عناصر طبیعی است. لذا شناخت این باغ ها به عنوان گونه ای ویژه از باغ ایرانی در کنار سایر گونه های کالبدی ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به استناد کتب و تصاویر تاریخی در ترکیب با روش نمونه موردی به صورت برداشت میدانی و با هدف شناسایی خصوصیات باغ بحرالارم بابل انجام می شود و نقش عناصر طبیعی را در این باغ با اصول باغ ایرانی مقایسه می کند. مقاله حاضر در پی پاسخ به این سؤال است که نقش عناصر منظر از جمله آب در شکل باغ بحرالارم به چه صورت بوده است؟ در پاسخ فرضیه پژوهش بر این تأکید دارد که حضور گسترده آب در منطقه و تعامل کامل باغ با بستر، سبب ایجاد گونه ای از باغ به نام باغ-جزیره شده است. بازشناسی تصویری با توجه به شواهد تاریخی، نقل قول های مورخین و سیاحان و وضع موجود باغ حاکی از این است که باغ بحرالارم باغی جزیره ای است که با توجه به شرایط مناسب اقلیمی و فراوانی آب در منطقه احداث شده است. پهنه وسیع آبی و تعبیه کل باغ در جزیره مرکزی از نمونه های ویژه در باغ های ایرانی است. احترام به آب و ارزش آن در نزد ایرانیان علی رغم عدم توجیه اقلیمی، سبب شد که موقعیت فوق به صورت یک باغ و اقامتگاه و تفریح گاه سلطنتی درآید، وجود این باغ دال بر تنوع کالبدی باغ ایرانی با حفظ اصول اصلی آن است.
۲.

بررسی تطبیقی دو بنای تکیه دولت تهران و رویال آلبرت هال لندن تبیین نحوة به کارگیری ابزار تطبیق و نقش مقایسة ساختار تکنیک ساختی در پاسخ به سؤالات تاریخ معماری

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۹۸
بیان مسأله : بنای تکیه دولت تهران همواره از منظر پژوهشگران حفاظت و تاریخ معماری از جنبه های گوناگون محل بحث بوده است. محور اصلی این بحث، مربوط به تاریخ بنا و ارتباط میان دو بنای رویال آلبرت هال و تکیه دولت است. بسیاری از پژوهشگران، در تأیید و یا نفی شباهت این دو، مطالبی اغلب متناقض مطرح کرده اند؛ عده ای به نقش سفر ناصرالدین شاه قاجار به اروپا و ارادة وی در ساخت نمونه ای مشابه در ایران اشاره کرده و برخی، با تکیه بر این مطلب که این سفر بعد از زمان ساخت تکیه بوده، خلاف آن را نتیجه گیری کرده اند. اما همچنان پاسخی در خور برای سؤال مذکور ارائه نشده است. هدف پژوهش : هدف پژوهش حاضر تبیین جایگاه تکیه دولت در تاریخ معماری ایران از طریق تطبیق ویژگی های تکینکی ساختی این دو بنا است. لذا، پژوهش حاضر در پی توضیح جایگاه مطالعات تکنیک ساخت سازه در مطالعات تاریخ معماری است و کوشیده است تا ضرورت ها، شیوه و روند این مطالعات را تشریح کند. هدف سوم از این پژوهش بررسی امکان پذیری و میزان کارایی مطالعات تطبیقی پیرامون معماری بناها در مطالعات کیفی تاریخ معماری خصوصاً مطالعات تاریخ معماری ایران است. روش پژوهش : پژوهش حاضر مبتنی بر روش شناسی کیفی است و با به کارگیری ابزار تطبیق می کوشد، در وحلة نخست، به تبیین شکل گیری پدیده ای به نام بنای تکیه دولت در تاریخ معماری ایران پاسخ دهد و، در وحلة دوم، از تجربیات این بخش از پژوهش برای صورت بندی روش تطبیقی در مطالعات تکنیک ساخت استفاده کند. نتایج پژوهش : براساس بررسی های صورت گرفته می توان مسألة مطرح پیرامون بنای تکیه دولت را این گونه پاسخ داد: بنای تکیه دولت، اگرچه از جنبة پلان و ساختار فضایی تحت تأثیر بنای رویال آلبرت هال قرار دارد و براساس شواهد در پی رقابت ناصرالدین شاه قاجار با اروپای قرن نوزدهم و با فاصلة یک سال از ساخت رویال آلبرت هال ساخته شده، اما از جنبة تکنیک ساخت کاملاً متأثر از تکنیک ساخت معماری ایرانی است و به این معماری تعلق دارد. در کنار این مورد، با توجه به روند پژوهش، می توان بر کارایی روش تطبیقی در مطالعات تاریخی معماری در کنار نقش بررسی تکنیک ساخت صحه گذاشت و بیان کرد که بررسی تکینک ساخت روش مند در پاسخ به سؤالات تاریخ معماری بسیار کاراست.
۳.

تدوین مدل کاربردی تبیین ساختار ذهنی نقشه های شناختی مردم از طریق تحلیل های ریخت شناختی-فضایی بافت های شهری موجود نمونه موردی : بافت تاریخی شهر کرمان

تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۰
در نظریه های شهرسازی، مزایای زیادی برای کاربست رویکرد ساختاری یاد شده است. با این حال، در حرفه برای تعیین ساخت اصلی از روش های ذهنی-شهودی (و نه عینی) بهره گرفته شده و عمدتاًً معادل شبکه معابر اصلی و کاربری های عمومی اطراف دانسته می شود. از آنجا که ساختار مفهومی ذهنی که در آن نحوه ترکیب اجزا با یکدیگر به گونه ای که یک کل ایجاد شود، دانسته شده، در این تحقیق قصد بر آن است که برای استخراج ساختار ذهنی مردم از بافت، سازوکاری عینی تدوین شود. بر این اساس این تحقیق در پی پاسخ گویی به این سئوال است کدام عناصر و تحلیل عینی تأثیر بیشتری در تبیین ساختارهای موجود در نقشه های شناختی را دارند؟ در این راستا نقشه های شناختی مردم از طریق ترسیم های کروکی و مصاحبه جمع آوری و ساختار موجود در آن در سه بعد کالبدی، عملکردی و معنایی استخراج شد. تحلیل ارزش های مکانی مرتبط با شبکه معابر و کاربری زمین در سیستم اطلاعات جغرافیایی و کیفیت ها و روابط فضایی با استفاده از تحلیل چیدمان فضایی صورت گرفت. هم پیوندی فضایی بین ساختارهای ذهنیِ نقشه های شناختی از یک سو و تحلیل های عینی معابر، کاربری ها و چیدمان فضایی از دیگر سو نشان داد که تحلیل«عمق محوری 1» بهترین تبیین کننده بعد کالبدی ساختار ذهنی (   Correlation = 0.72361, Sig. <0.001 )، تحلیل «عمق متوسط فضای محدب 2» بهترین تبیین کننده بعد عملکردی ( Correlation = 0.66973, Sig. <0.001 ) و تحلیل «هم پیوندی 3فضای محدب» بهترین تبیین کننده بعد معنایی ( Correlation = 0.44744, Sig. <0.001 ) است. بر این اساس نتیجه گیری می شود که برای تبیین ساختار نقشه های شناختی مردم می توان از تحلیل های عینی بافت های شهری موجود استفاده کرد. برخلاف تئوری های موجود، این مقاله نشان داد که الگوی قطعه بندی و کاربری زمین نمی توانند به صورت معنی داری ساختار نقشه های شناختی را تبیین کنند؛ در حالی که تحلیل های فضایی از بالاترین میزان تبیین ساختار نقشه های شناختی برخوردارند. شبکه معابر اصلی نیز در انطباق با تئوری موجود، همچنان تبیین کننده مناسبی برای هر سه بعد ساختار ذهنیِ نقشه های شناختی است.
۴.

بررسی ساختار و مفصل بندی ترکیب «انسان-خط»نگاری در هنرهای صناعی دوره سلجوقی

تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۶۷
نقش ترکیبی و تزیینی «انسان-خط» در هنرهای صناعی دوره سلجوقیان ترکیبی از سر و بدن انسان ها به صورت استیلیزه و انتزاعی در حالات و موقعیت های مختلف، به همراه خطوط نوشتاری رایج آن دوران همانند خط کوفی و خط نسخ است. این نقش با ساختاری متنوع از نقوش پیشین آن دوران، هماهنگ با اجزا، کادر و حتی مکان نقش اندازی شده، به کار رفته است. عناصر بصری و نقوش هندسی نقش اصلی را در قسمت های مختلف این ترکیب تزیینی به عهده گرفته اند که این ویژگی آن را به یکی از نقوش متمایز، مناسب در بسیاری از زمینه های طراحی گرافیک نیز تبدیل کرده است. بررسی ساختار و مفصل بندی این خط نگاره هایی که به تصویرسازی بسیار نزدیک شده و در پژوهش های هنر اسلامی کمتر بدان پرداخته شده است، می توانند علاوه بر آشنایی با نوآوری ها و کیفیت خاص شیوه های هنری این دوره به دلیل قابلیت های گرافیکی بالای ساختار این ترکیبات در جهت بهره گیری در انواع آثار هنری من جمله آثار گرافیکی و گرافیک های متحرک نیز رویکردی نوین محسوب شوند. سؤالاتی که مطرح می شوند عبارتند از : 1. نحوه اتصالات در ترکیبات «انسان-خط»نگاری چگونه است؟ 2. کدام شیوه خطاطی و حساسیت بخشی در ترکیبات «انسان-خط»نگاری بیشتر مؤثر بوده است؟ فرضیات مطرح : در این نقش ترکیبی، نحوه اتصالات نقوش انسانی به کتیبه ها در چهار حالت کلی : اتصال کامل صورت های انسانی به ساقه های حروف نوشتاری، تقسیم فضا به دو بخش بالایی و پایینی، تلفیق فیگورهای انسانی و خطوط نوشتاری و در نهایت جاسازی نقوش انسانی درمیان کلمات و عبارات به صورت تفکیک شده، مشاهده می شود. از میان شیوه های خطاطی، خط نسخ در میان این کتیبه ها بیشتر دیده می شود، همچنین در ابتدای کار، استفاده از تنوع نقوش در ترکیب کلمات و قرارگیری در شکل مشخص، به عنوان شیوه هایی بارز از نظر نگارندگان در ساختار کلی و حساسیت بخشی به ترکیبات «انسان-خط»نگاری بسیار مؤثر بوده اند. هدف از این تحقیق شناخت مبنای ساختار نقوش ترکیبی «انسان-خط» در هنرهای صناعی دوران سلجوقی است، که می توانند قابلیت های تجسمی بالایی را در شاخه های گوناگون هنرهای معاصر نیز داشته باشند. در خصوص ساختار و مفصل بندی نقوش ترکیبی «انسان-خط»سلجوقیان به صورت خاص تاکنون پژوهشی صورت نگرفته است. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و منابع کتابخانه ای، مقالات و سایت های معتبر مورد استفاده قرار گرفته اند.
۵.

شاهنامه بزرگ، سندی بر گفتمان ایرانی گرایی ایلخانان

تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۰
به زعم بسیاری از محققین، نگارش شاهنامه بزرگ ایلخانی یکی از روش هایی بوده که ایلخانان با هدف مشروعیت بخشی به حکومت خود از طریق برقراری پیوند میان ایلخانان و شاهان اساطیری ایران در نگارخانه های دربار از تولید آن حمایت کردند. ●   هدف چگونگی بازتاب و نحوة بیان قدرت و مشروعیت در نگاره های شاهنامة بزرگ ایلخانی. ●   روش تحقیق به شیوه کتابخانه ای و تحلیل موردی برخی از نگاره های مهم انجام پذیرفته است. ●   بیان مسئله پژوهش حاضر در صدد آن است تا بررسی کند که چگونه مشروعیت ایلخانان در نگاره های شاهنامه بزرگ ایلخانی بازتاب یافته و به پیوند آنان با فرهنگ ایرانی کمک کرده و به چه نحو در نگاره ها به نمایش درآمده است. ●   نتیجه گیری نتایج حاکی از آن است که بر خلاف گفتمان 1اولیه مغولان که مبتنی بر یاسای چنگیز و با ورود چنگیز و فتوحات اولیه او بر پایه وحشت و ارعاب بنا شده بود، در دومین حمله مغولان که به فتح سراسری و تشکیل حکومت ایلخانی توسط هولاکوخان منجر شد، به گفتمان تسلط و اقتدار بدل شد و در نهایت در اواخر دورة ایلخانی و با مسلمان شدن سه حاکم آخر ایلخان، حاکمان در برابر فرهنگ ایرانی نرمش و انعطاف نشان داده و زمینه های ایرانی گرایی را فراهم کردند. مغولان از شاهنامه در راستای جایگزینی خود با شاهان اساطیری ایران بهره گرفته و به انتخابی گزینشی از صحنه نگاری شاهنامه روی آوردند؛ البته نه در راستای انطباق با نقاط عطف داستانی شاهنامه، آن گونه که در دیگر نسخ دیده می شود، بلکه در رابطه با صحنه هایی که در آن با توازی میان صفات شاهان ایرانی و ایلخانان و جایگزینی بصری خود و آنان قادر بوده تا توازی منطقی میان آنان و شاخصه های مشروعیت حکومت ایرانی را فراهم سازند تا راهی برای کسب مشروعیت و پذیرش هویت ایرانی برای خود به وجود آورند. امری که نشانگر قرارگیری شاهانه بزرگ در بطن گفتمان مشروعیت خواهی ایلخانی در راستای ایرانی گرایی به منظور کاهش فاصله با جامعه ایرانی بوده است.
۶.

بررسی تأثیر مرمت های نامطلوب بر میزان بار حرارتی خانه های سنتی یزد؛ نمونه موردی : خانه های علومی و تهرانی

تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۲۰۴
خانه های سنتی یزد میراث فرهنگی ارزشمند، بازمانده از حیات گذشتگان هستند که بخش اصلی و عمدة بافت تاریخی این شهر را نیز تشکیل می دهند. این آثار که تجلی تاریخ، فرهنگ و هویت شهر یزد هستند، با گذر زمان رو به متروک شدن نهاده و مورد تخریب قرار می گیرند. حفاظت، مرمت و احیای این گنجینة گرانبها، علاوه بر آن که فرصتی برای بازخوانی و شناخت ارزش های مندرج در این آثار است، موجب انتقال این ارزش ها به نسل های آینده خواهد شد. در مقابل اگر مرمت و احیای خانه ها، به صورت نامطلوب و غیر اصولی انجام گیرد نه تنها موجب شناخته شدن و احیای این ارزش ها نخواهد شد بلکه آسیب های سازه ای، منظری، کارکردی و معنوی ِ جبران ناپذیری را به بناهای تاریخی وارد می سازد. این نوشتار در نظر دارد با مداقه بر آسیب های کارکردی حاصل از مرمت های نامطلوب - به طور خاص در رابطه با شرایط اقلیمی- با پاسخ به این پرسش که مرمت هایی از این دست چه تأثیری بر بار حرارتی خانه ها دارد، بیان کند که اقدامات ناصحیح مرمتی که بدون پشتوانه معرفتی و علمی انجام گرفته است بر شرایط اقلیمی خانه های سنتی تأثیر نامطلوب خواهد داشت و پس از بهره برداری از این اماکن هزینه های بسیاری باید پرداخت شود تا فضاهای خانه به شرایط بهینه آسایش بازگردند. در این نوشتار سه نمونه از مداخلات و اقدامات متداول تأثیرگذار بر شرایط اقلیمی که به طور فزاینده ای در بافت تاریخی یزد در مرمت و احیای خانه ها انجام می گیرند به عنوان نمونه در خانه های علومی و تهرانی یزد توسط نرم افزار انرژی پلاس شبیه سازی شده و میزان بار حرارتی قبل و پس از فرآیند مرمت و احیا محاسبه شده است. نتایج حاصله نشان از آن دارد که مداخلات انجام گرفته در بنا سبب افزایش بار حرارتی خانه ها و کاهش مطلوبیت اقلیمی آنها شده است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۱