باغ نظر

باغ نظر

باغ نظر سال دوازدهم آذر و دی 1394 شماره 36

مقالات

۱.

Position of Water in Ibrahim Mirza's Haft Awrang Miniatures Version (جایگاه آب در نگاره های نسخه هفت اورنگ ابراهیم میرزا)

کلید واژه ها: نگارگری ایرانآب در نگارگریمکتب مشهدهفت اورنگ جامیابراهیم میرزا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای زیبا هنرهای تجسمی طراحی، نقاشی ایران و اسلام نقاشان
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای زیبا هنرهای تجسمی طراحی، نقاشی ایران و اسلام سبک ها
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۲۹
این مقاله بر آن است تا با توجه به جایگاه و نقش نمادین آب در باورهای کهن و منابع اسلامی، جلوه های تصویری این عنصر ارزشمند را در نگاره های نسخه هفت اورنگ ابراهیم میرزا، مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. علاوه بر بررسی جنبه مفهومی آب در این مجموعه، وجود قالب های متنوع در نمایش اشکال مختلفی از آب، بستر مناسبی را برای بررسی شکلی آن نیز فراهم آورده است. هدف این مقاله، علاوه بر شناخت نقش مفهومی آب در این آثار، شناخت قالب های مختلف آن و بررسی علل این تنوع است. همچنین روشن شدن این نکته که تنوع، چگونه در جهت ایجاد ساختار و ترکیب بندی مناسب و فهم بهتر معانی اشعار جامی مؤثر بوده است. نتایج پژوهش برآمده روش توصیفی تحلیلی نشان می دهد از آنجایی که نگاره های هفت اورنگ تا حدود زیادی وابسته به متن ادبی آن می باشند، هنرمند نگارگر، بنا بر موضوع و محل وقوع هر داستان، برای بهتر رساندن معنا، مفهوم مورد نظر و هماهنگی هرچه بیشتر قالب و محتوای اثر، از اشکال خاصی در نمایش عنصر آب استفاده کرده است. تنوع موجود در جلوه های متفاوت از عنصر آب در نگاره های مختلف، گاه در خدمت ساختار کلی آنها بوده و به عنوان عاملی مؤثر جهت هماهنگ کردن عناصر گوناگون موجود در یک نگاره عمل کرده است؛ در مواردی نیز نحوة قرارگیری و انتخاب جایگاهی مناسب و هدفمند برای آن در صفحه نگاره، به یاری انتقال معنا و مفهوم مورد نظر هنرمند آمده است.
۲.

Wall Drawings of the Shrines of Pinchah Village in Guilan and Analysis of the Contents (تحلیل مضامین نقوش دیواری بقعه روستای پینچاه ( درگیلان) مطالعة تطبیقی دیوارنگاره حضرت قاسم(ع) و علی اکبر(ع))

کلید واژه ها: خیر و شردیوارنگارهبقاع متبرکهنقاشی مذهبیپینچاه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر گروه های ویژه جامعه شناسی هنر
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای زیبا هنرهای تجسمی طراحی، نقاشی ایران و اسلام سبک ها
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۴۵
دیوارنگاره های بقاع متبرکه در گیلان به دلیل رطوبت فراوان منطقه و میل به نوسازی آن ها نزد اهالی روستا، در حال تخریب بوده و یا کاملا از بین رفته است. این معضل، ضرورت حفاظت از این آثار را دو چندان می کند. بقعة متبرکه روستای پینچاه در شهرستان آستانه که دارای دیوارنگاره های مذهبی است از آن جمله می باشد. آنچه در این میان مطرح می شود این است که آیا دیوارنگاره های بقعه نامبرده دارای مفاهیم بصری خیر و شر می باشند. از یافته های تحقیق می توان به مشابهت های بصری متعدد در بازآفرینی شخصیت های خیر، تفاوت های بصری مضامین خیر و شر و نیز بومی کردن مضمون دیوار نگاره توسط نقاش اشاره کرد. روش گردآوری اطلاعات به صورت میدانی و تدوین آن به شیوه توصیفی تحلیلی است.
۳.

“Kolam” Hindu Earth Graffiti as Land Art in the Field of New Art (نقاشی زمینیِ هندوی کولم به مثابه لندآرت در هنر جدید)

کلید واژه ها: پست مدرنیسمهنر جدیدلندآرتکولم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۷۴
«لند آرت» از حدود دهه 60 میلادی با رویکرد مدرن و پس از آن، پست مدرن به مرور با کمک گرفتن از شگردهای هنرهای محیطی4 و فلسفه پست مدرن، توانست از محل های دورافتاده ای که در گذشته متولد می شد، به جاهایی منتقل شود که موردتوجه مخاطبان عام و گسترده قرار گیرد و با آن ها ارتباط برقرار کند. بدین ترتیب دامنه لندآرت گسترده شد و امروزه هنرهای زمینی بسیاری را می توان در این حوزه جای داد. نقاشی زمینی نیز گرچه در دوران معاصر موردتوجه قرار گرفته، اما هنری است که از دیرباز در میان بسیاری از اقوام و ملل، ازجمله هندی ها و آیین هندوئیسم5 رواج داشته است. ازجمله «کولم» که نوعی نقاشی با پودرهای رنگی بر روی زمینِ جلو درب خانه های هندویی است. مسئله پژوهش این است که، آیا می توان نقاشی کولم را با هنر جدید مقایسه کرد و شباهت هایی ورای شکل ظاهری یافت؟ بنا بر فرضیه مقاله، به نظر می رسد نقاشی کولم با لند آرت و تعریف آن در هنر جدید مرتبط باشد. هدف از این پژوهش بنیادی، ایجاد نگرشی جدید به هنرهای سنتی (هدف کلی) و کولمِ سنتی به مثابه یک هنر جدید زمینی (هدف جزئی) است؛ نگرشی که اگرچه پیروانِ به روزِ کمتری در کشورمان دارد، اما دارای سابقه ای به اندازه فلسفه هنر پست مدرن است. این پژوهش بر وسعت نگاه هنرمندان در باب هنرهای جدید و فلسفه پست مدرنیسم مؤثر خواهد بود. بدین ترتیب برای رسیدن به این هدف، با رویکرد توصیفی تحلیلی، به گردآوری اسناد به روش کتابخانه ای پرداخته شده است. با تحلیل بارزترین، عام ترین و جدیدترین (با توجه به پیشرفت و اختراع و ابداع روزانه رسانه ها6) ویژگی های هنر های جدید و تطبیق آن با ویژگی های کولم می توان به این نتیجه اذعان داشت که، نقاشی کولم می تواند به مثابه لندآرت باشد، و به نظر می رسد می توان گاه برخی از هنرهای سنتی را هم راستا با هنرهای جدید قرار داد.
۴.

The Visual Evidence of the Connection and Association between Shaykh Muhammed and the Court of Sultan Ibrahim Mirza (شواهد تصویری از ملازمت و ارتباط شیخ محمد نقاش با دربار سلطان ابراهیم میرزا)

نویسنده:

کلید واژه ها: هفت اورنگ جامیشیخ محمد سبزواریسلطان ابراهیم میرزا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۵۰
«شیخ محمد»، نقاش و خوشنویس عصر صفوی هیچ ردی از ارتباطش با سلاطین صفوی و حامیان درباری خود برجای نگذاشته است، اما شواهد تاریخی تأیید می کند بخش مهمی از فعالیت هنری شیخ محمد در دربار سلطان ابراهیم میرزا برادر زادة شاه طهماسب در مشهد بوده است؛ و به ویژه در خلق چندین نسخه از شاهکارهای درباری این عصر همکاری داشته است. از آنجاکه یکی از شاخصه های آثار وی توجه به جنبه های واقعیت و گسست از ادبیات و پرداختن به مضامین زندگی روزمره است، پرسش اصلی مقاله پیش رو این است که آیا می توان در تأیید مرقومات مورخین که شیخ محمد را ملازم سلطان ابراهیم میرزا دانسته اند، در لابلای آثار مرقوم و منسوب به او ردی از ارتباط وی با حامی و سلطان هنر پرور صفوی یافت؟ در جهت پاسخ به این پرسش، سه مجلس منسوب به شیخ محمد از نسخة هفت اورنگ مشهور به جامی فریر و نیز نگارة دولتی سرآغاز از یک نسخه ناقص هفت اورنگ موجود در کتابخانه موزه توپقاپی که نگاره های آن نیز به شیخ محمد سبزواری منسوب شده، معرفی و تحلیل شده است. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و از طریق گردآوری اطلاعات به شیوة کتابخانه ای انجام شده و هدف از آن کشف ارتباط میان نقاش و حامیش سلطان ابراهیم میرزا است؛ تا بدین طریق گامی در جهت آشکارشدن زندگی و آثار این نقاش برداشته شود. نتایج حاصل نشان می دهد، شیخ محمد نقاش فرازهایی از زندگی حامی خود به ویژه جشن عروسی سلطان ابراهیم میرزا و همسرش گوهر سلطان خانم را به صورت ضمنی و در پس یک روایت ادبی به تصویر کشیده؛ و بدین طریق نشانی از ارتباط و ارادت خود را نسبت به سلطان مطرح می کند.
۵.

Generalization rate of Christopher Alexander’s living Structure theory Case Study: Charbagh and Isfahan Gardens (میزان تعمیم پذیری نظریه ساختار زنده «کریستوفر الکساندر» مطالعه موردی : چهارباغ و باغ های اصفهان)

نویسنده:

کلید واژه ها: اصفهانحیاتالگوباغچهار باغساختارهای زندهمراکز نیرومند

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی تئوری
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی مطالعات شهرسازی
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۱۹۷
«کریستوفر الکساندر»1 براساس ایده سرشت نظم ، همه پدیده های جهان هستی را تحت دو عنوان « ساختارهای زنده» و «ساختارهای غیرزنده» مطالعه می کند و به بررسی و شناخت الگوی ساختارهای زنده با توجه به مفاهیم کلیت یکپارچه و مراکز نیرومند2 می پردازد. این نظریه در قالب 15 خصلت پیوسته از مراکز نیرومند شکل می گیرد. بر اساس دستاوردهای محققین، باغ ایرانی پدیده ایست فرهنگی که در قالب مجموعه ای منظم و هندسی با ترکیب عناصر مختلف طبیعی و مصنوع با طبیعت به خوبی عجین شده است. ابتکار موضوع از این جهت می تواند در باغ ایرانی مورد توجه واقع شود که به شناخت کلیت یکپارچه و تشریح مراکز نیرومند به عنوان یکی از اصلی ترین موضوعات اندیشه معاصر می پردازد. مسئلة تحقیق «میزان تعمیم پذیری نظریه الکساندر در چهارباغ و نمونه باغ های اصفهان» است که با هدف بنیادی و روش تحلیلی و مقایسه تطبیقی با رویکرد کیفی مورد مطالعه قرار می گیرد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که ویژگی های نظریة ساختارهای زنده از قبیل مقیاس های مختلف ، مراکز نیرومند ، مرزها ، تکرار متناوب به طور نسبی بر نمونه باغ های اصفهان با کارکردهای مختلف قابل تطبیق است؛ اما نقش همة خصلت های این نظریه در نمونه های بررسی شده به یک میزان نیست و مقیاس های مختلف ، مراکز نیرومند ، فضای معین ، تکرار متناوب ، پژواک ، مرزها و شکل خوب نقش بیشتری در خلق حیات دارند. چهارباغ به عنوان یک فضای شهری با کارکرد عمومی (مردمی ) دارای حیات بیشتری بوده و نقش مراکز نیرومند ، تضاد ، جدایی ناپذیری و ناهمگونی در آن بسیار چشمگیر است .
۶.

How Traditional Ottoman Houses Affect Contemporary Architecture in Turkey (چگونگی تأثیرگذاری خانه های سنتی عثمانی بر معماری معاصر ترکیه)

کلید واژه ها: ترکیهمعماری معاصرخانه های سنتی عثمانیجنبش ملی گرایانه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی جهان
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی مطالعات شهرسازی
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۵۲
از آنجاکه در قرن 20 و پس از ظهور جمهوری خواهی در کشور ترکیه ، رویکردهای ملی گرا و منطقه گرا در تقابل با رویکردهای متأثر از غرب در جستجوی هویت ترکی در آثار معماری بوده است، لذا معماران ترکی را به معماری و شهرسازی بومی خود در دوران عثمانی متوجه کردند. در این راستا خانه های سنتی به عنوان کلید دستیابی به هویت ترکی در معماری به دنبال دومین جنبش ملی گرایانه در دوران مدرن مطرح شد و پس از آن توسط نسل بعدی معماران ترکیه گسترش یافت . تحسین از ویژگی های مدرن نهفته در معماری این خانه ها و سنت های بازگو کننده هویت مدنی ترکی ، این خانه ها را به نماد هویت معاصر ترکی در جریان این جنبش تبدیل کرد . سنت خانه سازی دوران عثمانی و تأثیر آن بر معماری ترک ها در جریان دومین جنبش ملی گرا در معماری معاصر ترکیه در مطالعة روند گذار معماران ترک از سنت به مدرنیته موضوع قابل توجهی است که در این مقاله بدان پرداخته شده است. نتایج پژوهش آثار شاخص رهبران دومین جنبش ملی گرا در معماری ترکیه را به لحاظ چگونگی تأثیر پذیری از معماری خانه های سنتی عثمانی در سه دسته تقسیم بندی کرده و به بررسی و مقایسه ویژ گی های معماری آثار هر یک از آنها پرداخته است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۱