ادبیات پارسی معاصر

ادبیات پارسی معاصر

ادبیات پارسی معاصر دوره دوم بهار و تابستان 1391 شماره 1 (پیاپی 3)

مقالات

۱.

تأملی در زبان قصاید اخوان ثالث

تعداد بازدید : ۹۷۱ تعداد دانلود : ۴۸۲
اخوان ثالث، از شاعران بزرگ معاصر، هر چند در عرصة شعر فارسی به شاعری نوپرداز شهرت یافته است، بخش های فراوانی از دفترهای شعری او را قالب های گوناگون سنتی دربرمی گیرد. در این مقاله، سبک زبانی 32 قصیدة اخوان بررسی و تحلیل شده است تا نشان داده شود اخوان در این قالب سنتی تا چه حد به رعایت قواعد و ضوابط زبان کهن پای بند بوده است و چقدر از توانش زبانی خود و عناصر زبان امروز بهره گرفته است و درنهایت با چه هدفی زبانی خاص را به خدمت می گیرد. برای نیل به این هدف، زبان قصیده های اخوان، هم از نظر واژگان و هم از نظر نحو، تحلیل و بررسی شده است و عناصر کهن آن از طریق مقایسه با شعر شاعران گذشته، به ویژه شاعران خراسانی، استخراج شده است. یافته ها نشان می دهد که اخوان دل بستة زبان کهن فارسی، به ویژه زبان شاعران خراسان، است و بسیاری از مشخصه های این زبان، به ویژه ویژگی های نحوی، را رعایت می کند اما از نظر واژگان زبانش در همان محدودة زبان کهن باقی نمانده است، بلکه در کنار واژه های کهن از واژه های زبان امروز و نیز واژه های ابداعی هم بهره گرفته است و بر غنای زبان خود افزوده است.
۲.

بررسی و تأویل چند نماد در شعر معاصر

تعداد بازدید : ۲۵۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۶۸
شعر نمادین یا سمبولیک از جریان های مهم شعر معاصر است. به نظر بسیاری از منتقدان و نظریه پردازان، از عوامل گرایش شاعران معاصر به شعر نمادین و سمبولیک تغییر فضای سیاسی و اجتماعی جامعه و اختناق و خفقان شدید نظام مستبد حاکم بر آن است. افزون بر این دیدگاه، می توان به عوامل دیگری چون آشنایی شاعران با جریان های شعری غرب و مکتب سمبولیسم، تغییر دیدگاه و نگرش شاعران به جهان هستی و جامعه و محیط، آفرینش ابهام هنری، و عمق بخشیدن به شعر اشاره کرد. در واقع، از هدف های کاربرد نماد یا سمبل در شعر شاعران معاصر، مثل نیما، اخوان، و شاملو، خلق بافتی مبهم و شعری عمیق، تأثیر در مخاطب و شرکت دادن او در آفرینش معنای شعر، حرکت شعر از حالت تک معنایی به سوی چندمعنایی، و واداشتن خواننده و مخاطب به درنگ و تأمل در معنا و مفهوم شعر است. ازاین رو، در این مقاله سعی بر آن است که با تأویل و تفسیر چند نماد مشترک بین اشعار نیما، اخوان، و شاملو مثل «پرنده»، «جنگل»، «سپیدار»، «چراغ»، و «پنجره» به عامل مهم نمادین و سمبولیک شدن شعر پرداخته شود.
۳.

اسطوره در شعر حمید مصدق

تعداد بازدید : ۹۱۲ تعداد دانلود : ۴۱۹
وجود اساطیر در شعر شاعران ایرانی، با توجه به تاریخ و فرهنگ کهن این سرزمین، تازگی ندارد. زبان نمادینِ شعر شاعران معاصر، کارایی اساطیر در غنی کردن این زبان، آشنایی شاعران با شعر و اساطیر ملل دیگر، و کارکردهای اجتماعی و سیاسی شعر سبب شد تا اساطیر به وفور در اشعار شاعران معاصر به کار رود. حمید مصدق نیز با توجه به شرایط روز جامعه و زبان نمادین سروده هایش هرچند رویکردی گسترده به اساطیر دارد، اما این رویکرد در همه موارد عمیق نیست و گاه فقط نام ها و نمادهای اساطیری در سطح زبانی شعر وی به کار رفته اند. اساطیر حماسی، اسطورة عشق، و اساطیر سایر ملل در شعر او ماهیت رمزی یافته اند و اساطیر عرفانی سطحی به کار رفته اند. در هریک از اسطوره های مورد بحث، با توجه به شاهد مثال، نشان داده شده است که این اساطیر در شعر وی با چه رمز یا رمزهایی به کار رفته اند و چقدر با نماد اولیه خود مطابقت دارند. با بررسی در اشعار مصدق می توان دریافت در اشعار وی، که غالباً عاشقانه و وطنی اند، اساطیر حماسی و قومی و اسطوره عشق سهم بیش تری دارند.
۴.

بررسی مفهوم مرگ و زندگی در رمان سووشون بر پایه نشانه شناسی رنگ سیاه

تعداد بازدید : ۱۰۸۱ تعداد دانلود : ۹۶۰
عنصر رنگ با مقوله هنر، نقاشی، و ادبیات پیوند تنگاتنگی دارد. ازطریق رنگ ها، می توان بسیاری از راز و رمزها و اوضاع اجتماعی عصر نویسنده را کشف کرد. رنگ ها در شیوه زندگی، نگرش ها، و حالات روحی ما تأثیر فراوانی دارند و در آیین ملت ها از جایگاه نمادینی برخوردارند. در ادبیات نیز رنگ ها احساسات و نشانه های گوناگونی را القا می کنند. رمان سووشون در ادبیات داستانی ایران از جایگاه خاصی برخوردار است. سووشون نمایان گر اوضاع سیاسی، اجتماعی، و اخلاقی ایرانیان، به ویژه مردم شیراز، در جنگ جهانی دوم است. درحقیقت، این رمان از نمونه های بسیار ارزشمند ادبیات پسااستعماری در ایران است و دنباله واقعی ادبیات عصر بیداری است. ادبیات بیداری در مرحله اول (عصر مشروطه) به مبارزه با استبداد داخلی پرداخت و در مرحله دوم به مبارزه با استعمار خارجی توجه نشان داد. عنصر رنگ در لایه های مختلف اثر باصراحت و تلویح نقش های گوناگونی ایفا می کند. دقت در نوع کاربرد رنگ ها و هم چنین معنای قراردادی آن ها می تواند مخاطب را در شناخت بیش تر اثر، سنت ها، و اندیشه های حاکم بر ذهن و زبان نویسنده و اجتماع وی یاری کند. دانشور همواره سعی کرده است خود را در برابر تحولات اجتماعی امیدوار نشان دهد و حتی در آخرین سطور رمان سووشون، به کمک نمادها، آشکارا این آرزوی خود را بیان می کند. برخلاف این تصور نویسنده، کاربرد گسترده رنگ سیاه، که بیش تر القاکننده مرگ و عزاداری است، نشان می دهد که در لایه های پنهان ذهن نویسنده خوش بینی چندانی به تحولات اجتماعی وجود ندارد. به عبارت دیگر، نیروهایی فراتر از خواست و اندیشه نویسنده بر ساختارهای ذهن و زبان وی تسلط دارند که کنترل محتوایی رمان را به دست گرفته اند. در مقاله حاضر، تلاش شده است این فرضیه براساس بررسی رنگ سیاه اثبات شود. در رمان سووشون، 2679 بار به عنصر رنگ (دلالت ضمنی و لغوی) توجه شده است که 14 درصد از آن مربوط به رنگ سیاه و 86 درصد شامل دیگر رنگ های اصلی و فرعی است. میزان کاربرد رنگ سیاه در سووشون با 452 بار تکرار در جایگاه اول قرار دارد و اغلب بازگوکنندة مفهوم نمادین مرگ و زندگی است.
۵.

بررسی و تحلیل موضوعات وصفی کلیدر

تعداد بازدید : ۸۶۶ تعداد دانلود : ۷۰۳
رمان کلیدر، به رغم درون مایة حماسی و تراژیک، تصویرگر عشق و زندگانی و توصیف کنندة سختی ها و شوربختی های زندگی عشیره ای و روستایی است. از برجسته ترین ویژگی های این رمان و تشخص آن در میان هم گنان، توصیفات نغز و بی بدیلی است که در منتهای ذوق و خلاقیت به سلک عبارت کشیده شده است. دامنة این وصف ها بسیار گسترده و شامل اقلیم های متفاوتی است و این سؤال را به ذهن متبادر می کند که آیا هدف نویسنده از به کارگیری این موضوع ادبی، آن هم با چنین گستردگی ای، صرفاً آرایش کلام و گیرایی و جذابیت متن بوده است یا از خلق آن ها هدف دیگری داشته است. کاربرد وصف در این اثر به اندازه ای است که برخی از منتقدان صرفاً به نقد کمیت این توصیفات پرداخته اند. از آن جا که هیچ تحقیقی در زمینة کیفیت و تحلیل این وصف ها انجام نشده است و بنیادی به کمالات و کاستی های این مقوله پرداخته نشده است، در این مقاله سعی بر آن است که موضوعات وصفی، افزون بر جنبة کمّی، از نظر کیفی نیز بررسی شود و به نقد و تحلیل نمونه ها و لزومِ بودن و یا نبودن آن ها در این رمان پرداخته شود تا به این ادعا که برخی منتقدان وجود این وصف ها را لزوم مالایلزم قلمداد کرده اند و آوردن آن ها را سبب اطالة مطلب دانسته اند پاسخی منطقی داده شود.
۶.

بررسی کهن الگوی سایه در اشعار مهدی اخوان ثالث

تعداد بازدید : ۱۶۹۴ تعداد دانلود : ۸۸۴
برطبق روان شناسی تحلیلی یونگ، روان انسان تشکیل یافته از سیستم های روانی است که به «کهن الگو» (archetype) و نمونة مثالی شهرت یافته اند. این پژوهش بر آن است تا کهن الگوی سایه را به منزلة مهم ترین و بارزترین کهن الگویی که در اشعار شاعر بزرگ معاصر، مهدی اخوان ثالث، بازتاب یافته است بررسی و تحلیل کند. از آن جا که کهن الگوی سایه در شخصیت انسان دارای کارکردهایی است که مربوط به جنبة منفی شخصیت انسان می شود، در این پژوهش سعی شده است تا افزون بر کارکردهای منفی سایه، به کارکردهای مثبت آن نیز توجه شود و بازتاب آن ها در اشعار و زندگی شاعر بررسی شود. چون یونگ «نمادها» را شکل آشکار کهن الگوهای پنهان و رؤیاهای عمیق دانسته است و آفرینش های هنری و ادبی را زمینه های بازیابی و تجلی آن ها می داند، کهن الگوی سایه در اشعار اخوان در قالب شخصیت های نمادینِ منفی نیز ظهور پیدا کرده اند؛ «شغاد»، «دقیانوس»، «اسکندر»، «زن جغد»، و «جادو» نمونه هایی از این مواردند.
۷.

زبان هنری داستان ـ شعر در آثار بیژن نجدی

تعداد بازدید : ۱۳۹۰ تعداد دانلود : ۵۷۷
در این جستار، ضمن بیان عوامل پدیدآورندة سبک، به تحلیل روش و سبک هنری، ساختار، و ویژگی های زبانی آثار نویسنده معاصر، بیژن نجدی (1320- 1376)، می پردازیم. نجدی با فرم و محتوای ارزشمند و آمیختن شعر و داستان مبدع سبک خاصی شده است و با مهارت از عهده ظرافت های آن بر آمده است. استعداد کم نظیری در ادبیات داستانی داشته است اما با مرگ زود هنگام فرصتی برای خلق آثاری بیش تر نیافت. تحقیق و بررسی در آثار نجدی و مطالعة ویژگی های زبانی، بلاغی، و شاعرانگی آثار او، که نوعی تشخص سبکی به آثار وی بخشیده است، شاید بتواند راهی برای خوانش بهتر و دقیق تر آثار دیگر نویسندگان امروز ایران باشد؛ زیرا ناشناخته ماندن نویسندگانی که از شیوه و سبکی نو در روایت داستان هایشان بهره برده اند مطالعات ادبی را محدود می کند و علاقه مندان را از توجه به ادبیات معاصر باز می دارد. در این مجال، سه اثر داستانی نجدی را با نام های یوزپلنگانی که با من دویده اند، دوباره از همان خیابان ها، و داستان های ناتمام بررسی می کنیم. بیژن نجدی با به کارگیری زبان شاعرانه و با دایره ای گسترده و بسیار سنجیده و هم چنین با رعایت توازن عناصر داستان به زبان شعر نزدیک شده است. ازاین رو، داستان هایش را می توان داستان شاعرانه نامید. پیش از نجدی کسان دیگر در زمینة درآمیختن شعر و داستان تلاش کرده اند، اما هیچ یک نتوانستند موفقیت نجدی را به دست آورند. نخست، به عوامل پدیدآورندة سبک ادبی، چگونگی بیان در روایت داستان، و عوامل شاعرانگی و آشنایی زدایی پرداخته می شود و سپس می کوشیم آن عوامل را در داستان های نجدی بیابیم و با ذکر نمونه هایی بازشناسیم. فرض در این نوشتار بهره گیری نویسنده از اصول زبانی، بلاغی، و شاعرانگی است. سعی شده است با مطالعه دقیق آثار، تحلیل جزئیات آن، و تطبیق داستان های نویسنده با اصول زبانی، بلاغی، و ساختاری این موضوع اثبات شود.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۵