باغ نظر

باغ نظر

باغ نظر سال نهم پاییز 1391شماره 22

مقالات

۱.

نقوش سردر جورجیر و تأثیرپذیری آن از هنر ساسانی

تعداد بازدید : ۹۷۲ تعداد دانلود : ۶۰۹
فروپاشی سیاسی هر حکومت به معنای محو کلیه آثار فرهنگی آن حکومت نیست به خصوص زمانی که حکومت مورد نظر، از بنیانهای فرهنگی استواری برخوردار باشد. انقراض سیاسی ساسانیان یک تحول سیاسی- مذهبی بود که بازتاب فرهنگی این دوره تا قرنها پس از ساسانیان در تولیدات فرهنگی قلمرو آن نیز قابل مشاهده است. مطالعه معماری دوره اسلامی به ویژه قرون اولیه آن با اتکا به این موضوع، دستاوردهای قابل توجهی در پی خواهد داشت. مسجد جامع جورجیر اصفهان در محل فعلی مسجد حکیم قرار داشته است که در زمان صفویه به منظور ساخت مسجد حکیم کاملاً تخریب شده و از بنای مسجد، تنها سر در شمالی آن در ساختار مسجد جدید برجا مانده است. سردر مسجد جامع جورجیر بنایی است متعلق به قرن چهارم هجری قمری که دارای تزیینات و ویژگیهای منحصر به فرد گچبری و آجرکاری متأثر از هنر ساسانی است. با توجه به تأثیرپذیری هنر اوایل اسلام از هنر دوره ساسانی، این پژوهش ابتدا ضمن مطالعه معماری بنای سردر جورجیر از خلال متون تاریخی، به تحلیل تزیینات بهکار رفته در آن پرداخته و سپس آن را با نمونههای مشابه دوره ساسانی مورد مقایسه قرار میدهد. از مجموع مطالعات صورت گرفته در این مقاله میتوان چنین نتیجه گرفت که تزیینات سردرجورجیر به قرون اولیه اسلامی تعلق دارد که تأثیر هنر دوره ساسانی بر آن کاملاً مشهود است.
۲.

تطبیق نقوش زربفتهای گورکانی هند با زربفتهای صفوی

تعداد بازدید : ۱۲۸۹ تعداد دانلود : ۵۵۹
پارچههای زربفت، گروه مهمی از پارچههای دوره صفوی است که تعداد قابل توجهی از آنها در موزهها و مجموعههای شخصی نگهداری میشود. بافت پارچه زری به عنوان هنری ظریفه در ایران دوره صفویه بسیار مورد توجه قرارگرفت. در این دوره، روابط مناسبی بین پادشاهان صفویه و حکام گورکانی هند برقرار بود و هنرمندان دو کشور با یکدیگر ارتباط گستردهای داشتند، لذا شیوههای هنری آنها از یکدیگر تأثیر پذیرفتند به نحوی که میتوان وجود نقشمایههای مشترکی را در منسوجات دو سرزمین، از جمله زربفتها مشخص کرد. مطالعه و بررسی این آثار، روشنگر تأثیرپذیری پارچههای زری هند از پارچههای زری صفویه است. در این پژوهش با استفاده از روش تحقیق تاریخی، توصیفی و تطبیقی با استناد به منابع کتابخانهای و تصویری، تأثیرپذیری زربفتهای گورکانی هند از آرایههای تزئینی و نقوش زریهای دوره صفوی در ایران بررسی میشود. مقاله حاضر میکوشد ضمن شناسایی و مقایسه نگارهها و ترکیببندی ساختار نقش زریهای هندی گورکانی با زریهای دوره صفوی، نقوش آنها را براساس مضامین و موضوعات بکار رفته در بافت پارچهها، دستهبندی و شناسایی کند. این بررسی نشان میدهد طرح این منسوجات به نقوش بندی، تصویری، راه راه، لچک و ترنجدار و نوشتهدار تقسیم میشود. در این پارچهها از عناصر تزئینی گوناگونی مانند گلها و گیاهان، جانوران، پرندگان، انسان، اشکال هندسی و نوشته استفاده شده است. طرح و نقش زربفتهای صفوی بسیار متنوع است و در تعدادی از زربفتهای گورکانی، نقوش گلها و درختچههایی دیده میشود که سبک آنها به گلها و بوتههای ایرانی شباهت بسیاری دارد.
۳.

علل تأثیر معماری بناهای دولتی و عمومی بر معماری بناهای خصوصی در دوره پهلوی دوم

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۳۵ تعداد دانلود : ۵۳۸
ابنیه خصوصی یکی از اقسام بناها را در تمامی دورههای تاریخی ایران از جمله عصر پهلوی دوم تشکیل میدهد که در جایگاه خویش حائز اهمیت است. معماری بخش خصوصی در این دوره که قسمی از آثار و معماری خصوصی امروز را نیز شامل میشود تحت تأثیر عوامل متعددی شکل گرفته است که یکی از آنها، معماری ساختمانهای دولتی و عمومی (به همراه عوامل دیگر) است. گرچه الگوبرداری از ابنیه دولتی و عمومی، پیشرفتها و امکانات تازهای در معماری و در مواردی همخوانی با اقلیم را در پی داشته لکن از آنجا که موجب رواج معماری غیرخودی و دارای هماهنگی اندک با اقلیم شده و تا به امروز نیز ادامه یافته است، ریشهیابی این تأثیرپذیری اهمیت پیدا میکند. لذا هدف این تحقیق، دستیابی به علل و میزان نقش علل درتأثیر معماری برخی از ابنیه دولتی و عمومی بر معماری بعضی از بناهای خصوصی و شناخت و بررسی آنهاست. بررسیهای انجام شده و نتایج بدست آمده نشانگر آن است که چهار عامل اصلی شامل خصوصیات بناهای دولتی و عمومی، ویژگیها و شرایط بخش خصوصی، عوامل واسطهای، و عوامل جانبی و زمینهای در حد تقریباً متوسط سبب تأثیرشدهاند. عامل جانبی بیشترین دخالت و عامل بخش خصوصی کمترین نقش را داشته است. یعنی اثرگذاری به ویژه به سبب فراهم آمدن امکانات و شرایط مانند ""عوامل سوقدهنده جامعه به سمت فرهنگ جدید و ...""، ""اشاعه دیدگاههای فرهنگی نو و ..."" و ""منابع تأمینکننده درآمد کشور و تعیینکننده میزان آن و ..."" بوده است. همچنین بررسی شاخصها نشان میدهد برخی از آنها با بیشترین نقش در عامل مربوط به خویش عبارت است از : تازگی بنا، خواست قشر مرفه برای الگوبرداری، بعضی از بناهای خصوصی اثر پذیرفته ...، ترویج دیدگاههای فرهنگی جدید...، تبلیغ زیاد مصالح و ...، داشتن تحصیلات عالیه و ... . عوامل تأثیرگذار دیگر در عصر پهلوی دوم بر معماری اماکن خصوصی متأثر از بناهای دولتی و عمومی عبارت است از : وابستگی تام سازمان اقتصادی و سیاسی کشور، گرایش افراطی به غرب، اشاعه دیدگاههای فرهنگی جدید، تمرکز فعالیتها در شهرهای بزرگ به ویژه تهران و مهاجرت به این شهرها، ابنیه خصوصی، افراد غیرمتخصص، و پژوهشها در حیطه معماری.
۴.

معیارهای مرمت منظر محوطه های تاریخی و طبیعی با تأکید بر محوطه بیستون کرمانشاه

تعداد بازدید : ۱۱۱۶ تعداد دانلود : ۶۱۳
منطقة بیستون جزو مناطق بینظیر در کشور و حتی جهان است که آمیختگی تاریخ و طبیعت، فرهنگ و افسانه را یک جا به نمایش میگذارد. این منطقه به عنوان پناهگاه حیات وحش از یکسو ارزشهای طبیعی منحصر به فردی دارد و از دیگر سو دارای آثار تاریخی با ارزش جهانی است. در این مقاله به نقش معماری منظر به عنوان پیونددهنده و احیاکنندة ارتباط بین لایههای طبیعی، تاریخی و روایتهای داستانی منظر در چارچوب دیدگاه جامعنگر «مرمت منظر» تأکید شده است. این پژوهش با هدف بازشناسی طبیعی و فرهنگی منطقه بیستون که عرصهای مناسب برای طرح دیدگاه جدید مرمت منظر به محوطههای تاریخی و طبیعی است به بررسی بومشناسانة لایههای این محوطه پرداخته است تا از این رهگذر راهکارهایی عملی در مرمت جامع منظر بیستون به دست آید. در این مقاله ابتدا به طرح موضوع و روش تحقیق اشاره میشود و پس از واکاوی مفهوم واژههای مرمت بومشناسی و مرمت منظر، اصولی برای مرمت جامع منظر به دست میآید. در ادامه به تحلیل بومشناختی منطقه پرداخته و با توجه به ارکان مرمت منظر که شامل انسان، طبیعت، فرهنگ و تاریخ است، نقاط ضعف، قوت، فرصتها و تهدیدات طبیعت و فرهنگ منطقه در دو جدول جمعبندی میشود. از آنجا که تأکید دیدگاه مرمت منظر به بازخوانی و احیای تمامی لایههای منظر است، در انتها با کنار هم قراردادن اصول مرمت منظر و مطالعات بومشناسانة سایت، معیارهای مرمت منظر طبیعی و فرهنگی بیستون به دست میآید. نتیجه کلی آنکه صرفاً با مرمت تمامی لایههای موجود در منظر و درک رابطة بین آنهاست که میتوان به احیای جامع محوطههای تاریخی و طبیعی دست یافت. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفیـ تحلیلی در بستری از مطالعات کتابخانهای و همچنین مشاهدات میدانی متعدد بهره گرفته شده است.
۵.

رویکرد تعاملی سطوح و مقیاس طراحی شهری در فرآیند برنامه ریزی

تعداد بازدید : ۱۴۲۶ تعداد دانلود : ۶۶۱
ارتقای کیفیت محیط شهری از دغدغههای اصلی شهرسازی و هدف اصلی تمام طرحهای توسعه شهری است. در ارزیابی و تجارب ماحصل از اجرای طرحهای توسعه شهری در جهان و به ویژه کشور ما این موضوع اثبات شده است که این طرحها در خلق محیط شهری واجد کیفیت، توفیق کمی داشتهاند. با این ضرورت در سالهای اخیر، اندیشمندان مختلف شهرسازی، از حضور تفکر کیفیتگرای خاص طراحی شهری، در تمام مقیاسهای [کلان و خرد] طرحهای توسعه شهری برای ایجاد محیط واجد کیفیت حمایت کردهاند. این مقاله با روش مطالعة تطبیقی و تحلیل محتوای متون و مفاهیم مؤثر در تحول طراحی شهری و مقایسة آن با گرایشها و گونههای مختلف طراحی شهری در چارچوب برنامهریزی راهبردی و با استفاده از تجربیات پیشین با تلفیق فرایند طراحی شهری و برنامهریزی شهری، و با هدف ساخت تصویری از یک رویکرد نوین و امیدبخش برای کاربست عملی طراحی شهری در طرحهای توسعه شهری به منظور ارتقای کیفیت محیط شهری شکل گرفته است. یافتههای این تحقیق نشان میدهد طراحی شهری در حوزه کلان مقیاس دارای تولیدات کاربردی است که میتواند به ارتقای کیفیت محیط کمک کند. تحقق عملی این رویکرد بسته به پذیرش و رعایت پنج مؤلفة ذیل است : الف. حضور اهداف طراحی شهری در طیف مقیاس برنامهریزی، ب. پیوند حرف و همکاری تخصصهای مختلف در موضوعات طراحی شهری، ج. مشارکتپذیری عمومی درطراحی، د. وجود سطوح و سلسله مراتب مقیاس طراحی شهری، هـ. پشتیبانی از موضوعات طراحی شهری. نتایج این مقاله نشانگر تعامل بین طراحی شهری و برنامهریزی شهری در مقیاس کلان و خرد به عنوان یک ضرورت در نظام توسعه شهری است وکاربست مؤلفههای فوق تضمینی برای عملی کردن این رویکرد و کارامدی طرحهای توسعه شهری است.
۶.

معماری منظر و شیوههای مدیریت دانش در فرآیند طراحی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸۹۰ تعداد دانلود : ۵۷۶
معماری منظر رشتهای جوان در عرصه حرفههای مرتبط با طراحی محیط به شمار میآید و هنوز در حال طی مراحل تکامل خویش است. هرچند معماری منظر در بسیاری از مباحث، به ویژه در زمینه مفاهیم مربوط به خلق و سازماندهی فضا و مکان، قرابت بسیار زیادی به معماری دارد، لیکن عرصه فعالیت آن در محیطهای باز طبیعی و مصنوع و ارتباط ناگزیر آن با فرآیندهای جاری در این عرصه، باعث ایجاد خصوصیات ویژهای برای آن شده است. این خصوصیات ویژه، معماران منظر را به آشنایی با طیف وسیعی از دانش وا میدارد. مهمترین سؤال پیش رو چگونگی ایجاد تلفیق و هماهنگی میان موضوعات گوناگون و دانش وسیع مرتبط با معماری منظر است. همچنین سؤالات دیگری در این زمینه مطرح میشوند. معماری منظر چیست و خصوصیات کلیدی آن کدام است؟ مهارتها و بدنة دانشی که معمار منظر باید آنها را بیاموزد کدام است؟ چگونه میتوان به این حدود دانش نظم بخشید، آن را به کار گرفت و آموزش داد؟ بدین ترتیب این مقاله میکوشد با معرفی اجمالی معماری منظر و حوزههای فعالیت آن به رفع برخی از ابهامات در زمینه ویژگیهای خاص این رشته و وجوه تمایز آن با دیگر رشتهها و همچنین تبیین دانش مرتبط با این رشته اقدام کند. به نظر مهمترین ویژگی حرفهای معماران منظر در حل مشکلات از طریق مدیریت خلاقانه حدود دانش در ارتباط با موضوع است. لذا در این مقاله ساز و کارهایی با تکیه بر مفهوم نگرش سیستماتیک، مدلسازی و الگو برای غلبه بر مشکل پیچیدگی و گستردگی مفاهیم در جریان طراحی مورد بررسی قرار میگیرد تا با پیوند آنها بتوان در نهایت چارچوبی مناسب و قابل تعمیم برای بکارگیری در طراحی منظر و آموزش آن پیشنهاد کرد.
۷.

خیابان قزوین : حضور باغ در شهر؛ بازخوانی خیابان قزوین با تکیه بر اشعار عبدی بیگ و سایر مکتوبات موجود

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸۸۶ تعداد دانلود : ۴۱۷
خیابان قزوین که امروز با نام خیابان سپه در شهر قزوین به آن اشاره میشود از مستحدثات شاهطهماسب صفوی در شهر قزوین بهشمار میرود. بسیاری خیابان قزوین را نیای خیابان چهار باغ صفوی (شاهعباسی) اصفهان برشمرده و گروهی حتی از آن به عنوان اولین خیابان در فضای شهری ایران یاد میکنند. در این میان آنچه کمتر به آن پرداخته شده است، شناخت و معرفی ساختار فضایی خیابان قزوین است. اینکه خیابان قزوین چه فضاها و عملکردهایی را در خود جای داده بود و چه عناصر کالبدی شکلدهندة آن و اطرافش بودهاست در کنار شکل و تناسبات آن در هنگام ساخت و همچنین الگوی کالبدی شکلگیری چنین فضایی، مواردی هستند که نیاز به پاسخگویی دارند. از این رو این نوشتار تلاش میکند تا با رجوع به مکتوبات تاریخی و ادبی در مورد «خیابان قزوین» و انطباق آن با فضاهایی مشابه در آن زمان و پیش از آن، برای آنها پاسخی بیابد و سیمایی از ساختار فضایی آن را در دوره صفوی ترسیم کرده و الگوی فضایی چنین ساختاری را مورد پژوهش قرار دهد. در نهایت کنار هم نهادن مستندات و نگاه تحلیلی این پژوهش نشان میدهد «خیابان قزوین» به عنوان فضای شهری و جمعی به منظور گردش مردم شهر طراحی و برنامهریزی شده، و با بهرهگیری از عنصر خیابان در باغ ایرانی و ویژگیهای کالبدی آن فضایی برای تفرج مردم در شهر را مهیا ساخته است. بعدها و به خصوص در زمان شاهعباس صفوی شاهد ادامه حضور پررنگ و برنامهریزیشدة این عناصر و ویژگیها در فضاهایی با عنوان «خیابان» در سایر شهرهای ایران از جمله اصفهان، تبریز، مشهد و شیراز هستیم.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۳