تحقیقات جغرافیایی

تحقیقات جغرافیایی

تحقیقات جغرافیایی سال بیست و چهارم زمستان 1388 شماره 4 (پیاپی 95)

مقالات

۱.

تحلیلی بر روند نابرابری در نقاط شهری استان های ایران (1365-1385)

تعداد بازدید : ۸۸۱ تعداد دانلود : ۴۸۷
هدف این مقاله، تعیین درجه توسعه یافتگی و تحلیل روند نابرابری در نقاط شهری استان های ایران، طی سال های 1365، 1375 و1385 است. در این پژوهش، اطلاعات گردآوری شده در سه سرشماری گذشته برای تمام نقاط شهری استان های ایران استفاده گردیده است. روش پژوهش «توصیفی – تحلیلی» است. شاخص های مورد بررسی، متشکل از 54 شاخص، شامل شاخص های بهداشتی و درمانی، فرهنگی و آموزشی، اقتصادی، زیربنایی و مسکن، ورزشی و در پایان تلفیقی از این شاخص هاست، که با بهره گیری از روش تحلیل عاملی، درجه توسعه یافتگی و رتبه هر یک از نواحی محاسبه شده است. سپس با استفاده از روش تحلیل خوشه ای، نقاط شهری استان های کشور در هر سه سرشماری گذشته، در سه سطح توسعه یافته، نیمه توسعه یافته و محروم طبقه بندی شده است. نتایج به دست آمده از بررسی حاضر، نشان می دهد که نابرابری های ناحیه ای در بیشتر زمینه ها وجود دارد، با وجود این، در سال 1385، نسبت به سال 1365 در شاخص های مورد مطالعه و در نقاط شهری استان های ایران از میزان نابرابری ها تا حدودی کاسته شده است و در آنها گرایش به تعادل دیده می شود.
۲.

تحلیل و سنجش سطوح توسعه برخورداری شهری «مورد شناسی شهر مشهد»

تعداد بازدید : ۱۰۳۲ تعداد دانلود : ۴۴۴
توسعه پایدار شهری در دهه های اخیر به الگوواره نوین و مسلطی در برنامه ریزی شهری تبدیل شده و هرگونه برنامه ریزی در شهر، چنانکه با رویکرد توسعه پایدار طراحی و تدوین نگردد عملاَ در دسترسی به اهداف مورد نظر با موفقیت کمتری مواجه خواهد بود. در این مقاله، به روش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از مدل های کمی همچون تحلیل عاملی و ضریب پراکندگی به ارزیابی شاخص های برخورداری در ابعاد اجتماعی، کالبدی، اقتصادی و زیست - محیطی مادر شهر مشهد، به عنوان دومین شهر بزرگ کشور پرداخته شده است. به این منظور، در گام نخست ابعاد پایداری این شهر با نظام شهری کشور مقایسه گردید که نتایج حاصل بیانگر آن است که بین این شهر و میانگین شهرهای کشور، نابرابری محسوسی در شاخص های پایداری وجود ندارد. لیکن در مرحله بعدی در بعد درون شهری، به بررسی سطوح پایداری با استفاده از 57 شاخص در مناطق دوازده گانه شهری مشهد پرداخته شد و نتایج حاصل از تحلیل عاملی در این پژوهش، بیانگر آن است که منطقه 1 شهرداری مشهد از نظر بهره مند بودن شاخص های برخورداری در جایگاه نخست و منطقه 5 شهرداری در پایین ترین جایگاه قرار دارد. در عین حال، عامل اقتصادی، مهمترین و تاثیر گذارترین عامل در عدم برخورداری این شهر تشخیص داده شد؛ به طوری که با ارزیابی عامل های تلفیقی مشخص شد که فقط یک سوم از مناطق شهری این کلانشهر در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارند و بقیه مناطق شهر در وضعیت نامطلوبی به سر می برند. همچنین در بعد برخورداری (عدالت اجتماعی) شکاف عمیقی در بهره مند بودن از شاخص های پایداری بین مناطق دوازده گانه شهری مشهد مشاهده می شود؛ چنان که از این نظر بیشترین شکاف با 7/1 درصد مربوط به عامل اجتماعی است. این رقم در عامل های تلفیقی نیز 69/0 درصد محاسبه شده که نشان از شکاف عمیق مناطق، در برخورداری از شاخص های پایداری است.
۳.

انتخاب مناطق نمونه گردشگری با استفاده از روش AHP «نمونه موردی: استان کهگیلویه و بویراحمد »

تعداد بازدید : ۱۵۲۹ تعداد دانلود : ۱۰۲۵
الگوهای نوین توسعه بر مدار توسعه محلی و بهره گیری از تنوع های مکانی- فضایی استوار هستند؛ بنابراین، شناسایی ظرفیت ها و توانمندی های مختلف در سطوح خرد فضاهای جغرافیایی در کانون توجه برنامه ریزان توسعه قرار دارد. از سویی، با توجه به محدودیت های مختلف - اعم از فنی، مالی، زمانی و مانند آن- امکان بهره گیری و توسعه تمام ظرفیت ها در سطوح محلی در مدت زمان کوتاه وجود ندارد؛ بنابراین، استفاده از روش های مناسب برای تعیین بهترین مکان از میان تعداد زیادی مکان، با مدد تعدادی از معیارها و شاخص ها، ضروری می شود. یکی از پتانسیل های موجود در سطوح محلی در مناطق روستایی کشور، ظرفیت های توسعه فعالیت های گردشگری است که از اهمیت خاصی برخوردار است. در این نوشتار، با استفاده از روش AHP (روش تحلیل سلسله مراتبی) پس از تعریف معیارهایی، از میان تعداد هشت منطقه گردشگری در استان کهگیلویه و بویر احمد، سه منطقه به عنوان منطقه نمونه گردشگری گزینش شده اند؛ با توجه به اینکه معیارهای مورد نظر برای مکانیابی از ارزش و اعتبار متفاوتی برخوردارند؛ بنابراین، تحلیل سلسله مراتبی، بهترین روشی است که در آن اهمیت هر کدام از معیارها – که ترکیبی از معیارهای کمی و کیفی است- مد نظر قرار می گیرد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که مناطق گردشگری چشمه بلقیس، کوهگل و منطقه دریاچه سد کوثر، مناسبترین گزینه ها برای انتخاب به عنوان مناطق نمونه گردشگری و تهیه طرح جامع گردشگری هستند.
۴.

ارزیابی ناپایداری دامنه ها بر اساس شواهد وزنی و با استفاده از فناوری GIS، مثال موردی: دامنه های حوضه مرک، کرمانشاه

تعداد بازدید : ۹۷۵ تعداد دانلود : ۴۲۵
منطقه مورد مطالعه در غرب ایران، در جنوب غربی کوه «بیستون » و شهر کرمانشاه واقع شده است. مساحت آن تقریباً 1489کیلومتر مربع است. زمین لغزش از گذشته، معمولترین پدیده در منطقه بوده است که توسط بارش های شدید و زمین لرزه ها تحریک شده است. اگر چه زمین لغزش های فعال در منطقه کم هستند، اما تهدیدی جدی برای مردم و تاسیسات محسوب می شوند. هدف این تحقیق، تعیین عوامل مؤثر در ناپایداری دامنه در منطقه است. روش شواهد وزنی با رویکرد آماری به منظور شبیه سازی شرایط محیطی و تعیین عوامل مؤثر به کار گرفته شده است. یکی از مزیت های شواهد وزنی، این است که غیر جانبدارانه وزن عوامل در هر لایه را مشخص می سازد. این روش به علت ساده سازی در ورود داده ها دودویی بدور از پیچیدگی های ریاضی توسط کاربران زیادی به کار گرفته شده است. روش شواهد وزنی چند کلاسه به دلیل این که توزیع داده ها را بهتر نمایش می دهد، استفاده گردیده است. رابطه بین توزیع نقطه زمین لغزش ها با عوامل سنگ شناسی، ارتفاع، گرادیان شیب، خطواره ها و فاصله از آبراهه ها، پوشش گیاهی و کاربری بررسی شد. برای فراهم کردن نقشه قابلیت زمین لغزش، تعدادی لایه شامل نقشه توپوگرافی، سنگ شناسی، تصاویر ماهواره ای با کمک سیستم اطلاعات جغرافیایی ساخته و به فرمت رستر تبدیل شدند، و برای هریک، بانک اطلاعاتی مستقل تهیه و با مقیاس مناسب (عددی، رتبه ای، و اسمی) ذخیره شدند. نتایج تحلیل لایه ها با زمین لغزش های گذشته و حال منطقه نشان داده است که شش عامل، تحت عنوان فاصله از آبراهه ها و گسل ها، شیب، کاربری اراضی، انحنای طولی دامنه، انحنای جانبی دامنه و سنگ شناسی رابطه منطقی بهتری برای تهیه، نقشه قابلیت زمین لغزش دارند. در منطقه مورد مطالعه، نتایج روش شواهد وزنی که توسط مدل شبیه سازی شده است، با زمین لغزش های چند سال اخیر مقایسه شد. بر این اساس، شش عامل به کار گرفته شده در مدل، در تعیین عوامل مؤثر نقش مهمی داشته اند، و از طرفی، نتایج این شش عامل با زمین لغزش های جدید منطقه انطباق مناسبی دارند. از آنجا که اطلاعاتی به کار گرفته شده در شبیه سازی نقشه ای و تعیین عوامل در قابلیت زمین لغزش از نوع مکانی هستند، سیستم اطلاعات جغرافیایی و شواهد وزنی ابزار و روش خوبی برای ذخیره سازی، به روز رسانی، تحلیل فرآیندها، ترکیب و نمایش آنهاست.
۵.

بررسی سطح پوشش برف حوضه های جنوب غربی ایران در ارتباط با سیگنال های اقلیمی

تعداد بازدید : ۸۸۴ تعداد دانلود : ۴۰۶
بخش عظیمی از بارش ها در حوضه های جنوب غربی ایران به شکل برف است و آب حاصل از ذوب برف، نقش مهمی در ایجاد رواناب سطحی، تغذیه آب های زیر زمینی و ایجاد سیل را ایفا می کند. پوشش برف معرف میزان آب ذخیره شده در حوضه های کوهستانی است. بنابراین، پایش مکانی و زمانی سطح پوشش برف و آب معادل آن اهمیت بسیار بالایی در مدل های هیدرولوژی دارد. از طرفی، نوسانات سطح پوشش برف با سیگنال های بزرگ مقیاس اقلیمی در ارتباط است. در این مطالعه تغییرات سطح پوشش برف حوضه های جنوب غربی ایران در ارتباط با سیگنال های بزرگ مقیاس اقلیمی مورد بررسی قرار گرفت. در بررسی حاضر از داده های ماهانه شاخص نوسان جنوبی (SOI)، نوسان اطلس شمالی (NAO) و پدیده ENSO در مناطق NINO3.4، NINO3، NINO4 و NINO1+2 استفاده شد. همه داده های مربوط به سیگنال های فوق، از مرکز داده های آنالیز شده NCEP طی سال های 1986 تا 2007 دریافت گردید. به منظور برآورد سطح پوشش برف در منطقه مورد مطالعه، از داده های ماهواره NOAA سنجنده AVHRR برای روز های منتخب دوره سرد سال 1986 تا 2007 استفاده شد. برای تفکیک برف و ابر از روش آستانه گذاری در انعکاس باندهای 1 و 3 و محاسبه تابندگی و دمای درخشندگی باندهای حرارتی استفاده شد.در نهایت، با به کارگیری از روش شبکه عصبی مصنوعی، پیش آگاهی پوشش برف حوضه های جنوب غربی ایران برای بازه های زمانی همزمان، سه ماه و شش ماه محاسبه شد. نتایج تحقیق نشان داد که سیگنال های NAO ، SOI و تغییرات ناهنجاری SST در ناحیه NINO4 و NINO1+2 به عنوان مؤثرترین سیگنال بر تغییرات پوشش برفی حوضه های مورد مطالعه هستند و برای پیش آگاهی از وضعیت سطوح تحت پوشش برف سیگنال های فوق کاربرد دارند.
۶.

شناسایی و معرفی الگوهای همدیدی موجد ترازهای توفانی بالاتر از نیم متر در سواحل جنوبی خزر

تعداد بازدید : ۶۳۵ تعداد دانلود : ۲۹۰
سطح آب دریای خزر، علاوه بر تغییرات چند ساله و فصلی، دارای تغییرات ناگهانی و با تداوم های ساعتی و روزانه نیز هست که بر اثر الگوهای گردشی جو ایجاد می شوند و برخی مواقع بعضی از این نوسان ها آنقدر شدید است که خسارات سنگینی را به فعالیت های اقتصادی و اجتماعی نواحی ساحلی وارد می سازد. هدف از این پژوهش، شناخت همدیدی عوامل موجد ترازهای توفانی سواحل جنوبی دریای خزر است تا از اطلاعات حاصل از شناخت آنها بتوان در برنامه ریزی های محیطی به منظور کاهش خسارات استفاده نمود. این پژوهش در سال 1386 در سواحل جنوبی دریای خزر با استفاده از داده های همدیدی و آمارهای ساعتی برگرفته از CDC و ایستگاه های تراز سنجی در منطقه به روش کتابخانه ای و به شیوه همدیدی و توصیفی در محدوده 20 درجه غربی تا 80 درجه شرقی و 20 درجه تا 70 درجه شمالی انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ترازهای توفانی بیش از 50 سانتیمتر در سواحل جنوبی دریای خزر بر اثر ورود سامانه هایی که از ده منطقه جغرافیایی به این شرح، دریای سرخ، مدیترانه شرقی، مدیترانه غربی، سیبری، شمال افریقا، شمال اطلس شمالی، میانه اطلس شمالی، جنوب اطلس شمالی، دریای سیاه و نواحی قطبی منشا می گیرند و به اشکالی با تیپ آرایشی زین، چرخند، واچرخند، زبانه های چرخندی و واچرخندی بر روی نقشه های همدیدی ظاهر می گردند، ایجاد می شود. بررسی زمان وقوع و فراوانی سامانه های مختلفی که ترازهای توفانی را به وجود آورده اند و همچنین منشا و مسیر حرکت آنها گویای آن است که نقش دریا به عنوان منبع انرژی یا تقویت کننده انرژی سامانه ها بسیار مؤثر بوده، به احتمال زیاد طول مسیر عبور این سامانه ها از روی دریا با بلندی ارتفاع ترازهای توفانی در ارتباط خواهد بود.
۷.

واکنش سیستم های مخروط افکنه ای به تغییرات اقلیمی کواترنری « مطالعه موردی: سیستم مخروط افکنه ای پرسیان در شمال کوه کیامکی (شمال غرب ایران)»

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۸۵ تعداد دانلود : ۴۲۵
سیستم مخروط افکنه ای پرسیان بخشی از شبکه رودخانه ای آسیاب خرابه است که بررسی واکنش آن به تغییرات اقلیمی کواترنر، مهمترین هدف این مقاله است. برای این منظور، شناسایی آثار و شواهد اقلیمی در ساختمان مخروط افکنه بر اساس چهار مقوله فازهای انباشتی و کاوشی، روانه های خرده سنگی، تغییرات در اندازه مواد به جا گذاشته شده، و تشکیل توفای مخروط افکنه ای، از طریق مشاهدات میدانی و بازسازی محیط های دیرینه بر مبنای سن نسبی صورت گرفت. بر اساس نتایج این تحقیق، سیستم مخروط افکنه ای پرسیان، علاوه بر برخورداری از خصوصیات منحصر به فرد، مثل برخورداری از لیتولوژی همسان در کل حوضه آبریز، زیادبودن مساحت مخروط افکنه نسبت به حوضه آبریز مربوط، برقراری سیستم چرخه کربن، و آرامش تکتونیکی در کواترنر، در سیر تکاملی خود در کواترنر زیر تاثیر تغییرات اقلیمی این دوره بوده است و آثار آن به اشکال مختلف در بخش های مختلف مخروط افکنه دیده می شود. تشکیل توفای مخروط افکنه ای، تشدید روانه های خرده سنگی و تغییرات رسوبات ساختمان مخروط افکنه، از مهمترین آثار این تغییرات است. در این مقاله، سعی شده است تا آثار مرتبط با تغییرات اقلیمی، از قبیل دوره های تشکیل توفاها و تناوب آنها با نهشته های کنگلومرایی با تقویم این تغییرات در کواترنری مطابقت نسبی داده شود. در پایان، تعامل تنگاتنگ بین اقلیم، مخروط افکنه و نهشته های توفایی موجود در منطقه تضمین کننده حیات سیستم مخروط افکنه ای پرسیان است. بنابراین، هرگونه برنامه ریزی در جهت توسعه منطقه بدون توجه به ابعاد این تعامل بی نتیجه بوده، ممکن است به تخریب اکوسیستم منطقه منجر شود

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۹۱