مرتب سازی نتایج بر اساس: جدیدترینپربازدید‌ترین
فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷۹ مورد.
۱.

آموزه ی عشق افلاطونی در نمایشنامه ی ماسک دار کومس اثر جان میلتون

نویسنده:

کلید واژه ها: افلاطونعشق افلاطونیمهمانیمیلتونکومس

حوزه های تخصصی:
  1. فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی یونانِ باستان و روم سقراط تا ارسطو افلاطون (428-348 ق.م)
  2. فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه ادبیات
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۷
افلاطون به عنوان برجسته ترین فیلسوف دوران باستان تاثیر شگرفی بر فرهنگ و تمدن دنیای غرب بر جا نهاده است. به ویژه آموزه ی عشق او در رساله ی مهمانی که ادبای اروپای رنسانس تا حد زیادی وامدار آن هستند. میلتون، آخرین و یکی از شاخص ترین چهره های رنسانس انگلستان و اروپا، از این قاعده مستثنی نیست به نحوی که تاثیر آموزه های افلاطون را می توان در جای جای آثار او مشاهده نمود. مقاله ی حاضر به بررسی تاثیر آموزه ی عشق افلاطونی بر میلتون، برداشت وی از این آموزه، و چگونگی کاربرد آن در یکی از آثار اولیه ی او، نمایش ماسک دار کومس، می پردازد. در نهایت، می توان نمایش نامه ی ماسک دار کومس را بازتاب تعاملات میلتون با محاورات افلاطون در باب عشق و پاکدامنی و زیبایی دانست که به بهترین وجه ممکن تاثیر اندیشه های افلاطون را بر این شاعر گرانمایه بازتاب می دهد.
۲.

ساختار نمودیابیِ ادبیّت در متون ادبی؛ رهیافت زیبایی شناسیک

کلید واژه ها: زیبایی شناسیادبیتویژگی های زیبایی شناسیکساختار ادبیات

حوزه های تخصصی:
  1. فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه هنر
  2. فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه ادبیات
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۴۵
ادبیّات به معنای مجموعة متون ادبی، مفهومی متعارف در فهم عمومی دارد. امّا پرسش هایی از این دست که چه چیز متن ادبی را از متن غیرادبی جدا می کند؟ چگونه گسترة ناهمگونی از متون با عنوان ادبیّات گرد هم می آیند؟ ادبیّت متن ادبی وابسته به چیست؟ ادبیّت را چگونه می توان تحلیل کرد؟ نشان می دهند که رویاروی شناخت ادبیّات چالش های بسیاری قرار دارد. در عین حال، نبود دیدگاهی منسجم نسبت به ادبیّات و آنچه در آن می گذرد، باعث می شود مطالعة علمی و تدقیق در مسائل و آثار ادبی، در حدّ کارهایی پراکنده با معیارهای ناپایدار باقی بماند که برای توسعة شناخت از ادبیّات تعاملی پیش برنده ندارند. نظر به پرسش هایی که طرح شد و ضرورتی که بیان شد، در نوشتار حاضر می کوشیم با ارائة تعریفی از ادبیّات، به مؤلّفه های بنیادین ادبیّت برسیم. سپس این مؤلّفه ها را به تحلیل می گذاریم و چگونگی تجلّی آنها را در متن بررسی می کنیم. در این فرایند، در چارچوب فلسفة هنر به مؤلّفه های ادبیّت رویکردی زیبایی شناسانه خواهیم داشت و آنها را از دریچة نظریّة تجربة زیبایی شناسی بازخوانی می کنیم. آنگاه به محورهای ظهور این مؤلّفه ها در گسترة متون ادبی خواهیم پرداخت تا نظم حاکم بر این گستره را تبیین کنیم.
۵.

دنیای تصّور، هنر و ادبیات از منظر سارتر

کلید واژه ها: واقعیتادبیاتهنرآگاهیتصویر ذهنینویسندهنفی واقعیت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۶ تعداد دانلود : ۴۱۶
تصور چیست؟ تصاویر ذهنی چگونه شکل میگیرند؟ چگونه حاصل تصور به شکل اثر هنری یا ادبی ظهور مییابد؟ چه عواملی باعث میشوند که کسی دنیای تصور را بر دنیای واقعی ترجیح داده، آن را هدف «انتخاب» خویش قرار دهد، و در نهایت هنرمند و یا نویسنده شود؟ این ها سؤالاتی است که ژان پل سارتر، نویسنده و فیلسوف فرانسوی را درسال های1920 تا 1940 به خود مشغول کرده بود و پس از آن نیز در ابعادی دیگر محور آثاری شد که او به زندگی نویسندگان و شاعران اختصاص داد. سارتر اندیشة خود را در زمینة تصور بر اساس چگونگی «آگاهی» از تصاویر ذهنی گذاشت و با تأکید بر «وجود» این تصاویر و ارتباط آن ها با تجربه های واقعی فرد، دنیای تصور را دنیایی دور از دسترس و نتیجة «نفی دنیای عینی» دانست. سپس به نوشتن زندگینامه پرداخت تا نظریه های خود را محک زند و با جستجو در عللی که یک فرد را به دنیای تصور و سپس به «حرفة نویسندگی» میکشاند، جایگاه نویسنده، و جایگاه خود را به عنوان نویسنده، مورد ارزیابی قرار دهد.
۶.

ناسازگاری نظریه با نوع ادبی

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
  1. فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه ادبیات
  2. ادبیات سبکها و جریانهای ادبی معاصر
تعداد بازدید : ۳۹۱ تعداد دانلود : ۳۹۱
آیا هر رویکرد نقد ادبی قابلیت بررسی هر اثر ادبی را دارد؟ و از آن فراتر، آیا هر نظریه روان شناختی، جامعه شناختی، فلسفی و... قابلیت بررسی هر متنی را دارد؟ به صِرف مشاهده چند شباهت یا نشانه ای ضعیف و کوچک از بحث های موجود در یک نظریه می توان آن را برای تفسیر و تحلیل هر متن ادبی مناسب دانست؟ آیا نمی باید اصولا میان متن و نظریه ای که قرار است تحلیل گر و گشاینده رمز و راز و پیچیدگی های متن باشد، نوعی ارتباط و سازگاری و همگونی وجود داشته باشد؟ و در چه صورتی می توان گفت منتقد در ارایه خوانش تازه ای از مثلا یک متن کهن بنا بر یک نظریه علوم انسانی توفیق یافته است؟ شاید البته اگر منتقد برداشت و تحلیل جدیدی را از متن به دست دهد، اگر از راز و رمز اثر پرده بردارد، اگر بتواند فراروی درون مایه اثر را با اندیشه ها و نظرهای جدید نشان دهد، اگر با ارایه آگاهی های تازه درک ما را درباره متن دگرگون کند و در نهایت بتواند به کشف لایه ای ناشناخته از متن یا به شناخت جدیدی از آن دست یابد.
۱۰.

مرور کتاب: هرمنوتیک به عنوان نظریه مفاهمه

۱۲.

تکرار: تفکرات مدرن از زیبایی شناختی قرون وسطی

۱۸.

در باب ادبیات به مثابه شکلی ایدئولوژیک

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان