مرتب سازی نتایج بر اساس: جدیدترینپربازدید‌ترین
فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۸ مورد.
۱.

بررسی اثربخشی آموزش تکنیک های تنظیم هیجان بر کاهش مشکلات روان شناختی زنان مبتلا به چاقی

کلید واژه ها: چاقیگروه درمانیبزرگسالهیجاناتآسیب شناختی روانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۱
زمینه و هدف :یکی از دلایل شایع تر بودن مشکلات روان شناختی در افراد مبتلا به چاقی، کنترل کمتر هیجانات در این افراد است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تکنیک های تنظیم هیجان بر کاهش مشکلات روان شناختی زنان مبتلا به چاقی انجام شد. مواد و روش ها:این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی بود و با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری انجام گردید. نمونه گیری به روش در دسترس، از بین زنان دارای شاخص توده بدنی (Body mass index یا BMI) بالاتر از 25 شهر اصفهان در سال 1394 صورت گرفت و 24 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (تکنیک های تنظیم هیجان) و شاهد قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسش نامه 90-Symptom Chek List (90-SCL) جمع آوری گردید. گروه آزمایش 8 جلسه آموزشی تنظیم هیجان مدل Gross را دریافت کرد؛ در حالی که گروه شاهد از این آموزش بی بهره بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کواریانس در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها:ابعاد آسیب شناختی روانی نشان داد که تنظیم هیجان بر کاهش اضطراب و وسواس در مرحله پس آزمون تأثیر معنی داری نداشت (050/0 < P)، اما این اثر در مرحله پیگیری معنی دار بود (050/0 > P). همچنین، تنظیم هیجان تأثیر معنی داری بر کاهش افسردگی و جسمانی سازی در دو مرحله پیگیری و پس آزمون داشت (050/0 > P). نتیجه گیری:آموزش تنظیم هیجان به شیوه گروهی، بر بهبود علایم آسیب شناختی روانی بیماران مبتلا به چاقی اثربخش است و تلویحات مهمی در توجه به درمان های گروهی تنظیم هیجان در کاهش مشکلات بیماران مبتلا به چاقی دارد.
۲.

مقایسه تأثیر آموزش نوروفیدبک و دارودرمانی بر کاهش ولع مصرف مواد غذایی و سلامت عمومی در زنان دارای اضافه وزن

کلید واژه ها: سلامت عمومیآموزش نوروفیدبکزنان دارای اضافه وزنولع مصرف مواد غذاییدارودرمانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه: چاقی و اضافه وزن یکی از عمده ترین معضلات قرن حاضر در حوزه سلامت عمومی به حساب می آید که طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی نرخ میزان چاقی از سال ۱۹۸۰ میلادی در سرتاسر جهان دو برابر شده است. پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش نوروفیدبک و دارودرمانی بر ولع خوردن مواد غذایی و سلامت عمومی زنان دارای اضافه وزن بود. روش: بدین منظور 45 نفر از زنان دارای اضافه وزن به شیوه تصادفی در یکی از گروه های نوروفیدبک، دارودرمانی و کنترل تقسیم شدند. هر سه گروه پرسشنامه ولع مصرف مواد غذایی و سلامت عمومی را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس یک متغیری و چند متغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج تفاوت معناداری بین گروه های نوروفیدبک و دارودرمانی در ولع مصرف مواد غذایی و سلامت عمومی افراد شرکت کننده نشان نداد؛ یعنی دارودرمانی و نوروفیدبک به یک اندازه بر ولع مصرف مواد غذایی و سلامت عمومی مؤثر است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش نوروفیدبک به اندازه دارودرمانی می تواند به عنوان یکی از مداخلات درمانی اثربخش جدید در حوزه اضافه وزن و چاقی مطرح شود. با توجه به اینکه نوروفیدبک روشی است که حداقل عوارض و برگشت پذیری را دارد، به عنوان درمان مکمل چاقی و اضافه وزن مناسب است .
۳.

اثربخشی آموزش نوروفیدبک برولع مصرف مواد غذایی و سلامت عمومی زنان دارای اضافه وزن

کلید واژه ها: سلامت عمومیآموزش نوروفیدبکزنان دارای اضافه وزنولع مصرف مواد غذایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه: چاقی و اضافه وزن یک ریسک فاکتور اصلی برای دیابت، اختلالات قلبی-عروقی، سرطان( پروستات، روده، سینه و ...) می باشد. هدف از  پژوهش حاضر اثربخشی آموزش نوروفیدبک برولع مصرف مواد غذایی و سلامت عمومی زنان دارای اضافه وزن بود. روش :  جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل زنان دارای اضافه وزن مراجعه کننده به دو کلینیک تغذیه شهر ساری بود. بدین منظور 30نفر از افراد دارای اضافه وزن به شیوه تصادفی در دو گروه نوروفیدبک و کنترل تقسیم شدند. در این پژوهش طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل، افراد گروه آزمایشی 10 جلسه نوروفیدبک دریافت کردند. هردو گروه آزمایشی و کنترل پرسشنامه ولع مصرف مواد غذایی و سلامت عمومی را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. بعد از جمع آوری داده ها، برای تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج تفاوت معناداری بین گروه های نوروفیدبک و کنترل نشان داد. یعنی نوروفیدبک باعث کاهش ولع مصرف مواد غذایی و بهبود سلامت عمومی زنان دارای اضافه وزن شده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش نوروفیدبک  می تواند به عنوان یکی از مداخلات درمانی تکمیلی در حوزه اضافه وزن مطرح شود.
۴.

اثربخشی آموزش مدیریت استرس و آرام سازی بر تغییر نگرش به تغذیه در نوجوانان دارای اختلال خوردن

کلید واژه ها: مدیریت استرسآرام سازیاختلالات تغذیه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۳۵
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدیریت استرس و آرام سازی بر تغییر نگرش به تغذیه در نوجوانان دارای اختلال خوردن بود.  روش: تعداد 20 نفر از دانش آموزان دختر دبیرستانی به صورت تصادفی هدفمند انتخاب و در دو گروه گواه و آزمایش قرار گرفتند. با استفاده از یک طرح آزمایشی پیش آزمون   پس آزمون با گروه گواه، گروه آزمایشی طی 9 جلسه تحت آموزش مدیریت استرس و آرام سازی قرار گرفت در حالی که در این مدت گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. هر دو گروه در پیش آزمون پس آزمون با استفاده از پرسشنامه Eat-26 مورد ارزیابی قرار گرفتند و نتایج با استفاده از آزمون تحلیل کُوواریانس تحلیل شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که بین دو گروه در پیش آزمون تفاوت معناداری وجود ندارد اما آموزش مدیریت استرس و آرام سازی در گروه آزمایش نمرات نگرش به اختلالات تغذیه را به طور معنا داری کاهش داد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از اثربخشی آموزش مدیریت استرس و آرام سازی بر تغییر نگرش اختلالات تغذیه در نوجوانان بود.
۵.

تأثیر عصرگرایی و کیفیت خواب بر اختلال خوردن

کلید واژه ها: کیفیت خوابدختران نوجواناختلالات خوردنعصرگرایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۴
هدف از پژوهش حاضر، تأثیر عصرگرایی و کیفیت خواب بر اختلال خوردن دختران دانش آموز دبیرستانی بود. نمونه مورد مطالعه شامل210 دانش آموز بود که این افراد با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. این پژوهش یک طرح توصیفی و از نوع همبستگی بود که برای گرد آوری داده ها از مقیاس ترکیبی بامدادگرایی (CSM)، پرسش نامه کیفیت خواب پیتزبرگ (PSQI) و آزمون بازخورد اختلال خوردن (EAT-26) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری همبستگی و تحلیل رگرسیون چند گانه به روش گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد که بین عصرگرایی با اختلال خوردن و زیر مقیاس های آن رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. بین کیفیت خواب با اختلال خوردن و زیر مقیاس های آن نیز رابطه معکوس و معنی دار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون با روش مرحله ای بیانگر پیش بینی اختلال خوردن در دختران دانش آموز از روی متغیرهای عصرگرایی و کیفیت خواب می باشد. با در نظر گرفتن نتایج پژوهش، توجه ویژه به کیفیت و الگوهای خواب دختران نوجوان پیشنهاد می شود.
۶.

تورش توجه در افراد دارای رژیم غذایی و افراد عادی

کلید واژه ها: چاقیرژیم غذاییتوجهاستروپ ترکیبیتورش

حوزه های تخصصی:
  1. روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خوردن
  2. روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
مقدمه: چاقی یکی از بیماری های زندگی مدرن و صنعتی است که با افزایش رفاه جامعه رو به فزونی است. عوامل شناختی (سوگیری توجه) نقش اساسی در شکست افراد رژیم گیرنده ایفا می کند. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تورش توجه نسبت به محرک های مرتبط با خوراکی های پرکالری در مقایسه با خوراکی های کم کالری حتی به صورت زیر آستانه ای بر عملکرد افراد رژیمی در تکالیف شناختی و اثر تداخل است. روش کار: این پژوهش علی-مقایسه ای در سال 1390 در کلینیک بیمارستان های قائم و امام رضا (ع) و کلینیک دانشکده ی روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد و شرکت کننده ها (50-20 سال) شامل افراد رژیم گیرنده (30 نفر) و افراد عادی (30 نفر) بودند که با نمونه گیری در دسترس، انتخاب و در دو گروه رژیمی و غیر رژیمی جای داده شدند. نسبت هر دو جنس در هر دو گروه یکسان بود. برای سنجش سوگیری توجه از آزمون استروپ ترکیبی (زیر آستانه ای) استفاده شد و برای هر شرکت کننده، دو نسخه ی تصویری و واژگانی استروپ اجرا شد. نتایج با استفاده از نسخه ی 19 نرم افزار SPSS انجام گرفت. به منظور بررسی تفاوت میانگین های دو گروه از آزمون تی مستقل و برای اثر تداخل محرک ها از MANOVA استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هیچ تفاوت معنی داری بین میانگین های نمرات تداخل تصاویر کم کالری (28/0=P) و تصاویر پرکالری (57/0=P)، نام خوراکی های کم کالری (307/0=P) و نام خوراکی های پرکالری (202/0=P) به صورت زیرآستانه ای بین دو گروه وجود ندارد. نتیجه گیری: به نظر می رسد زیرآستانه ای بودن محرک های خورد و خوراک (تصاویر و نام خوراکی ها) باعث تورش توجه افراد رژیمی در مقایسه با افراد غیر رژیمی نمی شود.
۷.

نقش کنترل هدفمند و خودتوصیفی بدنی در پیش بینی علائم اختلال خوردن در دانشجویان دختر

کلید واژه ها: دخترخودتوصیفی بدنیکنترل هدفمندعلائم اختلال خوردن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۲۶
این مطالعه توصیفی با روش همبستگی و پیش بینی انجام گرفته است. نمونه مورد مطالعه شامل 150 آزمودنی می باشد که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای از بین کلیه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیل در سال تحصیلی 95-94 انتخاب شده است. آزمودنی ها در محل کلاس ها و به صورت انفرادی به پرسش نامه های نگرش به تغذیه، کنترل هدفمند و خودتوصیفی بدنی پاسخ داده اند، داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شده است. با توجه به اهمیت تفاوت های فردی در کارکرد اجرایی و تصویر روانی افرد از ظاهر فیزیکی خود، پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش کنترل هدفمند و خودتوصیفی بدنی در پیش یینی علائم اختلال خوردن دانشجویان دختر انجام گرفته است. متغیرها توانستند 12 درصد واریانس تمایل به خوردن، 21 درصد واریانس عادت غذایی و 27 درصد واریانس کنترل دهانی را پیش بینی کنند. تنظیم تلاشمند فعالیت های ذهنی و خودتوصیفی بدن یعنی تصویری روانی که فرد از ظاهر فیزیکی خود دارد، می تواند در علائم اختلال خوردن در دانشجویان دختر نقش داشته باشد.
۸.

مدل پیش بینی رفتار خوردن بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه، اختلالات شخصیت و سبک های مقابله

کلید واژه ها: طرحواره های ناسازگار اولیهچاقیپرخوریاختلالات شخصیت و سبک های مقابله

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۱
زمینه و هدف :پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش طرحواره های ناسازگار اولیه، اختلالات شخصیت و سبک های مقابله در پیش بینی رفتار پرخوری انجام گرفت. مواد و روش ها:بدین منظور 150 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم که دارای شاخص توده بدنی بالاتر از 25 بودند، به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس معیارهای ورود و خروج به عنوان نمونه انتخاب شدند. پس از توضیح و تبیین اهداف پژوهش از آن ها خواسته شد تا ابزارهای پژوهش شامل مقیاس Millon (MCMI-III یا Millon Clinical Multiaxial Inventory)، مقیاس پرخوری (BES یا Binge eating scale)، پرسش نامه اجتناب Young-Rygh (YRAI یا Young-Rygh Avoidance Inventory)، پرسش نامه جبران Young (YCI یا Young Compensation Inventory) و پرسش نامه طرحواره های ناسازگار اولیه Young (YSQ-S3 یا Young Schema Questionnaire) را تکمیل کنند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های آماری همبستگی Pearson و رگرسیون هم زمان مورد بررسی و آزمون قرار گرفت. یافته ها:طرحواره های رهاشدگی/ بی ثباتی، محرومیت هیجانی، وابستگی/ بی کفایتی، بازداری هیجانی، نقص/ شرم، خویشتن داری ناکافی در مجموع 2/37 درصد از واریانس پرخوری را پیش بینی کرد. همچنین، سبک های مقابله جبران افراطی و اجتنابی 3/12 درصد و اختلال های شخصیت مرزی، دوری گزین و شخصیت منفعل- پرخاشگر به طور ترکیبی قادر به پیش بینی 5/18 درصد از واریانس پرخوری بود. نتیجه گیری:طرحواره های ناسازگار اولیه در حوزه های خودگردانی، بازداری و محدودیت های مختل، به خصوص بریدگی و طرد و نیز سبک های مقابله، اختلالات شخصیت مرزی و منفعل- پرخاشگر می تواند در آسیب شناسی و درمان اختلال پرخوری دارای اهمیت باشد. به کارگیری مداخلات روان شناختی در جهت کاهش رفتارهای ناشی از طرحواره های فوق و نیز تغییر در سبک مقابله افراد مبتلا به چاقی می تواند کمکی در جهت تسریع در فرایند درمان باشد.
۹.

مقایسه حافظه آشکار (حافظه یادآوری و بازشناسی) در زنان مبتلا به پراشتهایی عصبی و عادی

کلید واژه ها: حافظه آشکارحافظه بازشناسیپرخوری روانیحافظه یادآوری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه: رابطه تن و شناخت ازجمله مباحث مربوط به یکپارچگی جنبه های مختلف انسان است و به نظر می آید جنبه های مختلف عصبی روان شناختی جدا از هم نیستند. هدف: این پژوهش با هدف مقایسه حافظه آشکار (حافظه های یادآوری و بازشناسی) زنان مبتلا به پراشتهایی عصبی و زنان عادی انجام شد. روش: این یک مطالعه توصیفی از نوع پس رویدادی بود. نمونه آماری شامل دو گروه، 20 نفر زن مبتلا به پرخوری روانی، از بین مراجعه کنندگان به کلینیک های درمانی جهت درمان اختلال پُرخوری و 20 نفر زن بهنجار بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. آزمون پژوهشگر ساخته پرخوری روانی (با پایایی از طریق دونیمه سازی و بازآزمایی و روایی مناسب) و آزمون حافظه آشکار (حافظه بازشناسی و حافظه یادآوری) بر روی افراد دو گروه اجرا شدند. داده های جمع آوری شده توسط تحلیل واریانس چند متغیری، با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های: یافته ها این پژوهش نشان داد که دو گروه موردمطالعه در حافظه بازشناسی تفاوت معناداری باهم داشتند و افراد مبتلا به پرخوری روانی در این نوع حافظه به طور معنی داری ضعیف تر از گروه عادی عمل کردند. در متغیر حافظه یادآوری تفاوت معنی داری بین دو گروه به دست نیامد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که زنان مبتلایان به پرخوری روانی در جنبه هایی از حافظه از افراد عادی ضعیف تر عمل می کنند.
۱۰.

تأثیر سایکودرام بر شاخص توده بدنی، عزت نفس و تنظیم شناختی- هیجان کودکان دختر مبتلا به چاقی

کلید واژه ها: شاخص توده بدنیسایکودرامتنظیم شناختی - هیجانکودکان چاق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۵
زمینه و هدف :در راستای ارتقای سطح سلامت جسمی- روانی کودکان مبتلا به چاقی و جستجوی فنون مداخله ای جدید و مناسب در حیطه روان درمانی این گروه از کودکان، پژوهش مذکور با هدف بررسی تأثیر سایکودرام بر شاخص توده بدنی، عزت نفس و تنظیم شناختی هیجان کودکان دختر مبتلا به چاقی انجام شد. مواد و روش ها:پژوهش حاضر به روش نیمه تجربی همراه با دو گروه آزمایش و شاهد با اجرای پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 3 ماهه انجام شد. نمونه شامل 24 دانش آموز دختر 12-10 سال مبتلا به چاقی یا اضافه وزن با شاخص توده بدنی بالاتر از 25 در سال تحصیلی 1394 بود که به روش تصادفی- خوشه ای از میان یکی از مدارس در ناحیه 1 شهر اصفهان انتخاب شد. مادران هر دو گروه، طی 4 جلسه در خصوص اصول تغذیه سالم آموزش دریافت کردند. مداخله درمانی سایکودرام طی 6 جلسه 2 ساعته به شیوه گروهی تنها در گروه آزمایش اعمال شد. ابزار پژوهش، اندازه شاخص توده بدنی، مقیاس عزت نفس Rosenberg و پرسش نامه راهبردهای تنظیم شناختی- هیجان بود. از روش تحلیل واریانس دو طرفه با یک عامل اندازه گیری مکرر برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها:مداخله درمانی سایکودرام بر شاخص توده بدنی و عزت نفس اثر معنی دار داشت (01/0 ≥ P)، اما بر متغیر تنظیم شناختی- هیجان اثر معنی دار نشان نداد (05/0 ≤ P). نتیجه گیری:از مداخله درمانی سایکودرام جهت کاهش وزن و افزایش عزت نفس کودکان چاق می توان استفاده نمود.
۱۱.

مقایسۀ وابستگی، تمایزیافتگی و قاطعیت در افراد با و بدون علائم بی اشتهایی عصبی

کلید واژه ها: وابستگیتمایز یافتگیبی اشتهایی عصبیقاطعیت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۴۷
آسیب پذیری نسبت به اختلال بی اشتهایی عصبی با تعارض سوسیوتروپی- خودمختاری همراه است. از این رو هدف پژوهش حاضر مقایسۀ وابستگی، تمایزیافتگی و قاطعیت در افراد دارای علائم بی اشتهایی عصبی و افراد بدون این علائم بود. مطالعۀ حاضر علّی- مقایسه ای و نمونۀ پژوهش 173 نفر از دانشجویان دختر شهر تهران بودند که به صورت خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش سیاهۀ شخصیت وابسته (DPI-R)، آزمون نگرش به خوردن (EAT)، سیاهه تمایز یافتگی خود (DSI-R) و سیاهۀ خودگزارشی ابراز وجود (ASRI) بود. برای انتخاب افراد در دو گروه نمونه، یک انحراف استاندارد بالا و پایین میانگین بی اشتهایی عصبی و نیز احتساب معیار BMI به عنوان وجود و عدم وجود علائم بی اشتهایی عصبی لحاظ شد. بدین ترتیب 39 نفر در گروه دارای علائم و 75 نفر در گروه بدون علائم قرار گرفتند. نتایج آزمون یومن ویتنی، تفاوت معنادار بین وابستگی، تمایزیافتگی و خرده مقیاس های واکنش پذیری عاطفی، گریزعاطفی و هم آمیختگی با دیگران و بین خرده مقیاس جایگاه منِ، تمایزیافتگی و قاطعیت عدم تفاوت معنادار را نشان داد. طبق یافته های این پژوهش افراد دارای علائم بی اشتهایی عصبی وابستگی بیش تر و تمایزیافتگی پایین تری نسبت به افراد بدون علائم دارند، لذا پیشنهاد می شود مداخلاتی آموزش محور با هدف آموزش تمایزیافتگی به منظور حل تعارض وابستگی- خودمختاری در مبتلایان به اختلال بی اشتهایی عصبی مدّنظر قرار گیرد.
۱۲.

نقش سبک های مقابله ای و ویژگی های شخصیتی در رفتارهای خوردن آشفته

کلید واژه ها: رفتار خوردن آشفتهویژگی های شخصیتیسبک مقابله ای

حوزه های تخصصی:
  1. روانشناسی روانشناسی شخصیت
  2. روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خوردن
  3. روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی روانشناسی سلامت
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۱۰
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سبک های مقابله ای و ویژگی های شخصیتی در رفتارهای خوردن آشفته انجام شد. روش: بدین منظور، 331 دانشجوی دانشگاه تهران با روش خوشه ای به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. کلیه شرکت کنندگان به پرسشنامه های نگرش های خوردن، پرسشنامه راهبردهای مقابله ای، و پرسشنامه ویژگی های شخصیتی نئو فرم کوتاه پاسخ دادند. قد و وزن و شاخص توده بدنی اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و روش رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج بیانگر رابطه معنادار رفتار خوردن آشفته با سبک های مقابله هیجان مدار، مساله مدار، و ویژگی های شخصیتی توافق، نورزگرایی و با وجدان بودن بود. به طوری که نتایج تحلیل رگرسیون نیز حاکی از تبیین 5/17 درصد از تغییرات رفتارخوردن آشفته با سبک مقابله ای هیجان مدار، و ویژگی های شخصیتی با وجدان بودن و توافق بود. نتیجه گیری: این یافته ها بیانگر آن است که به واسطه تعامل سبک های مقابله ای و ویژگی های شخصیتی، افراد از رفتارخوردن آشفته به عنوان وسیله ای برای رویارویی با مسایل و مشکلات استفاده می کنند. این نتایج حاصل می تواند در برنامه ریزی پیشگیرانه و شناسایی افراد در معرض خطر و طراحی مداخله های روان شناختی مفید باشد.
۱۳.

اثربخشی درمان تحلیل تبادلی مبتنی بر مصاحبه انگیزشی در بیماران مبتلا به اختلال خوردن: گزارش مورد

کلید واژه ها: مصاحبه انگیزشیاختلال خوردنبی اشتهایی عصبیپراشتهایی عصبی، تحلیل تبادلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۵۱
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، اثربخشی درمان تحلیل تبادلی مبتنی بر مصاحبه انگیزشی روی بیماران مبتلا به اختلال خوردن بود. مواد و روش ها: این مطالعه به روش طرح نیمه آزمایشی، تک موردی و از نوع خط پایه چندگانه انجام شد. بدین جهت، دو شرکت کننده دختر در واحد مشاوره روان شناختی مرکز ایمن طب زاگرس شهر شیراز با نمونه گیری هدفمند در سال 1391 انتخاب شدند و تحت درمان تحلیل تبادلی مبتنی بر مصاحبه انگیزشی قرار گرفتند. شرکت کنندگان در مراحل پیش از درمان (خط پایه) و طی جلسه های سوم، هشتم، چهاردهم، نوزدهم، بیست و سوم و مرحله پیگیری یک ماهه، پرسش نامه های اختلال خوردن اهواز، عادات غذا خوردن، نگرش فرد در مورد بدن خود، حالات شخصیت، روابط بین فردی و عزت نفس را تکمیل کردند. همچنین، حجم توده بدنی (Body mass index یا BMI) آن ها طی مراحل درمان اندازه گیری شد. شاخص درصد بهبودی و اندازه اثر برای تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: روش درمانی تحلیل تبادلی مبتنی بر مصاحبه انگیزشی، در بهبود بیماران مبتلا به اختلال خوردن اثربخش بود و در همه آماج ها، تغییرات چشمگیر و پایداری را ایجاد کرد. هر دو شرکت کننده پس از پایان درمان و دوره پیگیری، در اختلال خوردن 73 درصد، عادات غذا خوردن 74 درصد، تن انگاره 60 درصد، روابط بین فردی 62 درصد، عزت نفس 54 درصد و حالات خود 76 درصد بهبودی کلی را نشان دادند. نتیجه گیری: درمان تحلیل تبادلی مبتنی بر مصاحبه انگیزشی می تواند به عنوان درمانی کارا در بهبود بیماران مبتلا به بی اشتهایی و پراشتهایی عصبی استفاده گردد.
۱۴.

مقایسه اثربخشی رژیم درمانی، مداخله مبتنی بر دلبستگی و درمان همزمان (مداخله مبتنی بر دلبستگی و رژیم درمانی) در پرخوری و چاقی دختران

کلید واژه ها: رژیم درمانیچاقیاختلال پرخوریمداخله مبتنی بر دلبستگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۲۳۴
مقدمه: هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر دلبستگی و رژیم درمانی در درمان پرخوری و چاقی دختران مقطع ابتدایی مبتلا به اختلال پرخوری (چاقی) شهر اهواز بود. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون - پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش-آموزان دختر مقطع ابتدایی مبتلا به اختلال پرخوری و دارای شاخص توده بدنی بالاتر از صدک 95 بود. حجم نمونه این پژوهش شامل 68 دختر مقطع ابتدایی بود که برای انتخاب آنها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال دلبستگی کودکان، پرسشنامه اختلال پرخوری و شاخص توده بدنی بود. پس از تشکیل گروه ها پیش آزمون اجرا شد. سپس مادران گروه دلبستگی درمانی به مدت 10 جلسه در برنامه مداخله مبتنی بر دلبستگی شرکت نمودند و گروه رژیم درمانی یک رژیم غذایی بر اساس سن و میزان اضافه وزن کودک، و گروه همزمان هردو مداخله را همزمان دریافت نمودند. آزمودنی های گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت ننمودند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که مداخله های انجام شده در هر سه گروه آزمایشی باعث کاهش علائم اختلال پرخوری و شاخص توده بدنی در آزمودنی ها شد. اثر مداخله رژیم درمانی بر علائم پرخوری و شاخص توده بدنی در پس آزمون مؤثرتر از درمان مبتنی بر دلبستگی بود؛ ولی در پیگیری دلبستگی درمانی در کاهش علائم پرخوری و شاخص توده بدنی مؤثرتر بود. نتیجه گیری: بنابراین درمان مبتنی بر دلبستگی می تواند به عنوان شیوه روان درمانی انتخابی در کنار دیدگاه های تغذیه ای، جهت کاهش چاقی و اختلال پرخوری در کودکان دارای اضافه وزن و چاق به کار گرفته شود.
۱۵.

نقش جنسیت در ساختار عاملی نگرش های اختلال خوردن در جمعیت دانشجویی

کلید واژه ها: نشانه شناسیجنسیتساختار عاملیاختلالات خوردنبی اشتهایی روانیپراشتهایی روانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۲۳۲
زمینه و هدف: با وجود پذیرش تفاوت های جنسیتی در شیوع و نشانه شناسی اختلالات خوردن تحقیقات اندکی وجود دارند که ساختار عاملی اختلالات خوردن را بین دو جنس مقایسه کرده باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی نگرش های اختلال خوردن در دو گروه از دانشجویان مؤنث و مذکر بود. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع تحقیقات همبستگی بود. نمونه ای به حجم 1008 نفر از بین دانشجویان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. شرکت کننده ها به پرسش نامه نگرش های خوردن پاسخ دادند. داده ها با روش تحلیل عاملی و آزمون t برای گروه های مستقل تحلیل شدند. یافته ها: در مردان و زنان سه عامل رژیم لاغری، پرخوری و اشتغال ذهنی با غذا و مهار دهانی به ترتیب بیشترین واریانس نگرش های اختلال خوردن را تبیین می کنند (95/35 و 63/34 درصد واریانس کل). همسانی درونی عامل ها در زنان بیشتر از مردان است. هم چنین زنان در نگرش های اختلال خوردن نمرات بیشتری کسب می کنند (001/0 < P، 02/2= t). نتیجه گیری: با توجه به نتایج، مطالعه حاضر ساختار عاملی مشابهی را در نگرش های اختلال خوردن برای زنان و مردان پیشنهاد می کند.
۱۶.

اثربخشی آموزش مدیریت استرس به شیوة شناختی رفتاری بر تغییر نگرش خرده مقیاس های اختلالات خوردن دانش آموزان دختر

کلید واژه ها: مدیریت استرستغییر نگرشبی اشتهایی عصبیپرخوری عصبیکنترل دهانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۲۱۶
مقدمه: این مطالعه به منظور اثربخشی آموزش مدیریت استرس به شیوة شناختی رفتاری بر تغییر نگرش خرده مقیاس های اختلالات خوردن دانش آموزان دختر طراحی و انجام شد. روش:روش پژوهش نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایش و کنترل و اجرای پیش آزمون پس آزمون بود. نمونه آماری متشکل از 20 نفر بودند (10 نفر گروه آزمایش و 10 نفر گروه کنترل) که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از ناحیه 5 آموزش و پرورش شهر اصفهان انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه نگرش های اختلال خوردن (The Eating Attitudes Test (EAT- 26)) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار 18-SPSS و آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: پس از اجرای مداخله، میانگین نمرة نگرش گروه آزمون در بی اشتهایی عصبی از 80/22 قبل از آموزش به 14 بعد از آموزش، و پرخوری عصبی از 16 به 60/9 و در کنترل دهانی از 10/15 به 70/9 کاهش یافت همچنین نتایج تحلیل کوواریانس اندازة اثر 88/0، 89/0 و 82/0 را به ترتیب در هر یک از خرده مقیاس های بی اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی و کنترل دهانی نشان داد (001/0P
۱۷.

اثربخشی مداخله تعدیل غذا خوردن هیجانی روی اصلاح غذا خوردن هیجانی و مدیریت وزن ز نان چاق و دارای اضافه وزن

کلید واژه ها: چاقیمداخلهاضافه وزنغذا خوردن هیجانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۴۲۱
هدف: این پژوهش با هدف مشخص کردن کارآمدی مداخله تعدیل غذا خوردن هیجانی روی اصلاح غذا خوردن هیجانی و مدیریت وزن زنان چاق و دارای اضافه وزن صورت گرفته است. روش: با استفاده از نمونه­گیری در دسترس، از میان زنان داوطلب واجد معیارهای ورود-خروج به پژوهش، 22 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه (آزمایش و کنترل) جایگزین شدند، کلیه آزمودنی­ها قبل و بعد از مداخله تعدیل غذا خوردن هیجانی به گویه­های پرسشنامه غذا خوردن هیجانی پاسخ دادند و مشخصات تن­سنجی آنها نیز اندازه­گیری شد. یافته­ها: تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از نسخه 16ام نرم افزار آماری SPSS و با استفاده از آزمون t مستقل، نشان داد مداخله تعدیل غذا خوردن هیجانی به طور معنادار باعث اصلاح الگوهای غذا خوردن هیجانی (خشم، اضطراب و افسردگی) و کاهش وزن در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است (05/0> p). نتیجه­گیری: این مداخله باعث کاهش وزن و اصلاح غذا خوردن هیجانی به واسطه تنظیم هیجان­ها، اصلاح باورهای مخرب غذا خوردن و بازسازی شناختی در میان افراد دارای غذا خوردن­ هیجانی شده است.
۱۹.

مقایسه تأثیر گروه درمانگری مبتنی بر اصلاح سبک زندگی و گروه درمانگری شناختی در مدیریت وزن و ارتقای کیفیت زندگی زنان دارای اضافه وزن

کلید واژه ها: شاخص توده بدنیگروه درمانگریگروه درمانگری شناختیاصلاح سبک زندگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۴۱۰
هدف: این پژوهش با هدف بررسی و مقایسۀ اثربخشی گروه­ درمانگری مبتنی بر اصلاح سبک زندگی و گروه درمانگری شناختی بر کاهش شاخص تودۀ بدنی (BMI) و بهبود کیفیت زندگی در زنان دارای اضافه وزن صورت گرفته است. روش: بدین منظور از میان زنان داوطلب، 26 نفر براساس معیارهای ورود- خروج انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند (گروه­درمانگری با اصلاح سبک زندگی و گروه ­درمانگری شناختی). آزمودنی­های دو گروه قبل از مداخله و پایان ماه­های چهارم و هفتم به گویه­های پرسشنامه کیفیت زندگی و بهزیستی مرتبط با چاقی پاسخ دادند و BMI آنها نیز محاسبه شد. داده­های جمع­آوری شده با استفاده از نسخه شانزدهم نرم­افزار آماری SPSS و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته­ها: هر دو مداخله اصلاح سبک زندگی و شناختی به کاهش BMI و بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی مرتبط با چاقی می­انجامند (05/0>P). اما دو مداخله در اصلاح متغیرهای پژوهش تفاوت معناداری با هم نداشتند (05/0<P). نتیجه­گیری: نتیجه­گیری کلی این است که دو مداخله با اصلاح باورهای مخرب و رفتارهای نارساکنش­ور افراد درباره غذا خوردن به بهبود کنش­وری جسمی و کاهش ناراحتی بدنی همراه با اصلاح شاخص­های اضافه وزن منجر می­شوند.
۲۰.

تأثیر طرحواره درمانی گروهی بر باورهای اختلال خوردن و احساس شرم در دختران نوجوان مبتلا به بی اشتهایی عصبی در شهر اصفهان

کلید واژه ها: طرحواره درمانیشرماختلال خوردنبی اشتهایی عصبیباورهای مرکزی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۱۷
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی گروهی در کاهش باورهای مرتبط با اختلال خوردن و احساس شرم در دختران نوجوان مبتلا به بی اشتهایی عصبی بود. این پژوهش به روش نیمه تجربی و با استفاده از گروه کنترل، اجرای پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری انجام گرفت. نمونه آماری شامل 40 دختر نوجوان مبتلا به بی اشتهایی عصبی بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و مصاحبه تشخیصی از بین مراجعه کنندگان به مراکز بهداشتی و مشاوره و روان درمانی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گیری شدند. سپس گروه آزمایش در 12 جلسه طرحواره درمانی گروهی شرکت نمودند. هر دو گروه پرسشنامه های باور اختلال (کوپر و همکاران, 1997) و شرم درونی شده (کوک، 1991) را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل نمودند. در پایان نتایج بین دو گروه به وسیله تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد مقایسه قرارگرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که میانگین نمرات پس آزمون در گروه آزمایش به طور معناداری از میانگین نمرات پیش آزمون و پیگیری در گروه کنترل پایین تر است. یافته های این پژوهش اثربخشی طرحواره درمانی گروهی درکاهش باورهای اختلال خوردن و احساس ش رم در دختران نوجوان م بتلا به بی اشتهایی عصبی را مورد تأیی د قرار داده و لذا می تواند در تعیین مداخلات بالینی و برنامه های درمانی دراین زمینه مفید واقع شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان