مرتب سازی نتایج بر اساس: جدیدترینپربازدید‌ترین
فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۹۵ مورد.
۱.

Interrelationships between Language and Literature from Old English to the Modern Period

کلید واژه ها: languageModernismLiteratureOld EnglishMiddle EnglishRenaissanceRomanticism

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۲ تعداد دانلود : ۳۰۸
Literature is the aesthetic manifestation of language. It is ‘as old as human language and as new as tomorrow’s sunrise.’ This paper explores the interrelationships between language and literature from 600 AD to the present day. The grammar of present-day English is closely related to that of Old English with the same tense formation and word orders. The verse unit is a single line and its organizing device is ‘alliteration’. The range of Chaucer’s English did much to establish English as a national language. The writers of the Elizabethan period reshaped the literary language by borrowing foreign words and by coining new expressions and figures of speech. Shakespeare’s language and modern English have enough in common so that historians consider that they both belong to the same stage in the history of English. Milton attempted to reinvent the English language through his Paradise Lost. The writers of the seventeenth century developed a prose style that could bear the weight of the most serious and complex ideas. Then, the writers of the eighteenth century devoted themselves to developing out a formal, polished, and “correct” style of expression. Wordsworth and Coleridge intended to purify and renew the literary language and make it closer to the everyday speech of the ordinary people. Modernism tried to articulate a representation of the world and the way of seeing it through complexities of mind using the spoken rather than the formal language.
۲.

Of Relating the Linguistic Description to an Interpretation of a Literary Work (Poetry)

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۳۸۰
This article attempts to see، through the structural significances of poetic language، the nature of the split between linguistic description and literary interpretation. Rhythm is the most prominent means of relating form to content in poetic language. The first account of this prominence is seen through identifying its position in the two prosodic forms of metrical and non-metrical poetry. Foregrounding has been seen as a significant feature in literary creation. Following Bradford (1997) the analysis undertakes three stages of analysis as ‘discovery procedures’، ‘naturalization’، and ‘judgment’ (renamed in our work as ‘remarks’). The first level examines the degree of the tension between the two patterns. In the second level، i.e. naturalization، the analysis goes on turning the peculiar language of the poem into that of the ordinary، which means making sense of a text. This translation of the poetic language has been shown to be considerably rooted in elements of form in the classical verse، and of content in modern free verse. The intervening type has thus been judged to exist somewhere between the two. The third level، namely ‘remarks’ evaluates the degree of the poet’s success in managing the tension between the two patterns.
۳.

هندسه ی زبانی سوره ی حمد

کلید واژه ها: نیایشستایشسوره ی حمدهندسه ی زبانیسپاس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۲۱
سخن از ساختار زبانی سوره ی حمد جدا از مسایل گسترده ی تفسیری که در تاریخ فرهنگ دینی پررنگ و ارج است، جستاری روش مند را با رویکردهای نوین در حوزه ی زبان و ادب ارایه می نماید. خاستگاه این روش همان جایی است که به جای تفصیل، اجمال را برمی گزیند و به جای ساختارهای انتزاعی و ذهنی از هندسه ی حسی و عینی پرده برمی دارد؛ یعنی بنای این نوشتار بر اساس طرحی از سه حوزه ی سپاس و ستایش و نیایش است که قطعاً در ساختار زبانی سوره ی حمد دیدنی و آموختنی است. بی گمان با روشن شدن پیکره ی زبانی سوره ی حمد دلایل برتری و نیکومنظری این سوره و پایگاه آن در گفتمان دین مدارانه و نقش بی بدیلش در راز و نیاز و نماز آشکارتر می گردد. نخستین تجلی گاه این هندسه ی زبانی در آیه ی تسمیت یا بسم اﷲ الرّحمن الرّحیم است که سپاس یزدان با نیایش درهم می آمیزد و گفتار و رفتار دین باوران را سامان می بخشد. شش درنگ این مقاله همه پیرامون شرح سه ضلع اثرگذار در بافتار معنایی و زبانی سوره ی حمد است که یک به یک در چهارچوب اندوخته های زبان عرفان و عرفان زبان از راه می رسند و ادب پژوهان را مخاطب خویش قرار می دهند.
۴.

تحلیل کارکرد تنشی-زبانی«نور» و ابعاد معنایی آن در نظام گفتمانی شرق اندوه و حجم سبز سپهری

نویسنده:

کلید واژه ها: سهراب سپهرینورزیبایی شناختیتنشی - زبانیشرق اندوهحجم سبز

حوزه های تخصصی:
  1. زبان شناسی زبان شناسی نظری کاربرد شناسی و تحلیل گفتمان
  2. زبان شناسی علوم مرتبط زبان شناسی در هنر و ادبیات
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۰
در این پژوهش، کارکرد نظام تنشی- زبانی «نور» در نظام گفتمانی شعر سهراب سپهری، بررسی و تحلیل شده است. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی و تبیین کارکرد نظام تنشی، لایه های تنشی و ابعاد معنایی نور در زبان شعر سپهری با تکیه بر منظومۀ شرق اندوهو حجم سبزمی باشد. پرسش اصلی ما این است که چگونه نظام تنشی- زبانی نور منجر به تولید فرآیند زیبایی شناختی می گردد؟ همچنین چگونه این نظام، می تواند در فرآیند معناسازی ایفای نقش کند؟ در واقع هدف از پژوهش حاضر این است که نشان دهد چگونه نظام تنشی- زبانی نور، وضعیتی استحاله ای برای گفتمان رقم می زند و این فرآیند چگونه می تواند به استعلای نوری منجر گردد. بستر نظری تحقیق، الگوی تنشی مبتنی بر نظام نشانه شناسی پساگریماسیمی باشد. در نظام تنشی، لایه های فشاره ای و گستره ای در ارتباط و تعامل با هم نقش آفرینی می کنند و هم پیوندی سطحی از فشاره و گستره شاکلۀ گفتمان را شکل می دهد. فرضیۀ ما این است که نظام گفتمانی نوری شعر سپهری از ساختار تنشی صعودی پیروی می کند و ساختار تنشی نزولی در خدمت ساختار صعودی قرار دارد. نظام تنشی- زبانی نور با دو کارکرد استحاله ای و استعلایی در گفتمان نقش آفرینی می کند و در نهایت با استعلای نوری، فرآیند زیبایی شناختی گفتمان تحقق پیدا می کند.
۵.

شعر دیداری فارسی از دیدگاه نشانه شناسی شناختی

کلید واژه ها: ادغامشعر دیدارینشانه شناسی شناختیآرهاوسچندشیوه گی

حوزه های تخصصی:
  1. زبان شناسی میان رشته ای ها نشانه شناسی
  2. زبان شناسی میان رشته ای ها زبان شناسی شناختی
  3. زبان شناسی علوم مرتبط زبان شناسی در هنر و ادبیات
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۴
این مقاله به مطالعۀ تعامل دو شیوۀ تصویری و نوشتاری در شعر دیداری فارسی براساس الگوی ادغام در نشانه شناسی شناختی می پردازد. از آنجایی که شعر معاصر ماهیتی چندشیوه دارد، مسئلۀ اصلی این پژوهش چگونگی آمیزش شیوه های کلامی و تصویری به شکل های مختلفی در ذهن انسان است که در نهایت معنای کلی اثر چیزی بیش از معنای موجود در هر شیوه تلقی می شود. پرسش این مقاله بررسی چیستی قلمروهای مورد مطالعه در شعر دیداری براساس نشانه شناسی شناختی است. دستیابی به دسته بندی ای نظام مند از انواع شعر دیداری مبتنی بر بنیان های شناختی ذهن، هدف این نوشتار است. بدین منظور، تمامی شعرهای دیداری موجود در ادبیات فارسی بررسی شدند. بر اساس فرضیه های این پژوهش، الگوی مورد استفاده در این مقاله به غیر از قلمروهای ذهنی- که حاصل تجربۀ انسان هستند- به قلمروهای طبیعی، فرهنگی و درونی نیز می پردازد و البته در این مقاله با اِعمال برخی تغییرات در الگوی آرهاوس، امکان ترکیب شیوۀ تصویری و کلامی از خلال تعامل شش فضا با یکدیگر ممکن می شود. نتیجۀ پژوهش نشان می دهد که سه نوع شعر دیداری براساس هشت مشخصۀ شناختی قابل تفکیک هستند. از آنجایی که جهان مغز و جهان ادبیات الگوهای مشابهی دارند، چگونگی تعامل تصویر و کلام در ذهن، حاصل مواجهۀ انسان با جهان است که در نتیجه به ساخت جهان ادبی منجر می شود.
۶.

نظم و بی نظمی: تحلیل شعر «زنگ ها» اثر ادگار آلن پو*

کلید واژه ها: قافیهتوازنوزن تروکیهمگونی واکه ایهمگونی همخوانیوتد ناقص

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۵
در این مقاله یو. ماری انگمن کوشیده است نظم و انسجام درونی شعر «زنگ ها» اثر ادگار آلن پو را باوجود آشفتگی ظاهری آن نشان دهد. این شعر از چهار قطعه ی نامساوی تشکیل می شود و هر قطعه نماد دورانی از زندگی انسان است که برای آن زنگ خاصی درنظر گرفته شده است. این شعر از وزن تروکی پیروی می کند و در آن، شاعر از وتد ناقص برای تقلید نواخت زنگ ها بهره ای هوشمندانه برده است. در سرتاسر این شعر، شاعر از فنون آوایی مختلف ازجمله قافیه، الگوهای صوتی، واج آرایی و نام آواها برای ایجاد ساختاری متوازن استفاده کرده و از این طریق، آهنگ زنگ ها را با مفهوم هر دوره از زندگی منطبق ساخته و درنتیجه به ایجاد انسجام معنایی پرداخته است. این مقاله می تواند نشان دهد که چگونه یک شاعر می تواند از دستگاه های مختلف صوتی زبان خود استفاده کند تا با بهره گیری از نمادپردازی صوتی و معنا، توازن ایجاد کند. ساختار مقاله در ترجمه با قراردادن ارقام و جدول های ضمیمه درون متن، کمی با اصل مقاله متفاوت است و دلیل این تغییر برقراری ارتباط آسان تر خوانندگان با بحث ها و داده های ارائه شده در هر شکل یا جدول است.
۷.

جلوه ی زبان قرآنی در سروده های صائب تبریزی

نویسنده:

کلید واژه ها: زبان قرآندیوان صائبتلمیحمفاهیم قرآنیتأثیرپذیری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۱۹
در طول تاریخ شعر و ادب فارسی کمتر شاعری را می بینیم که از دریای بی کران معارف و مفاهیم قرآنی و دینی در اشعار خود بهره نبرده باشد. اکثر شاعران ادب فارسی به دلیل آشنایی با قرآن و سنت و عترت به انحای مختلف ازاین گونه مفاهیم در اشعار خود بهره برده اند. صائب تبریزی ازجمله این شعرا است که در اشعارش تحت تأثیر زبان قرآن قرارگرفته به شیوه های گوناگون مفاهیم قرآنی و اخلاقی را در ضمن اشعار خود آورده است. از توحید و خداشناسی گرفته تا بهشت و دوزخ و قیامت و قصص پیامبران و اخلاقیات و...گاهی اوقات از تلمیح استفاده کرده گاهی آیه ای یا قسمتی از آیه را در ضمن اشعار خود می آورد. هدف این مقاله بررسی تأثیرپذیری صائب از زبان قرآنی است. شیوه ی تحقیق به صورت تحلیل و توصیفی و کتابخانه ای است.
۸.

تأملی زبانی در مضمون و شگردهای مضمون سازی در شعر فارسی

نویسنده:

کلید واژه ها: درون مایهشعر فارسیمضمونبن مایهمضمون سازی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۳
مفهوم «مضمون» در زبان فارسی مانند بسیاری از مفاهیم ادبی دیگر مفهومی سهل و ممتنع است؛ در نگاه نخست چنان به نظر می رسد که این مفهوم چندان روشن است که نیازی به اندیشیدن از دیدگاهی نظری دربارة آن وجود ندارد و به اصطلاح از بدیهیات حوزة ادبیات فارسی است؛ درحالی که مضمون یکی از مهم ترین مفاهیم انتقادی و مرکزی ادبیات در جهان است. دستیابی به مضامین آثار ادبی در دنیا کاری بسیار تخصصی و دشوار و درعین حال، بنیادی شناخته می شود. ارتباط مضمون با کار نظریه و نقد ادبی نیز بر کسی پوشیده نیست، به گونه ای که برخی یکی از مهم ترین رسالت های نقد ادبی را دست یابی به مضمون می دانند؛ از چنین دیدگاهی مضمون یابی کاری انتقادی است که ضرورتاً باید ذیل نظریه ای ادبی صورت گیرد. معنای چنین رویکردی در وهلة اول آن است که مضمون یابی کاری بسیار تخصصی است؛ درحالی که در جامعة ادبی ما بیشتر با ویژگی آماری تعریف شده است. جستن مضامین در آثار ادبی به هیچ روی کاری صرفا آماری نیست؛ بلکه در بهترین حالت، آمار شاید بتواند آن را عینی نماید و به دست یابی به آن کمک کند. در این زمینه با یقین می توان گفت، با وجود این که مضمون، موضوع اندیشة بسیاری از صاحب نظران زبان و ادبیات فارسی بوده است، هرگز حدود آن مشخص نشده است و به ویژه عملاً کار مضمون یابی بر اساس تعریف علمی آن صورت نگرفته است. مانند بسیاری دیگر از موضوع های ادبی، مضمون نیز مبتلا به ساما ن نیافتگی نظری است. دشواری دیگر در پرداختن به این موضوع، مربوط به ویژگی چندمعنایی کلمة مضمون در زبان فارسی هم هست. در این زمینه به ویژه اختلاط آن با «موضوع» منشأ بسیاری از تشتت ها بوده است و به سردرگمی ها و گاه انحراف ها از معنای علمی آن افزوده است. با عنایت به دشواری های ماهوی موضوع و نیز دشواری های ناشی از گستردگی حوزۀ تحقیق، در این پژوهش کوشیده شده است در حد توان تصویری از چگونگی دست یابی و مطالعۀ مضمون در شعر برخی شاعران نشان داده شود.
۹.

آفرینش معانی پیدایشی در شعر سپید برپایۀ نظریۀ هم آمیزی مفهومی

کلید واژه ها: شعر سپیدزبا ن شناسی شناختیهم آمیزی مفهومیفضای آمیزهساخت های پیدایشی

حوزه های تخصصی:
  1. زبان شناسی زبان شناسی نظری معنی شناسی
  2. زبان شناسی میان رشته ای ها زبان شناسی شناختی
  3. زبان شناسی علوم مرتبط زبان شناسی در هنر و ادبیات
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۹
در این مقاله، کوشش می شود به چگونگی تولید و درک معانی پیدایشی از سوی نویسنده و خواننده در شعر سپید از منظر بوطیقای شناختی نگریسته شود. نظریه ای که چارچوب لازم را برای این کار فراهم می آورد، «هم آمیزی مفهومی» است که ژیل فوکونیه و مارک ترنر (1998 و 2002) پیش نهاده اند. برخلاف رویکردهای فرمالیستی که صورت اثر را در کانون توجه قرار می دهند، در نظریه های شناختی، معنا و فرایندهای مفهومیِ در پسِ پشتِ صورت آثار در مرکز توجه قرار می گیرند؛ فرایندهایی همچون انطباق، نگاشت و فرافکنی. کاربست نظریۀ هم آمیزی مفهومی در بررسی تحلیلی و توصیفی شعری از گروس عبدالملکیان نشان می دهد نظریۀ مزبور به خوبی از عهدۀ توصیف و تبیین شناختیِ چگونگی آفرینش و خوانش آثار شعری برمی آید؛ بدین ترتیب که برپایۀ نظریۀ نام برده می توان هر شعر را آمیزه یا مجموعه ای از آمیزه های مفهومی به شمار آورد که نویسندة آن ساخت و پرداخت کرده است و خواننده نیز جهت درک و تفسیر معنای پیدایشی حاصل از این آمیزه یا آمیزه ها باید به بازسازی شبکة ادغامی نهفته در پسِ پشتِ آن ها بپردازد.
۱۰.

«چرخش زبان در جنبش سماع» تأثیر پیش انگاشت های زبان شناختی در سیر تحول مفهوم سماع عارفانه نزد محمد غزالی و مولوی

کلید واژه ها: کاربردشناسیمولویسماعغزالیمعنی شناسیپیش انگاشت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۸
ماده و ابزار اصلی در مطالعات ادبی- عرفانی را زبان تشکیل می دهد؛ بدین سبب، علم زبان شناسی بیش از هر دانش دیگری می تواند رهیافت های کاربردی را در این زمینه به ادبیات عرضه کند و حاصل این مطالعات، درعین استفادة متقابل این دو رشته از یکدیگر، شکل گیری حوزه ای بینارشته ای باعنوان زبان شناسی ادبی- عرفانی است. یکی از نظریات کاربردی در این میان، نظریة مربوط به پیش انگاشت ها و انگاره های زبانی است که با بررسی شرایط اقتضا و تناسب گزاره در محیط و بافتی که در آن اظهار می شود، می تواند ما را در تحلیل برخی جنبه های ناپیدای معنا در یک گزارة معرفتی- ادبی یاری رساند. این مبحث با تمام انواع نظریه های زبان شناسی در تعارض و غالباً واجد صبغه ای معناشناختی و گاه کاربردی است. مقالة حاضر درصدد اثبات این مدعاست که چگونه پیش انگاشت های زبان شناختی می تواند سیر تطور موضوع سماع عرفانی را از طریق ارتباط آن با مقتضیات بافت هستی شناختی، معرفت شناختی و فرهنگی ترسیم کند و درکل، به ارائة مخاطب شناسی ارتباط عرفانی بپردازد. در پایان، این نکته تبیین خواهد شد که دستیابی به پیش انگاشت های مزبور هدف غایی دو شخصیت نامدار عرفان و ادب، امام محمد غزالی و مولوی بلخی، از ورود به مبحث سماع عارفانه است و کوشش می شود فواید و نتایج آن در سنت های عرفانی و ادبی آشکار شود.
۱۱.

اصطلاح شناسی «السیاق» در مطالعات زبانی قدیم و جدید عربی

نویسنده:

کلید واژه ها: اصطلاح شناسیبافت زبانیالسیاقبافت غیرزبانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۷
یکی از چالشهای مطالعات جدید، چالش اصطلاحات می باشد. از یک سو اصطلاحات در علوم مختلف دلالتهای متفاوتی دارند و از سوی دیگر نویسندگان یک اصطلاح خاص را با دلالتهای متفاوتی به کار می برند. بنابراین این تعدد اصطلاحات حاصل مسائل متعددی است. گاهی نویسندگان و مترجمان علیرغم وجود اصطلاحات رایج به وضع اصطلاحات جدید می پردازند، و گاهی نیز بدون توجه به ظرافتهای معنایی هر اصطلاح، آن را در مقوله دیگری به کار می برند. یکی از این موارد اصطلاح «السیاق» می باشد. این اصطلاح در مطالعات زبانی قدیم عربی دلالتهایی متفاوت از کارکرد آن در مطالعات جدید دارد. در مطالعات قدیم در نزد نویسندگان مختلف صرفا برای بافت زبانی به کار رفته است. اما اصطلاحات دیگری همچون الحال، الحال المشاهدة، مقام وسیاق القصة نزد زباشناسان قدیم برای بافت غیر زبانی رایج بوده است. اما در مطالعات جدید اصطلاح سیاق به سه معنای بافت زبانی، بافت غیرزبانی و معنای بافت به طور کلی–اعم از زبانی و غیر زبانی- به کار رفته است. کما اینکه اصطلاحات متعدد دیگری برای هر یک از مقوله ها وضع شده است. همین مساله فهم معنای مقصود را پیچیده تر کرده است.
۱۲.

A Contrastive Analysis of Idioms and Idiomatic Expressions in Three English and Persian Novels for Translation Purposes

نویسنده:

کلید واژه ها: idiomsTranslationIdiomatic ExpressionsParaphrase

حوزه های تخصصی:
  1. زبان شناسی علوم مرتبط زبان شناسی در هنر و ادبیات
  2. زبان شناسی علوم مرتبط ترجمه شناسی
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۸
The significance of idioms and idiomatic expressions in English can be understood from their appearance in all types of discourse ranging from every day conversations to scientific texts. So, the present study deals with the translation of idioms and idiomatic expressions from English into Persian focusing on the procedures involved. Baker's model (1992) which groups possible procedures into four strategies was chosen as the theoretical framework of this research. This study is an attempt to investigate strategies used in translating and also to find out which strategy is mostly used. To do so, a total number of 90 idioms and idiomatic expressions were extracted from three English novels. This study was carried out through a comparative study of idioms and idiomatic expressions from English into Persian. The findings of the research indicated that four strategies were used in translating idioms and idiomatic expressions and their frequency of being used is different and also it was revealed that most of the data were translated by paraphrase.
۱۳.

برهم کنش روابط پیوستاری و انفصالی در داستان «مردی در قفس» صادق چوبک

نویسنده:

کلید واژه ها: نشانه شناسیچوبکافعال مؤثررابطۀ پیوستاریرابطه انفصالی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۵
افعال مؤثر همان طور که در شکل گیری کارها و اعمال نقش دارند، در تغییر حالت ها نیز می توانند تأثیرگذار باشند. در روابط پیوستاری و انفصالی که میان سوژه و شیئی ارزشی شکل می گیرد، این افعال بیش از پیش اهمیت خود را نشان می دهند. تغییر موقعیت و رفتن از حالتی به حالت دیگر، گاه نیازمند خواستن است و گاه توانستن. از کنارهم قرار گرفتن این دو عامل، چالشی در راه قهرمان داستان «مردی در قفس» به وجود می آید که تا آخر داستان با آن دست به گریبان است. او گاه می خواهد رابطه را حفظ کند، ولی نمی تواند و گاه نیز می کوشد تا آن را قطع کند که باز هم ناموفق است. این داستان سرگذشت مردی است که مدام با آنچه می خواهد داشته باشد و آنچه از دست می دهد در تکاپوست. این جستار تلاش می کند نحوۀ عمل و اثر افعال تأثیرگذار بر شکل گیری احساسات قهرمان داستان را نشان دهد. تنهایی، ویژگی اصلی قهرمان این داستان است و ناتوانایی در تغییر وضع و شرایط حاکم این حس را تقویت می کند.
۱۴.

زبان عرفانی و اشارات بر مبنای حدیث «لولاک لما خلقت الافلاک»

کلید واژه ها: عرفانتفسیر و تأویلحدیث قدسیحضرت محمد (ص)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۳
عارفان در بیان دیدگاه های کشفی و ذوقی خود، از مضامین آیات قرآن و احادیث قدسی و نبوی به طور چشمگیری بهره مند شده اند. آنان ازاین طریق هم به مبانی نظری خود قداست بخشیده اند و هم برای اثبات ادعایشان، به آیات و احادیث، استشهاد می جسته اند. اهل سیر و سلوک، به قشر و پوسته ی احادیث بسنده ننموده، بلکه درپی کشف لایه های پنهانی و تأویل و توجیه باطنی آن ها نیز بوده اند. یکی از این احادیث که مطمح نظر اهل معرفت است، حدیث قدسی: «لولاک لما خلقت الافلاک» است. این کلام ربّانی، دست مایه ی سالکان و مجذوبان واقع شده و هرکدام بنابر مذاق و مشرب عرفانی خود، بدان نگریسته اند. عصاره ی سخن اهل عرفان، بر این نکته اشاره دارد که هدف غایی آفرینش، شخص شخیص حضرت محمد(ص) و خاندان مطهرش، که آینه ی تمام نمای اسماء و صفات الهی اند، بوده است. در این جستار، حدیث قدسی ازنظر سند و اختلاف در واژگان، ارتباط حدیث «کنز مخفی» و حکمت آفرینش، چرایی رابطه ی خلقت پیامبر(ص) و عوالم هستی و جایگاه پیامبر(ص) در کَونین(دو عالم) مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته است.
۱۵.

هنر زبان در آموزش مبانی نظری امر تربیت (مطالعه ی موردی ادبیات روسی)

کلید واژه ها: آموزشروسیهزبان خارجیزبان شناسی تربیتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
ماهیت آموزش ادبیات زبان خارجی، خصوصاً ادبیات روسی که اساس آن را غنای عظیم فرهنگ کشور روسیه تشکیل می دهد بر پایه ی فراگیری مبانی ارتباط استوار و فراهم کردن موجبات و امکانات آن بر عهده ی گروه های زبان خارجی دانشگاه هاست و ازآنجاکه این ارتباط روشی مناسب جهت آشنایی دانشجویان با ارزش های معنوی و فرهنگی سایر ملل و درک متقابل مردم است، از اهمیت زیادی برخوردار است. ادبیات در هر شکل و قالبی که باشد نمایشگر زندگی و بیان کننده ی ارزش ها و معیارها و ویژگی هایی است که زندگی فردی و جمعی بر محور آن می چرخد. آثار ادبی گاه ازمنظر قومی و ملی و گاه ازمعبر عاطفه و احساس با زندگی پیوند می خورد و گاه نیز از گذرگاه خردورزی و اخلاق به تعلیم و ارشاد مخاطبین می پردازد. استفاده از ادبیات در تقویت خواندن و نحوه ی به کارگیری آن در ایجاد آرامش روحی و روانی و به کارگیری آن به عنوان وسیله ای برای کسب تجربیات جدید راهکارهایی است که موردبحث و بررسی قرارگرفته اند. استفاده از زبان و ادبیات در شکل گیری باورهای تربیتی در افراد بخش پایانی این نوشته را تشکیل داده است.
۱۶.

بررسی آثار ادبی ازدریچه ی زبان شناسی: به کارگیری روش های معناگرا و ساختارگرا در تحلیل آثار ادبی فارسی و انگلیسی

کلید واژه ها: نقد ادبی معاصرروش معناگرای تجزیه وتحلیل ادبیروش ساختارگرای تجزیه وتحلیل ادبیظرافت های ادبی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۰
در دهه های اخیر انتخاب بهترین روش نقد ادبی به گونه ای که به معنی اثر خدشه ای وارد نشود ذهن منتقدان را در سراسر جهان به خود معطوف داشته است. به کارگیری روش هایی که ریشه در زبان شناسی دارند به عنوان یکی از روش های نقد ادبی معاصر به منتقد کمک می کند تا در عین وفاداری به متن، خواننده را از ظرافت های ادبی و زبانی آگاه سازد. این پژوهش کوشیده است تا چگونگی استفاده از روش های معناگرا و ساختارگرا را در ارائه ی تحلیل ادبی صحیح موردمطالعه وارزیابی قرار دهد. باتوجه به اینکه استفاده از این روش ها به نوع خاصی از ادبیات و زبان بستگی ندارد، مثال هایی از چگونگی کارایی این روش ها در بررسی و نقد نمونه هایی از ادبیات فارسی و انگلیسی ارائه شده اند.
۱۷.

بررسی صور خیال در بندهش

کلید واژه ها: مجازتشبیهاستعارهصور خیالبندهش

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۴
هدف پژوهش حاضر، بررسی صور خیال در کتاب بندهش است. این پژوهش از نوع کیفی است و به شیوه ی تحلیل محتوا انجام گرفته است. متنی که پژوهش بر بنیاد آن صورت گرفته، نسخه ای است که مهرداد بهار به زبان فارسی امروزی برگردانده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از میان صور به کاررفته در این اثر، تشبیه بسامد بیشتری دارد. از میان انواع تشبیه، بسامد تشبیه های حسی بالاتر است و پس ازآن، تشبیه های عقلی حسی قرار دارد که مشبه به آن ها حسی است و برای نزدیک تر شدن مفاهیم انتزاعی به کاررفته است. به نظر می رسد، تشبیه در بندهش، یکی از رساترین و کارآمدترین ابزارهایی است که کاربرد آن بیش تر برای آن است که مفاهیم تعلیمی، فلسفی و انتزاعی مربوط به آفرینش و دیگر موضوع ها را دریافتنی و ملموس تر کند. در این میان، برخی از امور که حتی حسی هستند ولی به طور عادی و طبیعی، شناختشان دشوار است، روشن تر شده اند. در این اثر، تنها یک استعاره یافت شد و از دیگر عناصر خیال مانند کنایه و مجاز در بندهش، اثری دیده نشد؛ شاید به این دلیل که استعاره، مجاز و کنایه، در اثری تعلیمی به جای تأثیرگذاری و روشن سازی، آن را پیچیده تر و دشوارتر می کند. به نظر می رسد در این اثر، استوارترین و سنجیده ترین شیوه ی بیان، برای آموزش مفاهیم تعلیمی به کاررفته است.
۱۸.

Persian Words Used in Kazi Nazrul Islam's Poetry

کلید واژه ها: Kazi Nazrul IslamPersian WordsShat-il-ArabMoharramKamal PashaKorbani and the 12th Fateha

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
Kazi Nazrul Islam, the national poet of Bangladesh, popularly known as Nazrul-the rebel poet, is undoubtedly one who may rightly be called as one of the greatest “poets of people” of the world. He was the first poet in Bengali literature that used extensive Arabic and Persian words to express his views and to create a Muslim renaissance within the whole Bengali nation. He was a multi-lingual poet. That’s why we see huge Arabic, Persian, Hindi, Sanskrit and Urdu words, even sentences in almost everywhere of his literature. This article is about the Persian words that Nazrul had used in his poetry. Though the majority of his poems consists of more or less Persian words, in this article, we discussed five of his poems named Shat-il-Arab, Moharram, Kamal Pasha, Qorbani and the 12th Fateha that has most Persian words comparatively.
۱۹.

استعاره و نقد بوم گرا: مطالعه موردی دو داستان « گیله مرد» و « از خم چمبر»

کلید واژه ها: استعاره مفهومیداستان اقلیمینقد بوم گرادیدگاه زیست محوردیدگاه انسان محور

حوزه های تخصصی:
  1. زبان شناسی میان رشته ای ها زبان شناسی زیستی
  2. زبان شناسی میان رشته ای ها زبان شناسی شناختی
  3. زبان شناسی علوم مرتبط زبان شناسی در هنر و ادبیات
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۶
بحران های محیط زیست حاصل تفکر و اندیشه ای است که انسان را در محور و رأس جهان خلقت می بیند و همه چیز را برای او و در رابطه با نیازهای او تعریف می کند. در مقابل این دیدگاه، دیدگاه زیست محور قرار دارد که طبیعت را محور همه چیز می داند. این دو دیدگاه به خوبی نشان دهنده این مسئله اند که انسان ها همانطور که بر طبیعت و جهان تاثیرگذارند، از سویی دیگر از طبیعت تاثیر می پذیرند و این تاثیرات بر تفکر و ذهن آنها نمایان و نیز بر زبانشان جاری می شود. در تحقیق حاضر، هدف، بررسی تاثیر محیط زیست بر طرز تفکر و اندیشه انسان ها است، که در قالب استعاره بازنمود می یابد. بر اساس طبقه بندی شیری(1387) دو اقلیم شمال و خراسان(علوی و دولت آبادی) جهت بررسی انتخاب شدند. در تکوین سبک نویسنده علاوه بر انگاره ها و انگیزش های فردی و درونی، شمار زیادی از محرک های مرتبط با محیط اجتماعی و محیط جغرافیایی همواره اثرگذار بوده است. در این پژوهش فرض بر این است که دیدگاه زیست محور در داستان های اقلیمی بازنمود می یابد. نویسندگان داستان های اقلیمی آگاهانه یا ناخودآگاه طبیعت را محور قرار داده اند و استعاره «مادر طبیعت» را به صورت های مختلف در داستان های خود به کار برده اند.
۲۰.

خرده روایت ها، گریزگاه نقال از برنامه روایی

کلید واژه ها: نقالداراب نامه طرسوسینشانه - معناشناسی روایینظام تصادف

حوزه های تخصصی:
  1. زبان شناسی زبان شناسی نظری کاربرد شناسی و تحلیل گفتمان
  2. زبان شناسی علوم مرتبط زبان شناسی در هنر و ادبیات
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۴
داراب نامة طرسوسی از قصه های عامیانه بلند، مربوط به قرن ششم است که ازطریق سنت نقالی و داستان گزاری ثبت و روایت شده است.داستان سرگذشت داراب و به شاهی رسیدن وی را بیان می کند. در میان خط سیری که بیانگر به شاهی رسیدن داراب است، خرده روایت های بسیاری قرارگرفته اند که باعث آشفتگی و اغتشاش روایت پایه شده اند؛ خرده روایت ها با روایت پایه گاه ارتباط و انسجام ساختاری می یابند و گاه با الگوی گفتمانی متفاوت، مستقل از کلان روایت شکل می گیرند و یکپارچگی روایت را با آشفتگی، استقلال و انفکاک خود از فرایند های سه گانه تحول کلامی مخدوش می کنند. رویکرد نشانه معناشناسی روایی براساس«قصد»کنش گر که برنامه روایی بر آن متمرکز شده، خط سیرکلان روایت را از میان خرده روایت های نامرتبط جدا می کند. سوالی که مطرح می شود آن است که خرده روایت ها از چه الگوی گفتمانی تبعیت می کنند؟زیرا برخلاف کلان روایت بر نظام برنامه محور روایی منطبق نیستند و نمی توانند به عنوان روایت ابزاری، کلان روایت را به سمت تحقق کنش اصلی سوق دهند. پژوهش حاضر ضمن بررسی نظام های گفتمانی در داراب نامه، به دنبال پاسخی برای منشا و کارکرد خرده روایت ها و تبیین علت اغتشاش در روایت است. با توجه به بافت فرهنگی عاملی ثانویه در ساحت گفته پردازی حضور دارد که خنثی و بی تاثیر نیست؛ سنت شفاهی نقالی و داستان گزاری با پایبندی به ساختار های اصلی و در تعامل پیوسته با فرهنگ جمعی راه تولید فرم های نوظهور را بازگذاشته. حضورِسیال نقال بین گفته پرداز نخستین و روایت شنو نظام معنای روایت را دستخوش تغییرکرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان