محمد اخگری

محمد اخگری

مدرک تحصیلی: استادیار دانشگاه صداوسیما

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۰ مورد.
۱.

مطالعه تطبیقی ساختار روایی حکایت در ادبیات تعلیمی و قالب رسانه ای آگهی خدمات عمومی مطالعه موردی: گلستان سعدی

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۴
حکایت یکی از پرکاربردترین قالب های روایی در ادبیات فارسی است که ادبیات تعلیمی برای انتقال مفاهیم اخلاقی و اجتماعی از آن بسیار بهره برده است. با پیدایش رسانه های جمعی و اجتماعی در عصر حاضر و کارکرد تعلیمی و آموزشی رسانه، این مسئله قابل طرح است که آیا قالب های ادبیات تعلیمی می توانند در تولیدات تعلیمی رسانه ای بازآفرینی شوند و چگونه می توان از قالب ها و شیوهای روایی ادبیات کهن برای رسانه های امروز الگو گرفت. پژوهش حاضر با روش مطالعه موردی به مقایسه شیوه روایت در حکایات گلستان سعدی و قالب رسانه ای آگهی خدمات عمومی (PSA) می پردازد. آگهی خدمات عمومی، قالبی کوتاه برای انتقال پیام های عام المنفعه و غیرتجاری است که چندین دهه از تولید آن در همه انواع رسانه های مکتوب، شنیداری، دیداری و نوین تولید می گذرد و به لحاظ کارکرد و نوع روایت، با حکایات تعلیمی گلستان سعدی قابل مقایسه است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که روایت مسجع گلستان سعدی از منظر محتوایی، شیوه روایت، ایجاد تعلیق در ذهن مخاطب و نیز پایان بندی اخلاقی در قالب زبانی آهنگین، الگویی مناسب برای نوشتن متن قالب رسانه ای آگهی خدمات عمومی است که می توان آن را روایت مسجع رسانه ای نامید.
۲.

مطالعه شیوه های خلق شخصیت های باورپذیر در متون نمایشی رادیو

تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۳۰
شخصیت پایه و اساس زندگی، درام و نمایشنامه است و ارائه موضوعات در قالب نمایش و با طراحی شخصیت های باورپذیر می تواند در ارائه مفهوم به مخاطب مؤثرتر عمل کند. چون رادیو، رسانه ای است تخیل پذیر و قدرت تأثیر و نفوذش از این رهگذر بیشتر و سریع تر از سایر رسانه هاست، این پژوهش به مطالعه و تبیین قواعدی ویژه جهت باورپذیری شخصیت که متناسب با محدودیت ها و امتیازات این رسانه شنیداری باشد پرداخته است و می تواند پیوندی عمیق تر بین نمایشنامه رادیویی و مخاطبانش برقرار نماید. در این پژوهش، از دو روش کتابخانه ای و تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است بدین منظور پنج نمایش رادیویی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و شخصیت های اصلی این نمایش ها با توجه به مبانی نظری (نظریه مایرز بریگز) در چهار مقوله اصلی (درون گرایی/ برون گرایی، حسی/ شهودی، متفکر/ احساسی، قضاوت گری/ دریافت گری) مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که اغلب شخصیت ها در دو دسته خلق وخوی مفهوم پرداز و آرمان گرا قرار می گیرند که این امر با واقعیت بیرونی و آنچه در جامعه مشاهده می شود متناقض است و همین مسئله موجب دوربودن شخصیت ها از واقعیت و در نتیجه عدم باورپذیری شان نزد مخاطب خواهد شد. بنابراین، براساس یافته های پژوهش می توان این گونه نتیجه گرفت که شناخت درست نویسنده از خلق وخوی شخصیتی که طراحی می کند و تطبیق آن با شخصیت های واقعی و آنچه در زندگی واقعی جریان دارد، می تواند در خلق شخصیت های باورپذیر، مثمرثمر باشد.
۳.

نقش رادیو برون مرزی آذری در تبیین تاریخ مشترک ایران و جمهوری آذربایجان

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۱
روندهای سیاسی فرهنگی طی شده در جمهوری آذربایجان کنونی با محوریت «غیریت سازی تاریخی با ایران» منجر به واگرایی آن از ایران شده است. یکی از مأموریت های رادیو برون مرزی آذری ایران، تبیین پیوندها و گسست های تاریخی برای افکار عمومی همسایه شمالی است. در این مقاله، سعی شده است میزان و چگونگی پرداخت به تاریخ مشترک دو کشور در این رادیوی باقدمت با کاربست نظریه های «برجسته سازی» و «چارچوب سازی» رسانه ای واکاوی شود. برای این منظور، برنامه های تاریخی سه ماه از این رسانه شنیداری به صورت تمام شماری، بر اساس تکنیک کدگذاری، تحلیل محتوای کمی شده است. ۲ مقوله برجسته سازی و 7 متغیر چارچوب سازی برنامه ها را سنجیده است. یافته ها نشان می دهد برنامه ها به ویژه از دیدگاه چارچوب سازی از حد مطلوب فاصله دارند. تحلیل های آماری مؤید این موضوع است که برجسته سازی مباحث تاریخی از اولویت رسانه و اولویت سیاسی کافی برای سیاست گذاران این رسانه شنیداری برخوردار نیست. برای تنویر جامع تر افکارِ سطوح و لایه های مختلف مخاطبان پیشنهاد می شود که ضمن افزایش تعداد برنامه های تاریخی، بهره گیری از چارچوب های شناختی مانند روایت هم زمان وقایع دو سرزمین، غیرمستقیم گویی، چندصدایی و تعاملی کردن برنامه ها نیز تقویت شود. بازتعریف دانش تاریخی و افزایش خودآگاهی کنشگران مدنی آذری در ارتقای زمینه های همنوایی و همگرایی دو کشور مؤثر خواهد بود.
۴.

بررسی کنش متقابل دراماتیک بین شخصیت کودک و بزرگسال در نمایش رادیویی بر مبنای نظریه کنش ارتباطی هابرماس

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۳
زبان کودک از گونه های اجتماعی زبان است و هویت مستقلی دارد. ارتباط نادرست کودک و بزرگسال، آن را دچار بحران می کند. در نمایش رادیویی، کنش شخصیت ها بیشتر از نوع کلامی و دو جانبه است که در خلال این کنش های متقابل، معنا خلق می شود. در این پژوهش ویژگی های کنش شخصیت کودک و همچنین مشخصه های الگوی همکنشی صحیح بین این شخصیت و شخصیت بزرگسال در درام رادیویی تعیین می شود. بدین منظور، نمایش رادیویی شازده کوچولو به صورت هدفمند انتخاب و به روش تحلیل محتوای کیفی با دو رویکرد استقرایی و قیاسی بررسی شده است. در رویکرد استقرایی، از تحلیل کنش های کلامی شازده کوچولو در مواجهه با هر یک از شخصیت های بزرگسال، 21 زیر مقوله استخراج شده است که در یک سطح انتزاعی تر در 4 مقوله اصلی (ویژگی های زبانی، ویژگی های بیانی، ویژگی های شناختی، ویژگی های رفتاری) انسجام یافته اند. در رویکرد قیاسی، با توجه به چارچوب نظری تحقیق (نظریه کنش ارتباطی) پنج مقوله اصلی (مضمون گفتار، موضع گفتار، لحن گفتار، نیت ارتباطی شخصیت، شیوه مواجهه با ادعای شخصیت مقابل) از پیش تعیین و روابط متقابل موجود در نمایش با توجه به این مقوله ها بررسی شده است. بر اساس نتایج پژوهش، شخصیت کودک در درام رادیویی باید تمام ظرفیت های یک شخصیت دراماتیک را داشته اما کنش های کلامی او نباید هم پای بزرگسال باشد بلکه باید متناسب با ویژگی ها و سطح تجربه زیسته [1] اش باشد. استفاده صحیح از کنش کلامی شخصیت کودک منجر به خلق دو نیروی برابر و متضاد در درام رادیویی می شود که از برآیند آن ها معنا به درستی صادر می شود. شناخت حسی شخصیت کودک و شناخت عقلانی شخصیت بزرگسال، دوگانه موقعیت دیالوگ را فراهم می آورد.
۷.

درآمدی بر فلسفه تلویزیون

نویسنده:

کلید واژه ها: گفتمانتصویرواقعهفلسفه تکنولوژیفلسفه رسانهDiskursگشتلGe-Stellنوتلویزیوننظریه تصویر رسانه ایادراک رسانه ایسریال

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه رسانه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات مطبوعاتی‏، رادیویی و تلویزیونی رادیو
تعداد بازدید : ۱۳۸۲ تعداد دانلود : ۷۱۲
فلسفه تلویزیون را می توان در بستر فلسفه رسانه فهم کرد و برداشت از فلسفه تلویزیون در ساحت ها و ابعاد گوناگونی که فلسفه رسانه بدان تقسیم بندی می گردد و متفکران بدان پرداخته اند، قابل بررسی است. از دیگر سوی، فلسفه تلویزیون هم از منظر فنی و هم از منظر قالب های آن قابل بررسی است و لذا می توان در سه بخش تصویر، واقعه و سریال ابعاد آن را مورد مطالعه قرار داد. تلویزیون با توجه به سازمان بندی و شیوه عمل مختص به خود، تفکر و تجربه ای را تولید می کند، تلویزیون در اصل شکلی مختص به خود از تفکر و تجربه است که با عنایت به آن نه تنها جنبه فنی تلویزیون فراموش نمی شود، بلکه بر آن تأکید و تمرکز نیز می شود. تلویزیون عضو ماشینی زندگی انسان است که به فنی شدن و تکنیکی شدن تفکر می انجامد. تلویزیون رسانه ای است که ادراکی جهانی را برای انسان میسر می سازد. در این نوشتار فلسفه تلویزیون در سه بخش و با در نظر گرفتن سه برداشت از فلسفه رسانه بررسی می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان