اسماعیل ابراهیمی تکامجانی

اسماعیل ابراهیمی تکامجانی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

تأثیرات هشت هفته تمرین گرم کردن 11+ فیفا بر زمان بندی و فعالیت الکترومیوگرافی عضلات زانو برای پیشگیری از آسیب رباط صلیبی قدامی

کلید واژه ها: مفصل زانوالکترومایوگرافیآسیب های رباط متقاطع قدامی11+ فیفا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی آسیب شناسی ورزشی
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر برنامه پیشگیری از آسیب 11+ فیفا بر زمان بندی و میزان فعالیت الکتریکی عضلات اطراف زانوی مردان فوتبالیست جوان بود. اندازه گیری های الکترومایوگرافی حین اجرای آزمون فرود روی یک پا از 24 فوتبالیست مرد جوان (12 نفر گروه تجربی و 12 نفر گروه کنترل) در پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد. پس از اجرای هشت هفته تمرین بر روی گروه تجربی، از آزمون های آنالیز واریانس با اندازه تکراری، تی زوجی و مستقل برای تحلیل آماری استفاده شد. یافته ها نشان داد پس از تمرینات، میزان فعالیت واستوس مدیالیس، مدیال همسترینگ و مدیال گاستروکنمیوس افزایش یافت، اما میزان فعالیت واستوس لترالیس، لترال همسترینگ، رکتوس فموریس و لترال گاستروکنمیوس و زمان بندی فعالیت رکتوس فموریس، واستوس لترالیس، لترال همسترینگ و لترال گاستروکنمیوس کاهش یافت، درحالی که زمان بندی واستوس مدیالیس، مدیال همسترینگ و مدیال گاستروکنمیوس افزایش یافت. نتایج این مطالعه نشان داد که ویژگی های نروماسکولار اندام تحتانی در فوتبالیست های جوان  با اجرای برنامه 11+ فیفا بهبود می یابد و به طور بالقوه موقعیت های ریسک آسیب  ACLدر حین فرود کاهش پیدا می کند و به کنترل بهینه ACL منجر می شود.
۲.

تأثیر هشت هفته تمرینات 11+ فیفا بر متغیر های نیروی عکس العمل زمین هنگام حرکت فرود تک پا در بازیکنان فوتبال مرد جوان

کلید واژه ها: مفصل زانونیروی عکس العمل زمینپیشگیری از آسیبفیفا 11+

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی آسیب شناسی ورزشی
تعداد بازدید : ۳۵۱ تعداد دانلود : ۱۷۴
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات 11+ فیفا بر متغیر های نیروی عکس العمل زمین هنگام حرکت فرود تک پا در بازیکنان فوتبال مرد جوان بود. بدین منظور، 24 بازیکن فوتبال زیر 21 سال به صورت تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند و گروه تجربی به مدت دو ماه تحت تمرینات 11+ فیفا قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که حداکثر مقدار مؤلفه های عمودی، قدامی خلفی و داخلی خارجی نیروی عکس العمل زمین در پس آزمون گروه تجربی، به طور معناداری کاهش یافته است. در مقابل، زمان رسیدن به حداکثر مقدار مؤلفه های نیروی عکس العمل زمین افزایش پیدا کرده است. به طورکلی،می توان عنوان کرد که احتمالاٌ برنامه تمرینات 11+ فیفا می تواند تأثیر مثبتی بر تعدیل عوامل خطرساز آسیب زانو داشته باشد.
۳.

تأثیر یک برنامه تمرینی عصبی عضلانی بر عملکرد اندام تحتانی و راستای سه بعدی در زانوی مردان هندبالیست در فرود یک پا

کلید واژه ها: تمرینات عصبی عضلانیعملکرد اندام تحتانیراستای سه بعدی زانوبازیکنان نخبه مرد هندبالفرود با یک پا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی
  2. حوزه‌های تخصصی تربیت بدنی آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی حرکات اصلاحی
تعداد بازدید : ۷۴۴ تعداد دانلود : ۳۴۸
موقعیت زوایای زانو در فرود، از عوامل آسیب بازیکنان هندبال است و تمرینات پیشگیرانه می تواند میزان آسیب را در این ورزش کاهش دهد. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک برنامه تمرینی عصبی عضلانی بر سینماتیک اندام تحتانی و عملکرد زانوی بازیکنان مرد هندبال در فرود با یک پا است. 40 بازیکن لیگ برتر سال 1391 از دو باشگاه در دو گروه 20 نفره به ترتیب با میانگینقد 5/5±7/187 و 4/6±3/185 سانتی متر، وزن 1/10±0/89 و 6/13±8/86 کیلوگرم، سن 6/13±4/25 و 8/3±2/24 سال و سابقه بازی 4/4±6/11 و 3/3±8/10 سال انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل یافته ها در کاهش زوایای والگوس و چرخش داخلی زانو و همچنین افزایش عملکرد اندام تحتانی، تفاوت معنا داری بین دو گروه نشان دادند. ضمن این که در زاویه فلکشن زانوی بازیکنان هر دو گروه، هیچ اختلاف معنا داری مشاهده نشد. به طور کلی، تمرینات عصبی عضلانی می تواند موجب بهبود عملکرد اندام تحتانی و کاهش زوایای چرخش داخلی و والگوس زانو در فرود با یک پا شود و نیز می تواند به بازیکنان نخبه مرد هندبال در پیشگیری از آسیب های لیگامنتی زانو، به ویژه پارگی رباط های صلیبی قدامی در طول فصل مسابقات کمک کند.
۴.

تأثیر یک دوره تمرینات پیلاتس بر میزان هایپرلوردوز کمری زنان غیرورزشکار

کلید واژه ها: تمرینات پیلاتسهایپرلوردوز کمریزنان غیرورزشکار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰۹ تعداد دانلود : ۹۷۱
عقیده بر این است که لوردوز کمری بیش از حد (هایپرلوردوزیس) عاملی خطرزا برای کمردرد است. در منابع موجود، تمرینات و حرکات اصلاحی مختلفی برای برطرف کردن هایپرلوردوز کمر پیشنهاد شده است. طی سال های اخیر، تمرینات پیلاتس مورد توجه عموم مردم، به¬ویژه در کشورهای غربی قرار گرفته و پیشنهادهای محدودی در خصوص بهبود تعادل و پوسچر بر اثر انجام این نوع تمرینات ارائه شده است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر و کاربرد تمرینات پیلاتس بر میزان هایپرلوردوز کمری زنان غیرورزشکار است. برای این منظور، ابتدا با استفاده از خط¬کش منعطف، میزان قوس کمری 30 زن سالم 20- 30 ساله اندازه¬گیری شد تا دامنه طبیعی لوردوز کمری مشخص شود. میانگین 74/43 درجه و انحراف استاندارد 02/8 درجه به¬دست آمد و عدد میانگین ± یک انحراف استاندارد به¬عنوان دامنه طبیعی در نظر گرفته شد. سپس، 33 نفر به¬عنوان نمونه آماری انتخاب شدند که درجه لوردوز کمری آن ها بیشتر از 76/51 درجه (بیش از محدوده طبیعی تعیین¬شده)، دامنه سنی شان 20- 30 سال بود و طی شش ماه گذشته فعالیت ورزشی منظمی نداشتند. نمونه ها به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته (24 جلسه) و هر جلسه یک ساعت تمرینات پیلاتس طراحی شده (شامل حرکات کششی و تقویتی) را انجام دادند. در پایان، 25 نفر در پس¬آزمون شرکت کردند و مجدداً میزان قوس کمری آن ها اندازه¬گیری شد. نتایج نشان داد بین قوس کمری نمونه های مورد نظر، قبل و بعد از انجام تمرینات پیلاتس اختلاف معنی¬داری وجود دارد (001/0=P). با توجه به یافته تحقیق، می توان نتیجه گرفت که تمرینات پیلاتس استفاده¬شده در تحقیق حاضر در کاهش هایپرلوردوز کمری زنان مؤثر بوده است و می تواند در حیطه حرکات اصلاحی، به¬صورت مستقل یا ترکیب با حرکات اصلاحی موجود، برای اصلاح ناهنجاری هایپرلوردوز کمری استفاده شود. از آنجا که این تمرینات جذابیت و تنوع دارند، تداوم اجرای آن بیش از تمرینات دیگر است؛ از این رو می تواند به¬عنوان روشی جدید در حیطه حرکات اصلاحی مطرح باشد.
۵.

ارتباط قدرت عضلات کمربند کمری - لگنی با میزان قوس کمر

کلید واژه ها: قدرت عضلانیعضلات کمربند کمریلگنی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵۴ تعداد دانلود : ۷۴۶
تا کنون بر اساس فرضیات کندال، عقیده بر آن بوده است که ضعف هر یک از عضلات چهارگانه کمربند کمری- لگنی، با تاثیر بر لگن خاصره و مهره های کمری، در میزان قوس کمر تغییر پدیدمی آورد. اما برخی تحقیقات اخیر، با تردید به صحت این مطلب می نگرند. بنابراین، هدف از انجام این تحقیق، بررسی ارتباط میان حداکثر قدرت ایزومتریکی عضلات کمربند کمری- لگنی با میزان قوس کمر بود. بدین منظور، 107 دانشجوی مرد سالم و غیر ورزشکار با میانگین سن 75/1±85/21 سال، وزن 50/10±88/70 کیلوگرم، و قد 16/6±12/177 سانتی متر به صورت تصادفی انتخاب و به عنوان آزمودنی در تحقیق شرکت کردند. میزان قدرت عضلات با دینامومتر دیجیتال و آزمون پایین آوردن مستقیم پاها و میزان زاویه قوس کمر با خط کش منعطف اندازه گیری شد، به طوری که میانگین قدرت عضلات اکستنسور کمری، فلکسور و اکستنسور مفصل ران (برحسب کیلوگرم) و شکم (برحسب درجه) به ترتیب برابر با 17/20±96/52، 73/5±12/22، 46/4±56/15، و 46/16±76/48 و میزان زاویه قوس کمر برابر با 51/7±04/38 به دست آمد. یافته های تحقیق با استفاده از روشهای آماری همبستگی بین متغیرها تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد بین قدرت هیچ یک از عضلات مذکور با میزان قوس کمر ارتباط معناداری وجود ندارد (05/0P>). در نتیجه، با توجه به یافته های حاصل، به نظر نمی رسد میزان ضعف یا قدرت هر یک از عضلات چهارگانه کمربند کمری- لگنی به صورت جداگانه و بدون توجه به تعادل میان آنها بتواند در تغییرات میزان قوس کمر مؤثر باشد.
۶.

توانائی آزمون های تحملی در پیش آگهی مزمن شدن علائم در بیماران مبتلا به اولین تجربه کمردرد حاد غیر اختصاصی

تعداد بازدید : ۸۳۲
" هدف: علیرغم ارزیابی تحمل عضلات تنه در بیماران دچار کمردرد مزمن، این کار در بیماران حاد یا انجام نشده و یا در بیمارانی انجام شده که چندین تجربه کمردرد حاد داشته اند. هدف از این تحقیق مقایسه میزان تحمل عضلات فلکسور و اکستانسور تنه در بیماران مبتلا به اولین تجربه کمردرد با افراد سالم و همچنین امکان پیش بینی طولانی شدن علائم بوده است. روش بررسی: در مرحله اول این تحقیق، طی یک مطالعه تحلیلی مقطعی از نوع مورد – شاهدی 30 بیمار دچار اولین تجربه کمردرد حاد که با استفاده از نمونه گیری غیر تصافی ساده انتخاب شده بودند، با 51 فرد سالم که بر اساس همتاسازی و جورکردن با بیماران انتخاب شده بودند، از نظر متغیرهای مورد بررسی مقایسه شدند. از آزمونهای تحمل اکستانسوری و فلکسوری ایتو برای ارزیابی تحمل عضلات تنه استفاده گردید و برای بررسی بهبودی از متغیرهای درد و ناتوانی استفاده شد.در مرحله دوم تحقیق، طی یک مطالعه تحلیلی طولی و آینده نگر، بیماران تا شش هفته پیگیری شده و به دو گروه بهبودیافته و بهبود نیافته تقسیم شده و توانایی آزمونهای انجام شده بر روی آنان، در پیش آگهی بهبودی یا مزمن شدن درد در آنان بررسی گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای آماری کولموگراف – اسمیرنوف، تی مستقل و مجذور خی استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمونهای تی مستقل نشان دهنده تحمل عضلانی پایین تر اکستانسوری و فلکسوری در گروه بیماران نسبت به افراد سالم بود. بعلاوه تحمل فلکسوری بیمارانی که پس از شش هفته بهبود نیافتند، از ابتدا کمتر از بیماران بهبود یافته بود. نتیجه گیری: به نظر می رسد که بیماران کمردرد در اولین تجربه خود دچار کاهش تحمل شده و برای کاهش تحمل نیاز به تکرار دفعات حمله نباشد. همچنین آزمونهای تحملی می توانند در پیش آگهی ناتوانی و مزمن شدن کمردرد و تفکیک بیمارانی که در معرض این رخداد هستند، بعنوان روشی غیر تهاجمی و کم هزینه نقش ارزنده ای داشته باشد. "
۷.

ارتباط قدرت عضلات شکم و باز کننده مفصل ران با میزان قوس کمر

کلید واژه ها: قوس کمرعضلات شکمعضلات باز کننده مفصل ران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵۶ تعداد دانلود : ۵۷۴
تاکنون بر اساس فرضیات کندال و همکارانش، عقیده بر آن بوده است که ضعف عضلات شکم و باز کننده مفصل ران، سبب چرخش قدامی لگن و افزایش میزان قوس کمری می شود. اما برخی از تحقیقات اخیر صحت این فرضیه را مورد سئوال قرار داده اند(8،7،6،5،4،3،2). هدف از انجام این تحقیق، بررسی ارتباط قدرت عضلات شکم و باز کننده مفصل ران با میزان قوس کمر بود. آزمودنی های تحقیق، 90 مرد سالم غیر ورزشکار با میانگین سن79/1± 9/21 سال، وزن54/10 ± 44/70 کیلوگرم و قد07/6 ± 86/176 سانتی متر بودند. میزان قوس کمر، قدرت عضلات شکم و قدرت عضلات باز کننده مفصل ران، به ترتیب به وسیله خط کش منعطف، آزمون پائین آوردن مستقیم پاها و دینامومتر دیجیتال اندازه گیری شد. یافته های تحقیق با استفاده از روشهای آمار توصیفی و همبستگی میان متغیرها، تجزیه و تحلیل گردید. نتایج، رابطه معنی داری میان قدرت عضلات شکم با میزان قوس کمر(11/0 r= ) و قدرت عضلات بازکننده پای راست(11/0 r= ) و چپ(11/0 r= ) با میزان قوس کمر را نشان ندادند. بر اساس یافته های این تحقیق، به نظر نمی رسد که ضعف و یا قدرت عضلات شکم و باز کننده مفصل ران به صورت مطلق و بدون توجه به تعادل عضلانی موجود در ناحیه کمری- لگنی بتواند در تغییرات میزان قوس کمر موثر باشد. به بیان دیگر، باید عملکرد سایر عضلات ناحیه کمری- لگنی را نیز مورد توجه قرار داد و صرفا با توجه به میزان ضعف و یا قدرت برخی از عضلات این ناحیه، در مورد تجویز حرکات اصلاحی تصمیم گیری نشود.
۸.

بررسی تأثیر استفاده کوتاه مدت از دو نوع زانوبند نئوپرن نرم و سخت بر درک حس وضعیت مفصل زانو متعاقب جراحی بازسازی رباط متقاطع قدامی

کلید واژه ها: زانوبند نئوپرن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۳ تعداد دانلود : ۳۵۴
هدف از این تحقیق، مقایسه تاثیر دو نوع زانوبند نئوپرن نرم (حمایت کننده) و سخت (ثبات دهنده) بر حس وضعیت مفصل زانوی بیمارانی است که تحت عمل جراحی بازسازی رباط صلیبی قدامی قرار گرفته اند. حس وضعیت مفصل با گونیامتر الکتریکی به روش آزمایش بازسازی فعال زاویه هدف در زنجیره باز حرکتی اندازه گیری شد. زاویه های هدف 30، 45 و 60 درجه خمیدگی زانو مورد استفاده قرار گرفت. 11 بیمار مرد (با متوسط سن 6/4 ?8/30 سال و وزن 9 ?75 کیلوگرم) متعاقب جراحی بازسازی رباط متقاطع قدامی (به روش BPTB) قبل از پوشیدن زانوبند، بعداز 30 دقیقه پوشیدن زانوبند و پس از برداشتن زانوبند مورد آزمایش قرار گرفتند. این آزمایش ها در سه وضعیت با زانوبند نئوپرن نرم، با زانوبند نئوپرن سخت و بدون زانوبند با فاصله زمانی 24 ساعته انجام شد. میانگین های خطای مطلق بازسازی زاویه هدف پس از 5 بار تکرار آزمایش تجزیه و تحلیل آماری شد. نتایج آماری نشان داد که استفاده از زانوبند نئوپرن سخت در زاویه 30 درجه موجب بهبود معنی دار حس وضعیت مفصل زانو می شود (05/0P<). این بهبود حس وضعیت مفصل پس از برداشتن زانوبند نئوپرن سخت از بین می رفت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان