قدرت الله قربانی

قدرت الله قربانی

مدرک تحصیلی: دانشیار فلسفه دانشگاه خوارزمی تهران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۹ مورد.
۱.

معیارهای ارزیابی عقلانیت باورهای دینی در رویکرد جامع نگر

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۵
ارزیابی عقلانیت نظری و عملی نظام باورهای دینی از مهم ترین وظایف و کارکردهای فلسفه دین است که موجب فهم مشترک عقلانی ما از ادیان می شود. در این زمینه، در این تحقیق، رویکرد جامع نگر انتخاب شده است که در آن به روش استقرایی معیارهای متفاوتی برای سنجش عقلانیت باورهای دینی استفاده می شود؛ معیارهایی مانند امکان اثبات برهانی، کلیت و جهانشمولی، ثبات و تغییرپذیری، انسجام درونی، بساطت و پیچیدگی، داشتن نتیجه عملی مناسب، استقلال از حجیت متون دینی، میزان تاثیرپذیری از عوامل معرفتی و غیرمعرفتی دارای اهمیت خاص خود هستند. بکارگیری این معیارها در رویکرد جامع نگر نشان می دهد که مجموعه باورهای دینی دارای سطوح مختلفی از عقلانیت نظری و عملی هستند. براین اساس می توان نظام باورهای دینی را به سه گروه عمده باورهای بنیادی، باورهای میانی و باورهای حاشیه ای تقسیم کرد که در این تقسیم، باورهای بنیادی دارای عالی ترین سطح عقلانیت، باورهای حاشیه ای دارای نازل ترین سطح عقلانیت و باورهای میانی هم در جایگاه بین آن دو هستند. حال بانظر به اهمیت محوری باورهای بنیادی در درجه اول و باورهای میانی در درجه دوم، برای بسط گفتگوی پیروان ادیان الهی و مذاهب اسلامی و گسترش صلح و همزیستی بشری، توصیه می شود عمدتا بر باورهای بنیادی تمرکز شود، زیرا عموم پیروان ادیان و بعضا دیگر خداباوران درباره آنها اتفاق نظر دارند. البته در گفتگوی مذاهب اسلامی، تلاش برای گسترش فهم مشترک از باورهای میانی هم مهم است.
۲.

Mulla Sadra and Hume on Comparative Analyzing of Causality

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۳
One of the most important causes for comparative studying on philosophical systems is to find their commonalities for responding common questions and to emphasize on their differences for taking functional answers encountering modern philosophical challenges and problems. Here, causality is chosen as the case study. Causality is of the basic philosophical issues that have been continually considered by both Islamic and Western philosophical traditions, but the answers which have been rendered by modern western philosophers with empirical approach and Muslim philosophers, like Mulla Sadra, with intellectual and intuitive approach, is necessitated to compare such answers and clarify the efficacy of each one towards the other one. Mulla Sadra’s philosophical, intellectual and illuminative thought in Islamic tradition, in comparison to Hume’s modern empirical and phenomenal tendencies, is able to remove fundamental ahead problems concerning causality and to answer skepticism derived from it. In Mulla Sadra’s Transcendent Wisdom, since the whole system of being has its plural hierarchical universes in which there are causal longitudinal relations. In fact, for Mulla Sadra, causality is not merely restricted to the natural world, and our phenomenal knowledge about it is inadequate, but whatever we see in the natural world is only the weak and thin level or surface of the deep and fundamental reality of causality. Meantime, for Mulla Sadra, in such the causal relation, the effect has nothing and no reality except it is as the manifestation, shadow and act of the cause.
۳.

کثرت گرایی نجات و مشکل حدیث فرقه ناجیه

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۰
کثرت ادیان و تعدد فهم های دینی، امری مسلم و انکارناپذیر است. به این امر بایستی کثرت فرق و گرایش های درون یک سنت دینی را هم افزود. این واقعیت ما را با این پرسش مواجه می سازد که حقیقت و رستگاری در کدام یک از آنها است؟ حدیث فرقه ناجیه، پاسخی روایی از منجر خاص آن است که مطابق آن از میان همه فرق مختلفِ امت موسی، عیسی و پیامبر اسلام (ص)، تنها یک فرقه، نجات یافته و بقیه اهل هلاکت هستند. در این تحقیق نشان داده می شود که محتوای این حدیث منقولِ با مفاد آیات قرآن، سنت و منطق عقل بشری سازگار نیست. آیات قرآنی دال بر نجات مومنان براساس ایمان و عمل صالح، و دلایل عقلانی چون رابطه تشکیکی نظام باورهای دینی، تفاوت دینداری تحقیقی و تقلیدی، تفاوت های قابلیت های فطری و اکتسابی و اهمیت اصول اخلاقی، در مجموع بیانگر بطلان مدعای حدیث فرقه ناجیه است. درواقع، منطق عقلانیت نوین دینی، تشکیکی بودن حقانیت و نجات را مورد تاکید قرار می دهد. نتیجه آنکه ضرورت عقلانیت نوین دینی بازاندیشی عقلانی انبوه روایات مختلف درباب موضوعات گوناگون دینی است تا از هرگونه نگرش تقلیدی انحصاری و افراطی، که منشا خشونت های مذهبی و تندروی دینی است، خودداری گردد.
۴.

کانت و جعل معنای زندگی در دوره مدرن

تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۳۸
پرسش از معنای زندگی از منظر کانت به عنوان یکی از فیلسوفان تأثیرگذار در عصر مدرنیته اهمیت زیادی دارد، زیرا او در بخش های مهم فلسفه اش، یعنی معرفت شناسی، اخلاق و فلسفه دین به پرسش های مهم معنای زندگی پاسخ های مشخصی می دهد که پس از او بسیار تأثیرگذار بوده است. کانت با اتکا به معرفت شناسی و هستی شناسی انسان محور، در نظام معرفت شناسی اش، معناداری را تنها به قلمرو ماده و علوم تجربی محدود می کند و آن را از مابعد الطبیعه سلب می کند. سپس در نظریه اخلاقی خود با اتکا بر انسانی که اساس و غایت اخلاق است، برای امور مابعد الطبیعی همچون خدا، جاودانگی نفس و اختیار، پاسخ اخلاقی تدارک می بیند و با این زمینه، دین را متکی بر انسان کرده، تلاش دارد تا با اولوهیت زدایی از دین آن را به دینی کاملاً انسانی و مطابق عقلانیت بشری تبدیل کند که در آن خدا کاملاً خدمتگذار تمایلات انسان است. نتیجه تفکر کانت در نگاه اول جعل معنای نوی برای زندگی انسان است، اما افراط در انسان محوری و تفسیرهای بشری از اخلاق و دین، در نهایت اخلاق و دین را متکثر و نسبی ساخته و کارامدی آنها را برای پاسخ دهی به پرسش های بنیادین بشر و تأمین سعادت واقعی از دست می دهد که همان بی معنا شدن زندگی انسان مدرن است.
۵.

نقش عنصر عقلانیت در جریان نهضت عاشورا

کلید واژه ها: عقلانیتامر به معروفاهدافامام حسیننهضت عاشورا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ و سیره اهل بیت(ع)
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ کربلا
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی موارد دیگر
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۲۱۹
عنصر عقلانیت در ابعاد گفتاری و رفتاری آن در نهضت عاشورا نقش مهمی داشت که شامل همه اقدامات عملی و سخنان امام حسین در مراحل مختلف قیام است. عنصر عقلانیت هدف از قیام را بکارگیری مناسب ترین و معقول ترین روش ها و ابزارها بیان می کند و نشان دهنده پیوند منطقی نتیجه و وظیفه در کلیت این نهضت است. این امر در مراحل مهم این نهضت چون مواجهه امام با حاکم مدینه، وصیت او به برادرش محمد بن حنفیه، نامه های او به مردم بصره و کوفه، مواجهه امام با سپاه حر و خطبه هایش در روز عاشورا آشکار است. از ویژگی های مهم عقلانیت گفتاری امام تاکید بر اهداف اصلی از قیام، بویژه تحقق عدالت و آزادی، رفع ظلم و امر به معروف و نهی از منکر است. ویژگی های عقلانیت رفتاری امام بکارگیری روش ها و ابزارهای گوناگون برای بیان روشن هدف از قیام و گشودن افق های آینده برای آن است. در این زمینه نوشتن نامه ها و ایراد خطبه های روشنگرانه و استناد به قرآن و سنت نبوی و بیان نسبت خود با رسول خدا (ص) دارای اهمیت خاصی است. همچنین عقلانیت قیام امام حسین بطور کلی در تاکید بر وظایف دینی اصیل اوست که نتایج آن ممکن است در کوتاه مدت یا دراز مدت به باربنشینند، که این امر مبین پیوند منطقی نتایج و اهداف در نهضت عاشورا است. در این مقاله، پنج متغیر، نتیجه، وظیفه، اهداف، روش ها و ابزارها از منظر عقلانیت گفتاری و رفتاری امام حسین (ع) در نهضت عاشورا مورد بازخوانی قرار خواهد گرفت.
۶.

اوصاف ذاتی و عرضی امامان

تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۲۰۲
بازشناسی تفاوت های اوصاف ذاتی و عرضی امامان از لوازم منطقی عقلانیت دینی و شیعی ماست که موجب فهم درست ماهیت آموزه امامت و کارکردهای اصلی و فرعی امامان برای امت اسلامی می گردد. در این زمینه می توان اوصاف ذاتی مانند عصمت، علم لدنی، هدایت-گری دینی و تفسیر آموزه های قرآن، و ولایت باطنی و واسطه فیض الهی بودن را از اوصاف عرضی چون زعامت سیاسی و تشکیل حکومت، شفاعت و برآوردن حاجات پیروان تفکیک کرد. اهمیت این تفکیک، توجه به نقش همیشگی امامان در تفسیر دین و هدایت گری مردم است؛ زیرا شیعیان نیز بایستی به این ویژگی های ذاتی متمرکز شوند، و اگرچه اوصاف عرضی نیز دارای اهمیت هستند، اما از تمرکز افراطی بر آنها خودداری کنند، زیرا دلمشغولی به اوصاف عرضی موجب غفلت از اهمیت و نقش کارکرد اوصاف ذاتی امامان است، درحالیکه تنها این قسم اوصاف هستند که هم مقوم آموزه امامت و هم بیان کننده رسالت اصلی امامان برای شیعیانند. پس عقلانیت دینی ایجاب می کند ضمن شناخت و محبت ورزی درست به امامان در پیروی از آموزه های اصیل امامت تلاش کنیم و بیشتر از اینکه به دنبال طلب حاجات دنیوی و اخروی خود از امامان باشیم، به بازشناسی رسالت خود در قبال آنها بیاندیشیم.
۷.

Kant and Demystification of Ethics and Religion

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۵
Kant's demystification is meant to put away any metaphysical and revealed elements from ethics and religion. Kant, fulfilling this, first argues that metaphysical questions of reason, from theoretical aspect, have no certain answers. In practical reason, he establishes his moral foundations, based on own human being without any referring to metaphysical bases. In fact, Kant places human being as the base, legislator and finally the end of ethics, so that the totality of morality is depended on itself him/her and there is no moral reality out of our humanly understanding. Kant, then, by confirming the necessity of rational religion, believes that the age of revealed religions have been expired, since they were belonged to the childhood age of human being’s reason, while in Kant’s rational religion, this is human being’s subjective intellect that defines the nature and function of God. Therefore, for Kant’s moral and rational religion, there is no credibility for affairs like miracles, blessings and prayers, since they indicate religious misguidance. In Kant’s rational pure religion, the religion is relied on human being’s pure reason in which his/her reason is the only criterion of religious beliefs. Therefore, for Kant, religion means recognizing our duties as divine judgments, and that such religion pertains to our mundane life not for worshiping God in order to get his satisfaction or benefitting his grace. In short, Kant’s religion and morality are totally depended on our humanly and earthy rationality and understanding, and that there is no mystery out of our humanly willing. So the mysteries that are claimed by revealed religions are meaningless, since our reason, itself, determines the nature, function and virtues of God, moral axioms and religious beliefs.
۸.

تحلیل تطبیقی ویژگی های تجربه و استقراء در فلسفه ابن سینا و پوپر

کلید واژه ها: تجربهابطال پذیریاستقراءقاعده اتفاقیاصل انتقالقیاس خفی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه علم
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  5. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
  6. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۱۶۶
استقراء و تجربه از مسائل مهم فلسفه علم در جهان معاصر است که در فلسفه ابن سینا و پوپر همواره مورد توجه بوده است. ابن سینا با استناد به مواردی چون اخذ ذاتی، قاعده اتفاقی و قیاس خفی، تلاش نمود تا تجربه را از استقراء جدا کند و برای آن یقین و کلیت مشروط خاصی را لحاظ کند؛ ضمن اینکه تقسیم او از استقراء به تام و ناقص نیز اهمیت خاص خود را دارد. پوپر با نظر به مشکل عدم امکان استنباطات کلی در استقراء، تلاش نمود با طرح اصل انتقال و نشان دادن همسانی نگرش منطقی و روانشناسی گری، مشکل استقراء را حل کند و سپس با معرفی معیار ابطال پذیری، معیاری کلی و تجربی برای تأیید نظریات علمی ارائه دهد. شباهت دیدگاه ابن سینا و پوپر، مواجهه نقادانه با مسئله استقراء و تجربه و تلاش برای تبیین ابعاد معرفتی آنها در علم و زندگی عملی بشر است، اما درنهایت ضمن اینکه هر دو، روش علمی را در تجربه و استقراء محدود نمی کنند، پوپر درحالی تجربه را بعنوان یکی از معیارهای تفکیک علم از غیر علم می داند که برای تجربه هیچ مبنای محکمی درنظر نمی گیرد، ولی ابن سینا تأکید دارد که تجربه از بدیهیات اولیه است و بنابراین در شکل گیری مجموعه معرفت بشری نقش مهمی دارد. در نوشتار حاضر، با تبیین و تحلیل تطبیقی دیدگاه های ابن سینا و پوپر درباب تجربه و استقراء، تلاش می شود توانمندهای رویکرد ابن سینا نشان داده شود.
۹.

نهضت عاشورا و عقلانیت دینی و سیاسی ما

تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۹۷
لازمه عقلانیت دینی و سیاسی ما در پاسداشت نهضت عاشورا، بازشناسی و تفکیک نقش سه متغیر مهم اهداف، روش ها و ابزارها در این نهضت است. در این زمینه ویژگی هایی چون کلیت، ثبات، جهان شمولی، تقدس، مطابقت با فطرت بشری و نصوص دینی و نیز پذیرش حداکثری اهدافِ نهضت عاشورا، جایگاه آن را در خصوص روش ها و ابزارها محوری تر می کند و حتی ماهیت و نقش آنها را تنها در پرتو اهداف معنادار می سازد. براین اساس، امر به معروف و نهی از منکر، به عنوان مهم ترین هدف دینی و سیاسی و دیگر اهداف نهضت عاشورا، ماهیت و نحوه کارکرد روش هایی چون عزاداری و ابزارهایی چون حسینیه ها و تکایا را تعیین می کنند؛ زیرا روش ها و ابزارها تنها در خدمت اهداف ارزشمندند. ضمن اینکه توجه به رابطه طولی سه متغیر شناخت، محبت و پیروی از امامان، به ویژه امام حسین(ع) در الگوگیری دینی و سیاسی از نهضت عاشورا اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا ما را از افراط در عاطفه گرایی به دور می دارد و بر اهمیت عقلانیت دینی و سیاسی مان می افزاید. نهایت اینکه، توجه به نقش هدایتگری دینی پیشوایان معصوم:، که امر به معروف از آن سرچشمه می گیرد، مهم تر از تمرکز بر طلب حاجت های دنیوی و اخروی از آنهاست. پس عقلانیت دینی و سیاسی ما ایجاب می کند هدف از امامت و نهضت عاشورا را دنبال و از آن پیروی کنیم و در این راه تنها از روش ها و ابزارهایی بهره بریم که سودمند و اثرگذار باشند؛ زیرا روش ها و ابزارها، موقت و گذرا هستند و تقدس برنمی دارند.
۱۰.

مسأله شر و معنای زندگی

تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۳۸
مسأله شر از مهم ترین دغدغه های فکری و عملی انسان است که کلیت حیات مادی و معنوی او را تحت تأثیر قرار داده و می تواند در معنا یا بی معنایی آن نقشی بنیادین داشته باشد. جنبه مابعدالطبیعی شرور که از علت وجودی یا عدمی بودن آن ها سؤال می کند و نیز دو نوع طبیعی و اخلاقی شرور که کارکرد آن ها را در جهان طبیعت و در ارتباط با زندگی انسان عاقل و مختار نشان می دهند، به اهمیت و پیچیدگی مسأله شرور می افزایند. در این زمینه پاسخ هایی متعدد ارائه شده اند که تلاش دارند با تأکید بر ویژگی هایی چون: عدمی یا وجودی بودن شرور، ضرورت شرور برای تحقق خیرات بیشتر، ملازمت شرور با اختیار انسان و ذاتی بودن آن ها نسبت به جهان طبیعت و نسبی بودن شرور، فلسفه شرور را تبیین نمایند. در این تحقیق تلاش می شود با نظر به سه مؤلفه مهم معنای زندگی؛ یعنی: هدف، ارزش و کارکرد زندگی و نیز جایگاه و نقش انسان در آن و با استفاده از آموزه های اسلامی نشان داده شود که اگر در حل مسأله شرور، جامع نگری مابعدالطبیعی و استفاده از آموزه های الهی، مورد نظر قرار گیرد، می توان به فهم نسبتاً معقول ازآن ها دست یافت که نه تنها نافی معنای زندگی انسان نیست، بلکه برای آن، معنایی با محتوای بنیادین فراهم می سازد؛ یعنی هدف الهی زندگی و ارزش و کارکردهای آن و نقش شایسته انسان در آن بازتعریف می گردد.
۱۱.

عقلانیّت دینی، معیارها و ویژگی ها

تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۸۱
پرسش از عقلانیّت دینی، پرسش از انسجام منطقی نظام باورهای دینی است. در این زمینه ابتدا بایستی بر عقلانیّت نیاز بشر به دین توجه داشت. زیرا محدودیت های وجودی و معرفتی و نیاز بشر به جاودانگی، و نقش دین در پاسخ دهی به نیازهای اساسی او، تبیین کننده چنین عقلانیّتی است. همچنین با توجه به تکثّر عقلانیّت های نظری، عملی و ابزاری که دارای روابط عرضی و طولی هستند، می توان از تنوع عقلانیّت دینی در اشکال نظری، عملی و ابزاری آن سخن گفت. از سوی دیگر، تنوع نظام اعتقادات دینی در سه حوزه باورها، احکام و اخلاق، این امکان را ایجاد می کند تا بتوان در هریک از این حوزه ها از سطوح مختلف عقلانیّت دینی سخن گفت. در زمینه باورها می توان از سطوح عقلانیّت باورهای بنیادی، میانی و حاشیه ای که دارای روابط تشکیکی معرفتی و وجودی هستند سخن گفت که در آنها، عقلانیّت باورهای بنیادی در بالاترین سطح بوده و باورهای حاشیه ای بهره کمتری از عقلانیّت دارند. در حوزه اخلاق با ملاحظه نقش دین در کلیّت اخلاق، می توان این نقش را در قالب عقلانیّت نظری در معنادهی بیشتر به مبانی و اصول اخلاقی، و در قالب عقلانیّت عملی، ارزش شناختی و وظیفه شناختی در تعیین چهارچوب های لازم و ضمانت های کافی برای افعال اخلاقی دانست. عقلانیّت دینی در حوزه احکام به این است که بخش عمده ای از دین، احکام عبادی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است؛ یعنی دین بر انجام اعمال اخلاقی شایسته و ترک اعمال ناشایست دستور می دهد که این امر، بر بعد و کارکرد اجتماعی دین دلالت می کند و عقلانیّت عملی و ابزاری آن را تامین می نماید. نتیجه اینکه عقلانیّت دینی حقیقتی متکثر و تشکیکی و دارای سطوح و لایه های مختلف بوده و کارکردهای گوناگونی دارد.
۱۲.

تحلیلی تطبیقی بر کارکرد عوامل اجتماعی مؤثر بر معرفت از دیدگاه غزالی و ابن خلدون

کلید واژه ها: معرفتعوامل اجتماعیعوامل اقتصادیعصبیتمعرفت فلسفیعامل دینی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی نظری جامعه شناسان کلاسیک
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی علم و معرفت و تکنولوژی
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۱۶۴
هدف از نوشتار حاضر استخراج تطبیقی نقش عوامل اجتماعی در چگونگی تکون معرفت انسانی از دید غزالی و ابن خلدون است. روش مطالعه، تحلیل تطبیقی و خوانش محتوای دیدگاه های دو متفکر مورد نظر است. مناسبات جامعه و معرفت از دغدغه های مهم غزالی و ابن خلدون است. هر دو تلاش دارند تا در این مقوله، نحوه تأثیرگذاری عوامل اجتماعی را بر سطوح گوناگون معرفت های بشری بررسی کنند. در دیدگاه ابن خلدون مهم ترین تقسیم انسان ها به شهرنشین و بادیه نشین مبتنی بر تنوع عوامل اجتماعی است، ولی در دیدگاه غزالی تقسیم آدمیان به عوام، متکلمان و عارفان، مبتنی بر نظام معرفتی آنهاست که البته می تواند متأثر از عوامل اجتماعی نیز باشد. غزالی ضمن توجه به نقش عوامل اجتماعی به عنوان نوعی مانع تحقق شناخت حقیقی، کارکرد آنها را در شکل گیری معارف بشری چون فقه، کلام و سیاست نشان می دهد. رویکرد غزالی عمدتاً نشان دادن ابعاد سلبی عوامل اجتماعی در معرفت است. ابن خلدون با واقع گرایی و با استفاده از تجربه بیرونی سعی می کند تا تنوع عوامل اجتماعی چون عصبیت، اوضاع جغرافیایی، اقتصاد، دین و محیط زندگی را مورد تحقیق قرار دهد. او هر دو نقش ایجابی و سلبی آنها را بیان می کند و تلاش می کند تا تأثیرگذاری آنها را در صورت معرفت، نه محتوای آن، نشان دهد.
۱۳.

کارکردهای معرفت شناختی کرامت انسان در قرآن

۱۴.

نقش انسان شناسی عرفان اسلامی و هندی در همزیستی بشری

کلید واژه ها: انسان کاملانسان شناسیعرفان اسلامیعرفان هندیهمزیستی بشری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی ادیان دیگر
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۸۱
امروزه گفتگوی ادیان و فرهنگ ها برای ایجاد بستر های لازم همزیستی و همفکری میان انسان ها بسیار مهم و حیاتی است. در این زمینه یافتن محورهای مشترک مورد تأکید فرهنگ ها و تمدن ها بیشتر از هر چیزی برای تحقق همزیستی ضرورت می یابد و نوع نگاه به انسان، جایگاه او در نظام هستی، نسبت او با خدا و دیگران، ماهیت زندگی فردی و اجتماعی او، غایت و نهایت او در این جهان و دیگر مسایل حیات بشری می توانند در شکل دادن همزیستی بشری نقش موثری داشته باشند. عرفان اسلامی با بهره گیری از آموزه های معنوی دین اسلام و عرفان هندی با تأکید بیشتر بر اهمیت حیات معنوی بشری می توانند با در ارائه تصویر مشترک از انسان و با بیان برخی صفات معنوی و ضرورت تعالی روحانی او توصیف نسبتاً همگون و کاربردی تری ارائه نمایند. در واقع، محوریت حیات معنوی انسان و اهمیت اهداف و سیر و سلوک روحانی او و ابزاری انگاشتن زندگی دنیوی و محوریت تکامل معنوی برای انسان از منشظر عرفان اسلامی و هندی این امکان را می دهد تا در دنیای بحران زده کنونی که انسان در تعریف هویت خود مشکلات اساسی دارد و سکولاریسم و الحاد بخش زیادی از حیات او را به خود اختصاص داده است، از قابلیت های این دو رویکرد عرفانی برای بازتعریف هویت انسان استفاده مؤثری گردد. بنابراین، اهمیت گفتگوی مشترک عرفان هندی و اسلامی، ضمن در نظر داشتن برخی از اختلاف منظرها، تلاش برای تقرب به فهمی مشترک و مقرون به صواب از انسان به ویژه با تأکید بر محوریت امور معنوی در کلیت زندگی اوست که این کار تنها با بررسی های دقیق ابعاد گوناگون انسان شناسی در عرفان اسلامی و هندی امکان پذیر است. در این مقاله ضمن تبیین اهمیت جایگاه انسان در تحقق گفتگوی ادیان، فرهنگ ها و همزیستی بشری، تلاش می شود ابعاد مشرک انسان شناختی عرفان اسلامی و هندی که در فعلیت دادن به موارد فوق نقش بیشتری دارند نشان داده شوند.
۱۵.

نقش و کارکرد نور در فلسفه اشراقی سهروردی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه اشراق
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی
تعداد بازدید : ۱۴۹۴ تعداد دانلود : ۳۳۴
شهاب الدین یحیی سهروردی (549-587 هجری قمری)، با تاسیس حکمت اشراقی، نقش مهمی در تداوم سنت فلسفی اسلامی دارد. او اولین فیلسوف مسلمان و ایرانی است که نظام فلسفی خود را برمبنای نور تاسیس می کند و آن را حکمت اشراق می نامد. نور در فلسفه سهروردی دارای دو نقش اساسی از جهت وجودشناختی و معرفت شناختی است. از لحاظ وجود شناختی، سهروردی کل هستی را به نور و ظلمت تقسیم می کند و براین عقیده است که نور و ظلمت عناصر اصلی مقوم جهان هستند. او ضمن تاکید براینکه نور واقعیتی بدیهی و تعریف ناپذیر است، که مفهوم ظلمت نیز از عدم آن فهمیده می شود؛ هریک از نور و ظلمت را به دوگروه جوهر و عرض تقسیم می کند. در اینجا، دو نوع نور وجود دارد: انوار مجرد، موجوداتی اند که در هستی خود مستقل اند و انوار عارض، که در وجودشان وابسته به دیگری هستند. موجودات ظلمانی نیز دو قسم اند که عبارتند از جوهر تاریک، که بی نیاز از محل است و دیگری عرض-های ظلمانی، که وابسته به موجودات دیگری اند. نکته مهم در تقسیم بندی سهروردی از نور و ظلمت، درنظر گرفتن رابطه تشکیکی بهره مندی همه موجودات از حقیقت نور است، یعنی هراندازه که موجودی مجرد تر باشد از نور بیشتری بهره مند است و استقلال وجودی بیشتری دارد، که در راس این سلسله، خدا بعنوان نور الانوار جای می گیرد. از جهت معرفت شناختی، سهروردی بین نور و معرفت اشراقی ارتباط دقیقی برقرار می سازد. او ابتدا تاکید دارد که نور عین خودآگاهی و علم حضوری است و با توجه به مراتب مختلف تشکیکی موجودات، رابطه معرفتی آنها را با استفاده از دو واژه اشراق و شهود تبیین می کند. او می گوید معرفت موجودات به انوار مافوق خود به نحو شهود و مشاهده است، درحالیکه معرفت انوار عالی به موجودات پایین تر به نحو اشراق است. در اینجا، اشراق همان پرتوافکنی انوار عالی بر انوار سافل است. پس این نور و روشنایی حاصل از آن است که هم علت هستی اشیاء و هم علت شناخته شدن آنهاست و اینکه علت حقیقی همه نوربخشی وجودی و معرفتی خداست.
۱۶.

نقش باور به خدا در چگونگی فهم آزادی و مسئولیت اخلاقی انسان

کلید واژه ها: خداآزادیصفات خدامسئولیت اخلاقیتوحید نظری و عملی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی انسان شناسی فلسفی
تعداد بازدید : ۸۵۱ تعداد دانلود : ۳۲۱
مفهوم خدا از دغدغه های بنیادی انسان است که حتی ذهن ملحدان را نیز به خود مشغول کرده است. نقش اساسی این مفهوم و نحوه باور به وجود یا عدم وجود خدا در همه ابعاد زندگی انسان آشکار است، یعنی نگرش موحدانه یا ملحدانه نسبت به خدا است که ماهیت هستی انسان را بطور عام، و معنای آزادی و مسئولیت اخلاقی او را از بطور خاص، تعیین می کند. همچنین نحوه باور به خدای ادیان الهی یا غیرالهی نیز در تعیین معنای آزادی و مسئولیت اخلاقی انسان تاثیر گذار است، زیرا چگونگی خدای مورد باور، حدود ماهیت و افعال اخلاقی انسان را معین می سازد. در ادیان توحیدی نیز نحوه باور به ابعاد توحید، مثل توحید ذاتی، صفاتی و افعالی و نیز توحید عملی بیانگر حدود آزادی و مسئولیت اخلاقی انسان است، زیرا نوع تلقی های انسان از مراتب مختلف توحید، تعیین کننده مناسبات خدا و انسان است. علاوه بر این بایستی به نوع نگرش انسان به صفات خدا نیز توجه داشت، یعنی نحوه نسبت دادن صفات متناهی یا نامتناهی چون علم، قدرت و اراده به خدا و تعیین نوع مناسبات صفات الهی و انسانی نیز در معنای آزادی و مسئولیت اخلاقی انسان تاثیر دارند. در این زمینه، نوع تعریف صفات مزبور در چگونگی تعیین اعمال جبری و اختیار انسان دارای نقش اساسی هستند. بنابراین کلیت نگرش خداباور یا ملحدانه و ابعاد اندیشه ما درباره چگونگی خدایی که باورداریم، تعیین کننده جایگاه و ماهیت افعال ما است که آزادی و مسئولیت اخلاقی از مهم ترین آنهاست. در این مقاله موارد مذکور مورد بررسی تحلیلی قرار گرفته و نتایج آنها آشکار می گردد.
۱۷.

لوازم معرفت شناختی جهان شناسی قرآن برای علوم طبیعی

کلید واژه ها: قرآنجهان شناسیخلقتعلوم طبیعینظم و قانون مندی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن جهان و طبیعت در قرآن
تعداد بازدید : ۳۱۹ تعداد دانلود : ۱۳۶
اهمیت مطالعه طبیعت بر کسی پوشیده نیست؛ زیرا طبیعت بستر اصلی زندگی انسان است. از این رو، علوم طبیعی که با جهان طبیعت سروکار دارند نقش فزاینده ای در بهبود و تغییر چهره زندگی انسان دارند. اما برخی تلقی های نادرست در علوم طبیعی جدید لزوم بازاندیشی در نگرش های علوم طبیعی را با استفاده از آموزه های الهی نشان می دهد. در این زمینه، قرآن به مثابه منبعی الهی آموزه های مهمی در جهان شناسی طبیعی دارد. این کتاب الهی ضمن معرفی مهم ترین ویژگی های کلیت جهان هستی، یعنی ماسوی الله، برخی از خصوصیات مهم جهان طبیعت را برمی شمارد که مخلوقیت، نیازمندی، وابستگی تام در بقا، نظم و علیت، تفاوت و تنوع موجودات، وجود شعور و ادراک، زنده بودن و تسبیح گویی همه موجودات طبیعت، کارکرد خاص موجودات طبیعی و تحت سیطره الهی بودن کل طبیعت فقط نمونه هایی از آن هاست. آموزه های طبیعت شناسی قرآن، ضمن رازگشایی از چهره برخی از ابعاد طبیعت، از مهم ترین طرق خداشناسی و شکل گیری جهان بینی الهی است که تأمین کننده سعادت حقیقی انسان هاست
۱۸.

اسلامی سازی معرفت: بررسی دیدگاه های اسماعیل راجی الفاروقی

کلید واژه ها: توحیدقرآنجهان بینیاسلامی سازی علم و معرفتروش شناسی اسلامی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی
تعداد بازدید : ۴۶۴ تعداد دانلود : ۱۶۷
جریان اسلامی سازی معرفت که از حدود دو قرن پیش آغاز شده طرف دارانی جدی در برخی ملل اسلامی و عربی دارد، از جمله اسماعیل راجی الفاروقی و هم فکران او توجه خاصی به این امر کرده اند. آن ها در مقام نظریه پردازی بر بازخوانی میراث علمی گذشته، شناسایی علل عقب ماندگی مسلمانان معاصر، تأسیس روش شناسی اسلامی ملهم از قرآن، ایجاد ادبیات انگلیسی اسلامی و اصلاح نظام آموزشی کنونی جوامع اسلامی تأکید کرده اند، و در عمل، برخی مؤسسات و دانشگاه های اسلامی، انجمن های علمی و اسلامی و موارد شبیه آن ها را تأسیس کرده اند و برای شناسایی استعدادهای کشورهای اسلامی کنفرانس هایی برگزار کرده اند و در مجموع توانسته اند ادبیات اسلامی سازی معرفت را به متفکران جهان اسلام معرفی کنند؛ اما نگرش های قشری و گاه سلفی گری و انتظارات روش شناختی نابه جای آنان از قرآن برای تمهید نظریه های علمی شان مانع از موفقیت این اندیشه شده است. در این مقاله، ضمن بررسی دیدگاه ها و اقدامات فاروقی و هم فکران او درباره اسلامی سازی معرفت، ابعاد مثبت و منفی آن بررسی و نقد شده است، تا ابعاد امکان استفاده از تجربیات آنان در اسلامی سازی علم در عصر حاضر آشکار شود.
۱۹.

هایدگر و جستجوی معنای زندگی

کلید واژه ها: دازاینخدامعنای زندگیهستی شناسیتفکرجهان مندیواقع بودگی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای اگزیستانسیالیسم
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه و معنای زندگی
تعداد بازدید : ۲۵۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۵۲
جستجوی معنای زندگی در اندیشه هایدگر اهمیت خاصی دارد. او ابتدا معنای زندگی را در تفکر مدرن و مابعدالطبیعه سنتی به دلیل غفلت از حقیقت وجود نقد می کند. سپس با تاسیس هستی شناسی بنیادی، پرسش از حقیقت وجود را طرح می کند که با تحلیل وجودی انسان بعنوان دازاینی که جهانمندی از خصوصیات اساسی اوست، پیوند می یابد. در این زمینه، بررسی اوصاف وجودی دازاین زمینه تعیین معنای زندگی او را فراهم می کند، اما ناکامی هستی شناسی بنیادی، به گذشت از مابعدالطبیعه و روی آوردن هایدگر به تفکر و شعر می انجامد. از دید او، در شعر از طریق شاعران امکان سخن گفتن از وجود و فراخوانی عوالم قدس و خدایان فراهم می شود. اما تلاش هایدگر برای جستجوی معنای زندگی نتیجه رضایت بخشی ندارد، زیرا پرسش های اساسی معنای زندگی که درباره جایگاه و نقش خدا در زندگی انسان، غایت زندگی انسان، امکان و چگونگی جهان آخرت، ارزش های اخلاقی و مساله شر است؛ در اندیشه هایدگر پاسخ قانع کننده ای نمی یابد. فقط جایگاه انسان است که تاحدود زیادی تعریف روشن تری می یابد. در این مقاله ابعاد دیدگاه هایدگر در جستجوی معنای زندگی مورد بررسی و نقد قرار می گیرد.
۲۰.

مناسبات انسان کامل و خلافت اللهی در اندیشه ملاصدرا

کلید واژه ها: نفسانسان کاملانسانبدنخلافت اللهی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی اندیشه سیاسی اسلام فلسفه سیاسی
تعداد بازدید : ۳۷۳ تعداد دانلود : ۱۸۲
ملاصدرا از فیلسوفان اسلامی است که دارای نظام فکری نسبتا منسجم انسان شناختی است. او از زوایای فلسفی، عرفانی، دینی و سیاسی ابعاد گوناگون خلافت اللهی انسان را نشان می دهد ضمن اینکه بین آنها پیوند ذاتی وجود دارد. در نظر او حقیقت دو بعدی انسان، با تاکید بر بعد روحانی با گرایش تکاملی و معنوی ارتباط می یابد و اندیشه حرکت جوهری نفس را تداعی می کند که حدوث جسمانی او درنهایت به بقای روحانی ختم می گردد. علاوم براین خصوصیت کمال طلبی انسان، درنهایت ترسیم کننده جایگاه انسان کامل و صدرنشینی او در سلسله مخلوقات الهی است که بواسطه داشتن کمالات وجودی، معرفتی و اخلاقی از سوی خداوند، مامور هدایت و رهبری دیگر انسان ها در قالب نبوت، امامت و ولایت می باشد. این اندیشه قابلیت ترسیم تصویر دقیق تری از انسان را دارد که می تواند در نظریه پردازی های انسان شناختی و علوم انسانی مورد استفاده قرار گیرد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان