کشواد سیاه پور

کشواد سیاه پور

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۰ مورد از کل ۱۰ مورد.
۱.

مدعیان داخلی حکومت صفوی پس از سقوط اصفهان، مطالعه موردی: شورش صفی میرزا

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
با هجوم افغان ها و سقوط اصفهان، در گوشه و کنار ایران افرادی با انتساب و تشبث به خاندان صفوی، ادعای شاهزادگی نمودند وکوشیدند حکومت مضمحل صفوی را احیا نمایند. صفی میرزاهای دروغین از جمله مدعیان شاهزادگی در ایران پس از سقوط صفویه بودند. مهم ترین و مشهور ترین صفی میرزا، شخصی بود که در صفحات جنوبی ایران - خاصه بختیاری، شوشتر،کهگیلویه و بهبهان - علم شاهی برداشت. وی، که نسبت به مدعیان دیگر دوام بیشتر یافت و با تشکیل حکومت مستعجل، به ضرب سکه پرداخت، کهگیلویه و بهبهان را مرکز حکومت خود قرار داد. این ولایت، همواره از بیگلربیگی های مهم امپراتوری صفوی به شمار می رفت و در برخی مواقع از مناطق بحران زای ایران عصر صفوی بود. شورش اسماعیل دروغین و ملا هدایت الله آرندی که هر دو از مدعیان شاهی در کهگیلویه بودند، سال ها پیش از سقوط صفویان رخ داده بود. اما، اکنون پس از زوال صفویان، قیام صفی میرزا شکل گرفته و یک بار دیگر بیگلربیگی کهگیلویه و مناطق مرتبط آن را به کانونی بحران زا مبدل کرده بود. این مقاله، که با روش توصیفی - تحلیلی و شیوه تحقیق تاریخی واتکاء به اسناد و متون دست اول، تهیه و تدوین گردیده؛ شورش صفی میرزا را به عنوان یکی از مدعیان حکومت پس از سقوط اصفهان به دست افغان ها، واکاوی گردیده است. هم چنین، به این پرسش ها پاسخ داده که ریشه ها و عوامل پیدایی این مدعی حکومت چه بود؟ و چه پیامدهایی در سطوح ملی و محلی داشت؟ یافته ها نشان می دهد، تسلیم شدن شاه رسمی مملکت و نبود حاکمی مقتدر و نیز آشفتگی و هرج و مرج در سراسر ایران، موقعیت مناسبی جهت شورش و به دست آوردن حکومت و ادعای شاهی و سروری بود.
۲.

موقعیت و جایگاه سیاسی ولایت بهبهان و کهگیلویه از سقوط زندیه تا آغاز عصر ناصری

نویسنده:

کلید واژه ها: سیاستمالیاتقاجاریهبهبهانزندیهکهگیلویه

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی زندیه اجتماعی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی قاجار اجتماعی
  3. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی تاریخ محلی
تعداد بازدید : ۳۳۶ تعداد دانلود : ۲۱۲
بیگلربیگی کهگیلویه و بهبهان در عصر صفوی از موقعیت و جایگاه سیاسی  اجتماعی بالایی برخوردار بود. البته این جایگاه، پس از سقوط صفویه و نابسامانی کشور در دوره های افشاریه و زندیه، متزلزل شد؛ بنابراین، به دنبال درگیری و تقابل مدعیان زند و قاجار، منطقة مذکور سیاست تمایل و جانبداری قاجارها را پیشه کرد. با این حال، حدود دو دهه بعد از روی کار آمدن قاجار و شیوة رفتار و عملکرد آنها، ولایت مزبور به تدریج از ثبات و امنیت دور شد و شورش هایی علیه حکمرانان جدید صورت گرفت. بیشتر این شورش ها، به دلیل تحصیل مالیات و جبایت آن بود. با وجودی که ولایت مذکور بافت ایلی و عشیره ای داشت و اتحاد آنان می توانست موجب دردسر حاکمان قاجاری شود؛ تصمیم گیران حکومت قاجار، با سیاست هوشمندانه  و دیپلماسی درست  موفق به ادارة طولانی مدت منطقه گشتند. این مقاله، با رویکردی توصیفی  تحلیلی، موقعیت و جایگاه سیاسی ولایت بهبهان و کهگیلویه را در ارتباط با حکومت قاجار مورد مداقه قرار داده است. یافته ها نشان می دهد، حاکمان قاجار در اعمال سیاست های خویش، موفق بودند و این روند را تا پایان حفظ و تداوم بخشیدند.
۳.

نقش خاندان باگراتیان گرجستان در تثبیت قدرت شاه صفی (1038-1052ق)

تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۱۲۵
خاندان باگراتیان از قدیمی ترین و مشروع ترین خاندان های گرجستان و مورد اعتماد صفویان بودند. در زمان سلطنت شاه صفی این اعتبار در سایه خدمات ارزنده آن ها به شاه و تثبیت پادشاهی وی، افزایش چشم گیری یافت. شاه صفی به هنگام قدرت گیری درپی آن بود تا خیمه پادشاهی خویش را براساس پایه های جدید برپا کند و عناصر قدیمی وابسته به شاه عباس را براندازد. برای برانداختن این عناصر قدیمی هم به بازویی قدرتمند و هم به عناصری کاردان و کارآمد برای جایگزینی آن ها نیاز بود. خاندان باگراتی عناصر لازم و وابسته به خود، برای جایگزینی نخبگان قدیمی را در اختیار داشت. شاه صفی توانست با کمک و توسل به خاندان باگراتیان بر تمامی توطئه های داخلی غلبه کند. پاسخ به این پرسش ها که چرا شاه صفی به خاندان باگراتیان متکی شد؟ چه عواملی سبب شد تا خاندان باگراتیان به بالاترین حد و درجه اعتبار نزد شاه صفی دست یابند؟ تلاش های خاندان باگراتی برای گذران امور منجر به چه نتایجی شد؟ و این تلاش ها چه تأثیری در برهم زدن توازن قدرتی که توسط شاه عباس اول میان گروه های سه گانه متعارض( ترک، تاجیک و قوللر) ایجاد کرده بود، داشت؟، از مهم ترین دغدغه های این نوشتار است.
۴.

قیام عشایر جنوب در اشعار و سروده های محلی (1343 – 1341)

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۱۱۹
قیام مسلحانه و عمومی عشایر سرخی، قشقایی، بویراحمد و ممسنی در سال های نخستین دهه 1340 شمسی با سرکوب نیروهای دولتی مواجه گشت. از جمله واکنش های عشایر به اقدامات سرکوبگرانه حکومتی، مبارزه فرهنگی و انعکاس عواطف و احساسات خود در قالب سرودن اشعار بود که در این مقاله این اشعار تحلیل و تبیین شده اند. یافته ها، مبین آن است که از آغاز قیام، برخی سرایندگان و شاعران محلی در مدح و منقبت مبارزان عشایر، حماسه سرایی کرده و برداشت عمومی را در باب چرایی و چگونگی قیام، وجوه مذهبی و ملی آن، و نیز اشخاص موثر و راهبر بیان داشتند. دو تن از شاعران، اشعار خویش را به زبان فارسی و بقیه به گویش محلی سروده اند. این مقاله به روش تحقیق تاریخی و همچنین بررسی تاریخ در ادبیات به شیوه تحلیل ادبی، اشعار و سروده های محلی درباره قیام عشایر جنوب را بررسی می کند. Abstract In the early years of 1340s, armed and public uprising of Sorkhi, Qashqaee, Boyerahmad and Mamasani tribes was suppressed by the government. One means of reaction to such government measures included cultural campaign and reflection of emotions and passions in form of poems some of which are surveyed in the present study. Findings show that from the very beginning of the uprising, local poets and singers wrote and sung heroic verses in praise of tribes' warriors and expressed public concern about the why and how of the uprising, its religious and national aspects as well as its influential leaders and figures. Two of the poets sung their songs in Persian while others sung theirs in the local dialect. Through its application of the historical research methodology as well as a survey of history in literature by means of a literary analysis, the present article reads local poems of the uprising. Keywords: Sorkhi, Qasgqaee, and Boyerahmad tribes, Habib Allah Shahbazi, Mollah Gholam Hossein Siahpour Jalil, Abdolah Khan Zargham Pour, Naser Khan Taheri
۵.

نقش سیاسی ـ نظامی کردان فارس و خوزستان در دوره فتوح اسلامی

نویسنده:

کلید واژه ها: خوزستانفارسکردهافتوح اسلامی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی خلفای مسلمان راشدین
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی خلفای مسلمان راشدین اجتماعی
  3. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی تاریخ محلی
تعداد بازدید : ۹۲۴ تعداد دانلود : ۴۵۵
کردان فارس و خوزستان، از مهمترین گروه های ساکن در جنوب غربی ایران در سده های نخستین اسلامی بودند. این گروه که به زندگی عشایری مشغول بودند، در دوران فتوح اسلامی در برابر مسلمانان مقاومت کردند و حتی برای جلوگیری از پیشروی مسلمانان و سقوط ولایات داخلی ایران، اجتماع یکپارچه و متحد تشکیل دادند. تداوم و ثبات مقاومت و مبارزه کردان، از آغاز فتوح مسلمانان در خوزستان و فارس، تا پایان زمامداری خلفای راشدین ادامه یافت و حتی آنان در سده های نخستین اسلامی تاثیرگذاری خودرا در تاریخ سیاسی ـ اجتماعی غرب و جنوب غربی ایران حفظ کردند. این مقاله، براساس روش تحقیق تاریخی و با رویکرد تحلیلی، به بررسی و تبیین نقش کردان فارس و خوزستان در دوره فتوح اسلامی، پرداخته و این مسأله را مطرح می کند: چرا کردان فارس و خوزستان به رغم نارضایتی از جامعه طبقاتی ساسانی، در برابر اعراب ایستادگی کردند و در دوران فتوح اسلامی چه نقش در مقاومت علیه مسلمانان داشتند؟ بر مبنای آگاهی های اندکی که منابع ارائه می دهند، این مسأله روشن می شود که کردان ولایات فارس و خوزستان تا قرن ها مقابل مسلمانان ایستادند و به تدریج سر تسلیم فرود آوردند و تلاش زیادی کردند که فرهنگ پیشین خود را تا حد ممکن حفظ کنند. اما شرایط تازه زندگی و حضور حاکمان جدید عرب و ایرانی تحت امر خلافت، فرهنگ و آیین جدیدی را ـ که هرچند در مواردی با اسلام واقعی فاصله داشت ـ به آنان عرضه کرد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان