محمود براتی خوانساری

محمود براتی خوانساری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

ضرورت تصحیح دوبارة دیوان فرخی سیستانی

کلید واژه ها: تصحیح انتقادیفرخی سیستانینسخه های نویافتهشعر فارسیدبیرسیاقی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۰ تعداد دانلود : ۴۸۹
از تصحیح دیوان فرخی سیستانیشصت سال می گذرد. تصحیح این دیواندر آن روزگار با امکانات و نسخه های در دسترس، کوششی ستودنی است؛ اما ابیات بسیاری در چاپ دبیرسیاقی وجود دارد که به سبب روش تصحیح و دسترسی نداشتن ایشان به نسخه های بهتر و بیشتر، معنای مناسبی ندارد. نویسندگان این جستار به بیش از هفتاد نسخه از دیواناین شاعر بزرگ دسترسی یافتند؛ از میان آنها ده نسخة مهم تر تهیه شد و سرانجام شش نسخه باارزش برای تصحیح دیوانگزینش شد؛ یک نسخه نیز اساس نسبی قرار گرفت. باتوجه به نسخه های به دست آمده و مقابله نسخه ها، دیوان فرخیدوباره تصحیح شد. در این مقاله که نتیجة تصحیح دوبارة دیواناست، نمونه هایی از نادرستی ها و بدخوانی ها و گزینش و گزارش های نادرست دیوان فرخی سیستانیبیان می شود. هم چنین به نکاتی اشاره می گردد که به خوانندگان کمک می کند به شعر اصیل و حقیقی فرخی دست یابند.
۲.

روش تمثیلی در تفسیر قرآنی و تکامل زبان عرفانی (نشانه شناسی تفسیر عرفانی در روح الارواح سمعانی)

تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۵۶
پل نویا در کتاب تفسیر قرآنی و زبان عرفانی ، بسط و تکامل زبان و اندیشه عارفان را متأثر از زبان قرآن و مفاهیم آن می داند. از نظر او، تجربه عرفانی مبنای تفسیر قرآن قرار گرفته و سپس زبان قرآن برای بیان این تجارب به طور مستقل به کار رفته است. در این مقاله، با معرفی متنی دیگر و در امتداد مدل تکاملی زبان عرفانی در پژوهش پل نویا، نشان داده شده که زبان عرفانی در روش تفسیری و نقلی خود، از تجربه محوری مورد اشاره نویا عبور کرده و به روشی صوری و شکلی، از تفسیر قرآنی دست یافته است. مفسر عرفانی، در این شیوه، آیات و قصص قرآنی و دینی را صورت های همانندریخت برای گزاره های انتزاعی و ذهنی خود می داند. در این روش، واقعیت بیرونی و تاریخی روایت های دینی اهمیتی ندارد. آنچه اهمیت دارد، مفاهیم تجریدی و انتزاعی مورد نظر عارف است که برای بیان آن، روایت های دینی را به صورت ساختارهای تمثیلی، تفسیر می کند. این شیوه از یک سو به دلیل رها شدن از قید بافت و واقعیت بیرونی آیات و منابع خود، به زبان شعر و ادبیات نزدیک می شود و از سوی دیگر، به واسطه تکیه بر مدلول های انتزاعی و سویه معرفتی زبان خود، در دایره زبان دین قرار می گیرد و با زبان ادبیات و هنر مرزبندی دارد.
۳.

ردّ پای رئالیسم جادویی در دو داستان کوتاه دفاع مقدّس «ماه زده» و «عود عاس سبز» نوشته مجید قیصری

کلید واژه ها: رئالیسم جادوییداستان کوتاهدفاع مقدسمجید قیصری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات حماسی ادب جنگ و مقاومت
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی مکتب های ادبی رئالیسم جادویی
تعداد بازدید : ۶۰۳ تعداد دانلود : ۲۷۷
جنگ، به سبب هیجانات و حوادث پیش بینی ناپذیر، ذاتاً پدیده ای پرشور و بحث برانگیز است. جاذبه هایی که در بیان ابعاد معنوی و رویدادهای ماورائی جنگ وجود دارد، پای بسیاری از نویسندگان را به این عرصه گشوده است. با این حال، پیوند مسأله جنگ با مبانی اعتقادی مردم ایران، ورود به این ساحت را اندکی دشوار نموده و بهره گیری از شیوه های روایی ویژه ای را ضروری می نماید. در میان سبک های ادبی، رئالیسم جادویی به سبب درهم آمیزی خیال و واقعیت، می تواند به عنوان راهکار مناسبی برای خروج از این مسئله مطرح گردد. در این مقاله برآنیم تا ضمن بیان اجمالی ویژگی های آثار رئالیسم جادویی، با تحلیل و بررسی دو داستان کوتاه ماه زده و عود عاس سبز، ردپای این مکتب را در آثار داستانی دفاع مقدّس دنبال کنیم تا روشن گردد که این شیوه تا چه اندازه می تواند در خلق آثاری از این دست کارآمد باشد. ضرورت این مسئله ناشی از آن است که عدم بهره گیری از شگرد های مختلف داستان نویسی، می تواند آثار حوزه دفاع مقدّس را به ورطه تکرار کشانده و آنها را از رقابت با جریان های موازی ادبیات داستانی باز دارد.
۴.

مقایسه شگردهای طنزپردازی «ابوالقاسم پاینده» با «جلال آل احمد»

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات طنز طنز و مطایبه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق شاعران و نویسندگان فارسی زبان بر یکدیگر
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۱۸۸
طنز گونه ای از ادبیات غنایی است که به قصد اصلاح نابسامانی ها، معایب و نقایص جامعه خویش را به تصویر می کشد و مورد انتقاد قرار می دهد. از این جهت است که مؤثرترین نوع نقد محسوب می شود. این شیوه بیانی، حاصل غرض ورزی و کینه توزی شخصی نیست، بلکه نگاهی انتقادی به نارسایی های گوناگون جامعه است که با زبانی خاص همراه با خنده ناشی از رنج و ناراحتی بیان می گردد. طنز امروزه کارکردی موسّع یافته و در قدیم با هجو و هزل و تمسخر هم پوشانی داشته است. «ابوالقاسم پاینده» و «جلال آل احمد» از نویسندگان منتقد و طنزپرداز معاصر فارسی هستند که آثار داستانی خویش را با گفتاری طنزآمیز آمیخته و به این طریق از کاستی ها و زشتی های جامعه عصر خویش پرده برداشته و در پی بیداری مردم و اصلاح امور بوده اند علیرغم هدف مشترک و بهره برداری از ابزارها و شگردهای مشترک، به سبب تفاوت در خاستگاه و پایگاه اجتماعی و رویکرد، محصول کارشان متفاوت است. هدف از مقایسه این دو نویسنده نشان دادن این تفاوت ها وشباهت هاست. هر دو نویسنده به لحاظ زبانی و تاریخی نزدیک به هم هستند، ولی ابوالقاسم پاینده به نقد اجتماعی - فرهنگی نظر دارد و جلال آل احمد به نقد سیاسی - اجتماعی. هر دو نویسنده از شگردهایی همچون تشبیهات، کنایه ها و تعابیر عامیانه، واژه سازی های غریب و جز آن بهره برده اند، اما تشبیهات طنزآمیز در آثار ابوالقاسم پاینده بسامد بیشتری دارد؛ در حالی که در آثار جلال آل احمد کنایات و تعابیر عامیانه از بسامد بالایی برخوردار است.
۵.

وقت حافظ

تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۷۳
امروزه در نتیجه کوشش های حافظ پژوهان و انتشار آثار حافظ شناسانه، عرفان حافظ مورد قبول همگان قرار گرفته وکس را یارای کتمان این حقیقت آشکار نیست. آمار شصت درصدی شروح عرفانی شعر حافظ نشان می دهد که غبار افراط و تفریط های یکسونگرانه تا حدود زیادی فرونشسته است. با این حال به سبب این که حافظ عارفی نکته سنج و شاعری متفکر، مبتکر و دانشی مردی ژرف اندیش است، اصطلاحات عرفانی در دیوانش چون دیگر کتب عرفانی طبقه بندی شده ومَدرسی نیست؛ زیرا پیش و بیش از انگیزه ی تعلیم و آموزش آموزه های تصوف وعرفان، هنرنمایی و اندیشه ورزی در کانون توجه اوست و اندیشه ها و تجربه های عرفانی خویش را به شکلی زیباشناسانه و پرنیانی دراسلیمی های تودرتوی زلف سخنش پیچیده است. از این رو با توجه به دلایل زیر ردیابی مفاهیم معرفتی و اصطلاحات عرفانی معمول در دیوان او، دیریاب به نظر می-رسد؛ با این که مبانی عرفان حافظ از اغلب مشرب های پیشینیان نسب برده، در برخی نظرگاه ها متفاوت است؛ به گونه ای که برخی اصطلاحات صوفیانه مورد نقد، طنز و طعن او قرارگرفته و پیوسته کوشیده است فاصله ی خود را با صوفیان رسمی حفظ کند تا آلوده ی ظاهرسازی ها و ریاکاری های آن ها نشود. دیگر این که روح معنوی حاکم بر شعر حافظ و زبان عرفانی آن به دیوانش ویژگی های یک متن عرفانی را داده است؛ اما شعر او از دانش ها و موضوعات بسیار وگوناگونی نیز بهره گرفته است که همین ژرف اندیشی های حکیمانه به شعرش ابعاد دیگری بخشیده که مستلزم دقت در درک و برداشت درست است. دلیل دیگر دیریاب بودن شعر حافظ این است که شعر او به سبب داشتن جنبه های نمادین و زبان اشارت که پوشیده گویی و عدم صراحت از ویژگی های بارز آن است، یک متن تأویل پذیر به حساب می آید و تفسیر آن به شواهد و قرائن درون متنی و بینامتنی نیاز دارد. ایهام از دیگر دلایل دیریابی شعر حافظ و از ویژگی های ذاتی شعر او است. شعر وی با ایهام وجوه مختلفی به خود می گیرد؛ به گونه ای که با بیان یک وجه ممکن است مطلب تمام و پایان یافته تلقی نشود وگاهی یک واژه یا یک اصطلاح کاربردها وابعاد گوناگون دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان