مهدی ذاکریان

مهدی ذاکریان

مدرک تحصیلی: دانشیار روابط بینالمل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران، تهران، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۷ مورد.
۱.

Die Einschätzung der Beweggründe der aggressiven außenpolitischen Haltung von Saudi Arabien gegen die Islamische Republik Iran (zwischen 2001 bis 2017)

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۲
Von dem Jahr 1928, das heißt von der Zeit der Anerkennung der Regierung von Ḥiǧāz durch Rezā Schah bis zu dem Jahr 1979, konnten die Meinungsverschiedenheiten über politische Themen, Identitätsfragen und Ölpreis zwischen dem Iran und Saudi Arabien zu keinen Spannungen und Feindseligkeiten in den Beziehungen zweier Länder führen. In den 60er und 70er Jahren des 20. Jahrhunderts haben gemeinsame Ziele wie der Kampf gegen Ausbreitung des Kommunismus und die Linksradikalen, den Arabischen Nationalismus (Nasser und Baths) sowie die Aufrechthaltung der Sicherheit und Ordnung am Persischen Golf und Nahen Osten dazu geführt, dass die Instandsetzung der Ausbesserung der politischen bzw. sicherheitspolitischen Kooperation zwischen dem Iran und Saudi Arabien als zwei regionale Mächte und Verbündete der Vereinigten Staaten in die Wege geleitet wurde. Beide Länder haben für sich in dieser Zeit ein islamisch gemäßigtes Verhalten im radikal panarabistischen Diskurs gewählt. So haben sie mit der gemeinsamen Zusammenarbeit allmählich den ägyptischen und irakischen Radikalismus in der Folge der arabisch- nationalistischen Ziele ausgeglichen. (Ahmadi 2007, 241-247)
۲.

تحولات اخیر جهان عرب، موازنه قوا و گروه بندی های منطقه ای جدید در خاورمیانه

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۶
پایان جنگ سرد و وقوع حوادثی نظیرواقعه 11 سپتامبر 2001 و خیزش های اخیر جهان عرب موجب تشدید رقابت میان قدرتهای منطقه​ای خاورمیانه نظیر ایران، عربستان سعودی و ترکیه به​عنوان بازیگران مستقل در چهارچوب استراتژی اتحاد و ائتلاف با قدرتهای منطقه​ای گردیده است. این پژوهش به​دنبال بررسی تأثیر خیزش های اخیر جهان عرب بر موازنه قوا میان قدرتهای منطقه​ای خاورمیانه با استفاده از مفاهیم و مفروضات نظریه واقع گرایی نوکلاسیک (تهاجمی و تدافعی) و روش توصیفی-تحلیلی و همچنین روش تحلیل محتوا می باشد. یافته های این پژوهش نشان می​دهد که خیزش های اخیر جهان عرب موجب تشدید رقابت میان قدرتهای منطقه​ای خاورمیانه در شکل فرقه​گرایی یا تقابل جریانات شیعه-سنی گردیده است. در یک​سو محور شیعی ایران، عراق، سوریه و حزب​الله لبنان با پوشش حمایتی روسیه و در سوی دیگر محور سنی عربستان سعودی، امارات، قطر و ترکیه با پوشش حمایتی آمریکا قرار دارند. البته با برکناری محمد مرسی از قدرت و به حاشیه رانده شدن جریان اخوان​المسلمین در مصر، شاهد شکاف در محور سنی و جدا شدن ترکیه و قطر از این محور و نزدیک شدن مواضع ترکیه به ایران و روسیه می​باشیم. توافقات میان ایران، روسیه و ترکیه در اجلاس آستانه و تهران را می توان در این راستا تحلیل نمود.   
۳.

منزلت هژمونیک و موضع گیری آمریکا نسبت به ""مسئولیت حمایت"" در نظام بین الملل

تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۷۰
در عصر پس از جنگ سرد و به دنبال پایان یافتن منازعات ایدئولوژیک، توانمندی ها به گونه ای توزیع شده اند که جایگاه به شدت متمایزی را برای آمریکا به عنوان قدرت هژمون رقم زده اند؛ جایگاهی که بر اساس نظریه «هژمونی» گرامشی، تنها قدرت مادی و سخت برای شکل گیری آن کافی نمی باشد. هژمونی در نظام بین الملل به توانمندی و ابتکار دولتی قدرتمند در شیوه مدیریت جهانی و برتری بدون منازعه آن اطلاق می شود که از منابع اقتصادی، نظامی، ایدئولوژیک و سیاسی لازم بهره برداری می کند. این توانمندی در دو قالب منابع سخت افزاری و نرم افزاری قرار می گیرند. در این مقاله سعی بر آن است رابطه حقوق بشر به عنوان یکی از منابع نرم افزاری و دکترین مسئولیت حمایت که در حمایت از این حقوق مورد توجه کشورها و جامعه بین المللی قرار گرفته با ایجاد و تقویت هژمونی مورد بررسی قرار گیرد و این که دکترین مسئولیت حمایت پس از تضعیف هژمونی ایالات متحده حاصل یکجانبه گرایی جورج دبلیو بوش، چه نقشی در تقویت و بازسازی هژمونی این کشور در سطح بین المللی داشته است. برای دریافت این رابطه، می توان به رفتار امریکا در جریان تحولات عربی 2011 میلادی به ویژه در چارچوب بحران لیبی توجه نمود. بنابراین ابتدا موضوع هژمونی و عناصر آن بر پایه نظریه هژمونی گرامشین، ایده مسئولیت حمایت و سپس نمونه هایی از برخورد امریکا با موارد نقض فاحش حقوق بشر و بهره گیری از دکترین مسئولیت حمایت مورد بحث قرار گیرد.
۴.

تأثیر تحولات جهان عرب بر سیاست منطقه ای ایران و ترکیه

کلید واژه ها: موازنه قوارقابت منطقه ایتحولات جهان عربموازنه تهدیدهژمونی منطقه ای

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۳ تعداد دانلود : ۴۲۱
ایران و ترکیه به عنوان دو قدرت منطقه ای پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی سابق همواره بهسوی رقابت با یکدیگر حرکت کرده اند. این مقاله به دنبال بررسی تأثیر تحولات جهان عرب بر رقابت منطقه ای ایران و ترکیه با استفاده از رویکردی واقع گرایانه و امنیت محور می باشد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که تحولات جهان عرب با تشدید رقابت منطقه ای ایران و ترکیه، موجب شکل گیری اتحادها و ائتلاف های منطقه ای و فرامنطقه ای با محوریت ایران و ترکیه شده است که در یک سوی آن روسیه، ایران، عراق و سوریه و در سوی دیگر ترکیه، عربستان سعودی، قطر و گروه های سلفی قرار دارند. همچنین ناتوانی ترکیه در این مسیر موجب ارتقای جایگاه منطقه ای ایران و تعدیل سیاست منطقه ای ترکیه خواهد شد.
۵.

علل ناکامی در کاربرد سازوکارهای عدالت انتقالی و تأثیر آن بر بی سامانی سیاسی در لیبی پساقذافی

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۰
لیبی پس از تونس و مصر، سومین کشور شمال آفریقا بود که اعتراض های ضدحکومتی را در سال 2011 با هدف تغییر نظام سیاسی دیکتاتوری به دموکراسی تجربه کرد. در حالی که معمر قذافی در دوران 43 سالة قدرت خود مرتکب نقض فاحش و همه جانبة حقوق بشر علیه شهروندان لیبی شده بود، در جنگ داخلی سال 2011 نیز مرتکب جنایت های تصریح شده در اساس نامة دیوان کیفری بین المللی، شامل جنایت جنگی، جنایت علیه بشریت، جنایت علیه صلح شد. از این رو، اجرای عدالت انتقالی دربارة معمر قذافی و عناصر اصلی حکومت وی که در نقض حقوق بشر و جنایت های سه گانه نقش داشتند، مورد توجه محافل داخلی لیبی و بازیگران نظام جهانی قرار گرفت. با وجود این که سازوکارهای عدالت انتقالی در لیبی پساقذافی مورد توجه قرار گرفت، اما در زمینة اجرا تجربة موفقی نبوده است. نگارندگان این مقاله با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و چارچوب مفهومی عدالت انتقالی در حقوق بین الملل، درصدد پاسخ گویی به این پرسش کلیدی هستند که چه عواملی سبب ناکامی در کاربرد سازوکارهای عدالت انتقالی در لیبی پساقذافی شده است؟ فرضیة مورد آزمون در پاسخ به این سؤال نیز این است که اگرچه هدف نهایی از اجرای عدالت انتقالی «تقویت حکومت قانون و نهادینه کردن پاسخ گویی مقامات» است، اما به کارگیری کارامد سازوکارهای عدالت انتقالی مستلزم آمادگی آن جامعه، از جمله وجود ثبات سیاسی و امنیت است که در لیبی پساقذافی نبود؛ این عدم آمادگی سبب اثرات معکوس سازوکارهای عدالت انتقالی و افزایش ناامنی شده است.
۶.

اروپایی شدن و تغییر گفتمان امنیتی در ترکیه (مطالعه موردی: عادی سازی روابط ترکیه و ارمنستان)

تعداد بازدید : ۲۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۳
این نوشتار درپی بررسی تغییر گفتمان امنیتی در ترکیه در فرایند پیوستن این کشور به اتحادیة اروپا است. به نظر می رسد که اروپایی شدن ترکیه از مهم ترین عوامل تغییر گفتمان امنیتی در ترکیه بوده است. در ترکیه زبان سیاسی و امنیتی رایج تغییر یافته است و در این کشور شاهد بروز قراردادهای اجتماعی و سیاسی جدیدی هستیم که به نوعی فرآیند عادی سازی را به دنبال داشته است. فرایند امنیتی زدایی ترکیه همراه عوامل دیگر، بیشتر نتیجة فرایند پیوستن این کشور به اتحادیة اروپا و رویدادهای هم زمانی، چون تحول در چشم انداز سیاسی و انطباق با هنجارهای اتحادیة اروپا بوده است. درواقع درون این فرآیند امنیتی زدایی بوده است که مسائل به صورت رسمی امنیتی شده و به عنوان مسائل عادی نگریسته شده اند. برای آزمون این فرضیه، نویسندگان با بهره گیری از ادبیات اروپایی شدن تلاش می کنند تا ضمن مقایسة گفتمان امنیتی ترکیه پیش و بعد از آغاز هزارة جدید، عادی سازی «مسئلة ارمنی» و روابط ترکیه با ارمنستان را در چارچوب این تغییر گفتمانی مورد ارزیابی قرار دهند.
۷.

واکاوی عملکرد شبکه الجزیره در تقویت قدرت نرم قطر

تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۲۱۸
قطر از جمله دولت های کوچکی است که با سرمایه گذاری در حوزه قدرت نرم و ابزارهای ارائه آن از جمله تأسیس شبکه الجزیره درصدد افزایش ضریب امنیتی خود برآمد. مقاله حاضر درصدد پاسخ گویی به این پرسش است که راهبردهای شبکه الجزیره در تقویت قدرت نرم دولت قطر چه نقشی ایفا کرده است؟ فرضیه نگارندگان این است که شبکه الجزیره با در اختیار گرفتن جریان اطلاع رسانی در جنگ های آمریکا علیه افغانستان و عراق و جنگ اسرائیل علیه فلسطین، انگاره سازی معکوس در تحولات پیش از سال 2011 جهان عرب و انگیزه سازی برای معترضان در کشورهای عربی پس از سال 2011، شهرت و اعتبار کشور کوچک قطر در سطوح منطقه ای و جهانی را افزایش داده و ضریب امنیتی آن را تقویت کرده است. در این مقاله از روش توصیفی- تحلیلی برای تحلیل عملکرد شبکه الجزیره قطر بهره گرفته شده است.
۸.

ساختارهای مادی و معرفتی تأثیرگذار بر روابط ایران و عربستان سعودی در دوران پهلوی (با تأکید بر دهه های 1950 تا 1970 میلادی)

تعداد بازدید : ۲۳
ایران و عربستان سعودی از آغاز شکل گیری روابط، مناسبات پر فراز و نشیبی را تجربه کرده اند. این نوسان در روابط هم در دوران پهلوی و هم در دوران جمهوری اسلامی به چشم می خورد. این مقاله عوامل موثر بر روابط ایران و عربستان در دوران پهلوی و پیامدهای این عوامل برای این روابط را مورد سوال قرار داده است، و این پاسخ اولیه را مطرح می کند که به رغم رقابت های منطقه ای و ژئوپلتیکی ایران و عربستان در این دوره، هم پوشانی نسبی هویتی و مواجهه با تهدیدات هویتی مشترک در سطح منطقه ای و بین المللی در کنار الزامات ساختاری نظام بین الملل، به همکاری دو کشور منجر گردید. به عبارت دیگر، در ساختار آنارشیک نظام بین الملل دوقطبی، ایران و عربستان سعودی بر اساس ساختار اجتماعی میان «خود»، از یکدیگر به عنوان «دوست» برداشت نموده و بر این اساس روابط میان خود را سامان دادند. در این مقاله از روش توصیفی-تحلیلی و دو رویکرد اجتماعی و مادی برای انجام تحقیق استفاده شده است.
۹.

ایران و جهان شمولی قواعد بنیادین حقوق بشر

نویسنده:

کلید واژه ها: ایرانحقوق بشراستراتژیجهان شمولیمیان فرهنگی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی حقوق حقوق بین الملل حقوق بشر حقوق بشر بین الملل
  2. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اصول روابط بین الملل مفاهیم پایه ای روابط بین الملل روابط بین تمدنها
تعداد بازدید : ۲۲۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۹۵
فرایند رویدادهای دهه گذشته و خواسته های امروزی جامعه بین المللی نشان می دهند که چگونه گسترش، فراگیری و جهان شمولی اعلامیه جهانی حقوق بشر و پیمان نامه های حقوق بشری سازمان ملل متحد در راستای منافع همه ملت ها و کشورهای عضو سازمان ملل است. همچنین هم اندیشی جامعه بین المللی بر روی یک سری قواعد حقوق بشر مانند ممنوعیت شکنجه، بردگی، حق حیات، آزادی بیان و مانند این که قواعد بنیادین حقوق بشر نامیده می شوند غیرقابل نقض هستند. این دو مفروض بر نهادینه سازی هنجارهای حقوق بشری و پشتیبانی از حقوق بشر در هر کجایی از دنیا از جمله کشور ما اثرگذارند. به همین روی ایران در برابر فرایند جهان شمولی حقوق بشر از چه راهبردی می تواند بهره بگیرد؟ درحالی که به ادعای بسیاری از دانشمندان روابط بین الملل و حقوق بین الملل، جهان شمولی حقوق بشر پلی است برای امنیت و پیشرفت کشورها. با قرار دادن این ادعا در حاشیه، این پرسش کلیدی را مطرح می کنیم که راهبرد بهینه ایران در برابر فرایند جهانشولی حقوق بشر چیست؟ این پژوهش این فرضیه را مورد آزمون قرار می دهد که از آنجا که فرهنگ و باورهای بومی و دیرینة فرهنگی، مذهبی و ملی هر کشوری در موضوع حقوق بشر از زمینه نسبی فراگیری و جهان شمولی برخوردار است، راهبرد بهینة ایران دنبال کردن میان فرهنگی بودن قواعد بنیادین حقوق بشر است. در راستای آزمون این فرضیه، چگونگی شکل گیری پیمان نامه های حقوق بشری و مواضع ایران، تمایزات فرهنگی ایران و انواع جهان شمولی ها، حق شرط و تفسیرهای ویژه از حقوق بشر، گفت و گوهای نظری و دانشگاهی در زمینه جهان شمولی حقوق بشر، نسبیّت گرایی فرهنگی و تأثیر میان فرهنگی بودن قواعد بنیادین حقوق بشر بر آشتی بین نسبی گرایی و جهان شمولی حقوق بشر مورد بررسی قرار می گیرد. رویکردها است.