سعید امیرحاجلو

سعید امیرحاجلو

مدرک تحصیلی: استادیار دانشکده علوم انسانی، دانشگاه جیرفت، استان کرمان، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

مطالعه سفال منقوش بدون لعاب (شبه پیش از تاریخی) در محوطه های دوران اسلامی دشت نَرماشیر کرمان

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۱
یکی از گونه های سفال دوران اسلامی که در بررسی های باستان شناسی دشت نرماشیر شناسایی شده، سفال منقوش بدون لعاب (شبه پیش ازتاریخی) است که پیش تر در جنوب و جنوب غربی ایران گزارش شده و در سال های اخیر مطالعاتی درباره پراکندگی آن در برخی محوطه های دیگر صورت گرفته است. این گونه سفال دوران اسلامی فاقد لعاب، اما دارای نقوش هندسی قهوه ای، اخرایی، قرمز یا نارنجی است که در نگاه نخست، شباهت زیادی با سفال منقوش پیش از تاریخ دارد. اما با توجه به اختلاف خمیره، رنگ، نقش و توزیع درکنار سفال های لعابدار دوره اسلامی، یکی از گونه های رایج سفال دوره اسلامی شمرده می شود که در بیشتر مناطق ایران مورد استفاده بوده است. پرسش این است که ویژگی های سفال منقوش بدون لعاب نرماشیر در مقایسه با نمونه های نواحی دیگر چیست؟ هدف، معرفی و مطالعه این سفال، مقایسه آن با نواحی دیگر و ارائه آگاهی هایی نو درباره فرهنگ های دوران اسلامی حاشیه لوت است. روش گردآوری داده ها «میدانی و اسنادی» و روش پژوهش «توصیفی تحلیلی» است. بر این اساس، داده های گردآوری شده شامل قطعات سفال منقوش بی لعاب با نقوش قهوه ای تا قرمز است که در شهر قدیم نرماشیر (محوطه چغوک آباد) و محوطه های جلال آباد و رفیع آباد در بافت فرهنگی سده های میانی اسلامی به دست آمده و شباهت هایی با نمونه های منقوش بدون لعاب جنوب، جنوب غربی، مرکز، شمال و شمال شرقی ایران دارد. اما برخلاف نمونه های جنوب و جنوب غربی ایران، نمونه های نرماشیر به جوامع کوچ رو تعلّق نداشته اند و از استقرارهای ثابت شناسایی شده اند.
۲.

علل گسترش و تخریب شهر کهن نَرماشیرِ کرمان؛ بر پایه نظریه بوم شناسی وات

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۱۷
بیان مسئله : فراز و فرود شهرهای تاریخی، متأثر از عوامل درونی و بیرونی است که مطالعه هریک،آگاهی هایی را درباره ریشه های تحولات فرهنگی و اجتماعی ارایه می کند. یکی از این شهرهای تاریخی، شهر کهن نَرماشیر در جنوب شرق کرمان است. بر پایه شواهد، این شهر از عصر ساسانی تا اواخر تیموری گسترش داشته، اما در دوره صفوی از رونق افتاده و متروک شده است. پرسش این است که شکل گیری، گسترش و تخریب شهر نرماشیر از چه متغیرهای بوم شناسی اثر پذیرفته است؟ هدف : هدف از این مقاله، تبیین نقش بسترهای جغرافیایی و بوم شناسی در شکل گیری، گسترش و تخریب شهر نرماشیر است. روش : داده ها به روش های اسنادی و میدانی گردآوری شده و روش پژوهش، «تحلیلی» است. در ابتدا، اسناد تاریخی به شیوه «تحلیل محتوا» تحلیل شده اند. سپس داده ها بر پایه نقشه های GIS و متغیرهای پنج گانه بوم شناسی در نظریه کِنِت وات تحلیل شده اند. نتیجه : براساس نتایج، متغیر فضا، بیشترین تأثیر و متغیرهای ماده، تنوع و انرژی تأثیر قابل توجهی در شکل گیری و گسترش شهر نرماشیر داشته اند. متغیر فضا، در مرحله ترک شهر نیز دارای بیشترین نقش بوده است. اما نقش متغیرهای ماده و تنوع در ترک نرماشیر به دلیل فقدان شواهد، روشن نیست. افزون بر عوامل بوم شناسی، احتمالاً شکل گیری، گسترش و ترک آن، پیامد عوامل غیراکولوژیک نیز بوده است. اما به باور نگارندگان، عوامل بوم شناسی، تسهیل کننده سه مرحله فوق بوده اند.
۳.

همنشینی آرایه های تنگ بری و فرم سفالینه های دوره صفوی، مطالعه موردی تنگ بری های کوشک هشت بهشت و کاخ عالی قاپو اصفهان

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۲۰۶
سفال دوره صفوی به دلیل حمایت حاکمان، تعاملات فرهنگی فرامنطقه ای و پیشینه غنی سفالگری ایران، تکامل زیادی یافت. این سفالینه ها در تنگ بری های معماری صفوی نیز نمود یافته اند. پرسش های مقاله این است که پرشمارترین فرم های سفال صفوی در تنگ بری ها و دلایل به کارگیری آن ها کدام است؟ اهداف این پژوهش، گونه شناسیِ پرکاربردترین فرم های تنگ بری در کاخ های هشت بهشت و عالی قاپو در اصفهان، بررسی تطبیقی فرم سفال صفوی و تنگ بری ها و تحلیل علل به کارگیری فرم سفالینه ها در تنگ بری هاست. داده ها به روش های میدانی و اسنادی گردآوری و با شیوه توصیفی تطبیقی پردازش و تحلیل شده اند. بر این اساس، پس از دسته بندی و گونه شناسی فرم های سفال دوره صفوی، به توصیف این گونه های سفالی و تبیین ویژگی های شاخص در فرم آن ها پرداخته شده ، سپس هریک از فرم های تنگ بری در دو بنای مورد مطالعه، با فرم های سفال دوره صفوی مطابقت داده شده است. بر این اساس، گونه شناسی آرایه های تنگ بری صورت گرفته و پرکاربردترین فرم های سفال در این آرایه ها شناسایی شده است. پس از آن، به تحلیل عوامل مؤثر بر کاربرد و فرم آرایه های تنگ بری پرداخته شده و عوامل زیباشناسی، فنی و هنری، گرایش های اخلاقی، سلایق شخصی و ارتباط این فرم ها با ادب فارسی بررسی شده است. از نتایج این پژوهش، معرفی سفالینه های مورد علاقه شاهان صفوی، یعنی صراحی ها ، قمقمه ها و ابریق ها و پرکاربردترین فرم های تنگ بری یعنی کوزه ها یا خمره هاست. منظومه های صفوی نیز پرکاربردترین سفالینه ها را معرفی می کنند. احتمالاً برخی تنگ بری ها نیز از نمونه های فلزی و شیشه ای تأثیر پذیرفته اند. سطوح عمودی دیوار های عالی قاپو و تقسیمات افقی دیوارهای هشت بهشت، بر فرم تنگ بری ها تأثیرگذار بوده است. همچنین تنگ بری های حجیم تر که مکانی برای نگهداری سفالینه های نفیس بوده اند، در بخش های پایین تر اجرا شده اند. به نظر می رسد معماران صفوی با آگاهی از نقش تنگ بری ها در شکستن پژواک صدا، چنین شیوه ای را برای تزیین اتاق های موسیقی و بزم دو بنا برگزیدند. همچنین، علایق و گرایش های اخلاقی شاه عباس اول و شاه سلیمان اول در نحوه شکل گیری تنگ بری ها مؤثر بوده است.
۵.

مطالعة تفسیرگرایانه صخره نگاره های نویافته زه کلوت جازموریان

۶.

پراکندگی، کارکرد و الگوی حاکم بر سازه و تزیین آثار سلجوقیان در ولایت برخوار اصفهان

کلید واژه ها: اصفهانمعماری سلجوقیبرخوارمساجد سلجوقیکاروانسراهای سلجوقی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی سلجوقی فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن
تعداد بازدید : ۲۹۴ تعداد دانلود : ۲۹۷
سؤال اصلی مقاله این است که الگوی پراکندگی، ساخت و تزیین بناهای دوران سلجوقی چگونه است؟ بدین منظور، داده های اولیه با روش میدانی و کتابخانه ای گردآوری و طبقه بندی شده و شهرها، روستاها و شواهد معماری برخوار در دوره ی سلجوقیان معرفی شده است. سپس عناصر معماری و کارکرد آثار با مطالعه نقشه ی بناها معرفی شده و بر پایه ی مقایسه ای تطبیقی، الگوی حاکم بر ساخت و تزیین آنها تبیین شده است. پس از آن، با استفاده از نظریه ی مکان مرکزی کریستالر، سکونت گاه های مرکزی و اقماری دشت برخوار شناسایی و نحوه اثرگذاری و اثرپذیری مراکز سکونتی این دوره بر یکدیگر، مطالعه و مکان های مرکزی و اقماری معرفی شده است. از مهم ترین دستاوردها و نتایج مقاله، وجود الگوی مشخص در ساخت کاروانسراها و مساجد سلجوقی برخوار است. به عبارت بهتر، الگوی ساخت کاروانسراهای برخوار استفاده از نقشه ی منظم، متقارن و از قبل تعیین شده، شکل یابی بر محور مخالف با وزش بادهای مخرّب شرقی، شمالی و غربی (محور مورّب)، پلان چهارایوانی، قرارگیری اتاق های سکونت مسافران در چهار طرف حیاط، استفاده از سنگ لاشه به عنوان مصالح اصلی، استفاده از گل و گچ به عنوان ملات و اندود و عدم وجود تزیینات در کاروانسراها را نشان می دهد. همچنین الگوی مشترک مساجد سلجوقی برخوار شامل گنبدخانه ی کاملاً همسان و هم اندازه، فرم اولیه ی یک ایوانی، تک مناره ی شاخص با تزیینات آجرکاری با نقوش لوزی شکل به شیوه هشت و گیر، تزیینات آجرکاری، توپی های گچی ته آجری و آجرلعابدار در گنبدخانه ها، کتیبه های کوفی ساده و کوتاه، تزیین آجر پیش بُر با نقوش گره چینی شش بند و شمسه و ترنج است. همچنین از دیگر نتایج این پژوهش، شناسایی مکان های مرکزی و اقماری در دشت برخوار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان