آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۲

چکیده

موسیقی کلاسیک ایران پس از تأسیس شعبه موزیک دارالفنون، که مدخلی بود برای حضور موسیقی غربی در ایرانِ معاصر، دستخوش تحولات گوناگونی شده است. شکل گیری جریان های مختلف در حیات موسیقایی ایران، ازجمله پیامدهای ورود مدرنیته و تصادم آن با موسیقی ایرانی بود. دراین راستا، جریان های تأثیرگذار موسیقایی، به مثابه گفتمان هایی در نظر گرفته شده اند که در فرایندی دیالکتیکی، نوعی پویایی را در موسیقی کلاسیک ایرانی به دنبال داشته اند. برای بررسی بازه زمانی مذکور، سه گفتمانِ تجددگرا، سنت گرا و انقلاب (که به نمایندگی مجموعه چاووش در بستر موسیقی ایرانی پدیدار شد) موردتوجه قرار گرفته اند. مسئله اصلی در مطالعه حاضر معطوف به این پرسش است که حضور و نیز تصادمِ گفتمان های تجددگرا و سنت گرا در حیات موسیقایی ایران معاصر، چگونه به شکل گیری و ظهور چاووش در قالب یک گفتمان جدید منتج شده است. تبیینِ چگونگی ظهورِ یک گفتمان جدید پس از فروپاشی گفتمان های متخاصمِ پیشین به عنوان هدف این مطالعه لحاظ شده است. در این مقاله، سعی شده با اتخاذ روش توصیفی تحلیلی، روند شکل گیری و تصادم گفتمان های موردمطالعه و نیز چگونگیِ گذار از گفتمانی به گفتمانِ دیگر، موردبررسی قرار گیرد. مفهوم «دیالکتیکِ» هگل و همچنین مفاهیم «نظریه گفتمانِ» لاکلو و موف، در مقامِ چارچوب نظری، برای تبیین مسئله پژوهش استفاده شده اند. یافته های این پژوهش مبین آن است که چاووش تا حد زیادی محصول سنتزِ دو گفتمان متجدد و سنت گرای موسیقی ایرانی است. نتایج نشان می دهد که خلق و رسیدن به یک آگاهیِ تازه و نوین در موسیقی کلاسیک ایرانی، به واسطه فرایند دیالکتیکیِ حاصل از تصادمِ این دو گفتمان به دست آمده است.

تبلیغات