آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۳

چکیده

هدف پژوهش حاضر، ارزیابی میزان کاربست تکنیک اجراسنجی برنامه درسی به وسیله معلمان دوره ابتدایی بود. پژوهش حاضر به روش توصیفی - پیمایشی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل همه معلمان مقطع ابتدایی شهرستان گچساران به تعداد 420 نفر در سال تحصیلی 98-97 بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، 201 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه بود که براساس چارچوب هفت مرحله ای جاکوبز (2004) برای ارزیابی میزان به کارگیری معلمان از تکنیک اجراسنجی تدوین شد. روایی محتوای پرسشنامه با نظرسنجی از خبرگان و صاحبنظران تأیید شده، و پایایی آن پس از اجرای آزمایشی بین 30 نفر از دبیران با محاسبه آلفای کرونباخ برابر با 87/0 تأیید شد. داده های گردآوری شده از طریق آزمون تی تک نمونه تحلیل شد. نتایج نشان داد معلمان دوره ابتدایی به طور کلی، در همه مراحل هفت گانه کاربرد تکنیک اجراسنجی برای ارزیابی برنامه های درسی اجراشده خود، پایین تر از حد معیار عمل می کنند. به عبارت دیگر، معلمان در ارزیابی چگونگی اجرای برنامه های درسی اجراشده نقشی جدی و شایان توجه ایفا نمی کنند. در حالی که به کارگیری تکنیک سنجش چگونگی اجرای برنامه درسی اجراشده می تواند نقشی مؤثر در اصلاح و بهسازی برنامه های درسی در همه سطوح قصدشده، اجراشده و آموخته شده داشته باشد. اجرای برنامه ها و کتاب های درسی نیازمند شرایطی شامل رضایت از وضعیت موجود، کسب دانش و مهارت لازم توسط مجریان، دردسترس بودن منابع و امکانات سخت افزاری، نرم افزاری، مالی و... برای اجرا، وجود زمان لازم برای یادگیری، سازگاری و تأمل درباره اجرا توسط مجریان است.

تبلیغات