آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۳

چکیده

متن

«یا ایها الذین آمنوا ذکروالله ذکرا کثیرا؛(سوره احزاب، آیه42)
گـفت لبـیکم نمی‌آیـد جـواب ‌ زان هـمی تـرسـم که بـاشـم رد باب
بـلـکه آن الله تـولبیک مـاست ‌ وان نیاز و درد و سوزت پیک ماست
در روز پنج مربته نماز می خوانیم و در سال یک ماه روزه می‌گیریم و خمس و زکات چیزهای مشخصی را می‌پردازیم. یعنی برای هر کدام از آنها حد و میزان مشخصی خداوند قرار داده است، مگر ذکر که خداوند برای آن حد و حدود قرار نداده است.
ذکر، شاید تنها عبادتی باشد که قیدهای:زمانی، مکان، حالت، کمیت(مقدار)، کیفیت و…در آن وجود ندارد. «الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم؛(سوره آل عمران، آیه191)
باز در سوره دیگر می‌فرماید:«فاذا اقضیتم الصلوه فذکروا الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبکم؛(سوره نساء، آیه 103)
حج هم مکان و هم زمان مشخص دارد نماز هم وقت مشخصی دارد و هم مقدار آن مشخص است و هم کیفیت آن یعنی جهر و اخفاط آن خمس و زکات نیز مقدار و زمان آن مشخص است ولی ذکر از تمام قیدها رهاست، هر موقع و هر کجا و هر مقدار و به صورت آشکارا و پنهان می‌توان ذکر گفت و بیاد خدا بود.
معنای ذکر:
لسان العرب می گوید:«منظور از ذکر حمد خدا و پاک دانستن او و منزه کردن او از هر عیبی و یگانه دانستن او و سپاس بر او با تمام حمدهایش می‌باشد.»
همچنین ذکر به معنای؛ به خاطر سپردن، به خاطر آوردن و بیاد آوردن نیز می آید.
کلمه ذکر و مشتقات آن در قرآن به معانی متفاوتی آمده است، از جمله: به یاد آوردن، یاد کردن، حفظ کردن، پند گرفتن، قرآن، نماز و…
انواع ذکر
گاهی اوقات ذکر فقط بر زبان جاری می گردد که به آن«ذکر زبانی» گویند که ممکن است آهسته یا بلند گفته شود، در بعضی مواقع نیز ذکر علاوه بر زبان با اخلاص در نیت همراه است که به آن«ذکر قلبی» گویند، سومین مرحله از ذکر موقعی است که ذکر در رفتار و گفتار و کردار فرد تأثیر گذار باشد و او را از گناه بازدارد که این والاترین عمل از جهت ارزش و تأثیرگذاری است و بالاترین سعادت و کلید تمام امور است.
چرا باید ذکر گفت؟(نیاز به ذکر)
ذکر و یاد خداوند پاسخگوی ندای فطرت است، چرا که فطرت انسان با عشق به خداوند سرشته شده‌است. آدمی به دنبال علم قدرت، حیات و کمال مطلق است، اما در مصداق گاهی دچار اشتباه می‌شود و دیگری را موقتاً محبوب خویش قرار می‌دهد، لیکن همه این تلاش‌ها برای یافتن حقیقت وجود خویش و شناخت منبع هستی است تا هم شکر او را بجای آورده باشد و منعم واقعی را بشناسد و هم با ذکر و یاد او خود را در جریان فیض او قرار دهد و خویشتن را از نقایص برهاند.
انسان می‌داند که بدون ذکر و یاد خداوند حیات معنوی ندارد، همچنانکه ماهی بودن آب و انسان بدون اکسیژن حیات جسمانی ندارد. انسان بدون حیات معنوی و ذکر، همچون مرده متحرک است، لذا حیات خویش را در ارتباط با خداوند جستجو می کند.
توفیق ذکر
اگر خداوند قدرت و توانایی و توفیق ذکر به بنده‌ای ندهد، بنده قدرت بر ذکر گفتن ندارد، پس توفیق ذکر هم شکر می‌خواهد و هرچه شکر نعمتهای خداوند بیشتر و بیشتر انجام گیرد
فیض خداوند نیز بیشتر شامل آدمی می گردد.
مولوی می گوید:
نـی تــرا در کــار مــن آورده‌ام نی که من مشغول ذکرت کرده ام
درد عشق تو کمند لطف ماست زیـر هـر یـارب تـو لبیک هاست
حضرت علی در دعای کمیل می‌فرماید:«واجعل لسانی بذکرک لهجاً؛ و اسئلک بجودک… ان تلهمنی ذکرک»
خداوند می‌فرماید:«الذین یذکرون الله قیاما و قعوداً و علی جنوبهم؛ کسانی که در حال ایستاده و نشسته و خوابیده بر پهلو به ذکر خدا مشغول‌اند» (سوره آل عمران، آیه 191)
مومن تا زمانی که در یاد خداست، مثل آن است که در نماز است. اکثر عبادتهای انسان حد و مرزی دارد. زمان خاصی دارد و یا مکان خاصی، تنها عبادتی که هیچ قیدی ندارد، ذکر است.
دائم الذکر بودن و طهارت ظاهر و باطنی و طمأنینه و انبساط خاطر و…همه از تداوم ذکر حاصل می‌شود. همین که انسان توفیق ذکر گفتن پیدا کند، و همیشه ذاکر باشد. بقیه امور به مرور سامان خواهد یافت. آدمی نباید بنشیند و بگوید تا تمام مقدمات فراهم نشود، من ذکر نمی گویم، هم باید ذکر گفت و هم شرایط اثرگذاری ذکر را فراهم کرد.
خداو ند می‌فرماید:«یا ایها الذین آمنوا اذکرواالله ذکراً کثیراً؛خداوند را زیاد یاد کنید». مراد از ذکر کثیر ـ که هم ذکرهای زبانی را شامل می‌شود و هم ذکرهای قلبی را ـ این است که انسان در همه حال به یاد خدا باشد و او را یاد کند.
موانع ذکر
1. فراموشی
خداوند انسانی را که فراموش کرده به وظیفه خود عمل کند، مؤاخذه نمی‌کند و بر او گناهی نیست، لیکن بنده چقدر باید قدرشناس باشد که خداوند و یاد او را در زندگی فراموش کند.
2. غفلت
خداوند نسبت به بعضی از بندگانش می‌فرماید:«و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا واتبع هویه؛ از آن کس که دل او را از یادمان غافل کردیم و از هوای خویش پیروی کرده، فرمان نبر»(سوره کهف، آیه28)
که در این صورت خداوند مهر غفلت بر قلب انسان می‌زند و از یاد خدا دور می‌ماند و گاهی اوقات خود انسانها با غفلت ازآخرت«و هم عن الاخره غافلون» و یا از آیات و نشانه های خداوند غافل هستند:«ان کثیرا من الناس عن آیاتنا لغافلون»(سوره یونس، آیه 92) که این هم فراموشی از یاد خدا را سبب می‌شود.
3. تسلط شیطان
خداوند می‌فرماید: «استحوذ علیهم الشیطان فانساهم ذکر الله…؛ شیطان بر آنها تسلط یافت. پس یاد خدا را از یادشان برد.» (سوره مجادله، ایه 19)
4. دنیا طلبی
خرید و فروش و تجارت و مشغول شدن به دنیا، ممکن است بعضی از انسانها را از یادخدا غافل کند. لیکن مردان خدا و مؤمنان واقعی از دلمشغولی دنیا بدورند:«رجال لا تلهیهم تجاره و لابیع عن ذکرالله».(سوره نور،آیه 37) دل حریم الهی است که باید از غیر آن تهی شود، نه آنکه همه در آن جای داشته باشند مگر صاحب اصلی.

تبلیغات