چکیده

مبارزه با تروریسم در کنار موضوعاتی نظیر سلاح های کشتار جمعی، حفظ ثبات در اروپای شرقی و جلوگیری از قدرت یابی مجدد روس ها، به عنوان پایه ای برای پایایی و گسترش ناتو در دوران پس از جنگ سرد تبدیل شد. با این وجود، برنامه های ناتو جهت مقابله با این معضل بین المللی تا زمان وقوع حوادث تروریستی یازدهم سپتامبر 2001 چندان مناسب به نظر نمی رسید. حادثه مزبور نه تنها باعث توسل این نهاد برای اولین بار به ماده 5 اساسنامه شد، بلکه برنامه ها و راهبردهای ناتو در مقابله با تروریسم را نیز انسجام بخشید. تبیین و تحلیل این برنامه ها و راهبردها، هدف نوشتار حاضر قرار خواهد گرفت. بنابراین سؤالاتی که در اینجا قابل طرح و ارزیابی می باشند این است که سازمان پیمان آتلانتیک شمالی( ناتو) چه نوع الگوی رفتاری و کنش امنیتی را در قبال ترورریسم اتخاذ کرده است؟ چرا رهبران ناتو از این الگوی رفتاری در سال های پس از حادثه یازدهم سپتامبر 2001 میلادی بهره گرفته اند؟ فرضیه های پژوهش بدین صورت می باشند: سازمان پیمان آتلانتیک شمالی علاوه بر اتکاء به ظرفیت های سازمانی، نیروها و اعضاء اصلی خود، با ایجاد و فعال کردن ابتکارات مختلف در درون ساختار ناتو که در این نوشتار "اتحادنرم" نامیده خواهد شد، مبارزه علیه تروریسم را سرلوحه اقدامات خود قرار داده است. مبارزه علیه تروریسم به دلیل پیچیدگی این معضل و نیز عدم نشأت گیری از یک منبع واحد، برخلاف تهدید کمونیسم، رهبران ناتو را وادار به اتخاذ الگوی مزبور کرده است. روش به کار رفته در این تحقیق ابطال گرایی نسبی یا موضعی می باشد.

تبلیغات