آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۴۰

چکیده

متن

امام صادق(ع) نظراتى پیرامون نور، مقدار شعاع،حرکت نور، گردش افلاک ابراز داشته که امروزه برخى از آنها به اثبات رسیده وبرخى دیگر همچنان در پرده ابهام باقى است. وى در این راستا با دانشمندان‏فن نجوم به بحث و مذاکره پرداخته و به نواقصى که سیستم و مدل هیات‏بطلمیوسى داشته، اشاره کرده است. از جمله:
روزى یک دانشمند فلکى به نام «هشام‏» از عراق - ظاهرا از شهر واسط - برامام صادق(ع) وارد شده و در این زمینه به گفتگو پرداخته است. امام صادق(ع)
از او درباره منظومه شمسى، حرکت، سیارات و... سوال کرده او پاسخ داده درعراق از من دانشمندتر به علم نجوم وجود ندارد.
امام(ع) مى‏پرسد گردش فلک نزد شما [عراقى‏ها با توجه به سابقه دیرینه‏اى که‏علم نجوم در سرزمین عراق و بابل داشته] چگونه است؟
«هشام‏» گوید: کلاه خویش از سر بر گرفتم و به گردش درآوردم.
امام صادق(ع) مى‏فرماید: اگر واقعا چرخش و گردش فلک این‏گونه است که توترسیم کردى، پس چرا بنات‏النعش [ دب، ملاقه، خرس] و ستاره جدى [مشهور به‏ستاره قطبى] و فرقدان [دو ستاره روشن از مجموعه دب اصغر که در بخش مقدم وسر بنات‏النعش صغرى قرار گرفته‏اند] در هیچ روز از روزگاران، در جانب و سمت‏قبله [جنوب] دیده نشده گردش کنند؟
گوید گفتم: سوگند به خدا من تاکنون چنین چیزى نشنیده و اهل حساب [منجمان وتقویم‏نگاران] آن را ذکر نکرده‏اند.
امام صادق(ع) از این به بعد سوالهاى شگفتى به عمل آورده که تا این زمان وعصر ما هم بسیارى از آنها هنوز حل نشده است، از جمله:
آرایش «زهره‏» نسبت‏به نور آن چند درجه است؟
گوید گفتم: به خدا سوگند نه من چنین ستاره‏اى شنیده و مى‏شناسم و نه از مردم‏شنیده‏ام درباره آن گفتگو کنند.
امام فرمود: سبحان‏الله به‏طور کلى یک کوکب را از حساب ساقط کرده‏اید پس‏محاسبات شما بر چه پایه‏اى است؟
سخن امام مى‏رساند که تا آن زمان «زهره‏» را به عنوان یکى از سیارات‏خانواده منظومه شمسى به حساب نمى‏آورده‏اند و یا حد اقل این منجم از وجود آن‏بى‏خبر مانده و امام(ع) او را متذکر این نکته زیبا ساخته است.
امام صادق(ع) سپس سوال مى‏کند، نور زهره نسبت‏به نور ماه چند درجه است؟
گوید گفتم: چنین چیزى را جز خداى عزوجل کسى به آن آگاه نیست.
امام صادق(ع) مى‏فرماید: نور ماه نسبت‏به نور خورشید چند درجه است؟
گوید: این را هم نمى‏دانم. امام(ع) فرمود: راست گفتى.
گفتنى است که امام صادق(ع) تاکنون درباره فیزیک نور ستارگان سیار و مقایسه‏نور آنها و تفاوت نور آنها، و سنجش نور آنها با خورشید سخن مى‏راند. امروزه‏در این باره سخن‏ها زیاد گفته شده، و مباحث مفصلى پیرامون نور خورشید وسیاره‏ها به عمل آمده است که از حوصله این مقاله خارج است و باید در جاى‏دیگر به تفصیل بدان پرداخت ولى یک نکته جالب را باید خاطرنشان کرد. و آن‏این که تا آن زمان و حتى زمانهاى بعد کسى درباره سنجش و مقایسه نور،این‏گونه سخن نرانده و توجه کافى مبذول نداشته است‏با این که جدا در خوراندیشه و تامل است. امام صادق(ع) در ادامه این نشست روى سخن را متوجه‏احکام نجوم کرده و به راوى حدیث (هشام خفاف منجم) فهمانده است که احکام‏نجوم از محدوده اندیشه منجمان خارج است و آنان تنها از درصد اندکى از آن‏بهره‏مندند و این پیامبران و اهل بیت و پیشوایان معصوم دین هستند که عالم‏به علم نجوم و احکام نجوم مى‏باشند از اینرو سوال فرمود: دو لشگر با هم به‏پیکار برخاسته در این لشگر منجم به حساب پرداخته و نتیجه محاسباتش نشان‏داده پیروزى از آن اوست، در لشگر مقابل هم منجم به حساب نشسته و پیروزى رااز آن خود به حساب مى‏آورد، سپس به جنگ مى‏پردازند و در نتیجه، یکى از این‏دو لشگر نیروى مقابل را درهم شکسته و وادار به فرار مى‏سازد، پس علم نجوم‏چه شد و کجا رفت؟ گوید: گفتم به خدا قسم نمى‏دانم. فرمود: راست گفتى اصل وریشه حساب نجوم حق است [احکام نجوم صحیح است] ولى هیچ‏کس جز آنان که [اشاره‏به پیامبر یا امام معصوم] موالید و زایچه‏هاى خلق را مى‏دانند از آن آگاه‏نیست (1) .
چند نکته
1 - دانشمند عراقى در توجیه گردش حرکت افلاک و گنبد دواراز توانائى شایسته برخوردار نبوده است، زیرا کلاه خود را به عنوان ماکت‏گردش سپهر به گونه‏اى چرخانده است که بر پایه آن طى یک دوره گردش لازم آمده‏«جدى‏» به جانب قبله چرخیده و دیده شود، از اینرو امام(ع) اشکال کرد که‏چرا ما آن را در سمت قبله نمى‏بینیم؟ بدیهى است عرض مدینه منوره یا زیستگاه‏امام صادق(ع) تقریبا در عرض 25 درجه شمالى واقع است و ستاره «جدى‏» - برفرض سیستم کلاه هیوى عراقى- باید 25 درجه ازافق مدینه، ارتفاع به جانب‏قبله به خود بگیرد. هیوى عراقى اگر در توجیه حرکت افلاک ماهر بود، باید کلاه‏خویش را به گونه‏اى به چرخش مى‏آورد که ستاره جدى در قطب قرار گیرد تا اشکال‏امام وارد نباشد و یا لااقل پاسخ دهد که ستاره جدى در قطب عالم قرار گرفته‏و نباید به جانب قبله حرکت کند تا ما آن را ببینیم.
2 - «زهره‏» یکى از بارزترین سیارات خانواده منظومه شمسى است و اطلاع‏نداشتن این منجم از عضوى از اعضاى این خانواده، سبب شگفتى امام صادق(ع) شدو فرمود: «سبحان‏الله فاسقطتم نجما باسره فعلى ما تحسبون‏» یک کوکب رابه‏طور کلى ساقط ساختید پس پایه محاسبات شما بر چه چیزى استوار است؟ تعجب‏امام بیشتر به احکام نجوم ارتباط پیدا مى‏کند -نه در محاسبات هیوى روز وماه و سال شمسى و یا قمرى- و از دیرباز نزد احکامیان نجوم «زهره‏» نقش‏زیبا و بسیار تعیین کننده بر عهده داشته است، زیرا مى‏گویند: همه سرور،خوشى، دوستى، مهر، محبت، الفت، طرب و شادى به زهره منسوب است و منجمى پیدانمى‏شود که او را از قلم بیندازد. 3 - منجم عراقى در بخش فیزیک کواکب به‏ویژه در زمینه نور و سنجش آن هیچ اطلاعى نداشته است‏با این که از نقش‏سرنوشت‏ساز درخشندگى کواکب و نور آنها که امام بر آن تاکید ورزیده، هرگزنمى‏توان چشم‏پوشى کرد. دانشمندان فن هیات به ویژه غربى‏ها سخن امام صادق(ع)را بهتر از مسلمانان پى‏گیرى کرده و به نتایج‏شنیدنى دست‏یازیده‏اند ازجمله: درخشش سطحى خورشید (رخشانکره) در مقایسه با ماه در حالت‏بدر، 398000 برابر است.
اما زهره «ناهید» مقدار بزرگى از نورى که از خورشید مى‏گیرد، بازتاب‏مى‏کند. یعنى 80%درصد نورى را که از خورشید دریافت مى‏کند، به فضا بازمى‏تابد، از اینرو روشنائى قابل توجهى نسبت‏به سایر سیارات دارد،به ویژه که‏ناهید هم به زمین نزدیک است و هم به خورشید و این نزدیکى، عامل دیگرى براى‏درخشندگى این سیاره بامدادى شده است.
ماه از مقدار نورى که از خورشید دریافت مى‏کند، تنها هفت صدم‏07/0 آن را به‏فضا بازتاب مى‏دهد و ما آن را به شکل مهتاب در شبها خواهیم دید. افزون براین، ماه همه انرژى جذب شده از خورشید را به فضا تشعشع مى‏نماید.
یکى دیگر از ویژگیهاى نورى آن است که با آن مى‏توان فاصله سیاره‏ها،ستاره‏هاى دور و کهکشانهاى بسیار دور را به دست آورد، مثلا اگر یک علامت‏نورانى به ماه فرستاده شود و توسط سطح آن باز گردد، پس ازمدت زمانى که نورنیاز دارد تا دو برابر فاصله زمین و ماه را بپیماید، به زمین مى‏رسد. درآزمایشى، انعکاس امواج «رادار» با طول موج 300 سانتیمتر پس از فاصله‏زمانى تقریبى 56 2 ثانیه دریافت گردید، بنابراین فاصله زمین تا ماه،فاصله‏اى است که نور با سرعت 105×3 ل ا (سیصدهزار) کلیومتر در ثانیه در 1128 ثانیه طى کرده است. یعنى 3*10^5*1/28 ح 384000 بنابراین مى‏توان گفت‏شناسایى‏خصیصه‏هاى نور همان کارآمدى را دارد که از روشهاى مثلث‏بندى جهت تعیین فاصله‏سیارات استفاده مى‏شود. مى‏دانیم امروزه اندازه‏گیرى ستاره‏ها از طریق اختلاف‏منظر (پارالاکس) به وسیله مثلث، در فن هیات و نجوم از اهمیت ویژه‏اى‏برخوردار است. زیرا بدون دانستن فاصله ستاره‏ها تنها اطلاعات بسیار اندکى‏درباره روشنائى، اندازه و توزیع آنها در فضا مى‏توان به دست آورد.
فاصله خطى (برحسب کیلومتر) ستاره‏اى را که پارالاکس آن معلوم است، به سادگى‏مى‏توان پیداکرد، چرا که پارالاکس یک ستاره، زاویه‏اى است که تحت آن «شعاع‏مدار زمین‏» از ستاره دیده مى‏شود، مثلا پارالاکس نزدیکترین ستاره قنطورس(آلفا، سنتاورى Centauri ان) 751/0 قوسى است و چون واحد نجومى 1/5*10^8 (یکصد و پنجاه میلیون) کیلومتر است، فاصله ستاره مزبور از نسبت زیر به دست‏مى‏آید:
قنطورس Pa /(3600*60*60) ح (1.5 *1052) /na
کیلومتر (2*0.751 ح 4.1 *10^13 /( 10^8 × 5.1 × 60 × 60 × 360درجه) a/a ح
همین روش مثلث‏بندى را وقتى درباره ماه بکار گیریم،نتیجه آن با رقم اول که در این باره داده شد، یکى است. یعنى انحراف‏زاویه‏اى P تصویر و فاصله A به وسیله رابطه
زمین ماه: R/ 2 na ل 360 درجه/ P به یکدیگرمربوطند، چنانچه در این عبارت اختلاف‏نظر، (پارالاکس) زمین مرکزى را 57دقیقه‏یا 95/0 درجه قرار داده و شعاع زمین را 6370 ل ثکیلومتر در نظر بگیریم‏خواهیم داشت:
درجه )/ 360* Ra درجه 360 ح Ra/2na درجه / P درجه
و این نتیجه مستقیم، آگاهى از ویژگیهاى نور است که امام صادق(ع) بر آن‏تاکید ورزیده است.
امام صادق(ع) و منجم یمن
یک دانشمند و منجم یمنى که خود را از خاندانى‏معرفى کرده که در علم نجوم صاحب‏نظرند و خود او نیز از هرکس دیگر به این‏علم داناتر به حساب مى‏رود با امام صادق(ع) ملاقاتى داشته است.
امام صادق(ع) نخست از نسبت درجات نور مشترى به ماه، نور مشترى به عطاردپرسش بعمل آورده و او در پاسخ گفته است: نمى‏دانم.
سپس فرموده است: آن کدام ستاره است که وقتى طلوع کند شتران آماده جفت‏گیرى‏مى‏شوند؟ و آن کدام کوکبى است که وقت طلوع، گاوان نیز بدان منظور آماده‏مى‏شوند؟ و آن کدام ستاره است که طلوع آن با هیجان جفت‏گیرى سگها ارتباطدارد؟ منجم یمنى در پاسخ این پرسش‏ها گفت: نمى‏دانم. امام صادق(ع) سپس ازامور شگفت‏آورى پرسیده است که عقل هیچ بشرى به پاسخ آن راه نیافته و شرح وتفصیل آن از حوصله این مقاله و از عهده این نگارنده خارج است (2) .
امید است در آینده دانش بشر تکامل یابد و از رمز و رموز این‏گونه سخنان‏معصومین پرده یا پرده‏ها کنار رود، به امید آن روز.
پى‏نوشت‏ها:
1- محمد بن یعقوب کلینى، روضه کافى، ص 351 - نشر آخوندى، تهران،بحار، 58، ص 243.
2- بحارالانوار، ج‏58، ص‏219.

تبلیغات