چکیده

اگرچه «توسعة پایدار» به آرمانی جهانی بدل شده است، اما دستیابی به آن، نیازمند بازشناسی و بازاندیشی مفاهیم و بایسته های هم گرا با این پندارة زیست گرایانه است. ازاین رو، بخش گسترده ای از این نگاشته، مفهومی است؛ چراکه هدف این جستار، افزون بر بازکاوی مفاهیمی همچون «سرمایة اجتماعی» و کژراه هایی که روایت کنونی توسعه می پیماید، پافشاری بر نقش نهادهای تولید دانش و بایسته های بنیادین ماهیت دانشی است که می تواند بر کمیت و کیفیت سرمایة اجتماعی و درنهایت، بر توسعة پایدار، اثرگذار باشد. مفهوم پردازی و بهره گیری از رویکردی تحلیلی و نقادانه، نیازمند بازنگری نظام مند[1]، تحلیلی[2] و نقادانه[3] است که بخشی از روش شناسی این نگاشته را پوشش می دهد و موجب دگرنویسی در سبک آن نیز شده است؛ اما پویشی در زیست تجربه های نهادهای بین المللی و برخی از کشورهای پیشرو، جنبة عملی تر بدان بخشیده است. بحث و جمع بندی، بر پایة بنیان های نظری و زیست تجربه ها نگاشته شده است و بر کیفیت، تناسب آموزش، بایسته های مفهومی و رویکردهای نوین آموزش آینده پای می فشارد؛ مفاهیمی که بازتاب آن در سرمایة اجتماعی شهروندان، می تواند مسیر توسعة پایدار را هموار سازد

تبلیغات

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۳